tgindex
‌ ‌ ‌ ‌‌‌ 𝗘𝗥𝗢𝗦

‌ ‌ ‌ ‌‌‌ 𝗘𝗥𝗢𝗦

Статистика
@fallengel13_vminперсидский

دفترچه‌ای پوسیده، قلمی کهنه. Info ( @sinnerj13 ) Maybe talk? t.me/HidenChat_Bot?start=1346091290

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
25
Всего постов
36
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
75
+1 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
15
36 постов
Вовлечённость
20,0%
к подписчикам
Постов в день
3,6
всего 36
Упоминаний
5
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
9
1/48двое суток
10
1/72трое суток
11

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • +نگاهتو از من برندار. _نگاه من همیشه روی توعه. +حتی اگه سالها بگذره؟.. _حتی اگه سالها بگذره.

  • 14 авг.3из moonpianist

    «سوگنـدبـه‌مهتـآبِ‌نگـاهش؛ڪه‌جـزبـراےسمفونےِ‌ݼشمـانِ‌او،نغـمه‌اےنمـےشناسم.»

  • برید پیشش✨️

  • 14 авг.6из mouchiboy

    برم برگردم ۲۰۰ شده باشیم؟:)) مود برد و موزیک تقدیم میکنم

  • نه به اندازه خودت قشنگم:)🤏🏻✨️

  • 13 авг.8из selme5

    ایشون غوغا می‌کنه غوغا

  • 13 авг.2удалён 14 авг.

    без подписи

  • 13 авг.2удалён 14 авг.

    e83e4bf92947083dc43a618d062dfda6.jpg

  • 13 авг.2из ch57fj3gjудалён 14 авг.

    https://t.me/fallengel13_vmin

  • این یکی از قشنگترین نوشته هایی بود که خوندم. خیلی زیبا نوشتی.نوشته‌ت کاملا قلبم رو لمس کرد

  • 13 авг.9из maybebluee

    این یکی از قشنگترین نوشته هایی بود که خوندم. خیلی زیبا نوشتی.نوشته‌ت کاملا قلبم رو لمس کرد

  • без подписи

  • ممنونم جدی)🤏🏻✨️ بغل محکم"

  • 12 авг.10из E_lonaa

    چه تفسیر قشنگی.. قلبمو گرم میکنه وقتی اینقدر قشنگ و عمیق بهش نگاه انداختین) واقعا باعث افتخاره که کسی که قلمش اینقدر خوبه تعریف کنه ازت)) خیلی خیلی ممنونم لطف کردین🤍✨️ ذوق شدم جدی))

  • لطف دارین شما) ممنونم خیلی زیاد🫂✨️

  • 12 авг.11из Tooska_505

    چقدر قشنگ بودش😭 خسته نباشید عالی بوددد

  • مثل قدم زدن توی‌ شهر در اواخر بهار بود؛ حس کردن نسیم خنکی که موهات رو تکون میده درحالی که میدونی تا مدت‌ها دیگه قرار نیست نوازش محبت‌آمیز باد رو حس کنی. بدتر از بغضی که داخل متن حبس شده بود کلماتی بودن که با جملات آرام‌بخششون فریاد می‌کشیدن. حتی نمی‌دونم درست…

  • 12 авг.121из E_lonaa

    مثل قدم زدن توی‌ شهر در اواخر بهار بود؛ حس کردن نسیم خنکی که موهات رو تکون میده درحالی که میدونی تا مدت‌ها دیگه قرار نیست نوازش محبت‌آمیز باد رو حس کنی. بدتر از بغضی که داخل متن حبس شده بود کلماتی بودن که با جملات آرام‌بخششون فریاد می‌کشیدن. حتی نمی‌دونم درست فکر می‌کنم یا نه، اما تپش‌های بی‌قرار قلب نویسنده رو حس می‌کنم، آشفتگی‌ای که با لبخند ترکیب شده و یک شاهکار رو به وجود آورده؛ عمیقاً ستایشش می‌کنم. عالی بود خسته نباشید=)

  • نوجوونایی که بی‌فکر به دردای توی قلبشون به ساحل پناه میبردن.. مکان امنمونو به یاد داری ماه‌ِمن؟ تو ستاره هارو می‌شماردی و من مژه هاتو.. اینقدر قشنگ به اون نورای آسمونی خیره می‌شدی که آرزو می‌کردم کاش ستاره بودم، تا تو بهم چشم بدوزی و با نگاهت روشناییمو هزار برابر کنی. زیادی حسودم مگه نه؟ آخه کی به ستاره ها حسودی می‌کنه.. وقتی بهت گفتم صدای دریا آرامبخشه تو برای اولین بار بوسیدیم و گفتی که صدای من برات از هرچیزی آرامبخش تره.. چقدر ساده و دلنشین بودن این کلمات، مگه نه؟ اونقدر دلنشین که هنوزم که هنوزه قلبمو گرم می‌کنن. بخوام روراست باشم، هنوزم توی اون لحظه غرقم. یادمه بی‌خوابی که به سرت میزد بدون هیچ حرفی فقط راهی پاتوق همیشگیمون می‌شدیم، انگار که از قبل ذهنمون وصل هم شده بود و لازم به بیان چیزی نبود. اینقدر قدم می‌زدیم تا خستگی زانوهامون بهمون غلبه می‌کرد و بلاخره دل به نشستن می‌دادیم، سرتو روی قلبم می‌ذاشتی و ازم می‌خواستی برات حرف بزنم؛ اونقدر برات از قشنگیات می‌گفتم تا به خواب می‌رفتی و آروم ترین دم و بازدمامو انجام می‌دادم تا نفس کشیدنم مزاحم خواب شیرینت نشه. تموم اون لحظه ها مشغول مطالعه صورت ماهت بودم و هر لحظه بیشتر از قبل دلم محتاج وجودت می‌شد. یه وقتا تنهایی میام همین پاتوق قدیمی، رد قدمامونو دنبال می‌کنم و می‌رسم به دریا. ستاره هارو می‌شمارم و عین پیرمردا زیر لب با خودم حرف می‌زنم از تو، از قشنگیای تو.. آره دلبره نازم این پیر دله بی‌جنبه هنوزم دیوونه‌وار عاشقِ وجودتو هرچیزی که ردی از لمس تو توش باشه. این پیرمرد به ظاهر جوون، هنوزم با تو قدم می‌زنه و یاد جوونیش رو مرور میکنه، یاد تنها ساعتی که جوونی رو با تموم وجود حس میکرد وقتی که سر تنها دلبرش روی قلبش بود. -ستاره‌ی‌خاموشِ‌تو، پارک‌جیمین.