مهندسی مالی خاتم
Статистика- Последний пост
- 30 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 137
- 1/48двое суток
- 157
- 1/72трое суток
- 169
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
درباره عملکرد داشتم عملکرد پورتفولیو خودم را بررسی میکردم، گفتم خوب است در موردش بنویسم و در کنارش به موضوع دیگری هم اشاره کنم. من از ابتدای ثبت عملکرد پورتفولیو، درصد تخصیص سهام را 60 درصد در نظر گرفتم و میانگین محقق شده آن هم همین بوده است، در نتیجه نزدیکترین…
درباره عملکرد داشتم عملکرد پورتفولیو خودم را بررسی میکردم، گفتم خوب است در موردش بنویسم و در کنارش به موضوع دیگری هم اشاره کنم. من از ابتدای ثبت عملکرد پورتفولیو، درصد تخصیص سهام را 60 درصد در نظر گرفتم و میانگین محقق شده آن هم همین بوده است، در نتیجه نزدیکترین دیتایی که برای مقایسه دارم صندوقهای سهامی است. من در این پورتفولیو انواع و اقسام استراتژیها را پیاده کردم (علیالاصول ترجیح میدهم با پول خودم استراتژیهای جدید را امتحان کنم) و هنوز هم در حال تغییر است، در نتیجه با عملکرد و مدیریت ایدهآل من فاصله دارد. این مقایسه بهدلایل متفاوتی عادلانه نیست. من آزادی عمل بیشتری در مدیریت پورتفولیو دارم، من صدور و ابطال ندارم، در نتیجه cash drag هم ندارم. ضمن اینکه معمولاً گفته میشود حجم دارایی صندوقها هم بیشتر است، بنابراین عملکردشان قابل مقایسه با یک پورتفولیو کوچک نیست (در نگاه اول شهودی است ولی در پستهای بعدی توضیح میدهم چرا لزوماً اینطور نیست) از طرفی صندوقهای سرمایهگذاری صرفهجویی مقیاس (economies of scale) دارند، تحلیلگر بخشی (sector analyst) دارند، (احتمالاً) اطلاعات نهانی (insider information) دارند، فشار قیمتی (price pressure) دارند و با خریدشان سهم را بالا میبرند (در دورههای مثبت بازار با صدور زدن و معاملات ناشی از ورود پول (flow-induced trading یا همان FIT) این موضوع جدیتر میشود). بنابراین مقایسه بهصورت دوطرفه ناعادلانه است، اما خُب بالاخره آدم باید یک گروه برای مقایسه داشته باشد. برای من فعلاً صندوقهای سرمایهگذاری سهامی است. مقایسه از زمانی که من با جزئیات بیشتری حسابداری پورتفولیو را انجام میدهم یعنی دی 1403 و با استفاده از دادههای هفتگی انجام شده است. این 15 صندوق، بهترین صندوقها از نظر "appraisal ratio" بودند. یعنی چه؟ یعنی بهازای هر واحد انحرافی که از بنچمارک (در اینجا شاخص کل) داشتهاند، بازدهی بیشتری از سایر صندوقها داشتهاند. نکتهای که درباره بررسی عملکرد وجود دارد این است که باید هم سنجههای «بازده» دیده شود و هم سنجههای «بازده تعدیل شده با ریسک». چرا بازده مهم است؟ چون بهقول کلیف اسنس «شما نمیتوانید بازده تعدیل شده با ریسک را بخورید!» (البته حرفش ظرافت زیادی دارد ولی اینجا جاش نیست). بنابراین، من بازده ساده سالانه شده را هم اینجا میآورم. بازده سالانه شده پورتفولیو 73.9 درصد بوده که یک واحد درصد از چهار صندوق اول پایینتر بوده (میانگین 15 صندوق برتر 64.4 درصد) ولی در بازده تعدیل شده با ریسک (آلفا) بسیار بهتر بوده است (36.6 در مقابل 19.6 درصد). معیارهای عملکرد مثل AR، شارپ، سورتینو و ترینر هم با اختلاف قابل توجهی بهتر بوده است. بهطور کلی پورتفولیو، بازده بیشتر اما ریسک کمتری داشته است. آیا عملکرد این صندوقها بد بوده؟ قطعاً نبوده، اتفاقاً اینها بهترین صندوقهای بازار هستند و یک زمانی خودم یونیتهولدر بعضی از اینها بودم. صرفاً از یکجایی به بعد احساس کردم اهداف مالی، کلاسهای دارایی و استراتژیهایی که دوست دارم به آنها اکسپوژر داشته باشم قدری متفاوت است. من نمیدانم مشکل کجاست، شاید سازمان سقفی روی تعداد مجوزهای صندوقهایی که یک مجموعه میتواند داشته باشد گذاشته است. هرچه که هست باعث شده تقریباً تمام شرکتهای مدیریت دارایی، اول بهسراغ تاسیس یک صندوق active core بروند و بهکل استایل فاندها و صندوقهای استراتژیمحور را فراموش کنند. صندوق active core هم قرار است همه را راضی نگه دارد. صندوقی که همه را بخواهد راضی نگهدارد، صرفاً ابزاریست که دست آخر بهشما بتا میدهد، با هزینه متنوعسازی (diversification) کمتر. یعنی بعید است بهطور مستمر از آن آلفای خالص (net alpha) بگیرید. (آلفا نهایتاً خرج کارمزد صندوق را میدهد). با همین منطق از سال گذشته مجدداً بهصورت فعال سرمایهگذاری میکنم. (قطعاً این پیشنهاد را به همه نمیتوان داد) @oracleofomaha30
درباره بازده مازاد (نخوانید آلفا) همیشه وقتی صحبت از عدم مهارت مدیران سرمایهگذاری میشود، همه خیلی سراسیمه یک مثال استثنا میآورند که «منظورت چیست، بازدهی فُلان صندوق که بیشتر از شاخص بوده!» یا اگر خودشان مدیر دارایی باشند صندوق خودشان را مثال میزنند. ببینید،…
درباره بازده مازاد (نخوانید آلفا) همیشه وقتی صحبت از عدم مهارت مدیران سرمایهگذاری میشود، همه خیلی سراسیمه یک مثال استثنا میآورند که «منظورت چیست، بازدهی فُلان صندوق که بیشتر از شاخص بوده!» یا اگر خودشان مدیر دارایی باشند صندوق خودشان را مثال میزنند. ببینید، مهارت سرمایهگذاری را با بازدهی نمیسنجند، با آلفا میسنجند. حتی با آلفا هم نمیسنجند، با آمارهیِ t آلفا میسنجند! (این یکی از معیارهاست) رسم است که فعالان بازار به بازده سبد یا صندوق منهای بازده شاخص، میگویند «آلفا». یاد یکی از اساتید افتادم که در جلسه دفاع یکی از دانشجویان گفت «اگر تو اسم این را میگذاری تز، من روزی دو تا تز مینویسم!» حالا هم اگر اسم بازده مازاد (excess return) را میگذارید آلفا، من هر هفته آلفا میسازم! بازده مازاد، ریسک را در نظر نمیگیرد. مثلاً یک سبد دارایی که با اعتبار، سهم خریده (مثل یک صندوق اهرمی) یا مثلاً روی سهام با بتای بالا لود کرده است، میتواند بازده مازاد بیشتری از شاخص داشته باشد، اما ریسک بیشتری هم دارد. آلفا این ریسک را در نظر میگیرد. حالا آلفا هم میتواند شانسی باشد، در نتیجه آن را با انحرافاتی که داشته تعدیل میکنیم، این میشود آماره t آلفا. حالا این آماره t آلفا هم در طول زمان تغییر میکند و میتواند در دوره اندازهگیری خوب باشد و مثلاً دو سال بعد دیگر خوب نباشد (باز هم رفرنس میدهم به نقل قول 64 سالهیِ ویلیام برنستین!) این تصویر، توزیع آماره t آلفای 37 صندوق سهامی قابل معامله (ETF) است که در سه سال منتهی به امروز، داده کافی برای بررسی داشتهاند. 49 درصد منفی و 51 درصد مثبت. توزیع تقریباً flat است، یعنی دُمهای کوچکتری نسبت به توزیع نرمال دارد (یعنی احتمال سوپراستار یا سوپربَد کمتر از نرمال است). میانگین و میانه نزدیک به هم و حدود صفر است (یعنی آلفا صفر است). بازه با بیشترین تکرار (8 صندوق) هم بین منفی 0.6 تا منفی 0.27 است. در بالاترین بازه، سه تا صندوق آماره t بین 1.4 تا 1.7 داشتهاند. دقت کنید، هنوز به آستانه حدود 1.96 که تقریباً میتواند نشاندهنده مهارت باشد نزدیک نشدهایم. یعنی از نظر آماری، در صندوقهای خوب مهارت نمیبینیم، در صندوقهای بد هم عدم مهارت نمیبینیم. نکته اصلی اما این نیست. نکته اینجاست که حتی اگر صندوقهایی باشند که عملکرد خوبی داشته باشند (که خودش شرط بزرگی است)، احتمال آنکه سرمایهگذار بتواند آنها را پیدا کند زیاد نیست. یعنی بههمان اندازه که احتمال دارد صندوق خوب را پیدا کند، بههمان اندازه دست روی صندوق بدی میگذارد. #اندازهگیری_عملکرد @oracleofomaha30
خلاصه نشست ۴ ساعته لیانگ ونفنگ (Liang Wenfeng)بنیانگذار و مدیر عامل شرکت هوش مصنوعی چینی دیپ سیک DeepSeek: ۱. زیستبوم (اکوسیستم) انویدیا ظرف یک سال آینده از رده خارج میشود. کارتهای هوآوی تا یک سال دیگر کاملاً میتوانند جایگزین انویدیا شوند و حتی اگر دو برابر هم گرانتر باشند، مهم نیست. ۲. هر کس به فکر سودهای بادآورده و کلان از AI باشد زمین میخورد. کسانی که سهم کمتری میخواهند حتماً کسانی را که سهم بیشتری میخواهند شکست خواهند داد؛ OpenAI هم دقیقاً به خاطر انحصارطلبی مورد هجوم بقیه قرار گرفت. ۳. «تکینی» (Singularity) یک انفجار آنی نیست، بلکه پروسهای طولانی و شبیه به پدیده «قورباغه پخته» است. ترتیب مراحل هم نباید به هم بخورد: اول حل مسئله یادگیری مداوم، بعد خود-تکراری (تکامل خودکار) و در نهایت رباتیک. ۴. مسیر فناوری AI به این صورت است: مدل زبانی ← زنجیره اندیشه (CoT) ← عامل هوشمند (Agent) ← یادگیری مداوم ← تکینی هوشمند (خود-تکراری) ← هوش تجسمیافته. در حال حاضر در منتصف مسیر Agent هستیم و یادگیری مداوم گام بعدی است که حتماً باید از آن عبور کرد تا بتوان وارد مرحله تکینی شد که در آن AI خودش خودش را ارتقا میدهد. ۵. خویشتنداری استراتژی اصلی ماست؛ مبارزه برای جذب کاربران عمومی (C-End) را داوطلبانه کنار میگذاریم و دنبال ساخت SuperApp نیستیم. تجاریسازی کوتاهمدت فقط یک خط امنیتی پشتیبان است و تمام منابع اصلی روی AGI تمرکز دارد. ۶. فاصله AI چین و آمریکا فقط یک سال است، با این تفاوت که داخل چین تنها از یکبیستام (۱/۲۰) توان پردازشی آنها استفاده شده است. از نظر نیروی انسانی و نخبگان هیچ کمبودی نداریم و تنها مشکلمان همین کارتهای پردازشی (GPU) است. ۷. نیمی از پژوهشگران ارشد شرکت در حال برچسبگذاری دادهها (Data Labeling) هستند؛ این مهمترین کار در مرحله فعلی است. گلوگاه دادههای باکیفیت پول نیست، بلکه زمان است. ۸. در بدترین حالت، حتی اگر توسعه فناوری کاملاً متوقف شود، فروش API به تنهایی برای چرخاندن یک شرکت سهامی عام کافی است؛ بنابراین هیچ نگرانی برای تجاریسازی وجود ندارد. ۹. بدون اضافه کاری، بدون KPI (شاخص کلیدی عملکرد) و بدون ساختار سازمانی صلب؛ همه چیز با «چشمانداز مشترک» پیش میرود. پژوهش نیازمند آرامش و انعطاف است و فشار آوردن زیاد نتیجه عکس میدهد. ۱۰. مشکل ظرفیت تولید تراشههای داخلی امسال، سال آینده و سال بعد از آن چالشبرانگیز خواهد بود، اما ظرف پنج سال آینده قطعا حل میشود. ۱۱. وجود دهها شرکت توسعهدهنده مدلهای پایه در چین بسیار زیاد است. در نهایت فقط ۳ یا ۴ شرکت باقی میمانند و هیچکس هم نباید انتظار سودهای کلان داشته باشد. ۱۲. تولید ویدیو، مدلهای ۳D و مدلهای جهان (World Models) ربطی به سقف هوشمندی ندارند و صرفاً تبلیغات تجاری هستند؛ ما قطعا وارد این حوزهها نمیشویم. ۱۳. اگر سهام و حق تقدم کارکنان (Stock Options) به اندازه کافی باشد و تیم پایدار بماند، رسیدن به AGI حتمی است. باقی مسائل فرعی هستند و در نهایت یک یا دو سال کار را عقب میاندازند. ۱۴. رقابت نهایی AI چین در نهایت سر «ارزان بودن سیستماتیک» است؛ درست مثل صنایع تولیدی، مزیت هزینهای یک امر ساختاری است. ۱۵. اگر یادگیری مداوم زودتر محقق شود، دستیابی به هوش عمومی بسیار ساده خواهد شد؛ چرا که اجازه میدهیم AI خودش به پژوهشهای خودش کمک کند. https://x.com/i/status/2080174723963781304 @BetweenDichotomies
دوستان گرامی سلام گروه مهندسی صنایع دانشگاه خاتم در پیامرسان بله راهاندازی شده است. در صورت تمایل میتوانید در این گروه عضو شده و از آخرین اخبار دورهها، کارگاهها، رویدادهای آموزشی، فرصتهای استخدامی و پژوهشی و سایر محتوای تخصصی و کاربردی مهندسی صنایع و مدیریت بهرهمند شوید. شناسه گروه: https://ble.ir/iekhatamuniversity با سپاس از همراهی همه عزیزان گروه مهندسی صنایع دانشگاه خاتم
دوره تخصصی «معرفی کارکردهای ابزارهای نوین تأمین مالی زنجیره تولید» اندیشکده پول و ارز با همکاری مؤسسه توسعه و تحقیقات اقتصادی دانشگاه تهران برگزار میکند. 👤 مدرسان: ➖ اسماعیل محمدجانی، مدیر اداره تأمین مالی زنجیره تولید بانک مرکزی ➖ دکتر جواد دریابی، رئیس دایره رصد و پایش اداره تأمین مالی زنجیره تولید بانک مرکزی ➖ ناصر ملکیان، رئیس دایره الگوریتم اداره تأمین مالی زنجیره تولید بانک مرکزی ➖ دکتر مرضیه اسفندیاری، محقق اداره تأمین مالی زنجیره تولید بانک مرکزی 🔸 سرفصلهای دوره: ➖ اهمیت و الزامات توسعه ابزارهای تأمین مالی زنجیره تولید از منظر سیاستگذار پولی ➖ اوراق گام و کارکردهای آن ➖ برات الکترونیکی و کارکردهای آن ➖ کارت رفاهی متصل به اوراق گام ➖ فاکتورینگ و کشاورزی قراردادی 🔸 ویژگیهای دوره: ➖ ۸ ساعت آموزش تخصصی ➖ اعطای گواهینامه معتبر از دانشگاه تهران ➖ برگزاری بهصورت حضوری و آنلاین 🗓 زمان برگزاری: ۲۸ مرداد و ۴ شهریور ۱۴۰۵ ⏰ روزهای چهارشنبه|ساعت ۱۴:۰۰ تا ۱۸:۰۰ 📍 محل برگزاری: دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران ثبتنام و کسب اطلاعات بیشتر: ☎️ ۰۲۱-۵۲۴۰۵۰۰۰ (داخلی ۳۰۳) 💬 تلگرام و بله: @Andishkadeh_1403
⚜ دانلود کتاب ادغام، تملک و اصلاح ساختار (به همراه مثال های شرکت های ایرانی) 📗این کتاب حاصل تلاش آقای علیرضا شامخی و محمدحسین کبیریان است. ویراستار : دکتر عبده تبریزی، جسور اسماعیلی فرد در نگارش آن کوشیدهایم ضمن ارائه چارچوب نظری منسجم و کاربردی، با طرح موردکاویهای متعدد، تجربههای شرکتهای ایرانی را در این حوزه مرور کنیم و پیوندی میان دانش عمومی ادغام و تملک و بستر منحصربهفرد اقتصادی و حقوقی بنگاهداری در ایران برقرار سازیم. 🔰 کتاب در نه فصل تنظیم شده و با پرداختن به مباحثی همچون مفاهیم بنیادین ادغام و تملک، سرمایهگذاری در شرکتهای آسیبدیده، ریزکاوی و ابزارهای آن، مروری بر ارزشگذاری و ملاحظات کلیدی، کنترل و جنبههای مرتبط با آن، بازیگران ادغام و تملک در ایران، اصلاح ساختار و نیز موردکاویهای تکمیلی، چارچوبی برای مواجهه با مسائل این حوزه ارائه میکند. #ارزشگذاری #ادغام_و_تملیک 📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗 @CFnVC جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری
کتاب ادغام و تملک و اصلاح ساختار، مروری بر تجربیات شرکتهای ایرانی تألیف علیرضا شامخی و محمدحسین کبیریان به ویراستاری دکتر عبده تبریزی قابل دانلود در کانال تلگرام دکتر عبده این کتاب برای اولین بار حدود ۸۰ کیس ایرانی مربوط به ادغام و تملک را به صورت خلاصه در یک جا جمعآوری کرده است. https://t.me/HosseinAbdohTabrizi/1703
فدراسیون جهانی بورسها شاخص سختگیری پذیرش شرکتها را معرفی کرد لندن – ۴ فوریه ۲۰۲۶ فدراسیون جهانی بورسها (World Federation of Exchanges – WFE)، نهاد صنفی جهانی بورسها و اتاقهای پایاپای مرکزی (CCPs)، از انتشار گزارشی خبر داد که در آن شاخص سختگیری پذیرش شرکتها (Listing Stringency Index – LSI) معرفی شده است. این شاخص یک چارچوب استاندارد برای مقایسه میزان سختگیری مقررات پذیرش در بازارهای مختلف فراهم میکند و به سیاستگذاران و فعالان بازار امکان تصمیمگیری آگاهانهتر میدهد. معرفی شاخص LSI شاخص LSI یک معیار ترکیبی منحصربهفرد و مبتنی بر نظرسنجی است که با استفاده از دادههای اعضای WFE طراحی شده و الزامات پذیرش عرضههای اولیه سهام (IPO) را در بورسهای مختلف کمیسازی و مقایسه میکند. این شاخص، الزامات پذیرش را در ۹ بُعد نظارتی بررسی کرده و تفاوتهای میان حوزههای قضایی و همچنین جهت تغییرات مقرراتی (سختگیرانهتر یا سهلگیرانهتر شدن) را نشان میدهد؛ بهویژه تغییراتی که در واکنش به تحولات محیطزیستی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG) و سیاستهای تسهیل دسترسی شرکتهای کوچک و متوسط (SMEs) به بازار سرمایه اعمال شدهاند. توسعهدهندگان شاخص شاخص LSI توسط دکتر اسحاق دمیر، دکتر عرفان غفرانی و دکتر یینگ لیو، اقتصاددانان فدراسیون جهانی بورسها، طراحی و تحلیل شده است. یافتههای کلیدی این پژوهش به شرح زیر است: میانگین امتیاز LSI در کل بورسها ۵۸٫۶۷ است و دامنه امتیازات از ۳۳٫۳۳ تا ۸۸٫۸۹ متغیر است؛ بهطوری که امتیاز بالاتر نشاندهنده سختگیری بیشتر در مقررات پذیرش IPO است. این امر نشان میدهد اغلب بورسها از چارچوبهای نظارتی با سختگیری متوسط و نسبتاً جامع استفاده میکنند. کارمزدهای IPO (۹۲٫۵٪) و الزامات افشا (۸۱٫۲۵٪) رایجترین ابعاد اعمالشده هستند، در حالی که معیارهای مالی (۳۱٫۲۵٪) و حقوق رأی (۲۵٪) کمترین میزان کاربرد را دارند؛ موضوعی که بیانگر تمایل بازارها به انعطافپذیری برای ناشران در مراحل اولیه رشد است. بورسهای واقع در اقتصادهای پیشرفته معمولاً در حوزه حاکمیت شرکتی و مجوزهای نظارتی امتیاز بالاتری دارند، در حالی که بازارهای نوظهور و اقتصادهای در حال توسعه بیشتر بر معیارهای عملیاتی یا مشوقهای مالیاتی برای جذب پذیرشها تمرکز میکنند. طی ۱۵ سال گذشته، ۲۰ بورس مقررات خود را سختگیرانهتر کردهاند، بهویژه در حوزه افشای ESG و حاکمیت شرکتی؛ در مقابل، ۷ بورس با کاهش حداقل قیمت سهم یا میزان سهام شناور آزاد، مقررات پذیرش را تسهیل کردهاند. رابطه سختگیری پذیرش و فعالیت عرضه اولیه تحلیل مقطعی بورسها نشان میدهد که: سختگیری بیشتر در مقررات پذیرش معمولاً منجر به جذب عرضههای اولیه بزرگتر میشود، زیرا تنها شرکتهای بزرگتر و بالغتر قادر به رعایت این الزامات هستند؛ با این حال، این سختگیری تأثیر معناداری بر تعداد IPOها ندارد. به بیان دیگر، مقررات سختگیرانه تعیین میکند چه نوع شرکتهایی وارد بازار شوند، نه اینکه چند شرکت وارد بازار شوند. در مقابل، تسهیل مقررات پذیرش باعث افزایش همزمان مشارکت در IPO و اندازه عرضهها میشود. این یافته نشان میدهد کاهش موانع نظارتی، مانند حداقل قیمت سهم یا میزان سهام شناور، میتواند دسترسی به بازار سرمایه را گسترش داده و عمق تأمین مالی را افزایش دهد. اظهارنظر مدیرعامل WFE ناندینی سوکومار، مدیرعامل فدراسیون جهانی بورسها، در اینباره گفت: «شاخص LSI امکان مقایسه و بنچمارکگذاری را فراهم میکند و از گفتوگوی سیاستی آگاهانه با هدف افزایش شمولپذیری حمایت میکند. این شاخص به ذینفعان اجازه میدهد بررسی کنند که حوزههای قضایی مختلف چگونه میان دسترسی به بازار و حفاظت از سرمایهگذاران توازن برقرار میکنند و به درک بهتر تکامل چارچوبهای نظارتی در واکنش به روندهای جهانی کمک میکند.» https://t.me/homauondarabi/16038 @hkhezli
پرپلکسیتی بهترین انتخاب برای زمانی است که به دنبال «جواب قطعی» هستید. برخلاف سایر مدلها که ممکن است بر اساس احتمالات پاسخهای مبهم یا نادرست (Hallucination) بدهند، پرپلکسیتی پاسخهایش را مستند میکند. این ویژگی باعث میشود برای ساخت گزارشهای حساس که در آنها صحت اطلاعات حیاتی است، بیرقیب باشد.
💠 مجوز انتشار اولین «اوراق قابل بازخرید قبل از سررسید» صادر شد 🔻 مرتضی چشان رییس اداره نظارت بر انتشار و ثبت اوراق بهادار بدهی سازمان بورس و اوراق بهادار با اشاره به اصلاح ماده ۱۴ دستورالعمل انتشار اوراق مرابحه، از انتشار اولین «اوراق مرابحه قابل بازخرید قبل از سررسید» برای تامین مالی شرکت کارخانجات تولیدی شیشه دارویی رازی خبر داد و گفت: 🔺«با توجه به اصلاح دستورالعمل انتشار اوراق مرابحه، بانی میتواند همه اوراق مرابحه منتشر شده بلندمدت خود را قبل از سررسید از دارندگان اوراق بازخرید کند، منوط بر اینکه جزییات بازخرید اوراق قبل از سررسید از جمله زمان، قیمت بازخرید و سایر شرایط آن از پیش تعیین شده و در مدارک و مستندات درخواست انتشار اوراق از جمله بیانیه ثبت و قراردادهای مبنای انتشار اوراق به صورت شرط ضمن عقد درج شود.» 🔺«تا پیش از این، بانی بر اساس ماده ۱۴ دستورالعمل پیش گفته، مشابه سایر خریداران صرفاً امکان خرید اوراق مرابحه منتشر شده خود را منوط به وجود سفارش فروش در سمت عرضه، از بازارثانویه و براساس قیمت بازار داشته است، با اضافه شدن ماده ۱۴ جدید و جایگزین شدن ماده ۱۴ قبلی به عنوان تبصره ماده ۱۴، علاوه بر تداوم امکان خرید اوراق توسط بانی از بازار ثانویه، بانی میتواند بر اساس شرایط پیش گفته اقدام به بازخرید کل اوراق منتشر شده به قیمت توافقی از پیش تعیین شده، کرده و دارندگان اوراق در صورت توافق اولیه در مدارک و مستندات انتشار اوراق موظف به فروش اوراق مرابحه منتشر شده قبل از سررسید به بانی هستند.» 🔺«انتشار اوراق قابل بازخرید قبل از سررسید، امکان تامین مالی برای سررسیدهای مختلف کوتاه مدت و بلند مدت در قالب یک اوراق را (با توجه به امکان تسویه در مواعد پرداخت سودهای دورهای یا سالانه) به بانی اعطا میکند.» 🔵«اولین مجوز اوراق مرابحه قابل بازخرید برای تامین مالی شرکت کارخانجات تولیدی شیشه دارویی رازی(کرازی) با عمر ۳ ساله، نرخ اسمی ۲۶ درصد و با نرخ بازخرید هر ورقه ۱.۰۰۵.۰۰۰ ریال و امکان بازخرید ۶ ماه قبل از سررسید جهت خرید ماشین آلات، تجهیزات، تاسیسات طرح افزایش ظرفیت تولید محصولات صادر شده است.» 🔺«در تامین مالی شرکت «کرازی»، تغییر قیمت اسمی بازخرید به ازای هر سال فاصله تا سررسید، یک درصد در نظر گرفته شده است، باتوجه به اینکه بازخرید اوراق شرکت کرازی در پایان ۲ و نیم سال از عمر ۳ ساله اوراق و در حقیقت ۶ ماه قبل از سرررسید اوراق است، هزینه تامین مالی سال آخر با در نظر گرفتن نرخ بازخرید، ۱۲.۵ درصد کاهش خواهد داشت که این نرخ کاهش حدود ۵۰ درصدی را در نرخ تامین مالی سال آخر، نسبت به اوراقی که از قابلیت بازخرید برخوردار نیست، برای بانی به همراه خواهد داشت.» Sena.ir/news/93237 @Sena_News
چرا ادغام و تملک مورد توجه شرکتهای تأمین سرمایۀ ایرانی نیست؟ یادداشتی از: دکتر علیرضا شامخی ادغام و تملک (Mergers & Acquisitions) بهطور رسمی یکی از خدمات قابل ارائه توسط شرکتهای تأمین سرمایه در ایران است. با این حال، در عمل مشاهده میشود که فعالیت این شرکتها در حوزه M&A بسیار محدود و پراکنده است. دلایل احتمالی این مسئله چیست؟ ۱. رکود اقتصادی و شکل نگرفتن بازار واقعی M&A در ایران نخستین مانع، نبود بازاری فعال و پویا برای ادغام و تملک در اقتصاد ایران است. رکود مزمن اقتصادی، تورم بالا، تحریمهای بینالمللی و نوسانات شدید نرخ ارز، فضای سرمایهگذاری را بهشدت نامطمئن کرده است. در چنین شرایطی، ارزشگذاری شرکتها، بهویژه شرکتهای غیربورسی یا زیانده، بهشدت دشوار و محل اختلاف است و سرمایهگذاران خصوصی تمایل چندانی به ورود به بنگاههای ورشکسته و بحرانزده به امید کسب بازدهی از مسیر اصلاح ساختار ندارند. از سوی دیگر، بخش قابلتوجهی از پروندههای بالقوه M&A در ایران به واگذاریهای دولتی و خصوصیسازیها بازمیگردد. تجربههای پرحاشیۀ گذشته (مانند پروندههای هفتتپه یا ماشینسازی تبریز) فضای روانی سنگینی ایجاد کرده است. مدیران تأمین سرمایه و سرمایهگذاران ترجیح میدهند بهکلی از پروژههایی که ممکن است در آینده تبعات حقوقی یا امنیتی داشته باشند، فاصله بگیرند. ۲. فاصله میان تخصص تحلیلگران و ماهیت واقعی M&A شرکتهایی که در معرض ادغام و تملک قرار میگیرند، غالباً شرکتهای آسیبدیده با مشکلات عمیق مالی، حقوقی و عملیاتی هستند. علاوه بر این، بسیاری از شرکتهای بالقوه برای M&A در ایران غیربورسیاند و صورتهای مالی منظم، حسابرسیشده و قابل اتکا ندارند. این در حالی است که: - تحلیلگران تأمین سرمایه عمدتاً برای کار با شرکتهای بورسی و دادههای استاندارد (مانند اطلاعات کدال) آموزش دیدهاند. - در چنین شرایطی نیاز به بررسی عمیق و فراتر از تحلیل مالی متعارف است؛ بررسیهایی که شامل حسابرسی عملیاتی، شناسایی ریسکهای حقوقی، تحلیل صنعت و حتی ارزیابی کیفیت مدیریت میشود. بهعبارت دیگر، این نوع پروژهها نیازمند تیمهای چندرشتهای متشکل از حقوقدان، حسابرس عملیاتی و متخصص صنعت هستند، نه صرفاً تحلیلگر مالی با مدارک حرفهای بورسی. اکثر شرکتهای تأمین سرمایه در ایران فاقد چنین ساختار و تیمهایی هستند و طبیعتاً از ورود به این حوزه اجتناب میکنند. ۳. ماهیت غیرکارشناسی بسیاری از مسائل کلیدی M&A در ایران بخش مهمی از مشکلات شرکتهای هدف، اساساً در سطح کارشناسی قابل حل نیست. برای مثال: - بدهیهای کلان بانکی، مالیاتی یا بیمهای - اختلافات حقوقی با نهادهای دولتی - نیاز به اخذ مهلت، تخفیف و اصلاح ساختار بدهیها حلوفصل این مسائل، بیش از آنکه به مدلسازی مالی و تحلیل اکسل وابسته باشد، نیازمند مذاکره در سطوح بالا، قدرت چانهزنی و ارتباطات نهادی است. در شرایط فعلی، مدیران ارشد شرکتهای تأمین سرمایه تمرکز خود را بر فعالیتهای روتین و کمریسک گذاشتهاند و کمتر وارد فرآیندهای پیچیده و فرسایشی میشوند که نیازمند حضور مستمر مدیریتی و حتی لابی نهادی است. ۴. ساختار درآمدی تأمین سرمایهها و نبود انگیزه اقتصادی ساختار درآمدی شرکتهای تأمین سرمایه نیز نقش مهمی در این بیمیلی دارد. زمانی که بازارگردانی، تعهد پذیرهنویسی، عرضههای اولیه یا خدمات مشابه میتوانند با پیچیدگی کمتر و ریسک محدود، درآمدهای قابلتوجهی ایجاد کنند، ورود به پروژههای M&A که بسیار زمانبر، پرریسک و با احتمال شکست بالا هستند، از نظر اقتصادی جذابیت خود را از دست میدهد. در عمل، ممکن است یک پروژه M&A پس از ماهها یا حتی بیش از یک سال مذاکره به نتیجه نرسد و هیچ کارمزدی نصیب شرکت تأمین سرمایه نکند. ۵. نبود خریداران حرفهای و فعال در بازار ادغام و تملک زمانی معنا و پویایی پیدا میکند که خریداران حرفهای در بازار حضور داشته باشند؛ خریدارانی که یا به دنبال همافزایی عملیاتی هستند یا سرمایهگذاران مالی صبور با چشمانداز اصلاح ساختار و خروج در آینده؛ در ایران: - سرمایهگذاران نهادی صبور کمتعدادند. - صندوقها اغلب کوتاهمدت و بازارمحور هستند. - بازیگران اصلی نیز عموماً دولتیاند یا با محدودیتهای سیاسی و نظارتی مواجهاند. در غیاب چنین خریدارانی، بازار M&A عملاً بیرمق میشود و شرکتهای تأمین سرمایه نیز انگیزهای برای توسعه این خدمت ندارند. یادداشت های مالی @finnota
به اطلاع دانشجویان و فارغالتحصیلان محترم میرسد، دوره کارورزی گروه انرژی پاسارگاد، ویژه زمستان ۱۴۰۴، با ظرفیت محدود در حال پذیرش متقاضیان است. علاقهمندان میتوانند با مراجعه به وبسایت careers.pedc.ir یا اسکن QR Code درجشده در پوستر، نسبت به ثبتنام و تکمیل دقیق فرم اطلاعات اقدام نمایند. لینک پرسشنامه: https://survey.porsline.ir/s/2qsV9XUF 🔹 بدیهی است بررسی و پذیرش متقاضیان صرفاً بر اساس اطلاعات ثبتشده انجام خواهد شد؛ لذا تأکید میشود فرم ثبتنام با دقت و بهصورت کامل تکمیل گردد. ⏰ مهلت ثبتنام: ۱۲ دیماه ۱۴۰۴ برای اطلاعات بیشتر با شماره تماس ۸۹۱۷۴۱۱۹ تماس حاصل فرمایید. باسپاس امور پژوهش دانشگاه خاتم
🔗 تمپلیت مدل مالی استارتاپهای B2B 💡 این فایل مدل مالی به شکل تخصصی تمرکزش بر مدلسازی مالی علیالخصوص فروش استارتاپهای SaaS B2B با تمرکز بر فروش سازمانی هست، به طوری که در اون سه ماهیت اصلی استارتاپهای B2B یعنی : 1- چرخه فروش طولانی مدت 2- هزینههای تیم فروش داخلی و 3- نرخ ریزش مشتریان (Churn Rate) به خوبی لحاظ شده. 🔻 راهنمای استفاده از مدل: - دادههای مرتبط و فرضیات در سلولهای زرد رنگ وارد کنید. - تنظیمات ترمهای پرداخت، تارگت فروش و نرخ ریزش (Churn Rate) در شیت مخصوص وارد کنید. - اطلاعات مربوط به مشتریان فعلی (existing customers) در صورت وجود در شیت آن وارد کنید. - با وارد کردن این اطلاعات به طور فرموله شده به جزئیات محاسباتی فایل مالی دسترسی خواهید داشت. 📌 برای دسترسی به سایر مدلهای مالی هم از این طریق در کانال میتونید جستوجو داشته باشید: #financialmodel #مدلمالی @investingfund
“Higher-order beliefs—beliefs about others’ beliefs—are important in many models in economics and finance.” توضیح: در بازارهای مالی، فقط مهم نیست که «شما» درباره قیمت یک سهم چه فکر میکنید (باور مرتبه اول). بلکه مهمتر این است که «شما فکر میکنید دیگران چه فکری میکنند» (باور مرتبه دوم یا بالاتر). این پاراگراف میگوید این نوع نگاه چندلایه، در مدلهای اقتصادی بسیار حیاتی است.
جدول ۱۸ نوع نرخ ارز در ایران
توکن سازی نیروگاه برق خورشیدی
ادغام و تملک: قمار پرریسک یا قابلیت سازمانی پایدار؟ یادداشتی از: دکتر علیرضا شامخی تا دو دهه پیش، موفقیت در فرآیند ادغام و تملک (M&A) بیشتر به قماری پرریسک شباهت داشت. آمارهای دهه ۱۹۹۰ میلادی نشان میداد که تنها حدود ۳۰ درصد از معاملات به اهداف تعیینشده دست مییافتند. اما امروز تصویر متفاوتی پیش روی ماست؛ نرخ موفقیت در سالهای اخیر به بیش از ۶۰ درصد رسیده است. این جهش چشمگیر، حاصل تغییری بنیادین در رویکرد سازمانهاست: گذر از اتکا به شانس و شهود فردی، به سمت فرآیندهای علمی، تکرارپذیر و دادهمحور. یکی از مهمترین تحولات در این مسیر، حرفهایسازی فرآیند «ریزکاوی» (Due Diligence) است. امروزه در ریزکاوی، دیگر تنها به بررسی دفاتر مالی و حقوقی بسنده نمیشود؛ بلکه تمرکز بر «ریزکاوی راهبردی و عملیاتی» است. هدف از این رویکرد جدید، سنجش دقیق تطابق معامله با اهداف بلندمدت و مسیر رشد شرکت، و همچنین ارزیابی واقعبینانه ظرفیتها برای تحقق همافزاییها و مزایای پیشبینیشده است. همزمان با ریزکاوی، برنامهریزی برای یکپارچهسازی ساختاری، فرآیندی و فرهنگی نیز از همان آغاز مذاکرات طراحی میشود تا عملیات پس از تملک، بدون وقفه و شکاف اجرا شود. پیچیدگی فرآیندهای ادغام و تملک باعث شده تا تیمهای تخصصی در ساختار سازمانی شرکتها شکل بگیرند. ایجاد تیمهای ثابت و متمرکز بر جستوجو، ارزیابی و اجرای معاملات، M&A را از یک رویداد موردی و مقطعی به یک قابلیت سازمانی دائمی تبدیل کرده است. در کنار تکامل فرآیندها، نگرش مدیران نیز دستخوش تغییر شده است. آنان به مرور زمان دریافتهاند که ناکامی در همسوسازی فرهنگها و عدم توانایی در حفظ نیروهای کلیدی، از دلایل اصلی شکست پروژههاست. از همین رو، برندگان حوزه M&A سرمایهگذاری ویژهای بر مدیریت فرهنگ سازمانی و حفظ استعدادها دارند. این تحولات تنها محدود به شرکتهای خارجی نیست. در کتاب جدیدمان با عنوان «ادغام، تملک و اصلاح ساختار»، کوشیدهایم این رویکرد علمی را با مطالعات موردی (Case Studies) ایرانی پیوند دهیم. ویژگیهای برجسته کتاب عبارتاند از: بررسی تجربههای واقعی شرکتهای ایرانی در حوزه ادغام و تملک؛ تمرکز ویژه بر عمقبخشی به فرآیند ریزکاوی (اعم از استراتژیک و عملیاتی)؛ واکاوی برنامهریزی پس از تملک و چالشهای یکپارچهسازی در بستر فرهنگ و ساختار بومی؛ استخراج الگوهای عملی از تجارب موفق و ناموفق داخلی به عنوان راهنمایی برای مدیران و سرمایهگذاران. هدف نهایی کتاب این است که مدیران ایرانی، بتوانند با بهرهگیری از دانش بومی و درسهای بازار داخلی، مقوله ادغام و تملک را از اقدامی پرخطر به مسیری برای رشد پایدار و قابل تکرار تبدیل کنند. منبع برای مطالعه بیشتر: https://www.bain.com/insights/how-companies-got-so-good-at-m-and-a/ یادداشت های مالی @finnota
🎯 ششمین ایونت کوانتسیرکل 📅 چهارشنبه، ۱۲ آذر ماه 🕓 ساعت ۵ تا ۷:۳۰ عصر 📍 سالن جلسات تأمین سرمایه لوتوس 🎓 موضوع ارائه این ایونت: تجربهٔ پیادهسازی زیرساخت الگوتریدینگ در بازار ایران — چالشها، فرصتها و مدلهای پربازده 🚀 مهمان ویژه این ایونت: محمدجواد خسروآبادی معاون پشتیبانی بانکداری هوشمند بانک اقتصاد نوین با ۱۰ سال تجربه در توسعه زیرساختهای بانکی و معاملاتی ایشان در این ایونت دربارهٔ تجربههای عملی خود در مدلسازی، طراحی و توسعهٔ زیرساختهای معاملاتی و الگوتریدینگ در بازار ایران صحبت خواهند کرد. 🔹 بخش اول: ارائهٔ تخصصی دربارهٔ معماری و نیازمندیهای زیرساخت الگوتریدینگ در ایران، چالشهای عملی، محدودیتهای دادهای و تجربههای واقعی از پروژههای پیادهسازی. 🔹 بخش دوم: گفتوگوی تعاملی ۴۵ دقیقهای دربارهٔ ابزارها، فرصتها، خطاهای رایج، و مدلها و استراتژیهایی که در بازار ایران بازدهی بالاتری داشتهاند. ✨ بخش پایانی: سشن ۴۵ دقیقهای نتورکینگ برای آشنایی، تبادل تجربه و ایجاد همکاریهای جدید بین فعالان حوزههای کوانت، فایننس، معاملهگری سیستماتیک و تکنولوژی. 👤 ثبتنام: از طریق آیدی تلگرام 👉 @M_D93D