tgindex
معلّق با تشدید

معلّق با تشدید

Статистика
@flyshitsonlyМузыкаперсидский

http://t.me/HidenChat_Bot?start=690071194 .در تلاش برای شکیبایی و نرم‌خویی. .رستگاری در کمپ.

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Музыка (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 829
−1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 931
22 постов
Вовлечённость
105,6%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 22
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
489
1/48двое суток
560
1/72трое суток
604

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 14 авг.5371092

    دستور نرمالش برای بیماری که یبوست داره همینقدره. این یبوست نداشت، فقط یکی دوساعت انگار شکمش کار نکرده بود:)))

  • 14 авг.5521288

    دیشب شیفت بودم، یدونه‌ از این پیرزن‌ مهربونا که همش قربون صدقه‌ی آدم میرن، مریضم بود. همون اول شیفت گفت گوشتو بیار، بردم جلو، به لری گفت شکمم کار نمیکنه، یه‌دونه ویتامین‌سی هم بهم داد:)) پروندشو نگاه‌کردم، نوشته بود شربت‌MoM 3cc. من فکر کردم نوشته 30cc. تا ۴ صبح انقدر رید، آریتمی شد:))))

  • 11 авг.9121142

    صبح که داشتم میومدم سر کار، دیرم شده‌بود، دلم گرفته‌ بود، خوابم میومد، چشام درد میکرد، گشنم بود، قهوه نخورده‌بودم، بنزین هم نداشتم؛ قشنگ انگار یه سگ‌ خسته‌ بودم که از قضا پاش شکسته و داره سعی‌میکنه از اتوبان رد شه.

  • 8 авг.1 4851453

    طرحمو افتادم یه‌جای عجیب‌تر و غریب‌تر از هرچیزی که فکرشو میکردم؛ ولی حوصلم‌نمیشه تعریف‌کنم. خودتون تعجب‌کنین بگین وااای. مرسی.

  • 1 авг.2 1751254

    اگه کلی کار خوب کنم و برم بهشت، اونجا هرروز بهم کشمش‌پلو ندن چی؟ اگه نهرهایی که از زیر آنها کشمش‌پلو در جریان‌است یه دروغ باشه چی؟ اگه شراب کشمش‌پلو بهم ندن چی؟ اگه اگه اگه. ای خدا. اگه هم نیست، بسازش‌ که بنده‌ی خوبت داره بیاد.

  • 1 авг.2 114105

    видео или голосовое, без подписи

  • 1 авг.1 9531133

    الان که سر کارم، خیلی هم سرم شلوغه، خواستم براتون تعریف‌کنم، اومدم رست، در ظرف غذامو باز کردم و با یه شگفتی روبه‌رو شدم. کشمش پلو:))) ذوقشو دارم نمیتونم به چیز دیگه‌ای فکرکنم. من برم عشق بازی با کشمش‌ها، رقص با تیکه‌های پیاز سرخ شده و عدس‌های غوطه‌ور در مرغ‌های ریش‌ریش شده از بهشت:))

  • 1 авг.1 812493

    میدونستی پیرمرد پیرزن‌ها، موقع خواب یه شخصیت دیگه دارن؟

  • 29 июл.1 9285229

    بیا که من به گریه‌هات یه رنگ تازه میزنم...

  • 25 июл.2 4921302

    منظورم قهوه و بنزین بود.

  • 25 июл.2 4811032

    خب چرا ترک نمیکنی سیگارو اینطوری دوبرابر قهوه میخوری

  • 25 июл.2 20717012

    بابام داشت با مهربونی جوابمو میداد و نصیحتم میکرد و میگفت همه‌چی درست میشه و نگران نباش؛ اعصابم خورد شد گفتم کجا درست میشه؟! دارم هرروز میرم سرکار، پول قهوه و سیگارمم‌ در نمیاد. جفتمون خشکمون زد، نگاهشو از جاده برنداشت، گفت خاک تو سر من. خودم برات سیگار میخرم کره‌‌خرِ بیشعور.

  • 25 июл.1 9581069

    1. چندروزه ماشینم خراب شده، دیشب که شیفت بودم تا آخرین لحظه وایسادم که درست بشه باهاش برم، نشد؛ کلی اعصاب خوردی کردم و دری وری گفتم و خودمو زدم تو در و دیوار، دیدن دهنم بسته نمیشه، دارم به روحیه و مال و اموال خانواده آسیب میزنم، داداشم تا بیمارستان رسوندم‌. صبح که شیفتم تموم شده بود بابام اومد دنبالم، یکمی تو سکوت کنار همدیگه نشسته‌بودیم، شروع‌کردیم به حرف زدن.

  • 23 июл.2 3761113

    روزی که کتاب بخونم روز مرگ منه:))))))

  • 23 июл.2 3801327

    واقعیتش همیشه کتاب برام جایگاه ویژه‌ای داشته. همیشه بهش اهمیت دادم و بهش وابسته‌بودم. جایگاهی به منزله‌ی آلپرازولام. دو دیقه میگیرمش دستم خوابم میبره:)))))

  • 23 июл.2 405742

    شمایی که انقد باحال می نویسید این باحال نوشتنه کاملا ذاتیه یا نه علتی داره؟ منظورم اینه که مثلا زیاد کتاب خوندید یا هر چیز دیگه ای!

  • 20 июл.2 64518410

    امیدوارم منو ببخشی‌. بخدا تو زشت نبودی. امیدوارم خدا هم بابت این قسمِ دروغ منو ببخشه.

  • 20 июл.2 36215911

    8. مسافر نشست، دختره برگشت نگام کرد، حالا اون بغض داشت:)) گفت ینی اینقدر زشتم؟ گفتم: نه. چهارراه بعدی پیاده‌شد، بهم گفت لاشی، درو کوبید، رفت، من و مسافر رو تنها گذاشت.

  • 20 июл.2 02816611

    7. آب دهنمو قورت دادم راه افتادم. یه چنددقیقه همینطوری داشتیم تو خیابون میرفتیم، دستشو گذاشت رو پام. یهو برگشتم باهاش چشم تو چشم شدم، بغض داشتم:)))) میترسیدم بیشتر نگاش کنم، برگشتم زل زدم به جلو. اینم هی دستشو رو پام تکون میداد. نمیدونستم باید چیکار کنم، چجوری باید فرار کنم برم، تو فکر بودم داشتم خودمو میخوردم، نفهمیدم چی شد، مسافر زدم:)))))))))))))))

  • 20 июл.1 82415114

    6. همینطوری که اومد نزدیک، تصورات من ازش هی رفت دور و دورتر. اصلا آدمی که عکسشو فرستاد نبود. به کسی برنخوره‌ها، همه‌ی آدما خوشگلن و آدم‌ زشت وجود نداره. جز این:))) این خیلی زشت‌بود:)))) میخواستم فرارکنم، اومد جلو درو باز کرد، نشست؛ ریده‌بودم تو خودم:)))

معلّق با تشدید — tgindex