Foodyar
Статистикаوب سایت: http://foodyar.com تنها B2Bصنایع غذایی ایران نوآوریهای صنعت غذا https://telegram.me/foodyar1
- Последний пост
- 4 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Карьера (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 267
- 1/48двое суток
- 305
- 1/72трое суток
- 330
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
##خرید_مواد_اولیه_صنایع_غذایی نیاز به خرید کاپاکاراگینان ارسال آنالیز و گواهی بهداشت : ۰۲۱۴۴۰۳۶۱۲۳ ۰۹۱۲۴۵۷۴۳۳۶ @maryata
در جنگ، یک تصمیم اشتباه میتواند یک کارخانه را زمین بزند. و درست همینجا است که #هوش_مصنوعی از یک ابزار جانبی، به ابزاری حیاتی برای تصمیمگیری تبدیل میشود. در شرایط موجود مدیران صنایع غذایی هر روز با تصمیمهایی روبهرو هستند که پاسخ قطعی ندارند: * آیا موجودی را بالا ببریم؟ * تأمینکننده را عوض کنیم یا به همکاریهای قدیمی وفادار بمانیم؟ * الان خرید کنیم یا منتظر ثبات بازار بمانیم؟ در چنین شرایطی، مسئله فقط کمبود اطلاعات نیست؛ عدم قطعیت است. هوش مصنوعی میتواند در چند دقیقه دادهها و سناریوهایی را کنار هم بگذارد که بررسی آنها برای یک تیم شاید روزها زمان ببرد؛ از روند قیمتهای جهانی و تغییرات بازار گرفته تا ریسک تأمین و مسیرهای جایگزین. برای شرکتهایی که به دلیل جنگ، تحریم یا محدودیتهای ارتباطی دسترسی مستقیمی به شبکههای جهانی ندارند، این ابزار میتواند بخشی از شکاف اطلاعاتی را جبران کند. اما یک مرز مهم همچنان وجود دارد. هوش مصنوعی میتواند: * تحلیل کند * سناریو بسازد * احتمالها را نشان دهد اما هنوز نمیتواند مسئولیت یک تصمیم را بپذیرد. اگر AI پیشنهاد دهد تأمینکنندهای را تغییر دهید تا هزینه کاهش پیدا کند، هنوز این پرسشها باقی میماند: * آیا میتواند ارزش اعتماد شکلگرفته بین دو شریک تجاری را بسنجد؟ * آیا میتواند تشخیص دهد در بحران بعدی، کدام تأمینکننده واقعاً کنار شما خواهد ماند؟ * آیا میتواند مسئولیت پیامدهای یک تصمیم اشتباه را بر عهده بگیرد؟ پاسخ همچنان «نه» است. به همین دلیل، در عصر هوش مصنوعی نقش رهبران صنعت غذا حذف نمیشود؛ بازتعریف میشود. رهبر آینده کسی نیست که بیشترین اطلاعات را دارد؛ کسی است که از هوش مصنوعی برای دیدن گزینههای بیشتر استفاده میکند، اما در نهایت با تکیه بر تجربه، شناخت روابط انسانی و پذیرش مسئولیت، بهترین تصمیم را میگیرد. در دنیای امروز، تابآوری فقط به معنای داشتن انبار بزرگتر یا تأمینکنندگان بیشتر نیست. شاید مهمترین نقش هوش مصنوعی در صنعت غذا نیز همین باشد؛ نه اینکه جای رهبر را بگیرد، بلکه کمک کند رهبران در سختترین شرایط، تصمیمهای بهتری بگیرند. جهانی شدن از خرید یک ابزار AI آغاز نمیشود. از ساختن سازمانی آغاز میشود که بتواند در بحران، سریعتر یاد بگیرد، هوشمندتر تصمیم بگیرد و تابآورتر عمل کند. اگر هوش مصنوعی بهترین تحلیل را هم ارائه دهد، کدام تصمیم در سازمان شما هنوز باید فقط با قضاوت انسانی گرفته شود؟ اسم آن تصمیم را در کامنت بنویسید و اگر دوست دارید، خیلی کوتاه بگویید چرا هنوز نمیشود آن را به ماشین سپرد. مریم عطااللهی تحلیلگر ومشاور توسعه صنایع غذایی #آمادگی_برای_جهانی_شدن|قسمت ششم رهبری تابآور در عصر هوش مصنوعی @foodyar1
تصور کنید… صبح از خواب بیدار میشوید و تیتر اول رسانههای اقتصادی دنیا این است: «بهدلیل تشدید درگیریها، کارخانه مشترک کاله و Fonterra در ایران فعالیت خود را متوقف کرد.» چند دقیقه بعد… کارگیل با گروه صنعتی بهشهر جلسه اضطراری میگذارد. کمپانی روکت نگران سفارشهایی است که قرار بود با همکاری زر فروکتوز به اروپا برسد. ژیودان باید به مشتریانش توضیح بدهد چرا پروژه مشترکش با نوین زعفران متوقف شده است. بری کلبوت هم درباره آینده سرمایهگذاری مشترکش با شیرینعسل بیانیه منتشر میکند. ناگهان… این فقط خبر ایران نیست. خبر هزاران کارمند، صدها مشتری، بانکها، بیمهها، سهامداران و شرکتهایی است که بخشی از آیندهشان به ایران گره خورده است. حالا از خودمان یک سؤال بپرسیم… اگر همین سناریوی جنگی که برای ما اتفاق افتاده برای کشوری مثل ترکیه رخ میداد، آیا واکنش اقتصاد جهانی همینقدر محدود بود؟ احتمالاً نه. نه به این دلیل که ترکیه آسیبناپذیر است. بلکه چون منافع تعداد بسیار بیشتری از شرکتها، سرمایهگذاران و زنجیرههای تأمین جهانی با آن گره خورده است. و یک نکته مهم… این محتوا قرار نیست بپرسد چرا چنین همکاریهایی در ایران شکل نگرفت. همه ما جوابش را میدانیم. سالها تحریم، بیثباتی، نااطمینانی و ریسک سرمایهگذاری، خیلی قبلتر از شنیده شدن صدای موشکها، یک جنگ اقتصادی طولانی را به کشور تحمیل کرده بود. صدای انفجار شاید تازه به گوش جهان رسیده باشد؛ اما صدای این فرسایش اقتصادی را فعالان صنعت، سالهاست که میشنوند. شاید اگر آن پیوندها زودتر شکل گرفته بود، امروز هم جنگ، جنگ بود… اما ما اینقدر تنها نبودیم. شاید افراد، شرکتها و دولتهای بیشتری، حفظ ثبات این منطقه را بخشی از منافع خود میدانستند. و شاید… آمادگی برای بازار جهانی، فقط آمادگی برای صادرات نباشد. شاید یعنی آنقدر با اقتصاد جهان پیوند بخوریم که روزهای سخت، فقط مسئله ما نباشد. آمادگی برای بازار جهانی، فقط ساختن بازار نیست؛ ساختن ذینفع یا به بیانی دیگر ذی اثراست. چون کشوری که برای دیگران ارزش خلق میکند، در روزهای سخت، کمتر تنها میماند. مریم عطااللهی تحلیگر و مشاور توسعه صنایع غذایی #آمادگی_برای_بازار_جهانی | قسمت پنجم» @foodyar1
ادامه پست قبل برندهای بزرگی مانند Hershey، Lindt، Mondelēz و Barry Callebaut فقط قیمت محصولات خود را افزایش ندادند. آنها سالها قبل روی داراییهایی سرمایهگذاری کرده بودند که امروز ارزش واقعی خود را نشان میدهد: - زنجیره تأمین پایدار - دانش فرمولاسیون و R&D - برند و اعتماد مصرفکننده - مدیریت ریسک مواد اولیه - نوآوری و چابکی در تصمیمگیری از سوی دیگر، شرکتهای نوآور و کوچکی مانند Choviva حتی یک سؤال جسورانهتر مطرح کردند: اگر کاکائو به یک ریسک استراتژیک تبدیل شده، آیا آینده شکلات الزاماً باید به کاکائو وابسته باشد؟ این دقیقاً همان نقطهای است که تفاوت میان واکنش به بحران و خلق مزیت رقابتی مشخص میشود. شرکتهای بزرگ فقط برای امروز تولید نمیکنند؛ آنها برای سناریوهای آینده آماده میشوند. شاید مهمترین درس روز جهانی شکلات همین باشد: در بازارهای جهانی، برنده کسی نیست که بهترین ماده اولیه را داشته باشد؛ برنده کسی است که حتی در نبود آن، بتواند همچنان ارزش خلق کند. این همان چیزی است که من آن را آمادگی برای بازارهای جهانی مینامم. نظر شما چیست؟ اگر بحران قیمت کاکائو دوباره تکرار شود، آینده بازار را چه چیزی تعیین میکند؟ دسترسی بیشتر به مواد اولیه، یا نوآوری بیشتر در کسبوکار؟ مریم عطااللهی تحلیگر و مشاور توسعه در صنایع غذایی #آمادگی_برای_بازارهای_جهانی | قسمت چهارم @foodyar1
شاید بزرگترین تهدید صنعت شکلات… خودِ کاکائو باشد. امروز روز جهانی شکلات است. اما اجازه بدهید از زاویه دیگری به این صنعت نگاه کنیم. در دو سال گذشته، صنعت جهانی شکلات یکی از بزرگترین بحرانهای تاریخ خود را تجربه کرد؛ افزایش بیسابقه قیمت کاکائو، اختلال در زنجیره تأمین و فشار شدید بر حاشیه سود تولیدکنندگان، گرچه تب این افزایش قدری کاهش یافت اما سؤال اینجاست… وقتی مهمترین ماده اولیه شما به یک ریسک استراتژیک تبدیل میشود، مزیت رقابتی شما چیست؟ ادامه در پست بعدی
ادامه پست قبل شاید بخشی از ارزش همینها باشد.اما در بسیاری از معاملات بزرگ دنیا، ارزش واقعی شرکت، چیز دیگری است. برندی که مشتری به آن اعتماد دارد. دانشی که طی سالها در سازمان شکل گرفته است. تیمی که میتواند بدون وابستگی به یک نفر، کسبوکار را جلو ببرد. دادههایی که رفتار مشتری را نشان میدهد. فرآیندهایی که مستندسازی شدهاند، نه فقط در ذهن مدیرعامل. در دو پست قبل درباره مزیت رقابتی و Sustainability صحبت کردم. اما اگر روزی درهای بازار ایران به روی سرمایهگذاران و برندهای جهانی باز شود، به نظرم سؤال بعدی این خواهد بود: «ارزش واقعی شرکت شما چیست؟» در ادبیات M&A (ادغام و تملیک)، خیلی وقتها ارزش یک شرکت با داراییهای فیزیکی آن سنجیده نمیشود؛ بلکه با کیفیت داراییهای نامشهودش ارزیابی میشود. شرکتی که همه چیزش به حضور یک مدیر وابسته است… اطلاعات مشتریانش در فایلهای شخصی کارکنان پراکنده است… فرآیندهایش مستند نیست… و تصمیمها بر پایه تجربه فردی گرفته میشود… ممکن است کارخانه بزرگی داشته باشد، اما الزاماً شرکت ارزشمندی برای یک سرمایهگذار بینالمللی نباشد. به نظرم، آمادگی برای بازار جهانی فقط به نوسازی خط تولید یا خرید تجهیزات جدید خلاصه نمیشود. گاهی ارزشمندترین سرمایه یک شرکت، چیزی نیست که در ترازنامه ثبت شده باشد؛ بلکه چیزی است که باعث میشود یک سرمایهگذار با خیال راحت، آینده آن کسبوکار را بخرد. شاید وقت آن رسیده باشد که در کنار ساختن کارخانه، روی ساختن خودِ کسبوکار هم سرمایهگذاری کنیم. مریم عطااللهی تحلیلگر بازار و مشاور توسعه صنایع غذایی #آمادگی_برای_بازار_جهانی | قسمت سوم @foodyar1
یکی از جذابترین بخشهای کارم، بازدید از کارخانههای صنایع غذایی است. تقریباً در همه این بازدیدها، مدیران با افتخار از متراژ زمین، تجهیزات مدرن، ظرفیت تولید و تعداد کارکنانشان صحبت میکنند. و هر بار، قبل از اینکه بازدید تمام شود، یک سؤال در ذهنم پررنگتر میشود… اگر فردا یک شرکت بینالمللی برای سرمایهگذاری یا خرید این کسبوکار وارد شود، واقعاً ارزش این شرکت را در چه چیزی میبیند؟ زمین؟ ماشینآلات؟ انبار؟ ادامه در پست بعد
ادامه پست قبل امروز برندهایی مانند Nestlé، Unilever، Danone و Mars سالهاست که علاوه بر کیفیت و قیمت، از تأمینکنندگان خود درباره موضوعات دیگری هم سؤال میکنند: -مواد اولیه از کجا تأمین شده است؟ -آیا زنجیره تأمین قابل ردیابی است؟ - برای کاهش مصرف آب و انرژی چه برنامهای دارید؟ - بستهبندی محصول با الزامات آینده بازارهای جهانی همخوانی دارد؟ - برای کاهش ردپای کربن چه اقدامی انجام دادهاید؟ این شرکتها روی کشاورزی بازساختی (Regenerative Agriculture)، شفافیت زنجیره تأمین و بستهبندی پایدار میلیاردها دلار سرمایهگذاری کردهاند، نه برای تبلیغات، بلکه چون میدانند اینها به بخشی از قواعد تجارت جهانی تبدیل شدهاند. به نظرم، اگر قرار باشد روزی رقابت واقعی با برندهای بینالمللی را تجربه کنیم، مزیت رقابتی فقط در کیفیت محصول یا قیمت خلاصه نخواهد شد. رقابت، از زنجیره تأمین آغاز میشود. شاید امروز Sustainability برای بعضی از کسبوکارهای ایرانی یک واژه لوکس به نظر برسد. اما تجربه بازارهای جهانی نشان داده است که بسیاری از ترندها، ابتدا یک انتخاب هستند و چند سال بعد، به شرط ورود به بازار تبدیل میشوند. بازار قبل از اینکه تغییر کند، سؤالهایش را عوض میکند. سؤال این است: ما از امروز برای پاسخ دادن به سؤالهای فردا آمادهایم؟ مریم عطااللهی تحلیلگر بازار و مشاور توسعه در صنایع غذایی سری #آمادگی_برای_بازار_جهانی| قسمت دوم @foodyar1
یادم نیست این بیست و چندمین اگروفودی بود که شرکت کردم و این بار چیزی بیشتر از کاتالوگ و کارتهای ویزیت با خودم آوردم: تغییر سؤالهای بازار بله سؤالهای بازار در حال تغییرند. یادم است سالها پیش تقریباً همه گفتوگوها از یک سؤال شروع میشد: «قیمت چند است؟» بعدها کیفیت، فرمولاسیون، ظرفیت تولید و زمان تحویل هم به آن اضافه شد. اما امسال یک تفاوت بزرگ وجود داشت. بهدلیل شرایط جنگ و کاهش حضور شرکتها و بازدیدکنندگان خارجی، فرصت شنیدن نگاه واقعی بازارهای بینالمللی کمتر از همیشه بود. با این حال، مدام به این فکر میکردم: اگر چند سال دیگر دوباره برندهای بزرگ دنیا برای همکاری یا سرمایهگذاری وارد بازار ایران شوند، اولین سؤالشان چه خواهد بود؟ بعید میدانم از تخفیف شروع کنند. ادامه در پست بعدی @foodyar1
ادامه پست قبل امروزه بسیاری از شرکتهای موفق از طریق همکاریهای استراتژیک، انتقال دانش فنی، توسعه بینالمللی و مشارکتهای هدفمند رشد میکنند؛ نه صرفاً با افزایش ظرفیت تولید. به همین دلیل، به نظر میرسد سوال مهم پیش روی بسیاری از شرکتهای غذایی دیگر این نباشد که: «چگونه از بحران عبور کنیم؟» بلکه این باشد: «آیا برای رقابت در دنیایی که قواعد آن تغییر کرده آمادهایم؟» آیا مزیت رقابتی ما واقعاً پایدار است؟ آیا سازمان ما توانایی یادگیری و تطبیق با روندهای جدید را دارد؟ آیا زنجیره تأمین، فرمولاسیون، برند و مدل کسبوکار ما برای بازار فردا آماده است؟ در گفتوگوهای اگروفود امسال، بیش از هر چیز این سوال در ذهنم شکل گرفت: اگر فضای رقابت در صنعت غذا تغییر کند، کدام شرکتها آمادهتر خواهند بود؟ و شاید مهمتر از آن: کدام شرکتها از امروز در حال آماده شدن برای آن هستند؟ مریم عطااللهی تحلیگر بازار و مشاور توسعه در صنایع غذایی سری #آمادگی_برای_بازار_جهانی| قسمت اول @foodyar1
اگروفود امسال، برخلاف انتظارم، بخش قابل توجهی از گفتگوها دیگر حول بقا، بحران و کمبودها نبود. مدیران بیشتر درباره رشد، توسعه بازار، سرمایهگذاری و آینده صنعت غذا صحبت میکردند. این تغییر ذهنیت برای من بسیار جالب بود. چون سالهاست که صنعت غذای ایران بخش بزرگی از انرژی خود را صرف حل مسائل روزمره کرده است؛ از تامین مواد اولیه و نوسانات ارزی گرفته تا محدودیتهای تجاری و حفظ تداوم کسبوکار. اما در همین سالها، جهان صنعت غذا نیز متوقف نمانده است. امروز در بسیاری از بازارهای دنیا، رقابت تنها بر سر قیمت، ظرفیت تولید یا حتی کیفیت محصول نیست. بسیاری از برندهای جهانی دیگر فقط محصول نمیفروشند. آنها درباره منشأ مواد اولیه، اثرات زیستمحیطی، پایداری زنجیره تأمین، سلامت محصول و مسئولیت اجتماعی خود نیز پاسخگو هستند. از سوی دیگر، مدلهای رشد کسبوکار نیز در حال تغییر است. ادامه در پست بعد @foodyar1
без подписи
اگر یکی از مواد اولیه کلیدی شما فردا از بازار حذف شود… تولید شما چند روز دوام میآورد؟ لینک مشاهده مطلب در سایت فودیار: https://b2n.ir/sw6332 @foodyar1
без подписи
без подписи
без подписи
🏢 تقسیمبندی سالنها و حوزههای تخصصی نمایشگاه بینالمللی ایران آگروفود ۱۴۰۵ 📅 زمان برگزاری: ۲۸ تا ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ @iran_agrofood
۵ نوآوری که صنعت غذای ایران بعد از جنگ به آن نیاز دارد نه آنچه درنمایشگاه های اروپا می بینیم: لینک مشاهده کانال نوآوری در صنایع غذایی https://t.me/joinchat/AAAAAD5XOP1ft-kIc7-xwg
اگروفود امسال (اواخر خرداد، اگر شرایط اجازه بده) تو یک فضای معمولی برگزار نمیشه. شرایط منطقهای و تنشها عملاً زنجیره تأمین رو تو بعضی مسیرها قفل کرده؛متاسفانه سالن ۳۵که سالن تامین کنندگان خارجی هست شرکت نمیکنند و واقعیت اینه که برای خیلی از بازیگرها، این نمایشگاه بیشتر از اینکه فرصت رشد باشه، شده تلاش برای بقا و پیدا کردن راه دور زدن بنبستها. این فایل یه نگاه بیتعارف به همین وضعیته.
без подписи