🌹کارکرد قدمهای دوازده گانه🌹
Статистикаسلام دوستان تجربه هارو بین ساعت ۲۱تا ۲۴میزاریم کانال
- Последний пост
- 26 февр.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
به نام خدا مصطفی معتاد زندگی ک من مد نظر دارم فارق از هر قانون و باید ها و نبایدهاس ک بتونم آزادانه هر طوری میخوام رفتار کنم و چیزی مانعم نباشه سازمان ها و ارگان ها و... همه و همه بر مبنای ی سری قوانین برپا شدن و بر اون اساس اداره میشن و اگ جایی تخلف کنم باهام برخورد میشه و من چون اینو نمی پذیرم هر موقع چیزی خلاف میل و خواست من پیش بره رنجش میگیرم من توقع دارم هر جا میرم سریع کارم راه بیفته و بهترین نتیجه رو توی مدت کم بگیرم در صورتیکه هر چیزی روال قانونی خودشو داره ولی از نیروی انتظامی رنجش دارم چون هر موقع که من گیر میکردم ومیبردنم پاسگاه محلمون چون اعتیاد داشتم هنوز سوال نمیپرسیدن قربانت میزدن و همیشه هم ی ستوان بود و همیشه اون میزد خیلی رنجش دارم ازش
سلام منم اسی معتاد به خاطری مواد مخدر هیچ جاگاه هی نبود تو همه ارگان هاااا هیچ که معتاد را درک نمی کردن همه میگفتن معتاد یک مجریم هست اول من قشنگ یادم هست الان من تراز می گیرم متوجه میشم چه قدر تورور شخصیتی شدم به خاطری مواد مخدر من از مدسه فراری بودم درس نمی خوندم کتک از مثئول مدرسه میخوردم من از یک پلیس خیلی رنچش دارم انگشتر منو از دستم در آوردن تو دگاه انقلاب نداد بهیم من خیلی در باره اش تراز گرفتم ولی نشد بیبخشم
من معمولا کاری برای کسی انجام میدادم که در ازای من کار بزرگتری انجام بده و اگه اون کار انجام نمیگرفت من رنجش میگرفتم معمولا هم خیلی ادم تاثیر پذیری بودم در مورد سازمان یا ارگان دولتی یا مذهبی پیش من بدگویی میکردن من بدبین میشدم چون بلد نبودم این احساسو حمل میکردم طبق میلو خواسته من پیش نمیرفت درجا شروع میکردم به رنجش گرفتن متاسفانه این الگو تو اکثر سازمانها برای من تکرار شده
سلام بنده بخاطر بیماری اعتياد که داشتم همیشه از تمام ارگانهای دولتی مثل بسیج و نیروی انتظامی و دادگاها.... رنجش داشتم چون همیشه مورد بازخواست قرار میگرفتم. و باید جواب پس میدادم حالا یا کاری کرده بودم يانه چون اعتياد داشتم و چهرم و رفتارهام زد اجتماعی بود. و امروزم بخاطر این بیمار از راهنمای رانندگی گاهی اوقات رنجش میگیرم. چون جریمم میکنن درسته مقصرم ولی هنوز اون رفتار معتاد گونه درونم هست.🍃
محمد. معتاد. اتفاقات. و شرایط مصرف. مواد. مخدر. الکل. قرص. احساسی. بودن. دبوانگی. و تکرار. یک اشتباه. و انتظار. نتیجه متفاوت. قرار. دادن. خود. در شرایط. مصرف. نقص. عمدی. و آگاهانه. بدلیل. احساس. توانایی. حال. خراب. داشتن خلا. مصرف. نقص. ها. مثل. سواستفاده. طمع. خشونت. خشم. بی تفاوتی. تنبلی. ناصادقی. خودخواهی. شهوت. رانی. فریب. تقلب. حیله. ماسک و ظاهر. سازی تصورات. باطل. نفهمی. کج فهمی. و عدم. اگاهی. بدلیل. عوض. شدن درکم. نسبت به مراحل. قبلی. پاکی. فهمیدم. مشکل. از. خودم. بوده است.
درود محمدعلی معتاد امروز به این نتیجه رسیدم توقع نداشته باشی از کسی کینه یارنجش نمیگیری درگذشته کینه رنجش میگرفتم باکارکردقدمهابه این درک فهم رسیدم ببخش تابخشوده شوی شایدسخت باشه بعضی بخششها ولی کینه رنجش به خود من بخوادصدمه بزنه میبخشم آدم بابارسنگین اوج نمیتونه بگیره پس رها کن تارهاشوی نظر شخصی ام بود🌹
سلام بنده بخاطر بیماری اعتياد که داشتم همیشه از تمام ارگانهای دولتی مثل بسیج و نیروی انتظامی و دادگاها.... رنجش داشتم چون همیشه مورد بازخواست قرار میگرفتم. و باید جواب پس میدادم حالا یا کاری کرده بودم يانه چون اعتياد داشتم و چهرم و رفتارهام زد اجتماعی بود. و امروزم بخاطر این بیمار از راهنمای رانندگی گاهی اوقات رنجش میگیرم. چون جریمم میکنن درسته مقصرم ولی هنوز اون رفتار معتاد گونه درونم هست.🍃
درود محمدعلی معتاد امروز به این نتیجه رسیدم توقع نداشته باشی از کسی کینه یارنجش نمیگیری درگذشته کینه رنجش میگرفتم باکارکردقدمهابه این درک فهم رسیدم ببخش تابخشوده شوی شایدسخت باشه بعضی بخششها ولی کینه رنجش به خود من بخوادصدمه بزنه میبخشم آدم بابارسنگین اوج نمیتونه بگیره پس رها کن تارهاشوی نظر شخصی ام بود🌹
من از دوستان بهبودی که میان باهم بودیم چندسال دیدم به خاطر چیز دیگه بود که دورم بودن رنجش دارم به خاطر خودم نبود منو میخواستن الان ولی ولشون کردم بی خیالم ولی وقتی میبینمشون خوبم ولی رنجش میگیرم نمیدونم چرا چون برا چیز دیگه بود که زنگ میزدن فهمیدم دور شدم ازشون چون فکر نمیکردم اینتور باشن
سلام این بحث رنجش از سازمان و نهاد یه کم پیچیدس مثلا یه بخش واسه زمان مصرفه که به خاطر زیر پا گذاشتن قانون باهاشون مشکل داشتم یه بخشی هم بر میگرده به تبعیضی که بین آدم ها قائل میشن مثلا بیمارستان من دخترم اونجا بستری بود میگفتن فلان دارو نیست میرفتم ناصر خسرو میخریدم ولی بچه فلان مسول به راحتی بهش دارو رو میدادن نتیجه خوبی نداد بچه از دستم رفت الان هر وقت به اون بیمارستان میرسم یه بار میمیرم
تولید رنجش برای من درگذشته معمولا از توقع بوده معمولا من از قبل تو ذهنم ی احساسی رو تو ذهنم پر رنگ میکردم و درخواستمو میگفتم اما طبق میل من پیش نمیرفت رنجش میگرفتم پذیرفتم که قرار نیست همه چی طبق میل و خواسته من باشه انسان ها بر طبق زندگی خودشون و شرایط و عرف جامعه تصمیم میگیرن
غزالم معتاد من چون هنوز به قدم چهارم نرسیدم نمیدونم چی باید بگم ولی الان این سوال از دید من از هیچکس رنجش ندارم امروز روز برام مهمه هیچی چیزی اذیتم نمیکنه چون همه انسانیم و ممکن الخطا پس از هیچکس توقع ندارم چون خودم کامل نیستم پیش خودم این و میدونم ک ببخشم تا بخشیده شم این درک شخصی منه
سلام رضا معتاد این سوال شخصیه اما معمولا از همه زمین و زمان رنجش دارم به دلیل داشتن بیماری اعتیاد که در مصرف مواد مخدر پیداش کردم احساساتم در یک نقطه متوقف شد باعث شد رابطه هام غیر معمول و بر اساس سو استفاده گری یا اجازه سواستفاده دادن یا توقع بود که همه اینا باعث رنجش من میشد امروز مصرف مواد مخدر رفت کنار ولی من همچنان سواد رابطه ندارم و از دیگران توقع دارم بعضی جاها شاید سو استفاده کنم و اجازه سو استفاده بدم هدف این سوال اینه که عواملی که باعث شد رنجش بگیرم رو شناسایی کنم تا بتونم آرومتر از کنار رنجش هام عبور کنم و بپذیرمشون که منم مشکل دارم و نقص هایی دارم و کامل نیستم
سلام علی اصغر معتاد خداروشکر میکنم پاکم دنیا برام رنجشه فقط امید که برام هست من میبینم توکله مردم چی هست میدونم آزارم مید هراورگان دولتی که رفتم دیدم هنوز هم بی خیالی هست مخم نمیکشه دولت مذهب همه وهمه پول نداشته باشی یا پارتی نگاهت نمیکنن مخم نمیکشه نمیدونم چی بگم
تمرکز سوال نسبت به سوال قبلی این ترازنامه بجای اشخاص و افراد ،این بار بر روی مکانها، نهادها، ارگانها، سازمانها و مراکز است.ماننددوایر دولتی ، مدارس، نیروی انتظامی، پلیس راهنمایی، دادگاه ها، ادارات، مراکز بازپروری، نهادهای غیر دولتی ، مساجد و هر مجموعه ای که به نوعی ما را دچار رنجش کرده.شاید ما صرفا از یک عضو یا کارمند یا مامور آن نهاد رنجش داشته باشیم اما این مسئله باعث شده رنجشمان از کل آن مجموعه باشد .مثلا توسط مامور پلیس دستگیر شده ایم اما با تمامی آن ارگان مشکل داشته باشیم. یا مثلا با فلان شخص از یک قومیت و زبان مشخص رنجش داشته باشیم و این مسئله باعث شده با تمامی هم قبیله و طایفه های همزبان با او سر جنگ داشته باشیم. یا از آموزش و پروش رنجش داشته باشیم صرفا به این خاطر که در دوران مدرسه با یکی از معلمان مشکل داشته و رنجش گرفته ایم.تمامی این موارد را در ترازنامه به صورت جستجوگرانه ،در خود پیدا میکنیم و مینویسیم. تا در قدم پنجم بعد از خواندن آنها بتوانیم خطاهایمان را تشخیص دهیم
فتانه معتادمن چون همیشه کار خودم مشکل داشت هروقت کارم به کسی مثل مدیرو ناظم یا ارگانهای دولتی گیر میکرد ترس داشتم واین ترس باعث رنجش من میشد
درودها شبتون بخیر خدا قوت خسته نباشید من وقتی وارد قدم چهار شدم تازه متوجه شدم از همه عالمه و آدم رنجش دارم از مدیر مدرسه از معلم قاضی یا حتی اگه وارد تو یه اداره یا جایی میشدم کارم انجام نمیشد یامطابق میل من رفتار نمیکردن حالم بد میشد عصبانی میشدم و رنجش میگرفتم. چون همیشه خودخواه و خودمحور بودم از همه توقعات بی جا داشتم زیربناش هم این بود که توقع داشتم ازهمه
❤️بہ نام خدا❤️ گروہ ⚡ عاشقان خدا⚡ 📟تاریخ 1404/11/7 🟢 هفتہ : 5شنبه ✅گردانندہ گروہ :( رضا ✋ ) 🔴موضوع: جلسہ ،ڪارڪرد قدم( قدم چهارم ) ✅قدم چهارم / سوال 13 از چه سازمانهایی ( مدرسه ، دولتی ، مذهبی ، اصلاحی ، مدنی ) رنجش دارم ؟ ( توضیح دهید چه اتفاق یا شرایطی باعث این رنجش شد ) 📕🖌📗🖍📘🖊📙🖋📒✏📔 🟢لطفا توجہ فرمائید🔊 دروقت مشارڪت اعضاپیشهادمیڪنیم فضاے روحانے، جلسہ را حفظ بفرمائید👈 و ازاشتراڪ گذاشتن استیڪر، پست، متن، وفیلم، غیرمربوط خوددارے فرمائید. ⚡⚡⚡⚡⚡⚡⚡⚡⚡⚡⚡⚡⚡ 📟شروع جلسہ ساعت21 الی 22 🙏منتظر حمایت وتجربہ شما عزیزان هستیم🙏 ی 💫✨در صورت تمایل مشارڪت وبیان احساسات هم میتوانید داشتہ باشید✨💫 🌹👍❤️هیچ چیز ارزش درمانیہ، ڪمڪ یڪ معتاد بہ معتاد دیگر را ندارد🌹❤️👍 👍هدف همہ ما رساندن پیام بہ معتادے ڪہ هنوز درعذاب است.سنت پنجم👍 مشارڪت باویسس وتایپ براے همہ اعضا آزادمیباشد📙📘📗📕📒📔📔📔📔
درخصوص قدم چهارم که یک لیست شخصی نوشته شده وبرای راهنما خوانده شده که اینجا لازم به گفتن نیست درخصوص کلیت سوال میخادبگه بیماری اعتیاد یعنی بیماری اجبار مابه خاطر ماهیت بیماری اعتیاد طوری رفتارمیکردیم که همیشه دراجباربودیم ناصادقی درشخصیت ماموج میزد اشتباهات دیگران رابزرگ جلوه میدادیم ازکاه کوه میساختیم باخودمان همیشه درجنگ بودیم درمثلت خودمشغولی گرفتاربودیم
محمد. معتاد. این. تصور. باطل. و توهم. وقتی. به ما دست. میدهد. که. در مرکزیت. عالم. قرار. داریم.و دنیا. با همه محتویات باید. حول محورم. بچرخد. وچون. هیچ. کس. مطابق. با. میل. من. رفتار. نمیکند. رنجش. میگیرم. و. رنجش ها. موهبت. هایی. از. سمت. خداوند هستند. که. کمک. میکنند. روابط. خود. را جستجو. وکاوش. . و نقش. خود. را. پیدا. کنیم. 🙏🌹🌹