🇬🇴🇷🇦🇳 گوران
Статистикаهدف از ایجاد این کانال پرداختن به تاریخ، زبان، ادبیات و فرهنگ کهن گوران و شناساندن آن است 🇬 🇴🇷🇦🇳
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 53
- 1/48двое суток
- 60
- 1/72трое суток
- 65
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دوبیتیهای باباطاهر در خلاصة الاشعار تقیالدین کاشانی، مورخ ۱۰۰۷ ق (دوبیتی شماره ۴) آرش اکبری مفاخر بوری ای تیرهشوانم روشناهی روا داری گرت خوانم نتاهی از که نابرار بارت شادَ وابم از ته جویم که خندان ار برآهی b-o:r-e: ey tira-ša:w-ân-em ru:šnâ-hi rawâ dâr-i gar-et xwân-um na-tâ-hi az ke nâ-berâr, bâr-et šâd-a wâ-b-um az ta ǰu:y-um ke, xandân ar bar-âh-i ای روشنایی شبهای تارم، بیا! روا میداری که تو را بخوانم و درنگ نکنی (نمانی و بروی). تو را میجویم که شاید خندان بیایی و منِ بی یار و یاور یک بار با تو شاد شوم. وزن هجایی: 5 هجا + تکیه + 6 هجا. وزن عروضی: بیت 1) مفاعیلن مفاعیلن فعولن (بحر هزج مسدس محذوف). بیت 2) فاعلاتن مفاعیلن فعولن (بحر مشاکل مسدس محذوف). قافیه و ردیف: این دوبیتی فقط قافیۀ منظم دارد. شرح واژگان و توضیحات: بوری: ﺑ (پیشوند امری) + ﻮر (مادۀ مضارع از مصدر آمای «آمدن»، مادۀ ماضی: آما، مادۀ مضارع دستوری: آم) + ی (شناسۀ 2شم) = فعل امر 2شم «بیا». فعل را بوره نیز میتوان خواند. به بالینم گرم، بوره ته ای حور ندارم بیتو، طاقت ماگنه دور تو ای حور! به گرمی به بالین من بیا که بی تو طاقت و توان دوری ندارم. (صهیدی، دستنویس برلین، گ 128). بوری و مجلس هوردره ناله باور چنی ویت شیشه و پیاله به مجلس بیا، بانگی برآور و با خودت صراحی و پیالۀ می را بیاور! (کهﺷﮑﯚڵی مهحموود پاشای جاف، ج 1، ص 115) . سا باوره تشریف، بوری و یانهم آوا کر یانۀ صد سال ویرانهم اکنون به خانهام تشریف بیاور و خانۀ صدسالهْ ویرانم را آباد کن. (بێسارانی، 1375: ص 459، ب 5). مضمون و مفهوم کلی بیت دوم در این بیت آمده است: بوری و مجلس، لا بر پردۀ شرم و دوری دیسان، بزمی کرمی گرم b-o:r-e: wa maǰlis, lâ bar parda-y šarm wa da:wr-e: disân, bazm-e: kar-me: garm به مجلس بیا و پردۀ شرم را کنار بزن و با دور دیگری بزم را گرم کن. (مهولهوی، 1382: ص 10، ب 2). دو فعل بوره و بوری امروزه در زبان لکی کاربردی روزمره دارد. ای: حرف ندا. تیرهشوانم: تیرهشو (تیره شب، شب تیره) + ان (نشانۀ جمع گورانی؛ کردی: شویل /šaw-eył/؛ لکی: شول /šaw-ał/) + ـِﻢ (ضمیر شخصی پیوسته 2شم در نقش اضافی) = تیرهشبهای من. روشناهی: صورتی از روشنایی با تبدیل یی به هی (نیز مصراع 2 و 4). تبدیل یی به هی در متون گورانی نمونه¬های دیگری نیز دارد. قس: روناهی /runâhi/ «روشنایی». روا داری: فعل مرکب ماضی ساده 2شم «میپسندی». داری: دار (مادۀ مضارع از مصدر دارای «داشتن»، مادۀ ماضی: دارا) + ی (شناسۀ 2شم) = فعل مضارع 2شم «داری». داروم > دارو dâr-u:/ دارُم، داری، دارو dâr-o:/ داری. گرت: گر (اگر) + ت (ضمیر شخصی پیوسته 2شم در نقش مفعولی) = اگر تو را. خوانم: خوان (مادۀ مضارع از مصدر خوانای «خواندن»، مادۀ ماضی: خوانا) + ـُﻢ (شناسۀ 1ش¬م) = فعل مضارع ساده 1شم «خوانم» در معنای التزامی «بخوانم». نتاهی: صورتی از نتاوی/ نتایی از مصدر تاوای (فارسی: تاییدن) «تاب آوردن، شکیبایی ورزیدن»، ﻧَ (پیشوند نفی) + تاو/ تاه/ تای (مادۀ مضارع، مادۀ ماضی: تاوا/ تایید) + ی (شناسۀ 2شم) = فعل مضارع التزامی منفی «تاب نیاوری». آسمان و زمین بارش نتاوو /âsemân u zame:n bâr-eš na-tâw-o:/ «آسمان و زمین بار او (= خداوند) را تاب نمیآورند (= تحمل نمیکنند)» (دورۀ دیوانه گوره، ص 39، بند 138). شاعر خطاب به معشوق میگوید: آیا روا میداری و میپسندی که تو را به نزد خود فرابخوانم و تو تاب نیاوری؟ به عبارت سادهتر یعنی: در برابر درخواست من درنگ و شکیبایی نکنی و با خشم و تاب بروی؟ این مصراع یادآور بیت زیر از حافظ (1383: ص 175، غزل 221) است: چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود ور آشتی طلبم با سر عتاب رود نابرار: بیبرادر، کسی که برادر ندارد یا برادرش را از دست داده است. در فرهنگ ایران باختری بهویژه لرستان برادر نمادی از یار و یاور و پشتوانه و غم از دست دادنش بسیار سنگین است. فردی که برادرش را از دست داده، نیازمند توجه و مراقبت بسیار است. در ادبیات لری اشعار بسیار مشهوری در این باره با کلیدواژۀ «بیبراری» سروده و خوانده شده که از مشهورترین سرودهها و آهنگها در غرب کشور است: بیبراری کشتمه نه تش گوله هر برات بمیره شمشیرت کوله بیبرادری مرا کشته است، نه آتش گلوله! زمانی که برادرت بمیرد، شمشیرت کُند میشود. منبع: "دوبیتیهای باباطاهر در خلاصة الاشعار تقیالدین کاشانی"، گویششناسی و فرهنگ عامه، شماره ۵، بهار و تابستان ۱۴۰۴. حماسهسرای آرخش؛ خانۀ فرهنگ، حماسه و زبانهای ایرانی https://t.me/Arakhsha96 https://www.instagram.com/arakhsha96 https://rubika.ir/Arakhsh_Hamasesaray
سرکار خانم دکتر پروین محمود ویسی ایرانشناس و زبان شناس ایرانی فارغ تحصیل رشته ایرانشناسی در دانشگاه تهران و دکترای رشته زبانشناسی در سال ۲۰۱۶ در دانشگاه هامبورگ و یکی از اساتید این دانشگاه در شهر هامبورگ می باشند، وی اصالتا اهل پاوه ساکن آلمان و یکی از برجسته ترین پژوهشگران زبان کهن گوران درجهان است که بیش از دو دهه وقت خود را به صورت آکادمیک،گسترده و میدانی در خصوص هویت و زبان گوران صرف نموده و مطالعاتش را در دانشگاه هامبورک طی چند جلد(زبان گوران گوره جویی در سال ۲۰۱۲/گویش زرده در سال ۲۰۱۳/ وزن و زبان ادبی شعر گورانی۲۰۱۶/گویه گورانی پیرانه و زبان ادبی سیدی۲۰۲۴) مکتوب و به رشته تحریر در آورده و در سالهای اخیر آنها را در دسترس عموم علاقه مندان و پژوهشگران حوزه زبان و ادبیات و مخصوصا زبان و ادبیات گوران قرار داده است.
دوبیتیهای باباطاهر در عرفات العاشقین اوحدی بلیانی (دوبیتی ۶) آرش اکبری مفاخر از کری ته خونهخواری از که ترسی ور کِشیمان به زاری از که ترسی از ای نیمه دل از کیجی نترسم جهانی دل ته داری از که ترسی az kar-i ta xu:na-xwâr-i az ke ters-i war keš-i-mân ba zâr-i az ke ters-i az i: nim-a dɛł az ke:ǰ-e: na-ters-um ǰahân-e: dɛł ta, dâr-i az ke ters-i تو خون مرا بریزی، از که میترسی؟ وگر ما را به زاری بکِشی، از که میترسی؟! من با این نیمهدل از کسی نمیترسم. تو با یک جهان دل از که میترسی؟! وزن هجایی: 5 هجا + تکیه + 6 هجا. وزن عروضی: بیت 1) فاعلاتن مفاعیلن فعولن (بحر مشاکل مسدس محذوف). بیت 2) فاعلاتن مفاعیلن فعولن / مفاعیلن مفاعیلن فعولن. (بحر مشاکل مسدس محذوف / بحر هزج مسدس محذوف). قافیه و ردیف: این دوبیتی قافیه و ردیف منظم دارد. شرح واژگان و توضیحات: این دوبیتی با تفاوتهایی در آغاز مصراعهای 1 و 3 در خلاصة الاشعار آمده است: گر کری خونهخواری از که ترسی ور کِشیمان به زاری از که ترسی از به نیمهدل از کیجی نترسم جهانی دل ته داری از که ترسی gar kar-i xu:na-xwâr-i az ke ters-i war keš-imân ba-zâr-i az ke ters-i az ba nima-dɛł, az ke:ǰ-e: na-ters-um ǰahân-e: dɛł ta dâr-i az ke ters-i اگر خون ما را بریزی، از که میترسی؟ وگر ما را به زاری بکِشی، از که می-ترسی؟! من با این نیمه¬دل از کسی نمیترسم، تو با یک جهان دل از که میترسی؟! از: من، ضمیر شخصی گسسته 1شم در نقش مفعولی. کری: کر (مادۀ مضارع از مصدر کرای، مادۀ ماضی: کرا) + ی (شناسۀ 2شم) = فعل مضارع ساده 2شم «کنی» در معنای التزامی «بکنی». جملۀ از کری ته خونهخواری «من را کنی تو خونخواری» (= تو من را خونخواری کنی) تحولیافتۀ ساخت ماضی متعدی ساده است که در اصل به گونۀ از تو خونهخواریت کری «من تو خونخواری کردی» (تو من را خونخواری کردی) بوده که ساخت مستقیم به خود گرفته و در تحول دیگری کاتبان «از» را به «ار» (ذکرشده در المعجم، نک: پایینتر) و سپس به «گر» در خلاصة الاشعار (نک: بالاتر) دگرگون کردهاند. همچنین فعل ماضی سادۀ متعدی 2شم؛ ﺖکری (= کریت «کردی») را به مضارع سادۀ کری «کنی» تغییر دادهاند. کِشیمان: ما را بکِشی. خون¬خواری: خونریزی، کنایه از ریختن خون. ته: تو (ضمیر شخصی گسسته 2شم در نقش فاعلی). ای: این. این دوبیتی در المعجم شمس قیس رازی (دستنویس مجلس، گ 30 ب) به شکل زیر آمده است: ار کری خونخواری اج که ترسی وار کِشی خونماری اج که ترسی ازی نیمه دلی نترسم از کسخ ای گهان دل ته داری اج که ترسی ar kar-i xu:na-xwâr-i aǰ ke ters-i war keš-i xu:na-mâr-i aǰ ke ters-i az-e: nim-a dɛł-e: na-ters-um az kasx e: gahân-dɛł ta, dâr-i aǰ ke ters-i اگر تو خون ما را بریزی، از که میترسی؟ و اگر ما را آغشته به خون بکِشانی، از که میترسی؟! من با این نیمهدل از کسی نمیترسم. تو جهانی دل داری، از که میترسی؟! وزن هجایی: 5 هجا + تکیه + 6 هجا. وزن عروضی: بیت 1) فاعلاتن مفاعیلن فعولن (بحر مشاکل مسدس محذوف). بیت 2) مفاعیلن مفاعیلن فعولن / فاعلاتن مفاعیلن فعولن. (بحر هزج مسدس محذوف / بحر مشاکل مسدس محذوف). قافیه و ردیف: این دوبیتی قافیه و ردیف منظم دارد. شرح واژگان و توضیحات: ار: اگر. اج: از. وار: وگر. کِشی: کش (مادۀ مضارع از مصدر کیشای «کشیدن»، مادۀ ماضی: کیشا) + ی (شناسۀ 2شم) = فعل مضارع ساده 2شم «کشی» در معنای التزامی «بکشی». خونَ ماری: ماری احتمالاً خوانشی از مالی است؛ خون¬مالی، مالیده و آغشته به خون. ازی: از (من) + ی (< ای: این) = این واژه کوتاهشدۀ از ای «من (با) این» است. دلی: صورتی از دل. صورتهای دیله و دله /dɛła, de:ła/ نیز کاربرد دارد. کسخ: صورتی از کس که احتمالاً حاصل بدخوانی کیج بدون نقطه است. پژوهشهای زبانی- ادبی قفقاز و کاسپین، زمستان ۱۴۰۴، شماره ۱۲، ص ۴۱-۷۴. حماسهسرای آرخش؛ خانۀ فرهنگ، حماسه و زبانهای ایرانی https://t.me/Arakhsha96 https://www.instagram.com/arakhsha96 https://rubika.ir/Arakhsh_Hamasesaray
به زوانو ئهدایمان بوانمی و به زوانو ئهدایمان بنویسمی ونهی نویسهی به زوانو گورانی جه منطقه و زنگنه و باجلانی دسش پنه کرد. خواندن و نوشتن به زبان شیرین گوران درمنطقه گرمیان (زنگنه و باجلان) اقلیم کردستان عراق شروع به کار و فعاایت نمود. ونهی پَی زانای زانای پَی کردهی مهبو به سند پَی دماو مَردهی کلام علامه ملا خدر رودباری(رواری)
گویش های زبان کردی و زبان گوانی که مستقل از زبان کردی است
شاعر، لطف الله فتحی . موضوع شعر، پیشینه فرهنگی و هویتی سنندج
چند نکته مهم در نسخه خطی ۹۱۹ راغب پاشا به چشم میخورد، نخست درباره اصالت حکیم ادریس بدلیسی است که در ری در عراق عجم زاده شده است و در تبریز در خدمت جهانشاه قراقویونلو و حسن بیگ آققویونلو بوده و در هنگام ظهور صفویه به قسطنطنیه رفته و مشاور سلطان بایزید عثمانی شده است. نکته دوم، رواج تاریخ سلوکی یا سریانی یا کلدانی یا مقدونی در شرق به جای میلادی ( مسیحی) تا عصر نوین است، و مبنای تاریخ سلوکی بر تخت نشستن سلوکوس Seleucus از سرداران اسکندر مقدونی در سلوکیه بابل در سال ۳۰۵ ق م است و مسیحیان شرق (خاورمیانه کنونی) بویژه در میانرودان و سوریه از این تقویم تا عصر معاصر استفاده میکردند، سوم کاربرد تاریخ یزدگردی در میان زرتشتیان ایران و هند و برخی کاتبان مسلمان فارسینویس است که مبنای آن جلوس یزدگرد سوم در سال ۶۳۲ میلادی است.
کتابخانه نور عثمانیه استانبول نسخه خطی شماره ۳۲۰۹ هشت بهشت یا الصفات الثمانیة في ذكر القیاصرة العثمانیة تٱلیف ادریس بدلیسی در ۹۰۸ه ق بفرمان سلطان بایزبد دوم بنابر نسخه فوق مولانا حسام الدین از شیوخ و افاضل عصر خود و مرید خلیفه نوربخشیه سید محمد نوربخش بود و ادریس به همراه پدرش حسامالدین به دربار جهانشاه قراقوینلو را یافته و در ماجرای آمادگی او برای نبرد با حسن بیگ آققویونلو در سنه ۸۷۱ه ق برابر ۱۴۶۶ م با سپاهی عظیم در اردوگاه موش به خدمت جهانشاه رسیدند (که به شکست جهانشاه و تصرف تبریز توسط حین بیگ منجر شد و ادریس و پدرش در آن شهر ساکن شدند) 👇👇
کتابخانه راغب پاشا استانبول نسخه شماره ۹۱۹ حکیم ادریس بدلیسی بنابر نسخه خطی فوق «اتفاق ولادت کاتب (نسخه فوق) زایچه ادریس بن مولانا حسام الدین بدلیسی شب سهشنبه بیست و یکم صفر سنه ۸۶۱ (ه ق) موافق هیجدهم کانون الآخر ۱۷۶۸ (سلوکی) مطابق بیست و هشتم اردیبهشت قدیم ۸۲۶ (یزدگردی) مصادف سیزدهم بهمن ماه جلالی (ه ش) در سولقان از نواحی ری» 👇👇
اشاره به همان موضوع در «تاریخ الفی» یا تاریخ هزارساله تألیف احمد تتوی و آصفخان قزوینی تصحیح غلامرضا طباطبایی مجد چاپ شرکت انتشارات علمی و فرهنگی تهران ۱۳۸۲ش ج۷ 👇👇 https://t.me/goranshaho1968/836
نسخه چاپی کتاب مطلع السعدین باهتمام عبدالحسین نوایی چاپ مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی تهران ۱۳۷۲ش ج ۱ 👇👇
تکرار موضوع فوق در کتاب مطلع السعدین نسخه ایوانف 👇👇
کتاب: مطلع السعدین و مجمع البحرین کمالالدین عبدالرزاق سمرقندی مورخ عصر تیموری کتابت: عبدی بغدادی پنجشنبه نیمه جمادي الآخر ۸۷۱ه ق منبع: کتابخانه ایاصوفیة استانبول نسخه شماره ۳۲۰۹ «اشاره به درهای بنام کوران/ گوران در بدخشان» 👇👇
دوبیتیهای باباطاهر در در عرفات العاشقین اوحدی بلیانی آرش اکبری مفاخر پژوهشهای زبانی- ادبی قفقاز و کاسپین، زمستان ۱۴۰۴، شماره ۱۲. آرخش؛ خانۀ فرهنگ، حماسه و زبانهای ایرانی @arakhsha96 https://www.instagram.com/arakhsh
رو زوانی ئه دایی موارک بو وَره گرد گوران زوانیوه
ساختار داستانی روایت گورانی بَرزو و رستم آرش اکبری مفاخر یکی اُرموی مردِ شهنامهدان (جشننامۀ چهل و پنج سالگیِ دکتر سجّاد آیدِنلو)، به کوششِ دکتر رضا غفوری، تهران: نشر ادبیات، ۱۴۰۴. آرخش؛ خانۀ فرهنگ، حماسه و زبانهای ایرانی @arakhsha96 https://www.instagram.com/arakhsha96
کتیوو گورانی و سیاچمانه و ماموسای گورانی واچ ماموسا عثمان هورامی به قلمو ماموسا محمد شریف علیرمایی بیسارانی گلیر و چاپ بی. تازه های نشر. کتاب آواز و سیاه چمانه استاد عثمان هورامی به قلم استاد محمد شریف علیرمایی بیسارانی گردآوری،چاپ و روانه بازار شد
بازنویسی نامهی گویوکخان منکو تنکری کو چندا کورالغ اولوس ننگ تالوی نونک خان یرلغمز این مثالیست بنزدیک پاپاء کلان فرستاده شد بداند و معلوم کند ما نبشت دو زفان ولایتهاء کرل َکنکاش کردست اوتک ایلی بندگی فرستاده از ایلچیان شما شنوده آمد و اگر سخن خویش برسید تو کی پاپاء کلان با کرل لان جمله بنفس خویش بخدمت ما بیائید هر فرمان یاساء کی باشد آن وقت بشنوانیم، دیگر گفتهاید کی مرا در شیلم درآی نیکو باشد خویشتن مرا دانا کردی اوتک فرستادی این اوتک ترا معلوم نکردیم. دیگر سخن فرستادی "ولایتهای مجار و کرستان را جمله گرفتیت مرا عجب میآید ایشان را گناه چیست، ما را بگوید"این سخن ترا هم معلوم نکردیم - فرمان خدای را چنگیز خان و قاآن هر ئو شنوانیدن را فرستاد - فرمان خدای را اعتماد نکردهاند هم چنان که سخون تو ایشان نیز دل کلان داشتهاند – گردنکشی کردهاند – رسولان ایلچیان ما را کشتند – آن ولایتها مردمان را خدای قدیم کوشت و نیست گردانید – جز از فرمان خدای کسی از قوت خویش چگونه کوشید چگونه گیرد – مگر تو همچنان میگوئی که من ترسایم, خدای را مپپرستم زاری میکنم مییابم – تو چه دانی که خدای که را میآمورزد، در حق که مرحمت میفرماید – تو چگونه دانی که همچنان سخن میگوئی - بقوت خدای آفتاب برآمدن و تا فرورفتن جمله ولایتها را ما را مسلم کرد است میداریم - جز از فرمان خدای کسی چگونه تواند کرد – اکنون شما بدل راستی بگوئید کی ایل شویم کوچ دهیم - تو بنفس خویش بر سر کرل لان همه جمله یک جای بخدمت و بندگی ما بیائید - ایلی شما را آنوقت معلوم کنیم و اگر فرمان خدای نگیرید و فرمان ما را دیگر کند شما را ما یاغی دانیم همچنان شما را معلوم میگردانیم و اگر دیگر کند آنرا ما می دانیم خدای داند. فی اواخر جمادی الاخر سنه اربع واربعین وسته مئه ٦۴۴ بازنویسی به فارسی (با استفاده از مقالهی" مغولها و پاپها" نوشتهPaul Pelliot 1922/23)
نامه گیوکخان نوهٔ چنگیزخان مغول به پاپ اینوسان چهارم Innocent IV در سال ۱۲۴۶م که طی آن خان مغول خواهان تسلیم پاپ در برابر قدرت خویش شد.
ده دوبیتی گورانی از سدۀ هشتم هجری سرودۀ عید عاشق خوشانی نهاوندی آرش اکبری مفاخر کشکول؛ سال دهم، شمارۀ ۳، پیاپی، ۳۳، پاییز ۱۴۰۴، ص ۲۹-۶۳. آرخش؛ خانۀ آموزش، پژوهش و ویرایش حماسههای ایرانی @arakhsha96 https://www.instagram.com/arakhsha96