حمید رضا عبدلی
Статистика❣️«فلسفه و زندگی»، «فلسفه درمانی»، و حال دل❣️ 👈 کانال تخصصی ام: @falsafe_va_zendegi 👈 کانال کنکور و درسی: @dr_abdoli_test 👈 ارتباط با ادمین: @ad_abdoli
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 303
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 47
- 1/48двое суток
- 53
- 1/72трое суток
- 58
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
#فلسفه_و_زندگی #پست_ویژه ... #کافه_فلسفه چه خبره؟! برنامههامون ... 🥰🥰 @falsafe_va_zendegi @h_r_abdoli
#دریافت کابوس، نیمی از احتضار است ... @h_r_abdoli @falsafe_va_zendegi
#شعر شعری که تاریخ مصرفش برایم گذشته؛ اما هنوز دوستش دارم: 🌹 رنجِ بیعشقی 🌹 شهرها میگردم و یک دل مرا دلدار نیست بختِ من خوش خفته دائم، لحظهای بیدار نیست هر کسی در آسمان عشق دارد کوکبی لیک از بدو تولد کوکبم در کار نیست شاهدان از من گریزانند، اما هیچ…
#دریافت اتاقی ترک خورده از خاطراتی که نامش را میگذارند "دل"؛ و اکنون زبالهدان کدورتها و منیتها؛ روی کیسه آویخته در این دلِ پیر، نوشته شده: عشق (love) __ صلح و آرامش (peace)! ... چرا شعار میدهی؟! دلای این چنین آلوده، چه جای عشق و امنیت؟! عشق و صلح میخواهی؟ از خود به در آی! هنوز پردهای زیبا و واقعی از لحظاتِ انس با جهان خارج وجود دارد، منیت را بِنِه و هر آنچه را غیر "من" است، بنگر! ویرانی، پایان ماجرا نیست! سرآغاز سفر به حقیقت است! حمید رضا عبدلی مکان: مهریز، بغدادآباد @h_r_abdoli @falsafe_va_zendegi
#دریافت #یادداشت ... در کنار همسر و بچههایم نشسته بودم و گلستانِ سعدی تورق میکردم. متوجه حکایتی شدم که هنوز هم برای انسان مدرن، درس دارد: «منجّمی به خانه در آمد، یکی مردِ بیگانه را دید با زنِ او به هم نشسته! 😳 دشنام و سَقَط گفت و فتنه و آشوب خاست. صاحبدلی که بر این واقف بود، گفت: تو بر اوجِ فلک چه دانى چیست؟ که ندانى که در سرایت کیست؟» 😁 این، حکایت بعضیهاست که به علمی (مثلا شیمی!) آگاهی کامل دارند؛ اما در سادهترین مسائل زندگیشان دچار کژفهمیاند و فکر میکنند «آگاهی» از برخی اطلاعات، به معنای «فهم» هم هست؛ چه فایده دارد که از اسرار فلک یا اسرار ملکولها و اتمها، آگاه باشی، اما در احمقانهترین طریق، رابطه صحیح با انسانها را ندانی! به نظر من، در یک برداشت، آن خانه که سعدی گفته، حکایت از «خود» انسان دارد. یعنی انسان مدرن (مثلا همان شیمیخوانده یا منجم)، از اخبار، شبکههای مجازی، مردم و ... اطلاعاتی دارد، اما هنوز از «خودش» چیزی نمیداند؛ و نمیفهمد که «خود» واقعیاش با چه کثافاتی پیوند زناشویی بسته است! حمید رضا عبدلی پانوشت: منجم را سعدی گفت برای کسی که از فواصل بسیار دور خبر دارد، و من شیمیدان را مثال زدم، به عنوان نماد کسی که کوتاهترین فواصل را میداند. (با احترام به تمامی علوم) @h_r_abdoli @falsafe_va_zendegi
#دریافت امشب نیز به انتظارت مینشینم؛ راهت را شاید گم کنی؛ گم کنی و به خانهی من آیی؛ انگار ماه بر تاریکخانهی دلام هبوط کند؛ سکوت کنم و در تو شوم؛ من، تو و تو من شوی! حمید رضا عبدلی @h_r_abdoli @falsafe_va_zendegi
#دریافت بعضیها برام جالبناکاند؛ برخی هم چندشناک؛ و فقط "تو" جذابناک! ☺️😘 حمید رضا عبدلی @h_r_abdoli @falsafe_va_zendegi
#دریافت وقتی دلتنگ یک مکان میشویم، شاید در واقع دلتنگ کسی هستیم که با او در آن مکان بودهایم ... و من دلتنگ همه مکانها هستم! پس از آخرین دیدار، "تو" را در همه جا دیدم، و با "تو"، همه جا را گشتم، و در همگان "تو" را جُستم! ..... ما میآموزیم که اینگونه با دلتنگیهامان زندگی کنیم ... 😔 حمید رضا عبدلی @h_r_abdoli @falsafe_va_zendegi
#دریافت رنج بیهوده مبر، رازهای من برای خودم هم راز است! حمید رضا عبدلی مکان: روستای دامک، علیآباد، تفت @h_r_abdoli @falsafe_va_zendegi
#دریافت میان صفر و یک، بینهایت عدد نهفته است؛ و میانِ درست و نادرست، بله و خیر، بودن و نبودن، میخواهم و نمیخواهم، و تمام تضادها و تناقضها، و از همه مهمتر، میانِ دوستت دارم و دوستت ندارم، جهانی سرشار از شایدها و حالتها، و اماها و اگرها، نهفته است ... و من چه بیزارم از منطق قطعیت و حتمیت و جزمیت؛ و تا چه اندازه عاشقام بر قضایای شرطی منطقی! و اگرها و شایدها ... شاید اینبار، شاید امشب، ... شاید او ... شاید من ... حمید رضا عبدلی @h_r_abdoli @falsafe_va_zendegi
#دریافت پرسش: "اصالت" به چه معناست؟ پاسخ: اصالت و اثرگذاری لزوماً به هیاهو و اثبات خود نیست؛ به عاقلانه عملکردن است در سکوت؛ و داشتن دکترای آرامش؛ و لذت بردن از هر آنچه در زندگی رخ مینماید ... حمید رضا عبدلی @h_r_abdoli @falsafe_va_zendegi
#دریافت و چقدر دردناک است فرسایش و کوفتگی تن، به سبب تردیدهای دمادمِ روح! کاش قرصهای دلبستگی، و عدم دلبستگی هم وجود داشت ... با قابلیت سفارش برای افراد خاص! حمید رضا عبدلی @h_r_abdoli @falsafe_va_zendegi
#دریافت میروم؛ اما غایب نیستام؛ تا وقتی در قلب "تو" میتپم، جاودانهام و پیشات میمانم؛ همنفسِ تمام آه کشیدنهای تو اَم، و همکلامِ تمام سکوتهای منی! تو میان آهها جستجو ام کن، و من میان سکوتها میجویمات؛ انگار تو سفیر واژهها باشی، و من سفیر معانی ... 💓 حمید رضا عبدلی @h_r_abdoli @falsafe_va_zendegi
#دریافت غایتِ ماجرایِ عشق ...؛ به هر معنا که تو از "غایت" اراده کنی! @h_r_abdoli @falsafe_va_zendegi
#فلسفه_ذهن #نفس_شناسی ما سه جهان داریم: جهان 1: امور فیزیکی و مادی؛ جهان 2: امور و رویدادهای ذهنی؛ جهان 3: جهان فرآوردههای ذهن انسان؛ (تمامِ مخلوقات ذهن انسان اعم از صنعت و هنر و ...) مهم آن است که جهان 1 نمیتواند جهان 3 را ایجاد کند؛ اما جهان 2 میتواند جهان 3 را ایجاد کند؛ چرا؟ چون "من" بیش از بدن است! حمید رضا عبدلی * تقریر سادهای از این دیدگاهِ کارل پوپر که معتقد بود که جهان 3 (جهان مخلوقات انسانی) نشان میدهد که تحت تاثیر امر ذهنی است؛ امری که بر خلاف جهان 1، اصلاً مادی محض (فیزیکی محض) نیست؛ یعنی مجرد است. @falsafe_va_zendegi @h_r_abdoli
#دریافت گاهی تلخ و تاریکترین ماجرایِ یک سفر این است که خود"ات" را نمیتوانی در خانه جا بگذاری و با خود نبری! حمید رضا عبدلی @h_r_abdoli @falsafe_va_zendegi
#دریافت خب، بهسلامتی بعد از کلی جستجو، آدرس خونه خدا رو هم پیدا کردیم: کوچه بنبست زندگی، خونه آخر، در سبز! حمید رضا عبدلی مکان: بافت سنتی محله گازرگاه یزد @h_r_abdoli @falsafe_va_zendegi
#دریافت یه سری حالات و احساسات هم هستند که در جمعیت معاصر ایران، بیشتر برای بچههای دهه شصت پیش میاد و اونها بهتر درکش میکنند؛ و من بهش میگم "سندروم دهه ۶۰"! انگار یه بیماری لاعلاج که هر از گاهی سر و کلهاش پیدا میشه و .... . . . شاید با ... حل بشه. حمید رضا عبدلی @h_r_abdoli @falsafe_va_zendegi
#دریافت هم بودنات برایام آرامشبخش است؛ هم نبودنات؛ یعنی آرامشام نه با نبودنات حاصل میشود؛ نه با بودنات؛ یعنی در معادلهی دلدادگی و دلبُردگی؛ هم اجتماع نقیضین ممکن است، هم ارتفاع آن دو! حمید رضا عبدلی مکان: بیمارستان قدیمی مرسلین، محله گازرگاه یزد، پنجره چوبی @h_r_abdoli @falsafe_va_zendegi
#فلسفه_ذهن #نفس_شناسی "من" آگاه باشم یا نباشم، امور فیزیکی همانگونه که هستند، هستند؛ اما اموری مانندِ احساس، باور، درد، خارش، عشق، میل و ...، تنها زمانی هستند که "من" باشم و ضمنا "آگاه" باشم؛ سادهتر اینکه: یک درخت، چه منِ آگاه باشم و چه نباشم، هست؛ اما باور و احساس و درد، تا زمانی هست که "من"ِ آگاه باشم! یعنی همه چیز به آگاهی بسته است که امری غیرمادی است؛ چرا؟ چون "من" بیش از بدن است! حمید رضا عبدلی @falsafe_va_zendegi @h_r_abdoli