هالین.
Статистикаهالین به معنای: پناهگاه، آشیونه، خونه. جایی که نور طلاییه، درختا سبز و آسمون آبی. آینازم داره مینویسه. لطفاً نوشته ها جای دیگه استفاده نشن.
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 8
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 58
- 1/48двое суток
- 66
- 1/72трое суток
- 71
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
لطفاً شعورتون رو افزایش بدید.
لطفاً شعورتون رو افزایش بدید.
توی بیو خیلی واضح گفتم متن ها جایی استفاده نشن
و گویی قبل از خلقتم تو را دیدم. چرا که برای قلبم از هر آشنایی آشنا تری.
تو که رفتی، عطر دارچین مرد. حتی نرگس ها هم بویی ندارند.
تو قشنگی مثل شکلایی که ابرا میسازن. @halilien
گویی که بال زخمی گنجشک را. گویی که دستِ نرم کودک را. گویی که لطافت ابر را. و گویی که تمام لبخند هایم را. مرا ببوس.
مرا ببوس.
قلم و جوهر زبان باز کرده اند. در گوشم نجوا میکنند: ایران ایران ایران.
خورشید ایران بسی وقت است که غروب کرده. اما مگر بعد از غروب، طلوع نور را هدیه نمیکند؟
ایران منم، ایران تویی. ایران مال ماست. و مال ما میمونه.
مرهم کم آورده ام، با تنم زخم هایت را پر میکنم. طاقت بیاور ایرانم.
ایران من، زخم هایت را میبندم و میبوسم. مبادا کم بیاوری، مبادا آزادی و آبادی را نبینی.
و غم، خیمه ای سایه وار بر سرزمین من زده.
آهای اهالی این خاک، همه ی ما نفرین شده ایم.
معنی زندگی برای من هیچوقت چیزی جز «همین اشک و لبخند ها» نبوده و نیست. زندگی همینه. همینکه الان بخندی به چیزی که گریهات رو در آورده بود و گریه کنی به یاد خنده ها. همینکه الان هوس کنی و فردا پشیمون بشی. همینکه الان به ذهنت برسه و اجازه ندی مغز و فکرت وارد عمل بشه٫ سریع انجامش بدی. همیناست که خاطره میشه. همیناست که «زندگی» میشه. پشیمون نباش بابت تجربه ها٫ چون تو زندگی کردی. تجربه کردی.
«رفتی و گفتی با مهربانی، نمیتوانی با من بمانی.» @halilien
و تو مرا به یاد جنوب میاندازی. با درد هایی بسیار، رقص هایی زیبا و غمهایی بیانتها.
به زیبایی و غمانگیزی جنوب بود.
ایران تهران نیست. ایران، ایرانه.