گنجشک های مرده
Статистикаهمین که حوصله شعر خواندنی داریم غنیمت است در این روزگار بی برکت... . . شروع فعالیت 👇 March 26 ,2017
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 2 792
- 1/48двое суток
- 3 199
- 1/72трое суток
- 3 450
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دلم می خواست کاری کنم که او هم به من احتیاج داشته باشد. اما چطور؟ چطور میشود کسی را وادار کرد به چیزی احتیاج پیدا کند که محتاجش نیست؟
گنجشک های مرده pinned «میدونی از اون روز به بعد دیگه بارون نبارید؛ فقط آسمونش ابری شد. نمیدونم تقصیر تو بود یا نه اما انقدر که گونههامون تر شد، شونههامون نشد؛»
میدونی از اون روز به بعد دیگه بارون نبارید؛ فقط آسمونش ابری شد. نمیدونم تقصیر تو بود یا نه اما انقدر که گونههامون تر شد، شونههامون نشد؛
پرنده کوچک من؛ به هر راهی که رفتم، مقصد تو بودی..
جونم در میره برای آواز خوندن استاد شجریان باهر آوا انگار که قلبم رو لمس میکنه و روحم رو نوازش..🕊🤍
میگه : دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد یاد حریفِ شهر و رفیقِ سفر نکرد گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم چون سخت بود در دل سنگش اثر نکرد:''')
حال مرا مپرس که هنجارها مرا مجبور میکنند بگویم که: بهترم…
مردم چه میکنند که لبخند میزنند؟ غم را نمیشود که به رویم نیاورم
گنجشک های مرده pinned «بمانی درختت میشوم، بمیری تابوتت ...»
بمانی درختت میشوم، بمیری تابوتت ...
بگیر بخواب؛ صبح باید پاشی بری دنبال رویاهات..
و بعضی از آدما هم برای ادامه یافتن شب به دنیا میان (بعضی آدما برای بدبختی کشیدن به دنیا میان) 🎬 مرد مرده_جیم جارموش_1995
غبار غم کی برود؟
آدم گاهى چاره اى به جز سازش ندارد. جز پذيرفتن. اجازه دادن به اينكه همه چيز، تنها اتفاق بيوفتد؛ مانند جريان رودخانه، و او را با خود ببرد، شناور و رها بر روى امواج آب.
من در نگهداشتن آدمها و دوست داشتنشان، همیشه یک جای کارم میلنگید. یا خیلی دیر میرسیدم یا خیلی زود. پس شروع به نوشتن کردم، غافل از آنکه بوسههایی که مینوشتم هرگز به دست کسی نمیرسید..
[ باید عشقی داشت عشقی بزرگ در زندگی، از آن رو که این عشق برای نومیدیهای بیدلیلی که ما را در چنگ میگیرد عذر موجهی میتراشد.. ]
توی سَرم پُر حرفه، اما دست و قلمم نمیچرخه. احساس میکنم تا انفجار مغز، چند قدم بیشتر فاصله ندارم.
پرنده کوچک من؛ رها کن این سیاهی غم را خودت را به من برسان که عشق، تو را باران کرد و بر خاک گونههای من نشاند..🕊🤍
گنجشک های مرده pinned «ای دوست ،ای برادر ، ای همخون وقتی به ماه رسیدی تاریخ قتل عام گل ها را بنویس 💔»
ای دوست ،ای برادر ، ای همخون وقتی به ماه رسیدی تاریخ قتل عام گل ها را بنویس 💔