.....کلبه شعر.....
Статистикаبه کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
- Последний пост
- 13 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 46
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
گفت دیده ست مرا ،این که کجا یادش نیست همه چیزم شده و هیچ مرا یادش نیست این ستاره به همه راه نشان میداده ست حال نوبت که رسیده ست به ما، یادش نیست قصه ام را همه خواندند، چگونهست که او خاطرات منِ انگشتنما یادش نیست ... بعدِ من چند نفر کشته ، خدااا میداند آن قدر هست که دیگر همه را یادش نیست او که در آینه در حیرتِ نیم خودش است نیمهی دیگر خود را چه بسا ، یادش نیست صحبت از کوچکی حادثه شد ، در واقع داشت میگفت مهم نیست مرا یادش نیست ... #کاظم_بهمنی کانال و گروه کلبه شعر @hamnafasane1
گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتی #کو رفیق رازداری! #کو دل پرطاقتی؟ شمع وقتی داستانم را شنید آتش گرفت شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتی تا نسیم از شرح عشقم باخبر شد، مست شد غنچهای در باد پرپر شد ولی کو غیرتی؟ گریه میکردم که زاهد در قنوتم خیره ماند دور باد از خرمن ایمان عاشق آفتی روزهایم را یکایک دیدم و دیدن نداشت کاش بر آیینه بنشیند غبار حسرتی بس که دامان بهاران گلبهگل پژمرده شد باغبان دیگر به فروردین ندارد رغبتی من کجا و جرأت بوسیدن لبهای تو آبرویم را خریدی عاقبت با تهمتی ... #فاضلنظری کانال و گروه کلبه شعر @hamnafasane1
همه خواااابند و من بیدارم امشب ... همه مستند و من هشیاااارم امشب همه آرام و خوش در بستر خواب من از هجرااان تو بی تابم ، امشب.... . شبتــون.مـــاه کانال و گروه کلبه شعر @hamnafasane1
عاشقان هم همه خوابند در این موقع شب بی گمان یک دل ویران شده از عشق فقط بیداااار است ...😔 کانال و گروه کلبه شعر @hamnafasane1
ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من جان به قربان تو و چشم سیاهت گل من باورت هست از آن لحظه که تو دور شدی همه شب منتظرم بر سر راهت گل من باورت هست دمادم به تو من می گفتم شده بر دوش من آن بار گناهت گل من این همه سردی تو باز عذابم دادهاست مگر آغوش کسی گشته پناهت گل من یادت آمد به تو گفتم که چه زیبا شده ای با گلی را که زدی تو به کلاهت گل من ... بارها گفته ام ای دوست چنین آه مکش چون که آتش بکشد خرمن آهت گل من کانال و گروه کلبه شعر hamnafasane1
.....کلبه شعر..... pinned «سلام به تک تک دوستان عزیز و بزرگوارم هر لحظتون سرشاااااار از سلامتی و شادکامی لطفا لینک گروه کلبه شعر را فقط با دوستانی که اهل شعر و ادب هستند به اشتراک بگذارید به هیچ عنوان گروه چت و بحث نیست و اکثر دوستان از شعرا و مدیران و ادمینهای کانالها و گروهای بسیار…»
سلام به تک تک دوستان عزیز و بزرگوارم هر لحظتون سرشاااااار از سلامتی و شادکامی لطفا لینک گروه کلبه شعر را فقط با دوستانی که اهل شعر و ادب هستند به اشتراک بگذارید به هیچ عنوان گروه چت و بحث نیست و اکثر دوستان از شعرا و مدیران و ادمینهای کانالها و گروهای بسیار وزین شعر و ادب هستند . https://t.me/+2LOlrK3yltRjZDY8 🌹🌹❤️🌹🌹👈
درسی به من آموخته ای ، یادم هست بیهـوده نبـاید ، بـه کسی دل را بست چون دامنِ پُـر ز مِهر ، در جایی نیست بـایـد بکِشم ، کنـون زِ هر دامن دست ویـرانــه مکن دل کسی بـا نیـرنـگ هـرگز نتـوان ، درونِ ویـرانـه نشست هـرگــز نهـراسـم ، از شکستـن در راه صد درس گرفته ام ز صدگونه شکست تنهـا بـه امیـدِ دیـدنـت ، زنـده منـم بـا بـوی گُـلِ تنِ تـو ، می گردم مست کانال و گروه کلبه شعر @hamnafasane1
تقصیر لب توست، جنون کلماتم این مستی از آن چشم، چکیده به لغاتم باید غزلم سر شود از حضرت حافظ زیرا که سر است از همه کس، شاخ نباتم تو عاشق افسونگری از گوشهی چادر من غرق معمای تو و این حرکاتم یک بار شنیدم ز لبت، شعرِ خودم را در رعشه هنوز از اثرِ موج صداتم چندیست که هر روز میآیی تو به مسجد چندیست، گناهم شده بیش از حسناتم تو سیدهای، کُفوِ تو من نیستم، افسوس! گیرم که گشاید گره ، ختمِ صلواتم گفتم که همین عشق نجاتم دهد اما حالا چه کسی میدهد از عشق نجاتم؟ کانال و گروه کلبه شعر @hamnafasane1
این آهنگ معرکس تکرارشم قشنگه گوش کن برو به اعماق خاطرات گذشته کانال و گروه کلبه شعر @hamnafasane1
دلم اندازه ی یک شهر برایت تنگ است آنقدر تنگ که با ذهن خودم در جنگ است آنقدر تنگ که از من قدمی دور شدی... یک قدم فاصله اندازه ی صد فرسنگ است به خیالم که به این عشق تعصب داری بی خیالیت برای منِ عاشق ننگ است مشکل انگار رقیب من و دلتنگی نیست چشمهای تو پر از وسوسه ی نیرنگ است دلم از این همه نا مردی تقدیر شکست هرچه سنگ است فقط لایق پای لنگ است حرفهایم اثری در تو ندارد انگار دل من عاشق و انگار دلت از سنگ است کاشکی گوش کنی حرف مرا برگردی... دلم اندازه ی یک شهر برایت تنگ است... کانال و گروه کلبه شعر @hamnafasane1
چه می جویی در این خانه که خود ویرانه اش کردی چه می بینی در این عاشق ، که خود دیوانه اش کردی نه می از جام ما نوشی ، نه دَم چشم از وفا پوشی نه خود را می کنی آزاد، نه در عاشق کُشی کوشی نه می خواهی مرا بی عشق، نه خود را عاشقم دانی نه بر عشقم زنی طعنه ، نه از عشقم گریزانی نه دورم از خودت سازی، نه با بازی نگه داری نمی دانم چه می خواهی، چه افکاری به سر داری کانال و گروه کلبه شعر @hamnafasane1
نام من #عشق است و غوغا کرده ام پیش از این صد فتنه بر پا کرده ام نیمه شب ها مثلِ ماهِ نقره ای جلوه در اینجا و آنجا کرده ام هم درونِ کعبه جا انداختم هم سر از میخانه پیدا کرده ام مثل ایمان و غم و ترس و امید خویش را در سینه ها جا کرده ام من به اسمِ عشق بازی بارها اشک در هر دیده دریا کرده ام شعله افروز و حسود و حیله گر با چنین وصفی خطا نا کرده ام در خورِ نامم تقلا کرده ام ! نام من #عشق است و غوغا کرده ام... کانال و گروه کلبه شعر @hamnafasane1
میخواهمت میدانی اما باورت نیست فکری به جز نامهربانی در سرت نیست دیگر شدی هرچند ، امّا من همانم آری همان شوری که دیگر در سرت نیست من دوستت دارم تمام حرفم این است حرفی که عمری گفتم اما باورت نیست من آسمانی بی کران ، روحی بلندم باور کن این کوتاهی از بال و پرت نیست ای کاش از آغاز با من گفته بودی وقتی توان آمدن تا آخرت نیست ... کانال و گروه کلبه شعر @hamnafasane1
مهربانا! عاشقانه سر بنه بر دامنم تا که مدهوشت کند عطرِ گُل پیراهنم چیست این احساس سرسبزِ بهارآور، بگو شاخهای از نسترن، یا دست تو بر گردنم؟ از تب عشق تو چون خورشید میسوزم، بخوان راز این دلدادگی را در نگاه روشنم ... آنکه میخواند مرا در خلوت شبها تویی اینکه میبوید تو را در عطر شببوها منم در هجوم بیکسی تنها تو با من دوست باش چون تو باشی، گو تمام خلق باشد دشمنم تشنهی نوشیدن #آوازهایت ماندهام ... کی میآیی از غزل باران بباری بر تنم؟ کانال و گروه کلبه شعر @hamnafasane1
می شود امشب به دنیایت مرا مهمان کنی؟ شعر تاریک مرا با مهر خود تابان کنی؟ می شود این چشم های ابری و پردرد را با نگاه آبی ات همسایه ی باران کنی؟ کاش امشب خلوت آیینه را با دست خود رنگ زیبایی ببخشی، زخم را پنهان کنی من پر از شمعم ، پر از پروانگی های عمیق باید امشب گل بیارایی و دست افشان کنی سرد سردم برف می بارد به روی شعر من کاش این کولاک شب را ظهر تابستان کنی کاش می ماندی و تا وقتی برآید آفتاب مثل آدم با تن حوایی ام عصیان کنی شب شده پیراهن من ، ماه ، تنها دکمه اش تا به دست مهربانت صبح را عریان کنی... کانال و گروه کلبه شعر @hamnafasane1
تا از عطشِ عشقِ تو داغم بغلم کن تا خواب بیاید به سراغم بغلم کن این عشق که پاک است وصالش ابدی نیست من منتظر روز فراقم بغلم کن نزدیک شو آنقدر که من یا تو نماند! خوش آمده وحدت به مذاقم بغلم کن آماده شو از مرگِ درآغوش نترسی تا رد شوی از سقف اتاقم بغلم کن با چشم بفهمان به منِ مست خودت را من عاشق این سبک وسیاقم بغلم کن محتاج به گرمایِ نفسهایِ تو هستم امشب پَر ِ مشتاقِ اجاقم بغلم کن کانال و گروه کلبه شعر @hamnafasane1
رهگذر عاشق نشو جایی برای عشق نیست در شب تاریک من، حال و هوای عشق نیست از رمق افتاده ام، بی طاقتم، اما کسی مثل این افتاده هرگز پا به پای عشق نیست هرکسی با شعر هایم خوش نوایی می کند بعد تو گوشم بدهکار نوای عشق نیست من نمی فهمم چرا یوسف به این شدت بد است! او نمی فهمد که رسوایی جزای عشق نیست زاهدان این شاعر دیوانه را بیرون کنید جمع کن این سفره را اینجا که جای عشق نیست عاشقش باشی، ز تنهایی به رسوایی رسی زاهدان در اشتباهید این سزای عشق نیست ... کانال و گروه کلبه شعر @hamnafasane1
کانال و گروه کلبه شعر @hamnafasane1
چقدر صدایت آشناست... انگار سالها در پناهِ یکی از خوابهای فراموششدهام نشسته بودهای؛ میشناسمت از لرزشِ آرامِ واژههایت، اما هرچه در کوچههای حافظه میگردم نامی از تو پیدا نمیشود. عجیب است... آرامشی در صدایت موج میزند که عقل را به مرزِ جنون میکشاند؛ شبیهِ دریا وقتی دیوانهوار ماه را در آغوش میکشد. و من، بیآنکه به یاد آورم از کجای جهان آمدهای، در تو گم میشوم؛ که گفتهاند: دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید... و چه خوش است این گمشدنِ بیدلیل در آشناییِ ناشناسِ صدای تو. #نعمت کانال و گروه کلبه شعر @hamnafasane1