هیچ
Статистикаیا خیر بگو، یا #هیچ مگو انواع کتاب های PDF و صوتی بخوانید، گوش دهید، و با ذکر منبع به اشتراک بگذارید. باشد که #هیچ کسی بدون کتاب و مطالعه نباشد...
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 31
- Всего постов
- 707
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 39
- 1/48двое суток
- 44
- 1/72трое суток
- 48
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
حس قشنگ زندگی
بجو آن صبح صادق را که جان بخشد خلایق را هزاران مست عاشق را صبوحی و امان باشد... سلام بر نور بر صبحی که امید را در تن ریشه می زند ... سلاااام، سلاااام زندگی شنبه جان آغاز هفته آغشته به نور و نرمیِ امید ...✨ 🌻💐 صبح زیباتون به لطافتِ نسیمِ نخستین روشنایی❤️
видео или голосовое, без подписи
"بسم الله الرحمن الرحیم" ای که در این خاکدان، جانوجهانی مرا چون بروم زین سرا، باغ و جنانی مرا جانِ مرا جان تویی، لعل مرا کان تویی در دل ویران تویی، گنج نهانیِ مرا آنکه به دل میدمد، روحِ سخن هر دمم تا نزند یک نفس، دیدمش آنی مرا شب همهشب تا به صبح، همنفس من تویی روز چو کاری کنم، کار و دکانی مرا تا که به محفل درَم، با تو سخن میکنم چون که به خلوت روم، مونسِ جانی مرا یک نفس از پیش تو، گر بروم گم شوم چون به تو آرم پناه، امن و امانی مرا گر تو برانی مرا، جان ز فراغت دهم جان به وصالت دهم، گر تو بخوانی مرا گه به وصالم کِشی، گه ز فراقم کُشی گاه چنینی مرا، گاه چنانی مرا فیض به تو رو کند، رو چو به هر سو کند نور تو عالم گرفت، قبله از آنی مرا موسيقي و دكلمه: علي اصغر رحيمي شعر: جناب فیض کاشانی الهی به امید .......
видео или голосовое, без подписи
کتاب: چیزی که من اعتقاد دارم برتراند راسل اگر برای اینکه آدم خوبی هستی انتظار پاداش داری، چندان هم آدم خوبی نیستی. @hich_365
میگم ک خیلی قشنگه بشر تونسته آتیشو کشف کنه بیا زیر چتر من ، ک بارون خیست نکنه ... اون کسی ک چترو ساخت عاشق بود؟؟ نه ، عزیزِ دلِ من ... آدم بود . خوانش حسین_پناهی
آن را که درون دل عشق و طلبی باشد چون دل نگشاید در آن را سببی باشد رو بر در دل بنشین کان دلبر پنهانی وقت سحری آید یا نیمشبی باشد جانی که جدا گردد جویای خدا گردد او نادرهای باشد او بوالعجبی باشد آن دیده کز این ایوان، ایوان دگر بیند صاحبنظری باشد شیرینلقبی باشد آن کس که چنین باشد با روح قرین باشد در ساعت جان دادن او را طربی باشد پایش چو به سنگ آید دریش به چنگ آید جانش چو به لب آید با قندلبی باشد چون تاج ملوکانش در چشم نمیآید او بیپدر و مادر عالینسبی باشد خاموش کن و هرجا اسرار مکن پیدا در جمع سبکروحان هم بولهبی باشد ╭┈┈┈┈┈─────📕 ╰┈➤@hich_365 🍂🍁
видео или голосовое, без подписи
📙بام نشینان (۳) ✍کاترین راندل 🎙بیــــتا ╭┈┈┈┈┈─────📕 ╰┈➤@hich_365 🍂🍁
видео или голосовое, без подписи
#غزل #غزلشمارهیدویستوسیزدهم گوهرِ مخزنِ اسرار همان است که بود حُقِّهٔ مِهر بدان مُهر و نشان است که بود عاشقان زُمرهٔ اربابِ امانت باشند لاجرم چشمِ گهربار همان است که بود از صبا پرس که ما را همه شب تا دمِ صبح بویِ زلفِ تو همان مونسِ جان است که بود طالب لعل و گهر نیست وگرنه خورشید همچُنان در عملِ معدن و کان است که بود کشتهٔ غمزهٔ خود را به زیارت دریاب زانکه بیچاره همان دلنگران است که بود رنگِ خونِ دلِ ما را که نهان میداری همچنان در لبِ لعلِ تو عیان است که بود زلفِ هندویِ تو گفتم که دگر رَه نزند سالها رفت و بدان سیرت و سان است که بود حافظا بازنما قصه خونابهٔ چشم که بر این چشمه همان آبِ روان است که بود #حافظ✍️✍️
видео или голосовое, без подписи
شب، زبان مادریِ من است. تاریکی چیزی را پنهان نمیکند؛ فقط شلوغیِ روز را کنار میزند تا بتوانی عمق را ببینی. بعضی حقیقتها فقط زیر نور ماه جرئت نفس کشیدن دارند. ╭┈┈┈┈┈─────📕 ╰┈➤@hich_365 🍂🍁
اگر همهی نیروها و عناصر طبیعت دستبهدست همدیگر بدهند تا در خدمت و فرمان یکنفر باشند، اگر خورشید هم به فرمان این یکنفر برآید و فرو رود، اگر دریاها و رودها به میل او بخروشد و جاری شوند، و اگر زمین به خودیِ خود همهی خواستهها و مایحتاج او را فراهم آورد، باز او درمانده و بیچاره خواهد بود تا زمانی که دستکم یکنفر را داشته باشد که شادیاش را با او قسمت کند و از احترام و دوستی او برخوردار باشد. 📚 #فلسفه_تنهایی 🖊 #لارس_اسونسن ╭┈┈┈┈┈─────📕 ╰┈➤@hich_365 🍂🍁
عصرتون گوارا 💐🍂
🌿 خلاصه کتاب : منطق الطیر🌿 ✍️ نویسنده: عطار نیشابوری کتاب از جایی شروع میشود که همهٔ پرندگان عالم در جایی گرد هم میآیند. هر کدام از یک سو آمدهاند، هر کدام زخمی در دل دارند، هر کدام چیزی میخواهند، و هر کدام بهانهای برای ماندن. در این جمع آشفته، هدهد،…
🌿 خلاصه کتاب : منطق الطیر🌿 ✍️ نویسنده: عطار نیشابوری کتاب از جایی شروع میشود که همهٔ پرندگان عالم در جایی گرد هم میآیند. هر کدام از یک سو آمدهاند، هر کدام زخمی در دل دارند، هر کدام چیزی میخواهند، و هر کدام بهانهای برای ماندن. در این جمع آشفته، هدهد، پرندهای که در این اثر جایگاه پیرِ راهنما و مرشد را دارد، برخاسته و سخن میگوید. او میگوید: «ای مرغان! شما پادشاهی دارید، اما از او غافل ماندهاید. نام او سیمرغ است؛ شاهی بلندمرتبه، دور از دسترسِ نگاههای سطحی، و یگانه حقیقتی که باید در جستوجویش باشید.» پرندگان در آغاز شگفتزده میشوند. سخن از سیمرغ برایشان هم جذاب است و هم ترسناک. هر کدام در دل خود چیزی پنهان کردهاند و به همین خاطر، سفر را با تردید نگاه میکنند. هدهد برای آنکه آنها را آماده کند، شروع میکند به باز کردن عقدههای دلشان. یکییکی پرندگان جلو میآیند و از درد خود میگویند. طاووس با غرور و حسرت سخن میگوید که روزی در بهشت بوده، اما از آن رانده شده است؛ دلش برای آن روزهای از دست رفته میسوزد و میخواهد به همان جا بازگردد.
مطالعه هر چیزی را عوض میکند، هر چیزی را به سطح بالاتری از وجود و فراتر از روزمرگیهای ابلهانه میکشاند. ╭┈┈┈┈┈─────📕 ╰┈➤@hich_365 🍂🍁
видео или голосовое, без подписи