- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 40
- 1/48двое суток
- 45
- 1/72трое суток
- 49
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دربارهی دیکتاتوری و خودکامگی سرنوشت ناگزیر خودکامگی و دیکتاتوریها این است که به کاریکاتور تبدیل میشوند. سرنوشت خودکامگان و دیکتاتورها و دیکتاتوریها هم تراژیک است و هم کمیک! ناگزیر چنین است چراکه سرشت دیکتاتوری تناقض است. میخواهد نیرومند باشد و یکهتاز؛ اما همین خواست و خواهش و گرایش است که او را به سوی ناتوانی و فروپاشی میراند. خواست و خواهشی شوم که سرنوشت شوم را میزاید. فرزند و حاصل دیکتاتوری چیز جز این نمیتواند باشد: مرگ. دیکتاتوری جز مرگ و تباهی نمیزاید. ز مادر مرگ را زاده است. دیکتاتوری مرگآفرین است. ویرانگرست. در حالیکه بظاهر رو به فراز میرود سر در نشیب دارد. قدرت و اقتدارش پوشالی و توخالی و بیریشه و نااستوار و لرزان و شکننده و زودگذرست. طبل توخالی است؛ بلندآواز و میانتهی. دیکتاتور کاریکاتور است. قلابیست. تقلبیست. متقلبپرورست. متقلبان را برمیکشد و بر مردم چیره میکند. دیکتاتوری نمیتواند جز این باشد. سرشتش نابودگریست. آدمکش است. دشمن زندگیست. از روشنایی میهراسد و میگریزد. تاریکیدوست است. در تاریکیست که میزاید و میزید و میبالد و میپاید. برای رماندن و راندن و برانداختناش بس اینکه هر کس چراغی برافروزد و پرتوی بیفکند. چراغ فضیلت. فضیلت جمعی. فضیلت بالنده و گسترنده. چراغ دانش و خرد. چراغ مهر و دوستی. چراغ مدارا و مروت. مروت و مدارا نه یکی با دوستان و دیگری با دشمنان؛ که هر دو با دشمنان. با دشمنان مروت و با دشمنان مدارا. دیکتاتوری پراکندگی و دشنام و ستیز و پرخاش میان مردمان را دوست دارد. ریشهاش از همینجا و همینها آب میخورد. کینه و نفرت شیشهی عمر اوست و مهر و دوستی و مدارا و رواداری سنگ آن. شیشهی کین را تنها سنگ مهر میشکند. کین را با کین نمیتوان کشت. کین را با کین نمیتوان کاست. بدی را با بدی نمیتوان از میان برداشت. با دروغ نمیتوان با دروغ جنگید. با آلودگی نمیتوان آلودگی را شست. با جنگافروزی نمیتوان آتش جنگ را خاموش کرد. سرشت دیکتاتوری ستیزهگری و کینتوزیست. میان آدمها مرز میکشد. خطخطیشان میکند. رنگشان میکند. آدمها رنگهای طبیعی دارند. گونهگوناند. رنگارنگاند و این زیباست. اما سرشت نوعی و کلی و جوهری آدمی فراتر از این رنگهاست. دیکتاتوری رنگهای مصنوعی را خوش میدارد و تحمیل میکند. آنکه در ذات و فطرت بیرنگ و فراتر از رنگ است چون رنگی شد جنگی میشود. آدمها از نیرنگ رنگ - رنگهای مصنوعی و تحمیلی - است که با هم به جنگند. هرچه رنگ کمتر جنگ کمتر. هرچه رنگ بیشتر جنگ بیشتر. دیکتاتوری آدمها را رنگ میکند. درخت دیکتاتوری از رنگهای مصنوعی و تحمیلی آب میخورد. رنگارنگی طبیعی را که خدایی و خداداد و لازمهی زندگی و پویندگی و بالندگی و پایه و بنیاد زیباییست به شیطنت تبدیل به ابزاری برای تفرقهافکنی میکند. چنین است که دیکتاتوری جامعه را به تباهی و فساد میکشد و به پرتگاه سقوط و فروپاشی میبرد. و... #داریوش_رحمانیان https://t.me/hichestandr
در گفتوگوها و پیامهایی که با پارهای از دوستان در ماههای اخیر داشتم بسیار شد که بوی نومیدی شنیدم. این👇 یکی از پاسخهایی است که به این دوستان دادم. کسانی آن را از سنخ روانشناسیزرد میپندارند! خودم گمان میکنم که سرخ است و روشن و آتشوش. آتش ایران هرگز خاموش نخواهد شد. یقین دارم. هرگاه به شگفتیها و زیباییهای بیمانند یا کممانند ایران و فرهنگ ایران میاندیشم از ژرفای دل و جان احساس غرور و سربلندی میکنم و همواره با خود میگویم که در پیشگاه حضرت حق جل و علا من حقیر بیمقدار چگونه خواهم توانست سرسوزنی از این نعمت بیمانند را شکر کنم؟ ایران امروز و اکنون بسیار گرفتار است. هستند کسانی که رشتهی امیدشان گسسته است و عمیقاً نسبت به امکان بقا و دوام ایران احساس نگرانی میکنند. از جهاتی به اینان حق میدهم؛ اما در عین حال تأسف میخورم که چرا ایران و مردم ایران را چنین دستکم گرفتهاند. آری خطر هست و بسیار هم مهیب و سنگین است. باید ترسید. باید نگران بود. خردمندانه نیست که انبوهی از چالشها و خطرات و آسیبهای بسیار شدیدی که زیرساختهای فرهنگی و تمدنی و اجتماعی ما در این چند دهه خورده است و همچنان هم میخورد را نادیده یا کمدیده بگیریم. این اگر آگاهانه باشد خیانت است و اگر ناآگاهانه باشد نادانی و غفلت است. همهی اینها را باید دید تا به ورطهی امیدهای دروغین و خوشبینیهای افراطی و بیپایه و بنیاد نیفتاد. اما در عین حال به کسانی که به ورطهی نومیدی غلتیدهاند به چشم خطر بزرگتر و بنیادیتر مینگرم. اگر مرام و روش و بینش اینان ریشه بدواند؛ اگر پتیارهی نومیدی چیره شود ایران از وضعیت رکود و ایستایی به این زودیها رهایی نخواهد یافت. نگرانی و دغدغهمندی چیزیست و نومیدی چیزی دیگر. انسان دغدغهمند، هم خطر را میبیند و هم فرصت را و بنابراین برای دفع خطر به حرکت درمیآید. آنکه نومید است خطر را میبیند و فرصت را درنمییابد و به بیعملی گرفتار میآید. خلاصه کنم: بیخ و بنیاد فرهنگ ایران امید است. تجلیات و نمودها و نمادهای امید را در همهی اجزاء و سویههای تمدن و فرهنگ ایران میتوانیم ببینیم: نوروز، چله، سده، مهرگان، تیرگان، آثار نمایندگان فرهنگ ایران، فردوسی و مولانا و نظامی و سعدی و حافظ و... ایران در طول تاریخ پرتلاطم خود اگر مانده است به خاطر همین فرهنگ بوده است: فرهنگ امید من عمیقاً بر این باورم که هر کس ایران و ایرانی را درست و دقیق شناخته باشد، ضمن توجه خردمندانه به خطرات و موانع و آسیبها که کفهی نومیدی را برای پارهای از مردم سنگین کرده و میکند، به تاریخ و فرهنگ شگرف و شگفت ایران نیز توجه و تکیه میکند و نیرو و امید میگیرد. این امید میتواند گاه به مقام و مرتبهی یقین برسد. یقین به اینکه ایران، با تکیه بر فرهنگ امید و برپایهی نیروی مردم دیر یا زود شکوفا و بالنده خواهد شد. آزاد و آباد و شاد. من اکنون از امید گذشته و به یقین رسیدهام: ایران عزیز ما سربلند خواهد شد. فرجام جنگ مردم و نامردم چیزی نیست مگر پیروزی مردم. مردم ایران بیگمان بر پتیارهی خودکامگی چیره خواهند شد. یقین دارم که درخشش ایران بار دیگر جهانیان را خیره و شگفتزده خواهد کرد. تاریخ ایران به روشنی گواهی میدهد که ایران بارها در راه افتاده است اما هرگز از راه نیفتاده است. #داریوش_رحمانیان هشتم امرداد هزار و چهارصد و پنج https://t.me/hichestandr
دربارهی کارلو گینزبورگ کار بزرگیست خردکردن تاریخ. گونهای از بتشکنیست. کارلو گینزبورگ یکی از بتشکنان روزگار ما بود. برای ما که تاریخمان همچنان در دام بتسازی و بتپرستی است کارهای امثال او ارزش و اهمیت ویژه دارد. #داریوش_رحمانیان https://t.me/hichestandr
سر خودکامگان بوسهگاه شیطان است. #داریوش_رحمانیان https://t.me/hichestandr
دل مردم ترازوی نیک و بد حاکمان و حکومتهاست. کارنامهی حکومتها را با این تراوز میسنجند و داوری میکنند. #داریوش_رحمانیان https://t.me/hichestandr
حکومت بجز خدمت خلق نیست. این یادداشت را عجالتا و اجمالا و سربسته در نقد پارهای از گفتارها مینویسم که در سال اخیر با تکیه بر شاهنامه تبلیغات و تلقینات خاصی کردند. پارهای از این گفتارها از آن کسانی بود که در شاهنامهدانی و شاهنامهپژوهی در ایران و انیران شناختهشده و سرآمد هستند. این بیت معروف سعدی را همه در حافظه داریم که: عبادت بجز خدمت خلق نیست به تسبیح و سجاده و دلق نیست و شکل دیگرش چنین است: طریقت بجز خدمت خلق نیست به تسبیح و سجاده و دلق نیست این بیت مانند بسیاری دیگر از سخنان سعدی در زمرهی مثل سایر است و مردم بویژه در خردهگیری بر خشکهمقدسی آن را به کار میبرند. و اما از این مقدمه که بگذریم اصل سخن ما این است که با توجه به و با تکیه بر آثار سنت اندرزنامهنویسی سیاسی و از جمله شاهنامه و آثار سعدی و... میتوان مصرع نخست این بیت را چنین گفت: حکومت بجز خدمت خلق نیست این حکمی است که از دل سنت اندرزنامهنویسی ما بیرون میآید. شاهنامهی حضرت فردوسی نیز که در دل خود اندرزنامهای بسیار درخشان و گرانمایه را جای داده است پند و پیامی جز این ندارد که حکومت بجز خدمت خلق نیست. این حکمت و این پند و این پیام در سراسر شاهنامه موج میزند. اگر باید که از شاهنامه پندی بگیریم و به ارباب زور بدهیم چیزی جز این نیست که کشورداری مردمداری است و بس. یکی پند آن شاه یاد آوریم ز کژی روان سوی داد آوریم دادنامه و خردنامه و مردمنامهی حضرت فردوسی را دستمایهی تبلیغات برای بیخردان پندارزدهی بیدادگر مردمستیز و ایرانسوز نکنیم. حضرت فردوسی عون فرعون نبود. سخن حضرت فردوسی مردممداری است نه زورمداری نامردم. از شاهنامه توجیه خودکامگی و زورمداری نامردم بیرون نمیآید مگر به زور دروغ و تحریف و یا برپایهی کژبینی و کژخویی و کژداوری. شاید یک وجه غمانگیز تاریخ این متن گرامی و ارجمند همین است. تاریخ بهرهگیریهای ناروا از شاهنامه و کژخوانیها و ابزار تبلیغات و تلقینات خاص کردن آن خود موضوعیست بسیار پراهمیت برای پژوهش. اگر عمری باشد تفصیل این اجمال به وجهی روشنتر در آینده بیآید. عجالتا از سر درد و اندوه چیزکی قلمی شد. #داریوش_رحمانیان شانزدهم خرداد هزار و چهارصد و پنج https://t.me/hichestandr
رسم روزگار روزگار حیف روا ندارد هرآینه داد مظلومان بدهد و دندان ظالمان بکند. سعدی https://t.me/hichestandr
گفتند « دعوی بتر است یا گناه؟» گفت « دعوی خود گناه است.» شیخ ابوالحسن خرقانی نوشته بر دریا، ص ۲۲۴ https://t.me/hichestandr
ستاره به من چشمک میزند به ماه میگویم از دور رویت را میبوسم خورشید گرم نگاهم میکند آسمان میگوید من دریایم در من بنگر طوری که غرق شوی درخت برایم دست تکان میدهد کوه یادم میآورد کوچکیام را دریا میگوید موج مرا جلوه میدهد موجهای زندگیات را شکر بگذار #داریوش_رحمانیان https://t.me/hichestandr
رگ زندگی در جهان امروز، در زمانهای که عصر ارتباطات لقب گرفته است، اینترنت رگ زندگی است. زندگی آدمیان در این روزگار از هر جهت به درجات با اینترنت گره خورده است. اینترنت خود زندگی است.بستن اینترنت خفهکردن زندگیست. خفهکردن مردم است. تیغکشیدن بر شاهرگ حیاتی جامعه است. فیلترینگ و خط سفید و اینترنت طبقاتی و هر کردار و رفتار و سیاستی از این دست، هر نامی که میخواهید بر آن بگذارید، چیزی نیست مگر مردمستیزی و مردمسوزی و مردمکشی. #داریوش_رحمانیان بیست و سوم اردیبهشت هزار و چهارصد و پنج https://t.me/dariush_rahmanian https://t.me/mardomnameh https://t.me/hichestandr
دنیا گنج است و مار است. قومی با گنج بازی کنند قومی با مار. شمس تبریزی بنگر به چه مشغولی. https://t.me/hichestandr
حق مردم حق مردم را به آنان بدهید. حق مردم را کالا نکنید و کالا نپندارید. حق مردم را به آنان نفروشید. دسترسی به اینترنت و گردش آزاد اطلاعات حق ذاتی همهی مردم است نه پارهای از مردم. جایی که نامردم بر مردم چیرگی داشته باشند حق به امتیاز و کالا تبدیل میشود. کالاکردن حق، ناحق است. #داریوش_رحمانیان هشتم اردیبهشت هزار و چهارصد و پنج https://t.me/hichestandr
💠 ریشههای کنش متفاوت خانوادههای داغدار دکتر #داریوش_رحمانیان در نشست یکشنبه ۳ اسفند ماه در موسسه رحمان، در تحلیل ریشههای فرهنگی و تاریخی پایکوبی، دستافشانی و سرودخوانی خانوادههای داغدار، ضمن نقد روایت شکست و #خودخوارانگاری نسبت به جامعه ایرانی، از #تداوم_فرهنگی و وجود نوعی فرهیختگی در جامعه و از نقش سنتها و آیینها در تابآوری ایرانیان در برابر بحرانها و از جایگاه #امید و #شادی در فرهنگ ایرانی میگوید. 🔗 کانال تلگرام موسسه رحمان #وضعیت @Jaryaann
گویا از اپیکتتوس، حکیم رواقی است که: اگر منتظر غیرمنتظره نباشی هرگز آن را نخواهی یافت. زندگی افراد و تاریخ جوامع انباشته است از رویدادهای نامنتظر. رویدادهایی که هیچ کس منتظر و متوقع آنها نبوده است. یکی از درسها و عبرتهای تاریخ همین است. آن کس که از تاریخ خوب آموخته باشد چشمی به منتظرهها دارد و چشمی به نامنتظرهها. به حکم تاریخ همواره منتظر و مترصد غیرمنتظرههاست. و... #داریوش_رحمانیان بیست و سوم بهمنماه هزار و چهارصد و چهار https://t.me/hichestandr
یکی منتظر مینشیند و یکی منتظر میایستد و میان این دو فرق بسیار است... #داریوش_رحمانیان https://t.me/hichestandr
هیچ کلامی تسلیبخش مردم سوگوار ایران نخواهد بود و این داغ بزرگ و زخم عمیق را مرهم نخواهد نهاد. ننگ و نفرین ابدی بر آمران و عاملان و سببسازان این جنایت بزرگ. خداوند در کمین ستمکاران است. 🖤🖤🖤🖤🖤 چهارم بهمنماه هزار و چهارصد و چهار https://t.me/mardomnameh https://t.me/dariush_rahmanian https://t.me/hichestandr
خودکامه به دشمن نیاز ندارد خودش ریشهی خودش را میکند. https://t.me/hichestandr
همه چیز با عشق قابل معاوضه است؛ اما عشق با هیچ چیز قابل معاوضه نیست. https://t.me/hichestandr
https://www.khabaronline.ir/news/2163655/ https://t.me/hichestandr https://t.me/dariush_rahmanian گزارشی است از سخنرانی در نشست رونمایی نصایح شاهرخی این گزارش به ویرایش نیاز دارد. علاقهمندان بهترست فایل صوتی را بشنوند.
پس از تاریکی ... و غم نخوری و نومید نشوی از درازشدن ظلمت که لیلا طویلا که چون تاریکی دراز آید، بعد از آن روشنی دراز آید. شمس تبریزی یولج الیل فیالنهار و یولج النهار فیالیل https://t.me/hichestandr