- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 9
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 684
- 1/48двое суток
- 783
- 1/72трое суток
- 845
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
من چند روز دیگه قراره برای چند رویدادی که در مشهد در حال برگزارییه به مشهد سفر کنم. یکی از برنامههایی که اونجا داریم یک نشست شاهنامهخوانییه؛ قراره با هم یک داستان از شاهنامه رو بخونیم و کلی دربارهاش صحبت کنیم. من هم که قراره اجرای شاهنامهخوانی داشته…
من چند روز دیگه قراره برای چند رویدادی که در مشهد در حال برگزارییه به مشهد سفر کنم. یکی از برنامههایی که اونجا داریم یک نشست شاهنامهخوانییه؛ قراره با هم یک داستان از شاهنامه رو بخونیم و کلی دربارهاش صحبت کنیم. من هم که قراره اجرای شاهنامهخوانی داشته باشم. پس اگر مشهد هستید و دوست دارید در این برنامه شرکت کنید، به این آیدی پیام بدید تا اطلاعات کامل رو براتون بفرستم.🧍🏻♀️✨ @SarvAcademy_admin
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
Isle of Dogs - 2018 directed by Wes Anderson.
چیزی که واقعاً از ته دل آرزو میکردم خودکشی بود. دوست داشتم از پنجره بپرم بیرون. قطعاً این کار را میکردم اگر مطمئن بودم همین که به زمین برسم یک نفر پارچهای میاندازد روم. اصلاً دوست نداشتم یک مشت عوضیِ فضول دورم جمع بشوند و بِروبِر بدن آشولاشم را تماشا کنند. - “ناطور دشت”، نوشتهٔ جی. دی. سلینجر، ترجمهٔ محمدرضا ترکتتاری.
رها و «ملکوت».
امروز کتاب «ملکوت» از بهرام صادقی رو خوندم. به تازگی کتاب رو تمام کردم و برای همین نمیدونم که باید دقیقاً راجع بهاش چی بگم. فقط میدونم از اون کتابهایییه که آدم بعد از بستن صفحهٔ آخر، احساس میکنه یک چیزی در وجودش تکون خورده، یک چیزی که آدم رو آمادهٔ یک…
امروز کتاب «ملکوت» از بهرام صادقی رو خوندم. به تازگی کتاب رو تمام کردم و برای همین نمیدونم که باید دقیقاً راجع بهاش چی بگم. فقط میدونم از اون کتابهایییه که آدم بعد از بستن صفحهٔ آخر، احساس میکنه یک چیزی در وجودش تکون خورده، یک چیزی که آدم رو آمادهٔ یک تغییر جدید و تازه میکنه. شاید این تغییر، دستیابی به یک جهانبینی عجیب باشه. قرار نبود همین امروز که خوندنش رو شروع کردم، اون رو به پایان برسونم. فقط چند صفحه خوندم و بعد دیگه نتونستم کتاب رو رها کنم. وقتی به خودم اومدم، کتاب تمام شده بود و مغزم تبدیل شده بود به یک کلاف درهمپیچیده؛ پر از سؤال، پر از تردید، پر از چیزهایی که هنوز نمیدونم باید چهطور توضیحشون بدم و راجع بهشون حرف بزنم. خیلی وقت بود که یک کتاب اینقدر تکونم نداده بود. واقعاً حس میکنم دلم میخواد برم توی خیابون و به هر کسی که از کنارم رد میشه بگم: «اگه قراره امسال فقط یک رمان فارسی بخونی، بذار اون “ملکوت” باشه.»
- “کتاب گورستان”، نوشتهٔ نیل گیمن، ترجمهٔ فرزاد فربد.
без подписи
без подписи
اریک رومر؛ یک گفتوگو مجلهٔ فیلم کوآرتلی، شمارهٔ ۴ (تابستان ۱۹۷۱)؛ ۴۱-۳۴. چاپ مجدد به درخواست انتشارات دانشگاه کالیفرنیا.
مجوعهٔ “Six Moral Tales” رو میتونید به ترتیب زیر ببینید: 1. The Bakery Girl of Monceau 2. Suzanne's Career 3. La Collectionneuse 4. My Night at Maud's 5. Claire's Knee 6. Love in the Afternoon
گراهام پتری: بهطور دقیق منظور شما از کلمهٔ «اخلاقی» در عنوان این مجموعه فیلمها چیست؟ اریک رومر: در زبان فرانسوی moraliste وجود دارد که فکر نمیکنم در انگلیسی معادلی داشته باشد. در واقع ارتباط زیادی با کلمهٔ «اخلاق» ندارد، moraliste کسی است که به توصیف آنچه…
مجموعهٔ “Six Moral Tales
یک چیزی که من همیشه بهاش فکر میکردم این بود که چرا اریک رومر برای مجموعهٔ “Six Moral Tales” (به معنای: شش حکایت اخلاقی) از چنین عنوانی استفاده کرد. چون موقع تماشای هر شش فیلم از این مجموعه فکر میکردم به خاطر چنین عنوانی، فیلمها باید یک محتوای اخلاقی بهخصوص داشته باشن… و خب، خیلی اینطور نبود. و همین چند دقیقهٔ پیش داشتم گفتوگوی اریک رومر با گراهام پتری رو در کتاب “مصاحبههای اریک رومر” میخوندم و دیدم که خود رومر راجع به این موضوع توضیحاتی داده و تازه الان متوجه شدم که ماجرا از چه قراره.