tgindex
Inspiration
@inspiratioon8персидский

‏خودت را بساز تا آدم امنی شوی، برای روزهایی که نمی‌شود به کسی پناه برد.🪽🤍

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
2 115
−3 за 4 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 172
21 постов
Вовлечённость
55,4%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 21
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
454
1/48двое суток
520
1/72трое суток
561

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 14 авг.1336из ndanqbb

    «زن باید بلد باشه مردش رو نگه داره.» این جمله از اون جمله‌هاییه که خیلی عادی شنیده می‌شه، ولی پشتش یه نگاه خیلی عجیبه. انگار مرد یک موجودیه که ممکنه هر لحظه از دست بره و زن باید بلد باشه چطور با غذا، ظاهر، رابطه جنسی، محبت، سکوت و هزار جور فداکاری نگهش داره. اگر مرد وفادار بمونه: «زنش خوب بلد بوده باهاش رفتار کنه.» اگر خیانت کنه: «حتما زنش یه چیزی کم گذاشته.» اگر سرد بشه: «زنش باید بیشتر بهش توجه می‌کرد.» اگر بره: «نتونست مردشو نگه داره.» ببخشید ولی مرد بالغ، حیوون خونگی نیست که نیاز به نگهداری داشته باشه. وفاداری تصمیمه. تعهد تصمیمه. احترام گذاشتن تصمیمه. اگر یک مرد خیانت می‌کنه، این انتخاب خودشه نه نتیجه‌ی کم بودن آرایش زن، غذای بدش، شاغل بودنش، مستقل بودنش یا حتی کم شدن توجهش. هیچ زنی قرار نیست تمام عمرش در حالت «مراقبت از مرد» زندگی کنه تا مبادا یک روز مرد تصمیم بگیره خیانت کنه یا بره. رابطه قرار نیست پروژه‌ی «چطور یک مرد رو نگه داریم» باشه. دو آدم بالغ وارد رابطه می‌شن، هر دو انتخاب می‌کنن که بمونن، هر دو برای رابطه تلاش می‌کنن و هر دو مسئول رفتار خودشونن. پس بیایم یک بار این سوال رو هم از مردها بپرسیم: تو بلدی چطور زنت رو نگه داری؟ یا فقط از زن انتظار داریم اونقدر خودش رو تغییر بده و فدا کنه که مرد هیچ‌وقت بهانه‌ای برای رفتن پیدا نکنه؟ چون اگر موندن یک مرد وابسته به اینه که زن چقدر خوب خودش رو مطابق میل اون تنظیم کنه، اسمش «رابطه‌ی سالم» نیست؛ اسمش تلاش یک نفر برای مدیریت کردن انتخاب‌های نفر دیگه‌ست.

  • ‌ «می‌گردی.... بین فلسفه می‌گردی لا‌به‌لای ادبیات می‌گردی، درون سينما می‌گردی، ميان موسيقى می‌گردی، بلكه فيلسوفى تو را يافته باشد، اديبی تو را نوشته باشد، فيلمسازى تو را ساخته باشد و موسیقی‌دانی تو را نواخته باشد. آدمی تشنه جرعه‌ای درک شدن است؛ می‌خواهد خودش را بخواند و ببیند و بشنود.» وحید عیسوی

  • قبلاً فکر می‌کردم حالم فقط از نظر روحی خوب نیست، ولی کم‌کم فهمیدم وقتی آدم هی احساساتشو قورت می‌ده و هیچ‌وقت بهشون اجازه بیرون اومدن نمی‌ده، فقط دلش خسته نمی‌شه؛ مغزشم انگار کم میاره. یه جاهایی تمرکز کردن سخت می‌شه، یه چیزایی که تازه خوندی یادت نمی‌مونه، وسط حرف زدن کلمه‌ها یهو از ذهنت می‌پرن. انگار مغزت اون‌قدر درگیر تحمل کردن همه‌چیزه که دیگه نمی‌تونه مثل قبل اطلاعات رو پردازش کنه و راحت به یاد بیاره. شاید اینا فقط نشونه‌ی یه ذهن خسته باشه؛ ذهنی که مدت‌ها بارِ احساساتِ نگفته رو به دوش کشیده.

  • "زندگیم پر شده «از مهم نیست» هایی که مهمن."

  • ‌ به کسی که در جمع‌تان حرف نمی‌زند، فوری برچسب افسرده، منزوی، ضداجتماع و خجالتی نزنید! شاید او می‌خواهد خودش انتخاب کند که با چه کسی معاشرت کند. سکوت شاید در شخصیت اوست. شاید حرفی ندارد یا شاید از شما خوشش نمی‌آید. فلسفه تنهایی؛ لارس اسوندسن.

  • "نگرانی، واقعاً بدترین استفاده از قدرت تخیله."

  • 24 июл.1 05922

    ‌ عمری که فقط طی شد عمری که فقط رد شد ماییم و شب و آه و تشویشِ «چه خواهد شد» سیدتقی سیدی

  • 21 июл.1 27615

    درست و غلط... شاید فقط چیزیه که هر کسی از دید خودش تعریفش می‌کنه. یه چیزی که برای تو کاملاً درسته، ممکنه از نظر یکی دیگه اشتباه باشه و برعکس. و همون چیزی که تو بهش میگی اشتباه، شاید برای یکی دیگه تنها راهی باشه که بلد بوده.

  • 17 июл.1 36921

    بعضی آدما هیچ‌وقت نمی‌فهمن برای موندنشون از چی گذشتی... چند بار غرورت رو کنار گذاشتی، چند بار گفتی «اشتباه کرده، سخت نگیر»، چند بار خودت رو نادیده گرفتی و بیشتر از چیزی که باید، مهربون بودی. همه‌ی اینا فقط برای این بود که یه روز حسرت به دلت نمونه و با خودت نگی «کاش بیشتر تلاش می‌کردم». اما آخرش می‌فهمی بعضی آدم‌ها از همون اول دلشون جای دیگه بوده. حقیقت رو خیلی زود حس می‌کنی، فقط دلت دیرتر حاضر می‌شه قبولش کنه. تلخ‌ترین قسمت ماجرا هم اینه که من حتی با زخم‌هایی که از قبل داشتی دوستت داشتم؛ سعی نکردم عوضت کنم، فقط خواستم مرهمت باشم. ولی آخرش، زخم تازه‌ای که روی دل من موند، یادگار همون مهربونی‌های بی‌حسابم بود.

  • 16 июл.1 18823

    یک نفر میگفت دیدی آخرش سرما گذشت موسم گرما رسید و فصل سختیها گذشت گفتم آری دیدم اما کاش می دیدی تو هم بین سرد وگرم این دنیا چه ها برما گذشت مهدی جوینی

  • 12 июл.1 18522

    ‌ «گفت: باورت میشه؟ انگار همه‌ی تلاش این مدتم فقط برای برداشتن آوار بوده من هیچی نساختم.» مهدیه نامداری

  • 10 июл.1 49139

    میگه که: بعضی فکرها اومدن فقط چاییشونو بخورن و برن... تو چرا واسه شام نگهشون میداری؟

  • 9 июл.1 27614

    ‌«تنها سعادت بشر در این است که اصلا متولد نشود.» هنر رنجاندن، آرتور شوپنهاور

  • 5 июл.1 51011

    اما تو دیگه شدی برا من مَردُم

  • 4 июл.1 5569

    Fark ettin mi? Biri seni anlayinca gözlerin doluyor.

  • 2 июл.1 85817

    "مهم‌تر از پیاده‌روی‌ و خوردن غذای سالم و نکشیدن سیگار و رعایت روتین پوستی و ورزش کردن ، اینه یاد بگیری آدمیزاد یکی از غریبه میخوره ، ده تا از آشنا ، صدتا از خودش...!"

  • 1 июл.1 6719

    без подписи

  • 30 июн.1 36423

    رفتم از خالق بخواهم یک دو روزی مرگ را پاسخ آمد به خیالت زنده بودی تاکنون؟ علیرضا‌ ‌آرام‌

  • 30 июн.1 2197

    قبل از اینکه دیر شود، کاش یاد بگیریم بیشتر زندگی کنیم تا کمتر حسرت بخوریم؛ چون سنگین‌ترین بارِ آدم، گذشته نیست... «کاش»‌هایی‌ست که هر روز روی دلش جمع می‌شوند. کاش، کاش‌هایمان کمتر می‌شد؛ تا خاطره‌هایمان بیشتر از حسرت‌ها باشد.

  • 29 июн.1 63125

    میشه همه چی زودتر UAA,UGA,UAG بشه؟