- Последний пост
- 4 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 4 508
- 1/48двое суток
- 5 166
- 1/72трое суток
- 5 571
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
تا اطلاع ثانوی حوصلهی خودم را هم ندارم.
اگر قرار بود مثل اجدادمان چیها را به دو گروه خیر و شر دستهبندی کنیم، گرما قطعا توی گروهبندی آخوند(اهریمن) میافتاد.
یک طوری میتابد انگار ارث پدرش را خوردیم. سر خر را بگیر آنور سوختیم.
این همه تکنولوجی پیشرفت کرد؛ اما چه فایده که آخر یک دانه از این دانشمندها نتوانست زیر خورشید را کم کند.
مسی امشب:
هیچ خوشم نیامد. لااقل بیجن را برگردانید یک «تو از چرخش یک رقص» برایمان اجرا کند، بشورد ببرد.
متاسفانه هیچکس قدر شکیرا را نمیداند. آن از پیکهی کانپدر بیلیاقت، این هم از برگزارکنندگان فینال. وقتش است بروم دایرکتش و بگویم حتی اگر تمام جهان به تو پشت کنند، من هستم.
خاب شکیرا آمد. به نظرم دیگر وقتش است بازی را کنسل کنید. کی این قالی کرمان را ول میکند مسخرهبازی آنها را نگاه کند.
بفرما این پسرک جاستین بیبر هم آمد. فعلا بیدارم نکنید جالب شد.
چرا همه چیز شبیه سناریوی خوابهای من است؟ وسط فینال جام جهانی یکهو یک جمعیت را نشان میدهند که دو سه پسر بچهی چینی جاپنی دارند میخوانند، بیجن مرتضوی کت شروار با آستین سه خط پوشیده و با ویالونش پرس سینه میرود و باقی گروه سرود هم دارند میرقصند. یک امام زمان هم ظهور کند و شرک هم روپایی بزند دیگر باید از خواب بیدار شوم.
اینها خودشان هم میدانستند قرار نیست بازی جذابی باشد و برای جذب بیشتر مخاطب بیجن را دعوت کردند.
بعضیها پرسیدند نیوکاسل کی است. حقیقت با شش میلیارد دنبال کننده توقع نداشتم کسی در جهان او را نشناسد.
آقای نیوکاسل؛ یاد بگیر.
برندهی اصلی جام بیجن مرتضوی است که بدان حتی یک عکس با شورت ورزشی به فینال جام جهانی راه پیدا کرد. با تلاش و تمرین که همه میتوانند.
شکیرا رو به بیجن:
این مسخره بازی را تمام کنید و زودتر بیجن مرتضوی را نشان دهید؛ حوصلهیمان سر رفت.
نه تنها میلف گرداننده نیست که هیچ میلف دیگری و حتی هیچ دختری هم اینجا نیست. یک لحظه حس کردم آمدم گی کلاب. بختم:
بعد از مدتها آمدم کافه به عشق دیدن میلفی که اینجا را میگرداند، الان فهمیدم مرخصی است. خدایا مصبت را شکر.
گلاب به رویتان. عذر میخواهم. گفتن نداشت.
حالا انگار کانم کلا چقدر جا دارد. یک شیاف میخواستی بفرستی داخل آخر سر خورد و با اسهال آمد بیران. کی را فیلم میکنی.