[جنآس]
Статистика🌒 #بیندیش | علوم انسانی، روایتِ انسان و هر آن چیزی است که از او برمیخیزد.🍃 انتقاد و پیشنهاد: @Jenas_support آرشیو: @jenasOrg
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 14
- Всего постов
- 98
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 347
- 1/48двое суток
- 397
- 1/72трое суток
- 428
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔹جمعه ساعت 20 | بحث در مورد روانشناسی تکاملی🦍 1-آیا هر رفتار انسانی را میتوان در نهایت با منطق انتخاب طبیعی توضیح داد، یا روان انسان دارای پدیدههایی است که توضیح تکاملی برای آنها کافی نیست؟ 2-اگر ذهن انسان محصول تکامل است، چرا باید انتظار داشته باشیم سازوکارهای…
اما همکاری فقط مخصوص ما انسان ها نیست! خفاش های خون آشام به علت وابستگی بقای آنها به خون حیوانات دیگر شهرت پیدا کردن.خفاشها فقط سه روز بدون مکیدن خون زنده میمونن. با این حال، آمارها نشون میده میزان موفقیتشون در پیدا کردن خون خیلی بالاست و فقط در بعضی موقعیتها…
🤝نوعدوستی متقابل | چرا به هم کمک میکنیم؟ گاهی کمککردن به دیگران آنقدرها هم «فداکارانه» نیست که در نگاه اول به نظر میرسد. در طبیعت و زندگی اجتماعی، موجودات زیادی به یکدیگر کمک میکنند؛ چون این همکاری میتواند در آینده به نفع هر دو طرف تمام شود. به این…
🤝نوعدوستی متقابل | چرا به هم کمک میکنیم؟ گاهی کمککردن به دیگران آنقدرها هم «فداکارانه» نیست که در نگاه اول به نظر میرسد. در طبیعت و زندگی اجتماعی، موجودات زیادی به یکدیگر کمک میکنند؛ چون این همکاری میتواند در آینده به نفع هر دو طرف تمام شود. به این ایده در زیستشناسی تکاملی میگویند نوعدوستی متقابل (Reciprocal Altruism)؛ یعنی «من امروز به تو کمک میکنم، چون احتمال دارد فردا تو هم به من کمک کنی.» مثلاً فرض کنید دو نفر با هم شکار میکنند. اگر هرکدام تمام گوشت را برای خودش بردارد، شاید در کوتاهمدت سود بیشتری ببرد؛ اما اگر بخشی از شکار را با دیگری تقسیم کند، احتمال دارد در موقعیت دیگری طرف مقابل هم همین کار را برای او انجام دهد. اینجا یک نکته مهم وجود دارد: همکاری زمانی پایدارتر میشود که افراد دوباره با یکدیگر روبهرو شوند. اگر بدانیم قرار است بارها با یک نفر تعامل داشته باشیم، خرابکردن رابطه برای یک سود کوتاهمدت چندان منطقی نیست. اینجاست که پای «معمای زندانی» وسط میآید. دو نفر به جرم مشترکی متهم شدهاند و پلیس آنها را جداگانه بازجویی میکند. هرکدام میتوانند سکوت کنند یا دیگری را لو بدهند. انتخاب هر فرد روی سرنوشت خودش و دیگری اثر میگذارد؛ بنابراین ممکن است تصمیمی که برای یک نفر در کوتاهمدت سودمند است، در مجموع به ضرر هر دو تمام شود. در واقع، معمای زندانی یک مدل ساده برای فهمیدن همین مسئله است: چطور میتوان بین منفعت شخصی و همکاری با دیگران تعادل برقرار کرد؟ پژوهشهای مربوط به این مسئله نشان دادهاند که وقتی تعاملها تکرارشونده باشند، فرصت شکلگیری همکاری بیشتر میشود؛ چون افراد میتوانند رفتار یکدیگر را به خاطر بسپارند، پاسخ همکاری را با همکاری بدهند و در برابر خیانت واکنش نشان دهند. شاید یکی از پایههای مهم زندگی اجتماعی همین باشد: من به تو کمک میکنم، نه لزوماً چون هیچ منفعتی برای خودم ندارد؛ بلکه چون همکاریِ متقابل میتواند برای هر دوی ما سودمند باشد. | ادامه #روانشناسی_تکاملی #روانشناسی 😎منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
دکتر سلطانی توضیح میدهد: تفکر سریع و کند چه کاربردی در قضاوت ما دارند؟ #روانشناسی_شناختی #روانشناسی 😎منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
🎥کتاب «فقر احمق میکند» نوشتهٔ Sendhil Mullainathan، اقتصاددان رفتاری، و Eldar Shafir، روانشناس شناختی، یک پاسخ جالب دارد: مسئله لزوماً کمبودِ عقل نیست؛ مسئله کمبودِ ظرفیت ذهنی است. نویسندگان مفهوم مهمی به نام Mental Bandwidth یا «پهنایباند ذهنی» را مطرح میکنند. وقتی چیزی برای ما کمیاب میشود—پول، زمان، غذا یا حتی روابط اجتماعی—ذهن بهطور طبیعی روی همان کمبود متمرکز میشود. اگر تمام ذهن آدم درگیر این باشد که «اجاره را چطور بدهم؟»، «قسط بعدی از کجا بیاید؟»، یا «تا آخر ماه چطور دوام بیاورم؟»، بخش قابلتوجهی از ظرفیت شناختی دیگر برای برنامهریزی، کنترل تکانه، حل مسئله و توجه به آینده باقی نمیماند. این همان چیزی است که نویسندگان «مالیات شناختیِ کمیابی» مینامند. اما شاید جالبترین شواهد از پژوهشی باشد که سال ۲۰۱۳ در مجلهٔ معتبر Science منتشر شد. پژوهشگران، ۴۶۴ کشاورز نیشکر در هند را در دو مقطع بررسی کردند: درست پیش از برداشت محصول، زمانی که از نظر مالی در مضیقه بودند، و پس از برداشت، زمانی که درآمد سالانهشان را دریافت کرده بودند. در واقع، تا حد زیادی همان آدمها با همان مغز و همان تواناییها در دو وضعیت اقتصادی متفاوت آزموده شدند. نتیجه چه بود؟ عملکرد شناختی آنان پس از برداشت بهتر بود. در آزمایش دیگری نیز وقتی افراد کمدرآمد با یک مسئلهٔ مالی سنگین مواجه میشدند، عملکردشان در آزمونهای شناختی به اندازهای افت میکرد که پژوهشگران آن را معادل حدود ۱۳ تا ۱۴ امتیاز IQ برآورد کردند. البته این عدد را نباید به این معنا فهمید که «فقر IQ انسان را برای همیشه ۱۳ نمره کاهش میدهد». بحث دربارهٔ افت موقتی عملکرد شناختی تحت بارِ نگرانی و کمیابی است، نه کاهش هوش ذاتی. و این شاید مهمترین پیام کتاب باشد: فقیر بودن الزاماً پیامد تصمیمهای بد نیست؛ گاهی خود فقر شرایطی ایجاد میکنه که تصمیمگیری رو دشوارتر میکنه. Scarcity: Why Having Too Little Means So Much Sendhil Mullainathan #روانشناسی #روانشناسی_شناختی #روانشناسی_اجتماعی 💛پی نوشت: خشونتی که یک مادر امروز در فروشگاه نسبت به فرزندش داشت برای اینکه چرا سمت پاستیل رفت بهانه ای شد برای اینکه یادی از این کتاب کنم 😎منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
🌟طبیعت نه مهربان است و نه نامهربان. او نه طرفدار رنج و عذاب است و نه علیه آن. طبیعت هیچ علاقه یا اهمیتی براي رنج دادن و رنج بردن قائل نیست، مگر اینکه بر بقایِ دی ان ای تأثیرگذار باشد. به راحتی میتوان ژنی را تصور کرد که هنگامی که یک غزال در شرف کشته شدن با دندان های یوزپلنگ است، درد آنرا کاهش دهد. آیا همچون ژنی مورد لطف انتخاب طبیعی قرار میگیرد؟ خیر، مگر اینکه عمل آرام کردن غزال شانس ژن را براي انتقال به نسل های آینده افزایش دهد.درک این مطلب دشوار است، و لذا میتوان حدس زد غزال ها درد و ترس وحشتناکی را هنگامی که یوزپلنگی برای گرفتن و کشتن آنها میدود، تحمل می کنند. زیرا سرنوشت اکثر آن ها مرگ است. تعداد کل دفعات تحمل رنج در هر سال در جهان طبیعت از حد تصور خارج است. در همین لحظه که مشغول نوشتن این پاراگراف هستم، هزاران هزار حیوان زنده زنده در حال خورده شدن هستند؛ هزاران حیوان دیگر ناله کنان از ترس در حال فرار و نجات جانشان می باشند؛ بسیاري دیگر از داخل بوسیله انگل های بیرحم به آرامی در حال خورده شدن هستند؛ هزاران جاندار مختلف بر اثر گرسنگی، تشنگی و بیماری، در حال تلف شدن هستند. این چنین عالمی نه نیت خیری خواهد داشت و نه شر. هیچ نیتی از هیچ نوعی از آن نمیتوان انتظار داشت. در عالم تحت کنترلِ نیروهای بی احساسِ فیزیکی و همتاسازی ژنتیکی، عده ای لاجرم زیر دست و پا خواهند مرد، عده ای بخت یارشان خواهد بود، ولی شما در آن نه منطقی خواهید یافت و نه عدالتی. عالمی که ما نظاره میکنیم اساساً تمام ویژگی های یک عالم بی نظم، بی هدف، و فاقد خیر و شر را داراست، و به شکلی بیرحمانه بی اعتنا و بی تفاوت است. به قول شاعر ،ای ایی هاوسمن: طبیعت بی مهر و بی شعور نه میداند و نه اهمیت میدهد. دی ان ای نه میداند و نه اهمیت میدهد. دی ان ای برای خود وجود دارد. و ماییم که به ساز او میرقصیم. منبع | ریچارد داوکینز - نهری از عدن 😎منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
🤩 آیا زیبایی را یاد میگیریم یا از پیش در ذهن ماست؟ بسیاری از نظریههای سنتی روانشناسی دربارهٔ جذابیت بر این فرض استوار بودند که معیارهای زیبایی محصول یادگیری فرهنگیاند؛ یعنی کودک بهتدریج و از طریق مواجهه با الگوهای فرهنگی میآموزد چه چهرهای را زیبا بداند. بر اساس این دیدگاه، چنین ترجیحی نباید در سالهای نخست زندگی بهوضوح دیده شود. اما پژوهشهای جودیت لنگلوس و همکارانش این تصور را به چالش کشید. 🔬 در یک مطالعه، بزرگسالان میزان جذابیت تصاویر چهرههای مختلف را ارزیابی کردند. سپس این تصاویر به نوزادان ۲ تا ۳ ماهه و ۶ تا ۸ ماهه نشان داده شد. نتیجه جالب بود: نوزادان، حتی در این سنین بسیار پایین، مدت بیشتری به چهرههایی نگاه میکردند که بزرگسالان آنها را جذابتر ارزیابی کرده بودند. در مطالعهای دیگر، نوزادان ۱۲ ماهه در هنگام بازی، زمان بیشتری را صرف تعامل با عروسکهایی میکردند که چهرهٔ جذابتری داشتند. این یافتهها پرسش مهمی را مطرح میکنند: «اگر معیارهای جذابیت صرفاً محصول یادگیری فرهنگی باشند، چگونه ممکن است نشانههایی از این ترجیح را در نوزادانی مشاهده کنیم که هنوز تجربهٔ فرهنگی بسیار محدودی دارند؟» البته این یافتهها به معنای آن نیست که معیارهای زیبایی کاملاً ذاتی و ثابتاند. فرهنگ، تجربه، یادگیری و محیط اجتماعی همچنان میتوانند بر ادراک زیبایی تأثیر بگذارند. اما شاید بخشی از حساسیت ما نسبت به برخی ویژگیهای چهره، پیش از آنکه فرهنگ فرصت آموزش آن را پیدا کند، در دستگاه ادراکی ما حضور داشته باشد. #روانشناسی_تکاملی #روانشناسی #جذابیت 💠منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی[جنآس] | #بیندیش
🔸 کرم الگانس | Caenorhabditis elegans یک کرم شفاف هست که بسیاری از ژن های انسان را در خودش دارد. این کرم حدود ۲۰٬۰۰۰ ژن کُدکنندهٔ پروتئین دارد و بخش قابلتوجهی از ژنهای آن با ژنهای انسان همولوگ (homologous) هستند؛ - به عبارتی این ژنها از یک نیای تکاملی مشترک منشأ گرفتهاند. سیستم عصبی یک کرم الگانس تشکیل شده از۳۰۲ نورون است و درازای آن تقریباً یک میلیمتر میباشد، از این روی، این کرم یکی از بهترین گزینهها برای مطالعه ژنتیک میباشد. آنچنانکه پروژه OpenWorm میگوید، برای شناخت مغز انسان نخست باید به یک سری مسایل سادهتر مثل چگونگی مغز کرمها آگاه شد، دانشمندان ابتدا با مهندسی معکوس توسط حسگرهای سختافزاری و نرمافزار رایانهای، سیستم عصبی یک کرم را شبیهسازی کردند، سپس با پروتکل UDP اطلاعات محیطی را مانند بینی کرم دریافت و به مغز کرم که هماکنون واحد پردازش مرکزی ربات است، انتقال دادند. حالا این ربات، وقتی با بینی به چیزی برخورد میکند میایستد، وقتی بوی غذا را میشوند حرکت میکند و دیگر یک کرم روانی با حرکات عصبیوار و تصادفی نیست. در واقع او به کنشهای محیطی واکنش طبیعی نشان میدهد. نکته مهم و اساسی در این خبر علمی و ویدیوی منتشر شده مربوط به آن در این است که این ربات، نه برنامهریزی شده، نه به هیچ روش دیگری بجز «مغز کرم» هدایت میشود. در واقع دستورهای مغزی کرم بجای ارسال به بدن کرم، به ربات ارسال میشود. چرخه زندگی کرم الگانس برای تحقیقات مناسب است. تکثیر یک نسل از این موجود حدود 3 روز طول میکشد. ابتدا یک اسپرم و سلول تخمک لقاح مییابند و یک جنین تک سلولی در بدن هرمافرودیت ایجاد میشود. پس از بیرون آمدن جنین از پوسته کیتین، مراحل لاروی آغاز میشود. چهار مرحله لارو وجود دارد که با کرم بالغ به اوج خود میرسند و آخرین رشد جنسی رخ میدهد (شکل 26). اسپرماتوژنز عامل محدود کننده تعداد فرزندانی است که هرمافرودیت تولید میکند و در حدود 300 فرزند است. #روانشناسی_تکاملی #روانشناسی #بیولوژی 💠منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی[جنآس] | #بیندیش
[جنآس] pinned a photo
🔹جمعه ساعت 20 | بحث در مورد روانشناسی تکاملی🦍 1-آیا هر رفتار انسانی را میتوان در نهایت با منطق انتخاب طبیعی توضیح داد، یا روان انسان دارای پدیدههایی است که توضیح تکاملی برای آنها کافی نیست؟ 2-اگر ذهن انسان محصول تکامل است، چرا باید انتظار داشته باشیم سازوکارهای شناختی آن در جهان مدرن نیز کارآمد باشند؟ 3-آیا «طبیعی بودن» یک رفتار به معنای «اجتنابناپذیر بودن» آن است؟ 4-اگر یک رفتار در گذشته مزیت بقا یا تولیدمثل داشته، آیا این مسئله میتواند بهتنهایی توضیح مناسبی برای وجود امروزی آن باشد؟ 5-تفاوتهای روانشناختی میان زنان و مردان تا چه اندازه حاصل تفاوتهای تکاملیاند و از چه نقطهای فرهنگ و جامعه نقش تعیینکننده پیدا میکنند؟ 6-آیا خیانت جنسی و خیانت عاطفی باید از منظر تکاملی دو پدیدهٔ متفاوت تلقی شوند؟ 7-اگر بسیاری از تمایلات انسانی ریشهٔ تکاملی داشته باشند، آیا شناخت منشأ آنها میتواند ارزش یا اعتبارشان را زیر سؤال ببرد؟ و ده ها سوال دیگر... جهت شرکت در بحث جمعه، وارد لینک زیر شوید: 👨👨👧👧 https://t.me/+7UhAFacmXc5jZGE0 💠منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی[جنآس] | #بیندیش
без подписи
لازم نیست شارلاتانها خیلی تلاش کنند تا مردم رو فریب بدن؛ سازوکار فریب رو به طور ذاتی بلدن. و مردمی که ذاتاً شارلاتان نیستن، به جای اینکه یاد بگیرن چطور فریب نخورن، توی سوشالمدیا به همدیگه یاد میدن چطور میتونن شارلاتان باشن. که نهایتاً نه در شارلاتان بودن موفق میشن، و نه در فریب نخوردن. منبع 💠منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی[جنآس] | #بیندیش
🎥انتظار برای قطاری که هرگز نمیرسد... «داستایوفسکی در "شبهای روشن" تصویرِ آدمهایی را میکشد که در خیالِ خودشان زندگی میکنند چون واقعیت بیش از حد زمخت است. ما همیشه منتظریم. منتظرِ شنبه، منتظرِ پایانِ ماه، منتظرِ کسی که بیاید و حفرههای روحمان را پر کند. اما تلخیِ ماجرا اینجاست که زندگی، همان لحظاتی است که ما در حالِ "منتظر بودن" از دستشان میدهیم. هیچ منجیِ بیرونی در کار نیست. اگر خانهات تاریک است، خودت باید چراغ را روشن کنی. انتظار، فقط فاصلهی بینِ تولد و مرگ را طولانیتر نشان میدهد، نه پربارتر. منتشر شده در: 👆آکادمی علوم انسانی[جنآس] | #بیندیش
ممکن است با «کم» احساس خوشبختی کنیم، اگر «کم» چیزی باشد که انتظار داریم.
تحمل برخی موفقیت ها که اتفاقا تعدادشان زیاد هم نیست، از تحمل موفقیت افرادی که به ظاهر با ما برابر هستند راحت تر است.
🎥سربازی که ۲۹ سال فکر میکرد جنگ هنوز ادامه دارد تصور کنید سال ۱۹۴۵ است. جنگ جهانی دوم به پایان رسیده؛ ژاپن شکست خورده و سربازان یکییکی به خانه بازمیگردند. اما در جزیرهای دورافتاده در فیلیپین، سربازی ژاپنی هنوز در جنگل پنهان است. نامش هیرو اونودا بود. اونودا در سال ۱۹۴۴ به جزیرهٔ لوبانگ اعزام شده بود و دستور روشنی داشت: تسلیم نشو و تا دریافت فرمان جدید، مأموریتت را ادامه بده. جنگ تمام شد؛ اما اونودا از آن بیخبر بود. هواپیماها گاهی اعلامیههایی بر فراز جزیره میریختند: «جنگ تمام شده. ژاپن شکست خورده. بازگردید.» اما اونودا باور نمیکرد. از نگاه او، این اعلامیهها میتوانستند بخشی از یک فریب نظامی باشند؛ نقشهای برای بیرون کشیدن سربازان از مخفیگاه. پس دوباره به جنگل بازمیگشت. سالها گذشت. دههها گذشت. جهان تغییر کرد، اما جهان اونودا تقریباً همان جهان سال ۱۹۴۴ باقی مانده بود. برای زنده ماندن به شکار، موز و نارگیل متکی بود و همچنان مراقب بود که به دست دشمن نیفتد. آدمهای مختلف تلاش کردند به او بفهمانند که جنگ مدتهاست تمام شده؛ اما هیچکدام موفق نشدند. زیرا در چارچوب ذهنی او، هر چیزی که با مأموریتش ناسازگار بود، میتوانست بخشی از نقشهٔ دشمن باشد. تا اینکه سال ۱۹۷۴ فرا رسید. تقریباً ۲۹ سال از پایان جنگ گذشته بود. مردی ژاپنی به نام نوریو سوزوکی که در جستوجوی اونودا به فیلیپین رفته بود، سرانجام او را پیدا کرد. اما اونودا همچنان حاضر به تسلیم شدن نبود. او گفت تا زمانی که فرماندهٔ اش شخصاً دستور پایان مأموریت را صادر نکند، تسلیم نخواهد شد. سرانجام فرمانده سابقش را پیدا کردند و او به فیلیپین رفت. در دل جنگل، مقابل سربازی که نزدیک به سه دهه در انتظار بود، ایستاد و فرمان پایان مأموریت را صادر کرد. اونودا بالاخره سلاحش را زمین گذاشت. جنگ جهانی دوم برای جهان در سال ۱۹۴۵ پایان یافته بود؛ اما برای اونودا، این جنگ تا سال ۱۹۷۴ ادامه داشت. شاید عجیبترین بخش ماجرا همینجا باشد. ذهن انسان واقعیت را همیشه بهصورت خنثی و بیواسطه دریافت نمیکند. ما جهان را تا حدی از خلال باورها، انتظارات، تجربیات پیشین و چارچوبهای تفسیری خود درک میکنیم. برای اونودا، شواهد پایان جنگ لزوماً به معنای «پایان جنگ» نبودند؛ زیرا میتوانستند با فرض بنیادی او ــ اینکه هنوز در مأموریت است و دشمن قصد فریب او را دارد ــ سازگار شوند. به همین دلیل، اونودا را میتوان نمونهای افراطی و تاریخی از قدرت باور در سازماندهی ادراک و تفسیر واقعیت دانست. او نزدیک به سه دهه در جهانی زندگی کرد که برای دیگران دیگر وجود نداشت؛ جهانی که در ذهن او، همچنان ادامه داشت. منبع منتشر شده در: 👆آکادمی علوم انسانی[جنآس] | #بیندیش
без подписи
🧠نکات مهم کتاب «مغزی که خود را تغییر میدهد» نوشته نورمن دویج منبع منتشر شده در: 👆آکادمی علوم انسانی[جنآس] | #بیندیش
«چه فکر کنی میتوانی، چه فکر کنی نمیتوانی، در هر دو حالت حق با توست.» #هنری_فورد منتشر شده در: 👆آکادمی علوم انسانی[جنآس] | #بیندیش