در جستجوی یقین
Статистика((هو البُرهان)) ((نحن ابناء الدلیل؛ نَمیلُ حیثُ یَمیل )) ((به دنبال یقینِ بالمعنی الاخصام)) درسگفتارها یادداشتها و تامّلات شخصی کرامت ورزدار رواندرمانگر پویشی و مدرّس (سابق) گروه فلسفه و کلام دانشگاه تهران ارتباط با ادمین کانال: @Philosophertehran
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 17
- Всего постов
- 38
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1 271
- 1/48двое суток
- 1 456
- 1/72трое суток
- 1 570
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🍀درسگفتار تاریخ فلسفه سیاسی ۲۲ 🖌تقدس قانونگذار 🔷لوکورگوس قانونگذار اسپارت 🔷آپولون منشأ قوانین اسپارت 🔷زئوس منشأ قوانین آتن 🔷تقدس نوموس در آتن 🔷آغاز رساله قوانین افلاطون 🔷گفتگوی دماراتوس و خشایارشاه #درس_گفتار_تاریخ_فلسفه_سیاسی #تاریخ_فلسفه_سیاسی #بخش_دوم #فصل_اول https://t.me/keramatlogic
🎥 ریلز جدید در اینستاگرام منتشر شد فکر میکنی چون میدانی سیگار برایت مضر است، باید بتوانی کنار بگذاری؟ سقراط میگفت اگر واقعاً میدانستی، عمل میکردی. ارسطو جواب میداد: نه؛ آدم ممکن است بداند، اما میل و عادت از عقلش قویتر باشند؛ پس باید میل را با تمرین تربیت کرد. اما فروید یک سؤال خطرناکتر پرسید: اگر آن چیزی که تو را به سمت سیگار میبرد، اصلاً در دسترسِ آگاهیات نباشد چه؟ اگر سیگار فقط نیکوتین نباشد؛ اگر تسکینِ خشمی باشد که اجازهی حسکردنش را نداری، سوگواریی باشد که انکارش کردهای، یا راهی باشد برای تحمل رابطهای که در آن نمیتوانی «نه» بگویی چه؟ اینجا دیگر مسئله فقط ضعف اراده نیست. شاید هر بار که میگویی «دیگر نمیکشم» واقعاً تصمیم گرفتهای؛ اما بخش دیگری از تو، از پشت صحنه، تصمیم دیگری گرفته است. ارسطو میخواست میل را تربیت کند؛ فروید میگفت: اول باید ببینی دقیقاً چه میلی و برای حلِ کدام دردِ نادیدهگرفتهشدهای دارد فرمان میراند. تو در خانهی خودت هم ارباب نیستی؛ و شاید همین، نقطهی شروعِ آزادی باشد. #فروید #روانکاوی #زیگموند_فروید #ناهشیار #اراده_آزاد https://www.instagram.com/reel/DcBV0qiB2wL/?igsh=MTNmMWZkemNjcnRodA==
🖌سرکوب خشم ۳ 🍀 سرکوب به کجا ختم میشود؟ خشمِ سرکوبشده هرگز نابود نمیشود، بلکه صرفاً «تغییرِ شکل» میدهد. طبق اصلِ بقای انرژی در نظامِ روانی، این هیجانهای مهارشده ناگزیر راهی برای ظهور مییابند. وقتی مجرایِ طبیعیِ بیانِ خشم- که همان مرزبندیِ قاطع و گفتوگویِ صریح است- مسدود میشود، این انرژی بهسویِ مجراهایِ انحرافی هدایت میشود. این همان نقطهای است که «روانتنی» (Psychosomatic) و «برونریزی» (Acting out) آغاز میشوند؛ چرا که روان، برای رهایی از فشارِ این هیجانِ محبوس، راهی جز «بدنمند کردن» یا «رفتاری کردنِ» آن ندارد. بدن، اغلب اولین قربانی و حاملِ این خشمِ بیصداست. بسیاری از دردهایِ مزمن، میگرنها، اختلالاتِ گوارشی و حتی خستگیهایِ مفرط، چیزی جز «خشمِ در گلو مانده» نیستند. اگر خشم در بدن تجلی نیابد، به درونِ ذهن هجوم میبرد و به شکلِ وسواس، فانتزیهای جنسی، افسردگی- که اغلب همان خشمِ معطوف به خود است- و یا اضطرابهایِ بیدلیل ظاهر میشود. خشمِ سرکوبشده در حوزۀ روابط، به شکلِ «پرخاشگریِ پنهان» (Passive-Aggression) بروز میکند. فردی که نمیتواند قاطعانه عصبانی شود، ناگزیر دست به رفتارهایی میزند که رابطهاش را بهآرامی مسموم میکند: کنایههایِ تلخ، قهرها، فراموشیهایِ عمدی، سکوتهایِ تنبیهی، کاهشِ میلِ جنسی، رد درخواستهای شورانگیز و... که نهایتاً به قربانیشدن یا سردیِ خودخواستۀ رابطه میانجامد. خشمِ غیرمستقیم، صمیمیت را نابود میکند، چرا که طرفِ مقابل، بارِ این خصومتِ جاری در فضا را حس میکند، اما چون هیچچیزِ مستقیمی بیان نشده، با ابهام و ناامنی مواجه میشود. در نهایت، حقیقتِ تلخ این است که با سرکوبِ خشم، فرد از خود نه یک انسانِ «مهربان»، بلکه یک انسانِ «سایهدار» ساخته است. او گمان میکند با بلعیدنِ خشم، صلح را حفظ کرده، اما در واقع مشغولِ یک جنگِ چریکی با خویشتن است. تا زمانی که این انرژیِ حیاتی به جایِ قرار گرفتن در خدمتِ «تأییدِ هستیِ فرد» و «دفاع از مرزها»، به درونِ او یا فضایِ رابطهاش شلیک شود، رنج باقی خواهد ماند. سرکوبِ خشم، در واقع بهایی است که ما برای «ندیدنِ حقیقتِ خود» میپردازیم؛ هزینهای که با بهای گزافی چون تنی بیمار و روانی تکهتکه پرداختش میکنیم. https://t.me/keramatlogic
جلسه بیست و یکم در یک نگاه... #درس_گفتار_تاریخ_فلسفه_سیاسی #تاریخ_فلسفه_سیاسی https://t.me/keramatlogic
🍀درسگفتار تاریخ فلسفه سیاسی ۲۱ 🖌تقدس نوموس 🔷نوموس و ناموس 🔷ادغام اخلاق و حقوق و سیاست 🔷معناشناسی واژه نوموس 🔷تقدس نوموس در آتن 🔷سنتگرایی رادیکال آتنی 🔷افلاطون و سنتگرایی #درس_گفتار_تاریخ_فلسفه_سیاسی #تاریخ_فلسفه_سیاسی #بخش_دوم #فصل_اول https://t.me/keramatlogic
🎥ریلز جدید در اینستاگرام منتشر شد چند بار دقیقاً میدانستی داری اشتباه میکنی، اما باز هم تا ته خط رفتی؟ به آن پیامِ از سر خشم… به ماندن در آن رابطۀ سمی… به آن رفتار خودتخریبگر… سقراط خوشبینانه فکر میکرد که اگر ما «بدانیم»، دیگر اشتباه نمیکنیم؛ اما ارسطو ۲۵۰۰ سال پیش مچ همۀ ما را گرفت: مشکل ما نفهمیدن نیست؛ مشکل هیجاناتِ سرکش و امیالی است که در یک لحظه، کلِ ساختار عقلانیت ما را میبلعند و عقل را فلج میکنند. ارسطو گفت راهحل «تمرین و تربیت میل» و «تقویت عقل» است؛ اما آیا واقعاً با تمرین میشد جلوی آن تصمیماتِ تکانشی را گرفت؟ اینجاست که تاریخ منتظر یک سیلیِ محکم بود؛ سیلی محکمی که عالیجناب زیگموند فروید به گوشِ فیلسوفان نواخت تا بگوید داستان روان آدمی، پیچیدهتر از این حرفهاست! #سقراط #ارسطو #زیگموند_فروید #میل #روانکاوی https://www.instagram.com/reel/Db8QUVLRTji/?igsh=eG92b2Y3Yzk4MXB2
#عرفان_خطرناک_است https://t.me/keramatlogic
#عرفان_خطرناک_است https://t.me/keramatlogic
حاجی نه 😰 حاجی با دل من این کار رو نکن💔 براتانیا قسمت شمالش رو سانسور بگیر 😔 به خاندان استارک رحم کن حاجی😓 بدبختانه حاجی روایتش رو هم دیده😥 حاجی پیدام کنه گردنم رو درجا میزنه... https://t.me/keramatlogic
من میخواستم در اینستاگرام یه ریلز بسازم. والا از ترس سروش آدم جرأت نمیکنه چیزی بگه. میترسم همین قدر مودبانه بیاد فحشکشم کنه. یه هو برمیگرده میگه جوانک سبکمغز و وهماندیش و دریدهکلام، چاک دهان به نجاست گشوده و به قول مولانا فلان و فلان... https://t.me/keramatlogic
🖌 سرکوب خشم ۲ 🍀 تفاوتِ «تنظیمِ هیجان» و «سرکوب» در نگاهِ بالینی، یکی از بزرگترین سوءتفاهمهای رایج میانِ مراجعان، خلطِ مبحث میان «تنظیمِ هیجان» و «سرکوب» است. بسیاری تصور میکنند که نداشتنِ خشم یا فرو خوردنِ آن، نشانهای از پختگیِ روانی و کنترلِ خود است؛…
🖌 سرکوب خشم ۲ 🍀 تفاوتِ «تنظیمِ هیجان» و «سرکوب» در نگاهِ بالینی، یکی از بزرگترین سوءتفاهمهای رایج میانِ مراجعان، خلطِ مبحث میان «تنظیمِ هیجان» و «سرکوب» است. بسیاری تصور میکنند که نداشتنِ خشم یا فرو خوردنِ آن، نشانهای از پختگیِ روانی و کنترلِ خود است؛ حال آنکه آنچه ما در اتاق درمان با عنوان «سرکوب» (Repression) میشناسیم، یک مکانیسمِ دفاعیِ ناهشیار برای حذفِ اضطراب است، نه یک کنشِ ارادی برای مدیریتِ هیجان. در مقابل، «تنظیمِ هیجان» (Affect Regulation) فرآیندی است که در آن «ایگو» (من)، با بهرهگیری از ظرفیتِ ذهنیسازی، قادر است هیجان را بشناسد، شدتِ آن را تحمل کند و آن را به شکلی سازگارانه در فضایِ رابطه یا کنشِ اجتماعی به کار گیرد. به دیگر سخن، سرکوب، نوعی «بستنِ فضایِ روانی» برای عدمِ تجربه هیجان است، در حالی که تنظیمِ هیجان، «گشودنِ فضایِ تجربه» و تأمل در بابِ هیجان در لحظۀ جریانِ آن است. زمانی که فرد خشم خود را سرکوب میکند، از ظرفیتِ روانیِ خود برای «تحملِ تنش» استفاده نمیکند؛ بلکه او با متوقف کردنِ جریانِ هیجان، آن را به شکلی خام در بدن محبوس میکند یا در قالبِ به عمل درآوردن یا «acting out» برون ریزی میکند. در اکثر اوقات، فردِ سرکوبگر، در لحظۀ خشم، پیوندش با واقعیتِ هیجانی را قطع میکند. او دیگر نمیداند که عصبانی است، بلکه فقط احساسِ کرختی، سردرد، بیقراری یا بیزاریِ مبهمی را تجربه میکند. در واقع، سرکوبگر به خشمِ خود دسترسی ندارد؛ در حالی که فردی که خشم را تنظیم میکند، با حفظِ آگاهی از هیجان، اجازه میدهد که این انرژی در خدمتِ محافظت از مرزهایِ خود قرار گیرد، بدون آنکه ویرانگری به بار آورد. از دیدگاهِ روانکاوی، تفاوت سرکوب و تنظیم اینجاست که فردِ سرکوبگر درگیرِ یک «جنگِ فرسایشی» میانِ ایگو و سایههاست، اما فردِ برخوردار از توانِ تنظیم، در حالِ «دیالوگ با خویشتن» و تابآوردن همۀ عواطفِ خویش است. تنظیمِ هیجان مستلزمِ آن است که ایگو بتواند «دوگانگی» و حتی «چندگانگی» را تحمل کند؛ یعنی بتواند همزمان «دوست داشتن» و «عصبانی بودن» از ابژه را در فضایِ ذهنیاش نگه دارد. این درحالی است که سرکوبگر توانِ تحملِ این تضاد را ندارد؛ او برای حفظِ ابژه (محبوب)، مجبور است بخشِ تهاجمیِ خود را بهکلی حذف کند. این ناتوانی در تحملِ تنشِ حاصل از دوگانگی، همان چیزی است که فرد را به دامنِ سرکوب هل میدهد. درمانگر پویشی به مراجع یاری میرساند تا تجربه کند برای «تنظیمِ خشم»، نیازی نیست آن را از دسترس خارج کند یا به شکلِ تهاجمی آن را به عمل دربیاورد، بلکه کافی است آن را «ببیند»، نامگذاری کند، مسیرهای عصبی آن را در بدنش بیابد، به آن اجازه عبور بدهد، فانتزیِ متناسب با آن را بدون واهمه تصور کند و در نهایت آن را به عنوانِ پیامرسانی از نیازهایِ ارضا نشدهاش بپذیرد و سوگِ آن را تاب بیاورد. وقتی مراجع یاد میگیرد خشم را به جای سرکوب کردن، «تجربه» و «ادغام» کند، در واقع از یک «سوژۀ منفعل» که قربانیِ مکانیسمهای دفاعیِ خود است، به یک «سوژۀ عامل» و دارای اراده و قدرت تبدیل میشود که مسئولیتِ هیجانات و مرزهایِ خود را بر عهده میگیرد. https://t.me/keramatlogic
видео или голосовое, без подписи
جلسه بیستم در یک نگاه... #درس_گفتار_تاریخ_فلسفه_سیاسی #تاریخ_فلسفه_سیاسی https://t.me/keramatlogic
🍀درسگفتار تاریخ فلسفه سیاسی ۲۰ 🖌قوانین الهی 🔷تراژدی آنتیگونه سوفوکلس 🔷پریکلس و قوانین الهی 🔷هراکلیتوس و ماهیت الهی قوانین 🔷روایت توسیدیدس از قانونشکنی 🔷تبعات الوهی قانونشکنی #درس_گفتار_تاریخ_فلسفه_سیاسی #تاریخ_فلسفه_سیاسی #بخش_دوم #فصل_اول https://t.me/keramatlogic
🖌 سرکوب خشم ۱ 🍀 مقدمه در بخشی از فرهنگِ ایرانی، مکانیزمِ روانیِ ناسالمی وجود دارد که من آن را «سرکوبِ خشم» مینامم. بسیاری از ایرانیان با افتخار از «نداشتن خشم» سخن میگویند و افرادی را که خشمگین نمیشوند، تحسین میکنند؛ اما این سرکوبِ خشم در افراد چیزی…
🖌 سرکوب خشم ۱ 🍀 مقدمه در بخشی از فرهنگِ ایرانی، مکانیزمِ روانیِ ناسالمی وجود دارد که من آن را «سرکوبِ خشم» مینامم. بسیاری از ایرانیان با افتخار از «نداشتن خشم» سخن میگویند و افرادی را که خشمگین نمیشوند، تحسین میکنند؛ اما این سرکوبِ خشم در افراد چیزی جز اجرای یک سازوکار دفاعیِ پیچیده و آسیبزا نیست. انکارِ خشم بیش از آنکه نشانهی سلامتِ روان باشد، نمایانگر «آرمانیسازیِ سکوت» است؛ مکانیزمی که در آن فرد، بخشهای تهاجمی خود را به «سایه» میراند تا «تصویرِ خوب بودن» را به عنوان تنها استراتژیِ بقا در رابطه حفظ کند. چنین فردی در واقع نگران است که اگر خشمش را تجربه کند، پیوندِ شکننده درونیاش با «ابژه» (دیگریِ مهم) بهکلی گسسته شود؛ لذا خشم را نه به عنوان یک هیجان، بلکه به عنوان یک تهدیدِ وجودی تجربه و آن را سرکوب میکند. ریشهی این ترسِ عمیق را باید در «اضطرابِ انهدام» جست؛ هراسی که از دوران دلبستگی ریشه میگیرد و در بزرگسالی بازتولید میشود. کودک میآموزد که برای حفظِ «ابژهی عشق» (مراقب)، باید «ابژهی خشم» (خودِ واقعی) را قربانی کند. اینگونه است که خشم، از یک هیجانِ صیانتبخش، به یک «عنصرِ ویرانگر» تغییر ماهیت میدهد. با درونیسازیِ این الگو، فردِ بزرگسال در اتاق درمان میترسد که اگر این هیجان به سطح آگاهی بیاید، رابطۀ واقعیِ خویش با محبوبش را نابود کند و از فروپاشیِ پیوندهای عاطفی خویش به شدت میهراسد. خبر ناگوار این است که متأسفانه سرکوب، خشم را از بین نمیبرد؛ بلکه فرد خشم را «درونفکنی» میکند و به انحای مختلف آن را بروز میدهد. در واقع فرد خشم را به ابزاری برای خودتنبیهی یا عواطفِ منفیِ دیگری بدل میسازد. سوپرایگویی که از این سرکوب تغذیه کرده، حالا با خشمِ تغییرِ جهت داده، به «ایگو» حمله میکند و به شکلهای گوناگون-از خودتحقیرگری گرفته تا علائم سایکوسوماتیک و...- آن را بروز میدهد. این همان نقطهای است که فرد به جای آنکه با خشمش به دیگریِ بیرونی مواجه شود، واردِ جنگی فرسایشی با خویشتن میشود و بیآنکه بداند، خشمی که متعلق به دنیای بیرون بود را اکنون در فضایِ درونیاش تجربه میکند. یکی از امورِ بسیار دشوار در اتاق درمان کمک به مراجع برای فهمِ این نکته است که این خشم، نه برای تخریب، بلکه برای «تعریفِ مرزها»ست. زمانی که فرد بتواند هیجانِ خود را به عنوان بخشی از واقعیتِ «من» بپذیرد، دیگر نیازی نیست که آن را در قالبِ «ویرانگریِ درونی» یا «انکارِ بیرونی» پنهان کند. عبور از این بنبست، مستلزمِ ظرفیتِ «ذهنیسازیِ» (Mentalization) این خشم در اتاقِ درمان است؛ یعنی دیدن و به رسمیتشناختن خشم به عنوان چیزی که در من است، اما «تمامِ من» نیست. https://t.me/keramatlogic
جلسه نوزدهم در یک نگاه... #درس_گفتار_تاریخ_فلسفه_سیاسی #تاریخ_فلسفه_سیاسی https://t.me/keramatlogic
🍀درسگفتار تاریخ فلسفه سیاسی ۱۹ 🖌تشکیک در ارزشهای سنتی ۲ 🔷ماهیت الهی دموکراسی 🔷آغاز نقد دموکراسی در آتن 🔷حمله شدید افلاطون به دموکراسی 🔷دو استدلال افلاطون 🔷تشکیک در ماهیت الهی دموکراسی #درس_گفتار_تاریخ_فلسفه_سیاسی #تاریخ_فلسفه_سیاسی #بخش_دوم #فصل_اول https://t.me/keramatlogic
بچهها این اومد در اکسپلورم آنقدر خندیدم خیس عرق شدم 😂 واقعاً کلیپ سادهای هست نمیدونم چرا خندهام بند نمیاد 😂 وای یه ماه میشد اینطوری نخندیده بودم. گفتم بگذارم شاید شما هم بخندید. https://t.me/keramatlogic