واران
описание
🌸شعرهای واران(جلیل صفربیگی) کانال رباعی،نو رباعی @kar471 🌸ارتباط با واران @js471
1 812
подписчиков
Охват к подписчикам
65,5%
ERR
Реакции к просмотрам
0,00%
0 на 50 постов
Пересылки к просмотрам
1,50%
1 047
Постов в день
0,1
всего 233
Где отзываются чаще
доля реакций к просмотрам- 13 авг.تا دامنههای مرگ من را برده من را ز درون خراب کرده ، خورده چون قارچ سمی است تنهایی من هر کس که از آن چیده و خورده، مرده #واران0,00%
- 11 авг.شوریده سر است ماهی بحر جنون ذکر لب او مدام "یا صیاد" است #واران #نورباعی0,00%
- 9 авг.چون چشمهی آبیست درون واحه وحی است به قلب کودکی شش ماهه فرمودهی "بیژن الهی"ست که شعر "تعقیب حقیقت است از بی راهه" #واران0,00%
- 8 авг.چون آینه سنگ برتن خود دارم یک زخم قشنگ بر تن خود دارم با بخیه و چسب ، جوش کی خواهد خورد؟ من زخم پلنگ بر تن خود دارم #واران0,00%
- 8 авг.شعر:#جلیل_صفربیگی صدا:#حسام_لرنژاد شیشه ها باوشمەو دەس یەقه وەرد سانم دڵ کەنیمه ده خۆەم و ، ها قۆل مێشتم گێانم قاێقێگم ک ولاو بۆمه ده ئوقیانوسێ وەرد توفانه فەقەت نێشتنم و ئەڵسانم دەس وراو هەرچگه بەم دووگه کوچگ دێ ده سەرم هامشوو هەرچگه کەم وەرد خودا ، شەێتانم دەم گێانم چگه ده تاق ده ئی بازاره جامەکێگم ک کوچگ ها ده سەرم حەێرانم ژان و ژینم ده یەکەو نێەوگ هه چۊ مرگ و زنەێ شێخ و شا دەس وه دەسم کەن م چمان ئێرانم کی ده مانێشت دراوردگەسەم ، بردگەسەم دار هشک بەڕۊێگم تیەنگ وارانم پاتشای قەڵب م بایه د ت بویت و خەم ت تەخت جەمشێرم ئەگر، بێ ت وەلێ وێرانم کەێ کونەێ ئاو بونجم ده کیەنی لێوت دەرد هەرچگ کەێنی سەرتەزنه ئەڵ گێانم دین و ئێمان م ئشقەو پەرەسم دووس فەقەت ئەر دنانم شکنیت و کەیه سانێ نانم0,00%
- 7 авг.یادم رفته دنبال چه میگشتم صبحها همینجوری پنجره را باز میکنم یک روزنامه که صفحهی شعری ندارد #رضا_نظری_ایلخانی #همیشه_حق_با_زیباییست0,00%
- 6 авг.یکعمر شکستم دل غم پرور را بر روی تو ناشیانه بستم در را امروز به احترامت ای حضرت عشق برداشتهام جای کلاهم سر را #واران0,00%
- 5 авг.مامای عزیز سیم را قطع نکن من می خواهم به مادرم برگردم #واران #نورباعی0,00%
- 4 авг.از ماه بریدهاند و درهم شدهاند دور از همهی عالم و آدم شدهاند غاری هستم که اهل کردستانم در من دو پلنگ عاشق هم شدهاند #واران0,00%
- 3 авг.با قلبم رقص پات را می شنوم موسیقی گامهات را می شنوم من تک تک حرفهات را می بوسم با لبهایم صدات را می شنوم #واران0,00%
- 2 авг.پاییز شد و بهار آزادی رفت ما تخم نداشتیم تا سبز شویم #واران #نورباعی0,00%
- 2 авг.«یهوشوع بن لوی با ایلیای نبی [که ۹ قرن پیش از میلاد مسیح میزیست] رو به رو شد. او از ایلیا پرسید: مسیحا کی میآید؟ ایلیا پاسخ داد: برو خودت از او بپرس. - او کجاست؟ - بر دروازهی شهر نشسته است. - چگونه او را میتوانم شناخت؟ - او در میان فقرایی نشسته است که پوشیده از جراحتاند. دیگران همه زخمهای خود را یکباره باز میکنند و سپس آنها را میبندند. اما او زخمها را تک تک باز میکند و میبندد و با خود میگوید: شاید به من نیاز باشد، اگر اینگونه است باید همیشه آماده باشم تا لحظهای به تأخیر نیاندازم. یهوشوع بن لوی به سوی مسیحا رفت و به او گفت: سلام بر تو ای آقا، ای معلم. مسیحا پاسخ داد: سلام بر تو، ای پسر لوی. او پرسید: ای آقا کی میآیید؟ مسیحا پاسخ داد: امروز. یهوشوع نزد ایلیا برگشت و ایلیا از او پرسید: او به تو چه گفت؟ - او به من دروغ گفت چون گفت من امروز میآیم و او نیامده است. ایلیا گفت این آن چیزی است که او به تو گفته: امروز؛ "اگر شما صدای او را بشنوید [مزامیر ۹۵:۷]"».0,00%