واران
Статистика🌸شعرهای واران(جلیل صفربیگی) کانال رباعی،نو رباعی @kar471 🌸ارتباط با واران @js471
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 233
- Тип
- открытый
- Язык
- ku
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 380
- 1/48двое суток
- 435
- 1/72трое суток
- 469
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
تا دامنههای مرگ من را برده من را ز درون خراب کرده ، خورده چون قارچ سمی است تنهایی من هر کس که از آن چیده و خورده، مرده #واران
شوریده سر است ماهی بحر جنون ذکر لب او مدام "یا صیاد" است #واران #نورباعی
چون چشمهی آبیست درون واحه وحی است به قلب کودکی شش ماهه فرمودهی "بیژن الهی"ست که شعر "تعقیب حقیقت است از بی راهه" #واران
چون آینه سنگ برتن خود دارم یک زخم قشنگ بر تن خود دارم با بخیه و چسب ، جوش کی خواهد خورد؟ من زخم پلنگ بر تن خود دارم #واران
شعر:#جلیل_صفربیگی صدا:#حسام_لرنژاد شیشه ها باوشمەو دەس یەقه وەرد سانم دڵ کەنیمه ده خۆەم و ، ها قۆل مێشتم گێانم قاێقێگم ک ولاو بۆمه ده ئوقیانوسێ وەرد توفانه فەقەت نێشتنم و ئەڵسانم دەس وراو هەرچگه بەم دووگه کوچگ دێ ده سەرم هامشوو هەرچگه کەم وەرد خودا ، شەێتانم دەم گێانم چگه ده تاق ده ئی بازاره جامەکێگم ک کوچگ ها ده سەرم حەێرانم ژان و ژینم ده یەکەو نێەوگ هه چۊ مرگ و زنەێ شێخ و شا دەس وه دەسم کەن م چمان ئێرانم کی ده مانێشت دراوردگەسەم ، بردگەسەم دار هشک بەڕۊێگم تیەنگ وارانم پاتشای قەڵب م بایه د ت بویت و خەم ت تەخت جەمشێرم ئەگر، بێ ت وەلێ وێرانم کەێ کونەێ ئاو بونجم ده کیەنی لێوت دەرد هەرچگ کەێنی سەرتەزنه ئەڵ گێانم دین و ئێمان م ئشقەو پەرەسم دووس فەقەت ئەر دنانم شکنیت و کەیه سانێ نانم
یادم رفته دنبال چه میگشتم صبحها همینجوری پنجره را باز میکنم یک روزنامه که صفحهی شعری ندارد #رضا_نظری_ایلخانی #همیشه_حق_با_زیباییست
یکعمر شکستم دل غم پرور را بر روی تو ناشیانه بستم در را امروز به احترامت ای حضرت عشق برداشتهام جای کلاهم سر را #واران
مامای عزیز سیم را قطع نکن من می خواهم به مادرم برگردم #واران #نورباعی
از ماه بریدهاند و درهم شدهاند دور از همهی عالم و آدم شدهاند غاری هستم که اهل کردستانم در من دو پلنگ عاشق هم شدهاند #واران
با قلبم رقص پات را می شنوم موسیقی گامهات را می شنوم من تک تک حرفهات را می بوسم با لبهایم صدات را می شنوم #واران
پاییز شد و بهار آزادی رفت ما تخم نداشتیم تا سبز شویم #واران #نورباعی
«یهوشوع بن لوی با ایلیای نبی [که ۹ قرن پیش از میلاد مسیح میزیست] رو به رو شد. او از ایلیا پرسید: مسیحا کی میآید؟ ایلیا پاسخ داد: برو خودت از او بپرس. - او کجاست؟ - بر دروازهی شهر نشسته است. - چگونه او را میتوانم شناخت؟ - او در میان فقرایی نشسته است که پوشیده از جراحتاند. دیگران همه زخمهای خود را یکباره باز میکنند و سپس آنها را میبندند. اما او زخمها را تک تک باز میکند و میبندد و با خود میگوید: شاید به من نیاز باشد، اگر اینگونه است باید همیشه آماده باشم تا لحظهای به تأخیر نیاندازم. یهوشوع بن لوی به سوی مسیحا رفت و به او گفت: سلام بر تو ای آقا، ای معلم. مسیحا پاسخ داد: سلام بر تو، ای پسر لوی. او پرسید: ای آقا کی میآیید؟ مسیحا پاسخ داد: امروز. یهوشوع نزد ایلیا برگشت و ایلیا از او پرسید: او به تو چه گفت؟ - او به من دروغ گفت چون گفت من امروز میآیم و او نیامده است. ایلیا گفت این آن چیزی است که او به تو گفته: امروز؛ "اگر شما صدای او را بشنوید [مزامیر ۹۵:۷]"».
چون شیشه درون سنگ پنهان شدهام آیینه ام و قشنگ پنهان شدهام در سینهام آهوبچهای خوابیده در پوست یک پلنگ پنهان شدهام #واران
🔸رباعی بخوانیم: بعد از تو شکست دست و پای دل من بدجور گرفته شد هوای دل من دلتنگ چنانم که غروب جمعه از شنبه شروع شد برای دل من... #جلیل_صفربیگی (واران) @alikameli80
پروانهای از روی لبانم پر زد یک هایکو_بوسه شد به روی لب تو #واران #نورباعی
وقت است که صبر عشق سرریز کند در کشتن من چقدر پرهیز کند؟ بر گردن من گذاشته تیغش را تا تیز کند تیز کند تیز کند #واران
از سرو تو انگار ثمر خورده جلیل گویا رطب تازه و تر خورده جلیل گفتند جلیل گفته لبهای تو را... لبخند زد و گفت شکر خورده جلیل #واران
ای زخم ببخش ما نمک نشناسیم بی درد به تو چسب تعارف کردیم #واران #نورباعی
در پیچ و خم موی رهایش هستی؟ یا در بم و زیر خندههایش هستی؟ شب ها را در کدام نت می خوابی؟ ای گنجشکی که در صدایش هستی #واران
تنهایی مثل دارکوبی بدمست افتاده به جان من دریلی در دست من : پیر بلوط خستهی ریشه به دوش خشکش زده بر درگه غاری بن بست #واران