کافه دوبیتی☕
Статистика❤ اشعار فاخر از شعرای کهن و معاصر ❤ . @k_2_beyti کتاب کتاب کتاب و دیگرهیچ👇 @khasmokhatb . . . جهت آگاهی #تعرفه_تبلیغات مراجعه به @khasmokhat_bbot
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 20
- Всего постов
- 106
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 180
- 1/48двое суток
- 206
- 1/72трое суток
- 222
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
ما را خیال دوست به فریاد میرسد ور نی شب فراق به پایان، که میبرد... #خواجوی_کرمانی
عُمرم در آرزو شُد و در انتظار هَم... #خاقانی
از بدرقه ات بر می گردم . جای خالیت را خاطره ی هیچ لبخندی پر نخواهد کرد .... #صدیقه_جعفری
. تو بیبدیل بودی، اما ما...فراوان و بیهوده و تلخی قصه از اینجا آغاز میشد؛ از ما گذشتی، مثل ماه از پنجرههای تاریک... تو همه چیز ما بودی و ما هیچ چیزِ تو نبودیم... #رسول_یونان
یاد تو شب و روز قرین دل ماست سودای دلت گوشه نشین دل ماست #ابوسعید_ابوالخیر
با دلتنگیات، مرا بیتاب نکن؛ و با بیتابیات مرا دلتنگ... #نادر_ابراهیمی
. جان به تمنای تو دادن خوش است #فیض_کاشانی
تو نباشی؛ چرا دو تا صندلی؟! تو نباشی؛ چرا دو تا پنجره؟! تو نباشی؛ مثل این است که وارد بهشت شوی؛خدا رفته باشد... #چیستا_یثربی
ذره خاکم و در کوی توام جای خوش است... #حافظ
محبوبِ من ! دیدن تو زیباترین کاریست که چشم انسان میتواند بکند .. #ناظم_حکمت
عشق ما را دوست نداشت من را دوست داشت، تو را هم، عشق من و تو را کنارِ هم دوست نداشت! عشق حسود بود حسود! #حامد_نیازی
گاهی میان مردم در ازدحام شهر غیر از تو هر چه هست فراموش میکنم #فریدون_مشیری
° ای سرنوشت! از تو کجا میتوان گریخت؟ من راهِ آشیان خود از یاد بردهام یکدم مرا به گوشهی راحت رها مکن با من تلاش کن که بدانم نمردهام... #فریدون_مشیری
چشم امید نداریم ز کشت دگران دل ما دانهی ما، نالهی ما، ریشهی ما #بیدل_دهلوی
تنها یک بار، میتوانستم تورا به آغوش کشم... و نمیدانستم که قرار است تو، چون طوفانی ناگهانی بروی و راه برگشتت را گم کنی و حال تو ای آرزوی محالم ، هرچه بودی من تورا ”چون شاخهای شکسته پس از طوفان “ دوست میداشتم #زهرا_صادقی_زاده
یک سلامم را اگر پاسخ بگویی می روم لذتش را با تمام شهر قسمت می کنم ... #کاظم_بهمنی
تو آمدی زمان خشکید در تب نگاهمان بوی صبح آمد دلم دچار شد به شب آویز گیسوانت و امروز آغاز من بود همین امروز را در چشمانت زندگی می کنم #مریم_پورقلی
شب به تنهایی خودش مامور بر آزار ماست وای از آن ساعت که با غم هم تبانی می كند.... #حسین_فروتن
واژه هایم دستِ توست ... باشی سپید می شوند ... بخندی سیب می چینند .. اخم کنی آشفته حال .. به آغوش که می رسند گونه هاشان داغ جان به لب می شوند .. فقط نرو که هیچ واژه ای برای این محال برابری نمی کند ... #لیلا_مقربی
. تنها به من بیاندیش من در رویای تو شعر خواهم گفت شعری درباره چشمهایت و دلتنگی... #جبران_خليل_جبران