tgindex
شهداء الطف - اصحاب کربلا

شهداء الطف - اصحاب کربلا

Статистика
@karbala72313персидский

هو المنتقم مطالبی در مورد یاران نینوایی دقایقی وقت بگذارید و از ابتدای کانال تا انتهای کانال را مطالعه کنید تا نمی با شهدای کربلا آشنا شویم، کل مطالب زیاد نیست و در زمان کوتاهی خوانده می شود. پست اول کانال: https://t.me/karbala72313/4

Последний пост
10 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
23
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
247
−1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
163
23 постов
Вовлечённость
66,0%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 23
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
60
1/48двое суток
68
1/72трое суток
74

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 10 авг.3311из BALB310L

    علی محبوب ترین اسم نزد امام حسین علیه السلام ●كِتَابِ النَّسَبِ عَنْ يَحْيَى بْنِ الْحَسَنِ‌ قَالَ يَزِيدُ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) وَا عَجَبَا لِأَبِيكَ سَمَّى عَلِيّاً وَ عَلِيّاً فَقَالَ (علیه السلام) إِنَّ أَبِي أَحَبَّ أَبَاهُ فَسَمَّى بِاسْمِهِ مِرَاراً. ●المناقب ابن شهرآشوب ـ به نقل از يحيى بن الحسن ـ: يزيد به امام زين العابدين (عليه السلام) گفت: شگفتا از پدرت [كه ، فرزندانش را] على و على ناميده است! امام (عليه السلام) فرمود: «همانا پدرم ، پدرش را دوست داشت و از اين رو ، چند بار [ فرزندانش را ] به نام او ناميد» المناقب لابن شهر آشوب/ج4/ص173 بحار الأنوار/ج45/ص329

  • 7 авг.3611из BALB310L

    یاحسین! به عهد الهی که در عالم ذر بسته بودی وفا کردی 😭 ●وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ وَفَيْتَ بِعَهْدِ اللّٰهِ ●و گواهی می‌دهم که تو به عهد خدا وفا کردی 📓مفاتیح الجنان زیارتنامه ماثور امام حسین صلوات الله علیه در روز اربعین منقول از امام صادق صلوات الله علیه

  • 7 авг.371из hosain12859

    علت حرکت آقا امام حسین سلام الله علیه به سمت عراق چه بود؟ #قیام_یا_عدم_بیعت #اطاعت #تسلیم #عالم_ذر ✔️خدا خواسته تو را شهید ببیند ●وَ رَوَيْتُ مِنْ كِتَابِ أَصْلِ الْأَحْمَدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُمَرَ بْنِ بُرَيْدَةَ الثِّقَةِ وَ عَلَى الْأَصْلِ أَنَّهُ كَانَ لِمُحَمَّدِ بْنِ دَاوُدَ الْقُمِّيِّ بِالْإِسْنَادِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صلوات الله علیه قَالَ‌ سَارَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَنَفِيَّةِ إِلَى‌ الْحُسَيْنِ (صلوات الله علیه) فِي اللَّيْلَةِ الَّتِي أَرَادَ الْخُرُوجَ صَبِيحَتَهَا عَنْ مَكَّةَ فَقَالَ يَا أَخِي إِنَّ أَهْلَ الْكُوفَةِ مَنْ قَدْ عَرَفْتَ غَدْرَهُمْ بِأَبِيكَ وَ أَخِيكَ وَ قَدْ خِفْتُ أَنْ يَكُونَ حالُكَ كَحَالِ مَنْ مَضَى فَإِنْ رَأَيْتَ أَنْ تُقِيمَ فَإِنَّكَ أَعَزُّ مَنْ فِي الْحَرَمِ وَ أَمْنَعُهُ فَقَالَ يَا أَخِي قَدْ خِفْتُ أَنْ يَغْتَالَنِي يَزِيدُ بْنُ مُعَاوِيَةَ فِي الْحَرَمِ فَأَكُونَ الَّذِي يُسْتَبَاحُ بِهِ حُرْمَةُ هَذَا الْبَيْتِ فَقَالَ لَهُ ابْنُ الْحَنَفِيَّةِ فَإِنْ خِفْتَ ذَلِكَ فَصِرْ إِلَى الْيَمَنِ أَوْ بَعْضِ نَوَاحِي الْبَرِّ فَإِنَّكَ أَمْنَعُ النَّاسِ بِهِ وَ لَا يَقْدِرُ عَلَيْكَ فَقَالَ أَنْظُرُ فِيمَا قُلْتَ فَلَمَّا كَانَ فِي السَّحَرِ ارْتَحَلَ الْحُسَيْنُ (صلوات الله علیه) فَبَلَغَ ذَلِكَ ابْنَ الْحَنَفِيَّةِ فَأَتَاهُ فَأَخَذَ زِمَامَ نَاقَتِهِ الَّتِي رَكِبَهَا فَقَالَ لَهُ يَا أَخِي أَ لَمْ تَعِدْنِي النَّظَرَ فِيمَا سَأَلْتُكَ قَالَ بَلَى قَالَ فَمَا حَدَاكَ عَلَى الْخُرُوجِ عَاجِلًا فَقَالَ أَتَانِي رَسُولُ‌ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بَعْدَ مَا فَارَقْتُكَ فَقَالَ يَا حُسَيْنُ (صلوات الله علیه) اخْرُجْ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاكَ قَتِيلًا فَقَالَ لَهُ ابْنُ الْحَنَفِيَّةِ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‌ فَمَا مَعْنَى حَمْلِكَ هَؤُلَاءِ النِّسَاءَ مَعَكَ وَ أَنْتَ تَخْرُجُ عَلَى مِثْلِ هَذِهِ الْحَالِ قَالَ فَقَالَ لَهُ قَدْ قَالَ لِي إِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاهُنَّ سَبَايَا وَ سَلَّمَ عَلَيْهِ وَ مَضَى‌ ●و از اصل احمد بن حسين بن عمر بن بريدة كه محدّثى مورد اعتماد است روايت شده كه او از اصل محمّد بن داود قمّى از امام صادق (صلوات الله علیه) نقل ميكند كه فرمود: شبى كه صبحش حسين (صلوات الله علیه) تصميم داشت از مكّة حركت كند محمّد بن حنفيّة شبانه به نزد حسين (صلوات الله علیه) رفت و گفت: برادرم، ديدى كه اهل كوفه با پدرت و برادرت چه حيله و مكرى به كار بردند، و من ميترسم كه حال تو نيز مانند حال‌ پدر و برادرت گردد، اگر رأيت به ماندن در مكّه باشد عزيزترين فردى خواهى بود كه در حرم الهى است و كسى را به تو دسترسى نخواهد بود، فرمود: برادرم، ميترسم يزيد بن معاوية به ناگاه مرا بكشد (ترور کند) و احترام اين خانه با كشته شدن من از ميان برود محمّد بن حنفيّه به حضرت گفت: اگر از چنين امری ميترسى به سوى يمن و يا يكى از بيابانهاى دور دست برو كه از هر جهت محفوظ باشى و كسى را به تو دسترسى نباشد فرمود: در آنچه گفتی می اندیشم و بررسی می کنم، چون سحر شد حسين (صلوات الله علیه) كوچ كرد خبر كوچ كردن حسين (صلوات الله علیه) به محمّد بن حنفيّه رسيد، نزد حضرت آمد و زمام شترى را كه حضرت سوار بر آن بود بگرفت و به حضرت عرض كرد: برادرم مگر وعده نفرمودى كه پيشنهاد مرا مورد توجّه قرار دهى؟ فرمود: بله. عرض كرد: پس چرا با اين شتاب بيرون ميروى؟ فرمود: پس از آنكه از تو جدا شدم رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) نزد من آمد و فرمود: یاحسين! بيرون برو كه مشيّت خداوندى بر اين است كه تو را كشته ببيند، محمّد بن حنفيّه‌ گفت: انّا اللَّه و انّا اليه راجعون (بقره 156) حال كه تو با اين وضع بيرون ميروى پس همراه بردن اين زنان چه معنى دارد؟ فرمود: رسول خدا (صلى اللَّه عليه و آله) به من فرمود: مشيّت خدا بر اين شده است كه آنان را نيز اسير و گرفتار ببيند 😭 اين بگفت و با محمّد خداحافظى فرموده و حركت كرد. منتهی الآمال لهوف ص 64 بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏44، ص: 364 #جزء2

  • 7 авг.382из abololo

    خلاصه، پس آن ملاعين و کفره گفتند: چه چاره داری در اين باب؟ آن ملعون رگ حسد و عداوتش بر هيجان و تنور غضبش به فوران آمده از شدّت دهشت و اضطراب خودش را به يک طرف کشيده و مناجات با رب العزة و خلاق عالميان نمود و عرض کرد: يا ربّ العزة و يا اله العالمين، به غير درِ اوسع رحمتت حاجات منتهی نمی‏شود آيا مرخص و مأذون هستم در سؤال و حاجت خواستن؟ پس از خلاق عالميان مأذون شد و ندا رسيد: سؤال کن ای شيطان از هر چه می‏خواهی. عرض کرد: اين حجت کبری و ولی مطلق تو که به تحقيق او را بعد از جدّ و پدر و مادر و برادرش صلوات الله علیهم تفضيل داده‌ای به جميع خلق از اولين و آخرين و اهل سماوات و ارضين هر چند صبر و تحمل او غايت و نهايت ندارد و فوق ادراکات عقول و اوهام است آيا بر زياده از اين حالات و ابتلاءات و مصائب نيز صبر دارد؟ ندا رسيد: ای ملعون رجيم! بخواه هر چه بخواهی. آن ملعون عرض کرد: می‏خواهم حرارت آفتاب را هفتاد درجه زياد کنی بر اين حالتی که قرار گرفته است! ندا رسيد: ای ملعون! حاجت تو را برآوردم منم ارحم الراحمين و اجود المسئولين و اکرم الأکرمين و لکن بدان ای رجيم که من خميرۀ طينت حجت کبری و ولی مطلقم را به دست قدرتم به آب رحمت و صبر و تفويض و تسليم و رضا خلق کرده‏ام! پس وقتی که خلاق عالميان هفتاد درجۀ حرارت آفتاب را زياد نمود و شيطان آن حرارت را احساس نمود و بر جسد نحس و خبيثش اثرش رسيد رو به فرار گذاشته از عرصۀ کربلا بيرون رفت. مخفی نماند که: اين قضيه نيز واقع شده آه آه يا سيدی يا ابا عبد اللَّه لا يوم کيومك! و لکن معلوم بوده باشد که اين مقام يعنی زيادتی حرارت آفتاب در هفتاد درجه رسيده بود و احساس حرارت و تأذی و تألم از آن مختص به آن مظلوم ــ‌روحی له الفداءــ بود و برای غير اين نحو احساس و تأذی بدنی نشد مگر برای ابليس رجيم در اوايل ظهور آن حرارت. و تعجب مکن از نحو اين قضايا يعنی تأثير اين نحو حرارت آفتاب و هوا در آن مظلوم و عدم تأثير در غير آن زيرا که امثال و نظاير اين از قدرت تامۀ فوق التمامات والنهايات خلاق عالميان دور نيست و ظاهر روايت اين است که تا وقت شهادت آن امام مظلوم صلوات الله علیه اين تأثير موجود و محقّق شد. ... سفینه بحرالمصائب، ملا محمد جعفر روضه خوان تبریزی، جلد۵، صص ۱۶۳-۱۶۶ #شجاعت_هشتم #کمپین_بازگشایی_حرم_مطهر_حضرت_ابولولو_رحمة_الله_علیه @abololo

  • 7 авг.403из abololo

    یا باب نجاة الامة و ترجمۀ اين حکايت را صاحب ناصريه اين‌طور ذکر کرده است که از شخص معروف و ثقه روايتی ذکر نموده و فرموده است که حاصل آن روايت اين است: در آن حالت که آن مظلوم غريب و وحيد در مرکز ميدان قتال و جدال قرار گرفته و ندای «هل من معين وهل من مغيث؟» می‏فرمود و به اين حال آن مظلوم جميع مخلوقات و جميع موجودات در اضطراب و حيرت و دهشت بودند و همۀ ملائکه گريه می‏کردند پس در آن وقت ابليس لعين در عرصه کربلا حاضر شد شروع کرد به آواز و صيحه نمودن، بعد از مدت قليله جميع اتباع و اعوانش حاضر شدند آن ملاعين ابالسه شيطان رجيم را در حالت حيرت و ضجرت و مقام تأثر و تأسّف ديدند گفتند: ای رئيس و بزرگ ما، سبب اين حالت چيست مگر چه امر تازه رو داده که باعث اين حالت گشته؟ آن لعين آه سرد از سينۀ اندوهگين کشيده گفت: صد هزار حيف بر سعی‌ها و حيله‌ها و تدابير و تسويلات من که همه به باد فنا رفته و ضايع شد زيرا که من انداختم سنگ تفرقه در ميان اين امت و به تسويلات من شد که منافقين اين امت در حجةالوداع نزديک به چهل مرد از منافقين مهاجر و انصار در جايی از مکۀ معظمه جمع شدند و عقد و ميثاق بستند بر اين‌که نگذارند که بعد از رسول اللَّه‏ صلی اللّه علیه وآله خلافت به اميرالمؤمنين صلوات الله علیه برسد و بلکه اگر مقدور ايشان باشد جميع اهل‏بيت و عترت رسول اللَّه‏ صلوات الله علیهم را بکشند و صيحفه‏ای در اين باب نوشتند و او را به ابی‌عبيدۀ جراح سپردند و آخرالأمر آن صحيفۀ ملعونه را در جايی از مکه دفن نمودند و من وسوسه کردم که اين منافقين حضرت رسول اللَّه صلی اللّه علیه وآله ‏ را در عقبه وقت مراجعت به مدينۀ مطهره بکشند به عداوت اين‌که چرا رسول اللَّه‏ صلی اللّه علیه وآله در موضع غدير خم از مردم اخذ ميثاق اکيد و بيعت شديد به خلافت حضرت اميرالمؤمنين صلوات الله علیه ‏ و ولايت او گرفت. و من کردم بيعت در روز سقيفه به ابی‌بکر که درِ خانۀ نبوت و ولايت را سوزانيدند و بضعةالرسول صديقۀ کبری و حجت عظمی فاطمۀ زهرا صلوات الله علیها را با تازيانه زدند و پهلوی مبارک او را شکستند و جوهرۀ نبوت و ولايت حضرت محسن صلوات الله علیه سقط شد و ريسمان به گردن اسد اللَّه الغالب علی بن ابی‌طالب اميرالمؤمنين صلوات الله علیه ‏ انداختند و آن حضرت را به بيعت ابی‌بکر کشيدند! پس آن ملعون رجيم گفت هر چه کرده بود و بعد آه سرد کشيد و گفت: جميع تدابير و حيله‌ها و مکرها و تسويلات در کشتن اين مظلوم و کشته‌شدن اصحاب و عترتش و اسير شدن عيال و حرم رسول اللَّه صلی اللّه علیه وآله‏،من کردم و کار را اين‌جا رسانيدم که می‏بينيد که خودش تنها و عطشان در وسط ميدان ايستاده و استغاثه و استنصار می‏جويد و حرم رسول اللَّه‏ و بنات و اطفال فاطمه صلوات الله علیهم ناله‌کنان و سينه‌زنان مضطرب و حيران مانده‏اند و لکن الآن به رفتار و کردار خودم که برای کشته شدن اين مظلوم کرده‏ام نادم و پشيمان شده‏ام! پس آن ملاعين مردۀ شياطين و جن گفتند: چرا بايد نادم و پشيمان باشيد که ما به مقصود رسيديم زيرا که اين جنود و عساکر بی‌حد و حصر ابن سعد و هم‌چنين آن اشخاصی که بعد از اين به دنيا بيايند و موجود شوند و راضی به افعال اين‌ها بشوند از اهل هر عصر و فِرَق موجودين از اين امت در هر زمان به جهنم خواهند رفت؟! پس آن ملعون گفت: هيهات هيهات! هر چند امر از يک جهت به همان نهج است که می‏گوئيد و لکن از جهت ديگر ثمرۀ اين کار و نتيجۀ اين عمل آن است که خلق کثير در هر عصر و در هر زمان از ازمنه به سبب زيارت قبر اين مظلوم صلوات الله علیه و گريه در مصائب آن نجات از عذاب جحيم خواهند يافت هر چند از اصحاب معاصی و سيئات موبقات مهلکات بوده باشند! چنان‌چه در اصل‌البکاء و عين‌البکاء منقول است که از شيطان سؤال نمودند که: اين‌قدر مردم را اغوا و شيطنت و فساد و تحريک بر معصيت که کرده‌ای آيا هيچ از عمل خود نادم و پشيمان شده‏ای يا نه؟ قال: لا، إلّا في أمر قتل. فقيل: ما هو؟ قال: قد أحرصت الأشقياء علی قتال الحسين‏ فندمت علی ذلك فإنّ من بکی عليه غفر اللَّه ذنوبه جميعاً! ... (گفت: نه، مگر در قتل.گفته شد: چیست؟ گفت: مردم بدبخت حریص جنگ با امام حسین صلوات الله علیه بودند، ولی من پشیمان شدم، چون که هر که بر او بگرید خداوند همه گناهانش را می بخشد!) ادامه👇👇👇

  • 26 июл.762из BALB310L

    شهدای کربلا و شهادتی چون انبیاء ●قَالَ الامام الصادق صلوات الله علیه: كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ (صلوات الله علیه) يَضَعُ قَتْلَاهُ بَعْضَهُمْ إِلَى بَعْضٍ ثُمَّ يَقُولُ قَتْلَانَا قَتْلَى النَّبِيِّينَ‌. ●امام صادق صلوات الله علیه: فرمود علىّ بن الحسين (امام سجاد صلوات الله علیه) كشته شدگان خود (اجساد كشتگان خانواده اش را كه در روز عاشورا به شهادت رسيدند) بعضى را بر روى بعضى ديگر مى گذاشت و مى فرمود: كشتگان ما كشتگان پيامبران هستند. الغيبة للنعماني صفحه 211

  • 25 июл.481из ansarhussainie

    ❖﷽❖ 🎞  آرزوی حبیب ... 🏴 محرم الحرام ۱۴۴۸ 🎤 استاد بندانی نیشابوری 📌 حسینیه انصار الحسین علیه السلام #حسینیه_انصارالحسین_علیه_السلام @ansarhussainie

  • 25 июл.682из BALB310L

    سه آرزوی حبیب بن مظاهر سلام الله علیه نقل است از ميرزاى شيرازى قدس سره، كه حبيب بن مظاهر را در خواب ديدند بر تختى نشسته، ميرزاى شيرازى قدس سره از حبيب بن مظاهر سؤال كرد، آيا مى‌خواهى به دنيا برگردى؟ حبيب گفت: بله! براى سه چيز: 1- اينكه صلوات بر محمد و آل محمد صلى الله عليه و آله بفرستم. 2- تشنه ها را آب دهم. 3- در مجالس ابا عبداللَّه الحسين عليه السلام گريه كنم. 📓سيره ى عالمانه و پندهاى حكيمانه ى استاد الفقهاء و المجتهدين ميرزا جواد تبريزى صفحه 110

  • 24 июл.6931из BALB310L

    قابل توجه چنل غلو پژوهی و سراب اخباری گری و بت شناسی و امثالهم که خیلی راحت فضائل اهل بیت علیهم السلام و مصائب و مقتل ایشان را تکذیب می کنند ●ورأيت في بعض مؤلفات أصحابنا أنه حكي عن السيد علي الحسيني قال: كنت مجاورا في مشهد مولاي علي بن موسى الرضا علیه السلام مع جماعة من المؤمنين ، فلما كان اليوم العاشر من شهر عاشورا ابتدأ رجل من أصحابنا يقرء مقتل الحسين علیه السلام فوردت رواية عن الباقر علیه السلام أنه قال : من ذرفت عيناه على مصاب الحسين ولو مثل جناح البعوضة غفر الله له ذنوبه ، ولو كانت مثل زبد البحر. وكان في المجلس معنا جاهل مركب يدعي العلم ، ولا يعرفه ، فقال : ليس هذا بصحيح والعقل لا يعتقده وكثر البحث بيننا وافترقنا عن ذلك المجلس ، وهو مصر على العناد في تكذيب الحديث ، فنام ذلك الرجل تلك الليلة فرأى في منامه كأن القيامة قد قامت ، وحشر الناس في صعيد صفصف لا ترى فيها عوجا ولا أمتا وقد نصبت الموازين ، وامتد الصراط ، ووضع الحساب ، ونشرت الكتب ، واسعرت النيران ، وزخرفت الجنان ، واشتد الحر عليه ، وإذا هو قد عطش عطشا شديدا وبقي يطلب الماء ، فلا يجده ، فالتفت يمينا وشمالا وإذا هو بحوض عظيم الطول والعرض ، قال : قلت في نفسي : هذا هو الكوثر فإذا فيه ماء أبرد من الثلج وأحلى من العذب ، وإذا عند الحوض رجلان وامرأة أنوارهم تشرق على الخلائق ، ومع ذلك لبسهم السواد وهم باكون محزونون فقلت : من هؤلاء؟ فقيل لي : هذا محمد المصطفى ، وهذا الامام علي المرتضى ، وهذه الطاهرة فاطمة الزهراء فقلت : ما لي أراهم لا بسين السواد وباكين ومحزونين؟ فقيل لي : أليس هذا يوم عاشورا ، يوم مقتل الحسين؟ فهم محزونون لاجل ذلك. قال : فدنوت إلى سيدة النساء فاطمة وقلت لها : يا بنت رسول الله إني عطشان ، فنظرت إلي شزرا وقالت لي : أنت الذي تنكر فضل البكاء على مصاب ولدي الحسين ومهجة قلبي وقرة عيني الشهيد المقتول ظلما وعدوانا؟ لعن الله قاتليه وظالميه ومانيعه من شرب الماء؟ قال الرجل : فانتبهت من نومي فزعا مرعوبا واستغفرت الله كثيرا ، وندمت على ما كان مني وأتيت إلى أصحابي الذين كنت معهم ، وخبرت برؤياي ، وتبت إلى الله عزوجل. ●در بعضی از کتاب های علمای شیعه از سید علی حسینی حکایت شده که گفت: من با گروهی از مؤمنین در جوار حضرت علی بن موسی الرضا علیه السّلام بودم. وقتی روز عاشورا فرا رسید، یکی از یاران ما کتاب مقتل امام حسین علیه السّلام را می خواند تا رسید به این روایت که: امام محمّد باقر علیه السّلام می فرماید: کسی که چشمانش در مصیبت امام حسین اشک بریزد و لو اینکه به اندازه بال یک مگس باشد، خدا گناهان او را می آمرزد و لو اینکه به اندازه کف دریا باشند. در آن مجلس شخصی بود که دارای جهل مرکب بود و ادعای علم می کرد ولی علم و دانشی نداشت. وی گفت: این صحیح نیست و عقل آن را نمی پذیرد. درباره این موضوع بحث بسیار کردیم تا اینکه از آن مجلس پراکنده شدیم، ولی آن شخص در تکذیب این حدیث اصرار داشت. آن مرد شب خوابید و در عالم خواب دید که گویا قیامت بر پا شده است و مردم همه محشور شده اند، میزان ها نصب گردیده، صراط گسترده شده، محاسبات آماده اند. نامه های اعمال گشوده شده و دوزخ شعله ور گردیده، بهشت زینت شده، حرارت بر او (آن مرد) شدید شده، او در این بین شدیداً تشنه و طالب آب بود ولی آبی نبود. وقتی او به طرف راست و چپ خود توجهی نمود با حوضی مواجه شد که فوق العاده طویل و عریض بود. می گوید: من با خودم گفتم: این همان حوض کوثر است و دارای آبی است که از برف سردتر و از عسل شیرین تر است. ناگاه دید دو نفر مرد و یک زن کنار آن حوض هستند که نور آنان بر همه خلق می درخشد و با این حال ایشان سیاه پوش و گریان و محزون بودند. راوی می گوید: من گفتم: اینان که هستند؟ در جوابم گفته شد: این آقا محمّد مصطفی و این آقا امام علی مرتضی و این طاهره فاطمه زهرا صلّی اللّه علیهم اجمعین هستند. گفتم: پس چرا من آن ها را با لباس سیاه و گریان و محزون می بینم؟ به من گفته شد: آیا امروز روز عاشورا نیست که روز قتل امام حسین علیه السّلام است؟ ایشان به این خاطر محزون هستند. گوید: من به حضرت زهرا نزدیک شدم و به او گفتم: ای دختر رسول خدا! من تشنه ام. ناگاه دیدم آن حضرت با حالتی خشمناک به من نگریست و فرمود: تو آن شخصی هستی که منکر فضیلت گریه کردن در عزای فرزندم حسین شدی؟ همان حسینی که جان و قلب من و نور چشم من است، همان حسینی که ظالمانه و با دشمنی به شهادت رسید. خدا آن افرادی را که در حق حسین ستم کردند و او را شهید نمودند و مانع آب آشامیدن او شدند لعنت کند! آن مرد می گوید: من در حالی از خواب بیدار شدم که دچار ترس شده بودم و بسیار استغفار می کردم و از تکذیب آن حدیث پشیمان شدم. آنگاه نزد آن رفقایی آمدم که با آنان بودم و پس از اینکه خواب خود را نقل کردم، از خداوند عز و جل تقاضای توبه نمودم. 📓بحار الأنوار جلد 44 صفحه 293

  • 21 июл.841из BALB310L

    ●و يهلّلون بأن قتلت و إنّما قتلوا بك التّكبير و التّهليلا ●با كشتنت تهليل گفتند و همانا با قتل تو آنان تكبير و تهليل را كشتند بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏45، ص: 235

  • 21 июл.762из KashkoolAlNoor

    🩸تـکـبـیـر و تـهـلـیـل را کـشـتـنـد ✍در ناسخ ج ۳ ص ۱۲۱: گوید بسیار از مردم شنیدند که آن سر مبارک پشت سر هم می‌فرمود: «لا حول ولاقوة إلا بالله» ناگاه بانگ‌ هاتفی برخاست و این اشعار قرائت کرد: «مُتَرَمِلاً بِدِمَائِهِ تَرْمِيلاً وَأَرَاهُ رَهْنًا لِلْمَنُونِ قَتِيلًا قَتَلُوا جِهَارًا عامِدِينَ رَسُولًا فِي قَتْلِكَ التَّأْوِيلَ وَالتَّنْزِيلَ قَتَلُوا بِكَ التَّكْبِيرَ وَالتَّهْلِيلَ» «ای پسر دختر پیامبر صلى الله عليه وآله، سر تو را آغشته به خونش آوردند؛ هیچ روزی پر حسرت‌تر از روز تو نیست و تو را در گرو مرگ می‌بینم، کشته شده. مثل اینکه با کشتن تو، ای پسر دختر پیامبر صلى الله عليه وآله، آشکارا و عمداً پیامبر را کشتند. به کشتن تو تکبیر می‌گفتند ولی در حقیقت با کشتن تو، تکبیر و تهلیل را کشتند.» 📚 رمز المصیبه فی مقتل من قال انا قتیل العبره، سید محمود بن سید مهدی موسوی دهسرخی اصفهانی، تالیف سال ۱۴۱۲ ه.ق، جلد ۳، ص۲۵۴ اللّٰهُمَــ؏َجِـلْ لِوَلیــِـــڪَ الـْفَرَّج @KashkoolAlNoor

  • 20 июл.782из BALB310L

    ▪️ثم إنها وضعت فمها على فمه▪️ نمی فرماید لبش را بر لب بابا گذاشت نه دهانش را بر دهان بابا گذاشت فَم: دهان یعنی چه؟ نشان عمق محبت است؟ نمی دانیم. به امامت و زق العلم زقا و انتقال و اخذ معارف حسینی مرتبط است؟ نمی دانیم. شاید هم علتش چوب خیزران و لب مجروح امام حسین صلوات الله علیه باشد و لب ترک ترک خورده طفل تشنه لب. قطعا هر دو لبی مجروح داشتند. نمی دانیم نمی دانیم نمی دانیم اللهم عجل لولیک الفرج یا صاحب الزمان! به آن سری که به دیدار دخترش آمد به کودکی که به ویرانه آرمیده بیا

  • 20 июл.6351из BALB310L

    در کوچه بر من پیرزنهای یهودی آب دهان انداختند ................. ●و وَقَفَ أهلُ الذِّمَّةِ لَهُنَّ في سوقِ دِمَشقَ يَبصُقونَ في وُجوهِهِنَّ ●اهل ذمّه ، در بازار دمشق براى تماشاى مخدرات صلوات الله علیهن ، صف كشيده بودند و به صورتشان ، آب دهان مى انداختند 😭😭😭 بستان الواعظين و ریاض السامعین ابن جوزی جلد ۱ صفحه ۲۶۴

  • 20 июл.6713из BALB310L

    -حضرت رقیه سلام الله علیها اسباب نجات امامت و اهل بیت علیهم السلام -جریان خرابه شام استاد بندانی نیشابوری ╔═.🖤.══════╗ 🆔 @Sibtayn ╚══════.🖤.═╝

  • 20 июл.821из abololo

    ‍ #مقتل #حضرت_ابوالفضل علیه‌السلام #عطش 🔻جلوه‌هایی از رشادت بى نظير حضرت قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس علیه‌السلام به نقل از کتاب مناقب ┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄ ⬛️ كانَ عَبّاسٌ السَّقّاءُ قَمَرُ بَني هاشِمٍ، صاحِبَ لِواءِ الحُسَينِ عليه السلام ، وهُوَ أكبَرُ الإِخوانِ . مَضى بِطَلَبِ الماءِ فَحَمَلوا عَلَيهِ وحَمَلَ هُوَ عَلَيهِم، وجَعَلَ يَقولُ: لا أرهَبُ المَوتَ إذِ المَوتُ رَقى حَتّى اُوارى فِي المَصاليتِ لِقا نَفسي لِنَفسِ المُصطَفَى الطُّهرِ وَقا إنّي أنَا العَبّاسُ أغدو بِالسَّقا ولا أخافُ الشَّرَّ يَومَ المُلتَقى فَفَرَّقَهُم، فَكَمَنَ لَهُ زَيدُ بنُ وَرقاءَ الجُهَنِيُّ مِن وَراءِ نَخلَةٍ، وعاوَنَهُ حَكيمُ بنُ طُفَيلٍ السِّنبِسِيُّ، فَضَرَبَهُ عَلى يَمينِهِ، فَأَخَذَ السَّيفَ بِشِمالِهِ، وحَمَلَ عَلَيهِم وهُوَ يَرتَجِزُ: وَاللّه ِ إن قَطَعتُمُ يَميني إنّي اُحامي أبَداً عَن ديني وعَن إمامٍ صادِقِ اليَقينِ نَجلِ النَّبِيِّ الطّاهِرِ الأَمينِ فَقاتَلَ حَتّى ضَعُفَ، فَكَمَنَ لَهُ الحَكيمُ بنُ الطُّفَيلِ الطّائِيُّ مِن وَراءِ نَخلَةٍ، فَضَرَبَهُ عَلى شِمالِهِ، فَقالَ: يا نَفسُ لا تَخشَي مِنَ الكُفّارِ وأبشِري بِرَحمَةِ الجَبّارِ مَعَ النَّبِيِّ السَّيِّدِ المُختارِ قَد قَطَعوا بِبَغيِهِم يَساري فَأَصلِهِم يا رَبِّ حَرَّ النّارِ فَقَتَلَهُ المَلعونُ بِعَمودٍ مِن حَديدٍ. فَلَمّا رَآهُ الحُسَينُ عليه السلام مَصروعاً عَلى شَطِّ الفُراتِ، بَكى وأنشَأَ يَقولُ: تَعَدَّيتُمُ يا شَرَّ قَومٍ بِفِعلِكُمُ وخالَفتُمُ قَولَ النَّبِيِّ مُحَمَّدِ أما كانَ خَيرُ الرُّسُلِ وَصّاكُم بِنا أما نَحنُ مِن نَسلِ النَّبِيِّ المُسَدَّدِ أما كانَتِ الزَّهراءُ اُمِّيَ دونَكُمُ أما كانَ مِن خَيرِ البَرِيَّةِ أحمَدِ لُعِنتُم واُخزيتُم بِما قَد جَنَيتُمُ فَسَوفَ تُلاقوا حَرَّ نارٍ تَوَقَّدِ . #ترجمه : عبّاس، سقا ، ماه بنى هاشم و پرچمدار حسين عليه السلام بود . او از ديگر برادرانش بزرگ تر بود و در طلب آب ميرفت كه بر او حمله بُردند . او هم به آنها حمله بُرد و چنين مى خواند : {از مرگ نميهراسم ؛ زيرا مرگ ، ترقّى و صعودى است كه مرا در پشت شمشيرها ، پنهان مى كند . } { جانم ، سپر جان پاكيزه مصطفى باد! من ، عبّاسم كه سقّا گشته ام } {و به روز برخورد ، هراسى از شرّ ندارم . } پس آنان را متفرّق كرد . زيد بن وَرقاى جُهَنى ، در پشت درخت خرمايى به كمين او نشست و حَكيم بن طُفَيل سِنبِسى نيز او را يارى داد و بر دست راست عبّاس عليه السلام ضربه اى زد [ و آن را قطع كرد ] . عبّاس عليه السلام ، شمشير را به دست چپ گرفت و به آنها حمله بُرد و چنين رَجَز مى خواند : { به خدا سوگند ، اگر دست راستم را قطع كنيد من ، هميشه از دينم حمايت مى كنم } { و نيز از امام راستگو و استوارباورى كه نواده پيامبرِ پاك و امين است . } آن گاه ، جنگيد تا ناتوان شد . حَكيم بن طُفَيل طايى ، از پشت درخت خرما به او كمين زد و بر دست چپش ضربه اى زد [ و آن را قطع كرد ] . عبّاس عليه السلام نيز خواند : { اى جان ! از كافران مترس و به رحمت خداى جبران كننده ، بشارتت باد ! } {همراه با پيامبر صلى الله عليه و آله ، سَرور برگزيده ! با سركشى شان ، دست چپم را قطع كردند } { پروردگارا ! آنان را به داغىِ آتش برسان ! } پس آن ملعون ، با عمود آهنين [ به او زد و ] عبّاس عليه السلام را به شهادت رساند . هنگامى كه حسين عليه السلام ، او را بر [ كناره ] رود فرات ، افتاده ديد ، گريست و چنين خواند : { «اى بدترينِ مردمان ! با كارتان ، تجاوز كرديد و با گفته محمّد پيامبر ، مخالفت كرديد . } { آيا بهترينِ پيامبران ، سفارش ما را به شما نكرد ؟ آيا ما از نسل پيامبرِ تأييد شده نيستيم ؟ } { آيا زهرا عليهاالسلام ، مادر ماست يا شما ؟ آيا احمد ، بهترينِ مردمان نيست ؟ } {نفرين شُديد و به خاطر جنايتتان ، رسوا گشتيد به زودى ، داغىِ آتشى برافروخته را خواهيد ديد» . } 📕اسم الکتاب : مناقب آل ابي طالب المؤلف : ابن شهرآشوب ج3 ص256 چاپ ديگر: 📕اسم الکتاب : المناقب لابن شهرآشوب المؤلف : ابن شهرآشوب ج4 ص 108 💠 سَلامُ اللّه وَسَلامُ مَلائِکتِهِ المُقرَّبِینَ وأنبِیائِهِ المُرْسَلِینَ وَعِبَادِهِ الصّالِحینَ وَجَمِیعِ الشُّهداءِ والصِّدِّیقِینَ (وَ)الزّاکیاتُ الطَّیبَاتُ فِیما تَغتَدِی وَتَرُوحُ عَلَیک یابْنَ أمِیرِالمُؤمِنِینَ أشْهَدُ لَک بِالتِّسْلِیمِ وَالتَّصْدِیقِ وَالوَفَاءِ والنَّصِیحَةِ لِخَلَفِ النَّبِی صَلَّی اللّه عَلَیهِ وَ الِهِ الْمُرْسَلِ وَالسِّبْطِ المُنْتَجَبِ وَالدَّلِیلِ الْعالِمِ والْوَصِی المُبَلِّغِ وَالمَظلُومِ المُهْتَضَمِ، فَجَزَاک اللّه عَن رَسُولِهِ وَعَن أمِیرِالمُؤمِنِینَ وَعَنِ الحَسَنِ والحُسَینِ صَلَواتُ ➖➖➖➖ #شجاعت_هشتم #کمپین_بازگشایی_حرم_مطهر_حضرت_ابولولو_رحمة_الله_علیه @abololo

  • 20 июл.783из ansarhussainie

    ❖﷽❖ 🎞  آرزوی حبیب ... 🏴 محرم الحرام ۱۴۴۸ 🎤 استاد بندانی نیشابوری 📌 حسینیه انصار الحسین علیه السلام #حسینیه_انصارالحسین_علیه_السلام @ansarhussainie

  • 19 июл.69из BALB310L

    غبار بود مادرش گوشه قتلگاه بیقرار بود ●وَ أَنْتَ مُقَدَّمٌ فِی الْهَبَواتِ ، وَ مُحْتَمِلٌ لِلاْذِیّاتِ ●تو در گَرد و غُبارهای جنگ پیش تاختی، و آزار و اذیّتهای فراوانی تحمّل نمودی زیارت ناحیه مقدسه

  • 7 июл.1 98632

    عتاب حضرت اباالفضل العباس سلام الله علیه بر منکر روضه و مقتل

  • 7 июл.1195из BALB310L

    نجات جان امام سجاد توسط حضرت زینب صلوات الله علیهما 1️⃣قال ابن مرجانة: اذْهَبُوا بِهِ فَاضْرِبُوا عُنُقَهُ فَسَمِعَتْ بِهِ عَمَّتُهُ زَيْنَبُ فَقَالَتْ يَا ابْنَ زِيَادٍ إِنَّكَ لَمْ تُبْقِ مِنَّا أَحَداً فَإِنْ كُنْتَ عَزَمْتَ عَلَى قَتْلِهِ فَاقْتُلْنِي مَعَهُ ●ابن زیاد گفت او (امام سجاد علیه السلام) را ببرید و گردن او را بزنید، عمه او زینب صدای او را شنید و گفت ای ابن زیاد هیچ کس از خاندان ما را باقی نگذاردی، اگر قصد کشتن او را کردی، من را نیز همراه او بکش. 📓بحار الانوار جلد 45 صفحه 117 📓نفس المهموم صفحه 372 📓اللهوف صفحه 162 📓العوالم صفحه 384 2️⃣و انتهى القوم إلى علي بن الحسين و هو مريض‌ على فراشه لا يستطيع النهوض فقائل يقول لا تدعوا منهم صغيرا و لا كبيرا و آخر يقول لا تعجلوا حتى نستشير الأمير عمر بن سعد و جرد الشمر سيفه يريد قتله فقال له حميد بن مسلم: يا سبحان اللّه أتقتل الصبيان؟إنما هو صبي مريض! فقال: إن ابن زياد أمر بقتل أولاد الحسين و بالغ ابن سعد في منعه‌ خصوصا لما سمع العقيلة زينب ابنة أمير المؤمنين تقول: لا يقتل حتى أقتل دونه فكفوا عنه‌ ●سرانجام هنگام غارت خیمه ها در روز عاشورا به امام علی بن الحسین رسیدند، حضرت بیمار بود،در بستر بیماری افتاده بود و نمی توانست از جای خویش برخیزد. یکی از لشکریان عمرسعد ملعون فریاد زد: همه را بکشید و به کوچک و بزرگ رحم نکنید. دیگری گفت: در این کار عجله نکنید تا با امیر_عمربن سعد_مشورت کنیم و نظر او را بخواهیم. شمر شمشیرش را کشید و خواست حضرت سجاد را به شهادت برساند،حمید بن مسلم، به او گفت: سبحان اللّه! آیا کودکان[و جوانان] را می کشی؟! این مرد بیمار است! شمر گفت: ابن زیاد دستور داده تمام فرزندان حسین را به قتل برسانیم. در این هنگام خبری از ابن سعد رسید که دست از او بردارند. مخصوصاً زمانی که شنید حضرت عقیله زینب (سلام الله علیها) می فرماید: "نمی گذارم او را بکشید،مگر این که ابتدا مرا به قتل برسانید". پس از او دست کشیدند 📓مقتل مقرم صفحه 316 و اینگونه حضرت عقیله بنی هاشم زینب کبری صلوات الله علیها اسلام و مسلمین را نجات داد شکر خدا که جمله مسلمان زینبیم

  • 7 июл.11223из owjishirazi

    ✅ حضرت عباس، روشنیِ چشم امیرالمؤمنین سلام الله علیهما 🔺 برشی از جلسه اول شرح #زیارت‌نامه_حضرت_عباس علیه السلام 🗓 ۱۹ #محرم‌۱۴۴۸ ، ۱۴۰۵ _ قم مهدیه حضرت معصومه سلام الله علیها 🎧 فایل کامل صوتی #شیخ_اسماعیل_اوجی_شیرازی تلگرام | یوتیوب | آپارات | اینستگرام | سایت | ایتا | روبیکا