tgindex
هفت تپه-کانال مستقل کارگران

هفت تپه-کانال مستقل کارگران

Статистика

تماس با ادمین برای ارسال پیام و مطلب: @kargare7tapeh صدای مستقل کارگران هفت تپه و کارگران طرح توسعه نیشکر تنها روش پیروزی : تکیه بر اتحاد، آگاهی و سازمانیابی کارگری و طبقاتی و توهم نداشتن به جناح های مختلف سرمایه داری ست. روش شورایی یگانه راه رهایی ماست.

Последний пост
5 апр.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
2 661
−1 за 4 дн.
Сутки
+4
+0,15%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 397
22 постов
Вовлечённость
52,5%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 22
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 5 апр.1 5942518

    ادامه مطلب کارگران و جنگ⬅️ کارگران علیه جنگ های ارتجاعی هستند. کارگران در جنگی که منافع طبقه و جنبش آنها نمایندگی نشود، در جنگی که اهداف و نیازهای بلافصل انسانی در دستور آن نیست، شرکت نمیکنند و به آن نیرو نمیدهند. یک سیاست کارگری بدون لکنت زبان علیه جنگ دولتهای سرمایه داری است، علیه تبلیغات ناسیونالیستی و شوونیستی جنگ طلبانه است، و مرتبا تاکید میکند که این جنگ، جنگ ما نیست. یک سیاست کارگری به نقد ماهیت و اهداف جنگ ارتجاعی می پردازد، تناقض و تقابل آنرا با اهداف عموم مردم جامعه و کارگران نشان میدهد. یک سیاست کارگری، زیر پرچم ناسیونالیسم و «دفاع از حکومت خودی» نمیرود، بلکه با اعلام همبستگی با کارگران و مردم آزادیخواه در کشورهای درگیر جنگ علیه دولتهای درگیر جنگ تلاش میکند. ما کارگران جنگ و صلح این دولتها را دیده ایم و هر بار تاوان آنرا با جان و مال خود پرداخته ایم. حمایت از آدمکشان و کودک کش ها و عناصر ضد کارگری چون ترامپ و نتانیاهو، حمایت از جنایت جمعی و شرکت در ویرانسازی و جنایت مسلم است. حمایت از جمهوری اسلامی در این جنگ یعنی حمایت از اهداف جنگی رژیم، یعنی حمایت از کشتن غیر نظامیان، یعنی حمایت ضمنی از کشتار هولناک دیماه ۴۰۴ و دهه های مختلف، یعنی دفاع از جمهوری اسلامی است. ما در هیچ سوی این جنگ ارتجاعی نیستیم بلکه خود کلید معمای آن هستیم. کارگران خواهان قطع فوری جنگ، محاکمه عاملان کشتار مردم و کودکان و معترضان، سرنگونی جمهوری اسلامی و نفی قلدری نظامی دولتهای مرتجع هستند. نه به جنگ ارتجاعی، نه به جنگ طلبان، نه به جمهوری اسلامی. ۱۶ فروردین ۱۴۰۵ پیام همکار

  • 5 апр.1 4241619

    ⭕️ کارگران و جنگ 📌 این جنگ، جنگ ما نیست! گفته اند «جنگ ادامه سیاست است اما به روشهای دیگر»! به عبارت دیگر، جنگ ادامه دیپلماسی و دیپلماسی ادامه جنگ است. در واقع در جهانی که در هر گوشه آن رقابت بیوقفه برسر منابع و انرژی و بازارها و استثمار نیروی کار در جریان است، جنگ یک واقعیت ثابت است. جنگ یک صورت کشمکش دولتهای سرمایه داری و اقشار سرمایه برسر منافع است. به این معنا سرمایه داری با «صلح پایدار» و «همزیستی مسالمت آمیز» خوانایی ندارد، بلکه دوره های موسوم به «صلح» یا عمدتا موقت اند و یا در عمل «صلح مسلح» هستند که ظرفیت آغاز دور جدید جنگ را دارند. کارگران بطور کلی با هر جنگی مخالف نیستند، بعنوان مثال بپاخاستن انقلابی برای تغییر ریشه ای، جنگ طبقاتی علیه نظم موجود، جنگ برای شکست دادن فاشیسم، جنگ برسر آزادی زنان، جنگ برسر رهایی از کولونیالیسم از جمله جنگهایی هستند که «عادلانه» نام میگیرند و حقانیت دارند. کارگران مخالف جنگهای ارتجاعی هستند، جنگهایی که برسر منافع دولتها و طبقات ارتجاعی هستند و هیچ منفعتی به حال مردم عادی و طبقه کارگر ندارند. جنگ جاری از این نوع است و جنگی ارتجاعی بین دولتهای ارتجاعی و ضد کارگری و ضد بشری است. حکومتها در این جنگ هر کدام اهدافی را دنبال میکنند که تحقق آنها به ضرر طبقه کارگر و مبارزه جامعه برای آزادیهای فردی و اجتماعی است. هواداران جنگ در جنگ بین دولتها معمولا دو نیرو در دو سمت جنگ شکل میگیرد: نیروهای طرفدار یک سمت جنگ، یعنی طرفداران آمریکا و اسرائیل و یا طرفداران رژیم جمهوری اسلامی. در جنگ جاری نیروهایی مانند سلطنت طلبان، بخش عمده ناسیونالیست های کرد و فدرالی، اصلاح طلبهای صادراتی و تازه سلطنت طلب شده، عناصر فرصت طلب که بوی کباب به مشامشان خورده است، طرفدار دوآتشه ارتش آمریکا و اسرايیل و «بمب های هوشمند» آنها هستند که گویا آزارشان به مورچه هم نمیرسد و فقط عوامل نظام را میزند. امروز این فضای بیمارگونه دارد برمیگردد و شکست پروژه بادکردن رسانه ای سلطنت طلبان از یکسو و ویرانی های بجامانده از بیمارستانها و دارو سازی و زیرساختهای اساسی یک کشور و کشتار مردم بیدفاع از سوی دیگر، راهی برای دفاع از این بی شرافتی باقی نگذاشته است. لحن و زبان بسرعت عوض میشود. بویژه وقتی «عمو»های اینها از لیندسی گراهام تا دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو از «نابودی کامل ایران»، بازگرداندن ایران به «عصر حجر» و تبدیل ایرانیان به نیازمندان و التماس گران غذا و آب سخن میگویند. در سوی مقابل هواداران جمهوری اسلامی و جنگ طلبان طرف مقابل به خط شدند تا از جمهوری اسلامی دفاع کنند. اینها توجیه دفاع از قاتلین فرزندان مردم را با نام «دفاع از ایران و وطن»، «مقابله با تجاوز خارجی» و غیره توضیح میدهند. این صف مرز بین «حکومت و مردم» و «ایران و جمهوری اسلامی» را برمیدارد و بعنوان یک «محور مقاومتی» مرتجع و ناسیونالیست مدافع رژیم اسلامی کاسه داغ تر از آش رژیمی ها میشوند و هر نوع مذاکره را «خیانت به رزمندگان» نام میگذارند. این بخش عملا متحد سپاه پاسداران است. جنگ برای کارگران و مردم زحمتکش فقط رنج و فقر بیشتر و آوارگی و نابودی است. وقتی صنایع فولاد و پالایشگاه ها و کارخانجات اساسی منهدم میشوند، یعنی بیکاری کارگران، قتل عام کارگران، نابودی اقتصادی خانواده های کارگری، نابودی محل های امرار معاش. وقتی مراکز تامین دارو و آب شیرین و غذا را میکوبند، نه به اهداف نظامی بلکه به سلامتی و حیات و زندگی مردم ایران حمله میکنند. این اقدامات کوبیدن رژیم اسلامی نیست، بلکه سیاست مردم فقر زده را بیشتر به فلاکت و استیصال کشاندن برای تسلیم تحت هر شرایطی است. ادامه در صفحه دوم ⬇️

  • 19 февр.1 8572213

    این مردم تنهاتر از همیشه هستند و جز خودشان هیچ‌کس دیگری را ندارند و به خاطر همین می‌گویم نیرویی در همین مردم وجود دارد که اگر آن را از کارفرمای بزرگ یعنی دولت بگیرند به راحتی فلج می‌شود و مجبور می‌شود تن بدهد به خواست‌های مردم. از شما به خاطر وقتی که در اختیارمان قرار دادید بسیار سپاسگزارم!  بهرام قدیمی ۷  فوریه ۲۰۲۶ بازنشر:از کانال مستقل کارگران هفت تپه

  • 19 февр.1 7431215

    کارفرما کیست؟ دولت کارفرمای بزرگ است.👇 کارفرمای بزرگ حامی اصلی بخش خصوصی‌ست، تمام شد. به هر بهانه‌ای دولت ما را سرکوب می‌کند. مثلا ما فریاد می‌زدیم دارند اختلاس می‌کنند. ساده‌ترین اتهام علیه ما، تبلیغ علیه نظام بود؛ می‌گفتیم اختلاس شده، می‌گفتند اینها می‌خواهند نظام را فاسد جلوه بدهند؛ به هر بهانه‌ای وکیل ما را تحت فشار قرار می‌دادند. حدود سیصد پرونده قضایی فقط برای کارگران هفت‌تپه درست کردند. من به تنهایی نزدیک سیزده، چهارده پرونده داشتم. وقتی می‌گویم سیصد پرونده، چهارده عدد آن مال بنده است، آقای عباسی مثلا ده عدد، آقای بهمنی مثلا هشت، نه عدد پرونده... خب چرا این همه پرونده را علیه من درست می‌کردند، تجمیع‌اش هم نمی‌کردند، جدا، جدا. چرا باید منِ نماینده‌ی کارگر، همیشه درگیر پله‌های دادگاه باشم؟ خب، چرا این کار را می‌کنند؟ چون دولت خودش کارفرمای بزرگ است. یعنی اولین کسی که از سرکوب مزدی ما، سرکوب تشکلات کارگری و سرکوب اعتصابات کارگری نفع می‌برد، خود دولت است. اصلا بحث سرکوب کارگر، برای دولت یک بحث اقتصادی است. چرا نمی‌گذارند تشکلات کارگری پا بگیرد؟ چرا آمده شوراهای اسلامی را به راه انداخته و می‌گوید اگر شما کارگرها نمایندگی می‌خواهید، شورا می‌خواهید، شوراهایی که من می‌گویم را بپذیرید. چرا دولت این را به زور کرده تو پاچه ما؟ چون خودش کارفرمای بزرگ است، خودش حامی اصلی بخش خصوصی است. چون دولت خودش با زد و بند، و با یک قرارداد غیرقانونی، هفت‌‌تپه را به بخش خصوصی داده بود. باید از آن حمایت بکند و باید کارگر را سرکوب بکند. چون خودش نفع می‌برد. نمی‌دانم منظورم را رساندم؟ یعنی دیگر از این واضح‌تر وجود ندارد. حتی علیه وکیل ما پرونده درست می‌کردند تا از ما حمایت نکند. در پرونده من حدود ده دوازده تا آدم بود که اصلا کارگر هفت‌تپه نبودند. آنها از هفت‌تپه حمایت کرده بودند. برای آنها هم پرونده درست کرده بودند. چرا قوه قضایی و کلا حاکمیت این همه برای حامیان کارگری و جریان کارگری پرونده درست می‌کند و آن‌ها را سرکوب می‌کند؟ زیرا خودش کارفرمای اصلی و حامی اصلی بخش خصوصی‌ست، به‌همین‌دلیل.  سوال: اگر تهاجمی از سوی آمریکا به ایران بشود، به نظر شما کارگران و اهالی هفت‌تپه چه عکس‌العملی خواهند داشت؟ من تقریبا ۶-۷ سالی است که هفت‌تپه نیستم ولی الان در تمام ایران بین مردم راه می‌روم. مردم واقعا از دست حاکمیت و جمهوری اسلامی خسته شده‌اند، می‌گویند هیچ راهی هم نیست ولی من می‌گویم هست. متشکل بشویم و نیروی کار را از حکومت بگیریم. این را هنوز امتحان نکرده‌ایم. می‌گویند تمام راه‌ها را رفتیم. ولی این یکی را نرفته‌ایم: بدون خون‌ریزی، بدون خشونت. توجه دارید؟ ولی خب اوضاع کشور یک جوری است که مردم اینقدر به تنگ آمده‌اند، یک: از شرایط اقتصادی. دو: از ظلم‌های بی‌دلیل جمهوری اسلامی بر این مردم سر بحث حجاب، سر مسائل عقیدتی، سر خیلی موضوعات بی‌ربط دیگری که به این مردم دارد فشار میاورد و متاسفانه گروه‌هایی هم هستند که خیلی به مردم رویا فروشی کرده‌اند. خیلی از مردم می‌گویند بابا بگذار آمریکا و اسرائیل بزنند، دیگر رنگی از سیاهی بالاتر نیست. به درست و غلط آن کاری ندارم. من دارم جامعه را نشان می‌دهم، جامعه را می‌گویم. مردم تردید در دلشان هست؛ اضطراب هست که اگر جنگ بشود چه پیش‌ می‌آید؛ اگر جنگ نشود چه می‌شود. می‌دانید که جامعه جنگ‌زده چه اوضایی خواهد داشت و همزمان اگر جنگ نشود، یعنی تداوام جمهوری اسلامی. یعنی مردم در یک تناقض خیلی عجیب غریب گیر کرده‌اند، بین جنگ یا بودن جمهوری اسلامی. من می‌گویم راه سومی هم هست: متشکل بشویم و این نیروی کار را بگیریم. اگر نتیجه نداد بعد هر کس خواست حمله بکند و هر کس راه دیگری را خواست امتحان بکند. در این خیزش همه بودند. هیچ حامی داخلی‌‌ای نداریم یا گروهی که بگوید مثلا دارم ساپورت می‌کنم و رهبری می‌کنم. شما این حرف‌ها را باور نکنید. این خیزش کاملا مردمی بود. از دل مردم صورت گرفت، این خیزش از دل مردم سر کشید تا به هجده‌ام و نوزده‌ام دی رسید. بعد دیگرانی آمدن خود را قاطی کردند و خود را رهبر کردند، بعد هم زدند زیرش و گفتند ما مسئولیتی نداریم. برای خودشان فراخوان دادند، حتی فراخوان خودشان را هم گردن نگرفتند. مردم به تنگ آمده‌اند. خیلی از شعارها سلبی بود. این را هم بگویم که ممکن است یک جمعیتی بیاید تو خیابان و یک شعاری بدهد که من خوشم نمی‌آید، من می‌دانم آن شعار سلبی است من کاری به آن شعاری که از دهان‌شان درمی‌آید ندارم، من به آن رنجی که باعث شده آن جوان بیاید تو خیابان کار دارم. توجه دارید؟ این خیزش کاملا مردمی بود و اگر کسی می‌گوید ما رهبری کردیم، دروغ است. مردم خودجوش آمدند و بعد از این که این جریان خودجوش شکل گرفت خیلی‌ها خودشان را اضافه کردند و اگر می‌گویند از جایی مردم ساپورت می‌شدند یا مثلا اداره می‌شدند، درست نیست.👇

  • 19 февр.1 124912

    سوال: مبارزات کارگران هفت‌تپه اشکال مختلفی به خودش گرفته: از مبارزات فی‌البداهه تا تشکیل سندیکا و شورا. می‌توانید در مورد علل انتخاب این اشکال مبارزاتی برایمان توضیح بدهید؟ خیلی سوال خوبی است، هفت‌تپه دو دوره پرتنش، پرهیاهو و پرافتخار کارگری داشته. یکی در دهه هشتاد، یعنی نسل قبل از ما بود. یکی هم در دهه نود. در هر دو دوره کارگران در وسط اعتصاب به این نتیجه رسیدند که ما نیاز به تشکل مستقل داریم. در دهه هشتاد به تأسیس مجدد سندیکا ختم شد. چون هفت‌تپه از سال پنجاه و دو هم سندیکا داشت ولی سندیکای دولتی بود. سال پنجاه و نه که تمام سندیکاها و شوراها در ایران قلع‌وقمع شدند، بسته شدند تا سال هشتاد و هفت که در دل اعتصابات، کارگران به این نتیجه رسیدند که ما تشکل مستقل می‌خواهیم و سندیکا تشکیل شد. این کارگران بازنشسته شدند و بعد سال نود و شش که دوران ما شد، ما خیلی تلاش کردیم، باز از دل اعتصابات به این نتیجه رسیدیم که شورای اسلامی که حکومت کرده تو پاچه کارگران، به هیچ عنوان آن شورایی نیست که بتواند مطالبات کارگران را نمایندگی کرده و اعتراضات و اعتصابات کارگران را هم‌آهنگ و سازماندهی کند. ما به جریان بزرگتری از سندیکا رسیدیم. حالا نمی‌خواهم توضیح بدهم که چرا ما برای سندیکا رای‌گیری نکردیم و غیره که دلایلی داشت. ما رسیدیم به جریان مجمع کارگران هفت‌تپه، شورای مستقل کارگران هفت‌تپه که علاوه بر نمایندگی مطالبات کارگران در تمام قسمت‌ها، بحث هماهنگی و سازماندهی را هم باید به عهده می‌گرفت. ما گفتیم نمایندگی کارگر فقط این نیست که بیایند بگویند کارگر چه مطالباتی دارد، نه. نمایندگان باید در زمان اعتصاب در صف اول اعتصابات بیاستند و هماهنگی کنند. می‌خواهم بگویم از دل دو دوره پرتنش، پرچالش و اعتصابات شکوهمند در هفت‌تپه، یکی در دهه هشتاد که از آن سندیکا درآمد و یکی در دهه نود، شورای مستقل کارگران هفت‌تپه درآمد که این نکته مهمی است. حالا شما این را بسط بدهید به کل ایران. ما هم می‌توانیم از دل این اعتصابات و اعتراضات در خیابان‌ها و شهر‌ها پیوند‌ها را برقرار کنیم و شوراهامان را تشکیل بدهیم و در داخل ایران مطالباتمان را پیگیری کنیم. وقتی در جامعه کلمه مطالبه را به کار می‌بری به تو می‌گویند اصلاح‌طلب، در صورتی که ما وقتی میگوییم مطالبه، دقیقا با آن راجع‌به اساسی‌ترین نیازهای انسان‌ها در طبقه فرودست داریم صحبت می‌کنیم. ما اینها را می‌خواهیم مطالبه‌گری کنیم تا برسد به نظام مطلوب سیاسیمان، آن هم یک مطالبه‌ است.  سوال: طی مبارزات هفت‌تپه شما با کارگران کارخانه‌های دیگر در منطقه، به‌‎خصوص فولاد اهواز همکاری‌هایی داشته‌اید. در این همکاری‌ها، چه نقاط قوت و چه موانعی وجود داشته است؟ اعتصابات ما همزمان شده بود با فولادی‌ها. این همزمانی باعث پیوند‌ها و ارتباطات ما و آن‌ها شد. وقتی آنها دیدند ما شورا تشکیل داده‌ایم، آنها هم شورا تشکیل دادند. بعد خودبه‌خود صدایمان یکی شده بود. این دو نیرو به همدیگر نزدیک شد و این نیرو به یک نیروی بسیار قوی تبدیل شد و به همدیگر کمک کردیم که خیلی سریع‌تر به خواست‌هامان برسیم. کمک کردیم که طرف مقابل از کارفرمای دولتی تا خود دولت، چون دیگر دعوای ما و فولادی‌ها با دولت بود و دولت کوتاه نمی‌آمد. هُل‌اش دادیم عقب. این پیوند باعث شده بود که ما خیلی چیزها از همدیگر یاد بگیریم، همدیگر را تکمیل کنیم. آنها شورای ما را دیدند و بعد گفتگوها... در اعتصابات همدیگر را صدا می‌زدیم، از همدیگر حمایت می‌کردیم و این همزمانی و همگامی و همراهی مردم که همگامی و همراهی ما را دیده بودند باعث می‌شد که هر دوتا را صدا بزنند. اینها باعث شده بود که خیلی سریع‌تر به خیلی از مطالبات خود برسیم و قدرتمان را افزایش داده بود.  سوال: در این سال‌ها، صاحب‌کار و ارگان‌هایی که از او دفاع می‌کردند، به اشکال مختلف علیه کارگران دست به عمل زده‌اند. طی آن از جمله خود شما و عده‌ای دیگر از کارگران دستگیر شده‌اید. حتی وکیل کارگران هفت‌تپه، خانم فرزانه زیلابی بارها به دادگاه احضار، تحت پیگرد قضایی قرار گرفته و حتی به اتهام واهی «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» محکوم شده است. می‌توانید درباره این برخوردها توضیحی بدهید؟ به چه بهانه‌هایی دولت به این شکل بی‌حد‌و‌حصر از کارفرما دفاع کرده است؟ خیلی‌ها می‌گویند جمهوری اسلامی، جمهوری سوسیال اسلامی‌ست، اصلا اینجوری نیست، اصل ۱۴۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، نیولیبرالیسم بودن این نظام را واضح توضیح داده است. شکل اقتصادی این نظام را به صورت لیبرالی و سرمایه‌داری، کامل تبیین کرده. توجه دارید؟ یعنی خود دولت پشت این قضیه است. دولت جدا از بخش خصوصی و سرمایه‌داران نیست. مثلا می‌گویند کارگر، کارفرما و دولت، اصلا این قضیه درست نیست. این مثلث غلط است. دوتا بیشتر وجود ندارد، کارگر و کارفرما.

  • جمهوری اسلامی هم دیگر این نهایتش است، این نهایت کمالش است و بیشتر از این نمی‌تواند، این حدش است بیشتر از این نمی‌تواند، دیگر این ته‌اش است. مثلا بیاید وعده بدهد، قول بدهد که این کار را می‌کند؟ نه، نه، این ته‌اش است که بخواهد اوضاع را بهتر بکند، اقتصاد را شکوفا بکند. این دیگر نهایت جمهوری اسلامی است. اگر کسی امید بسته است که مثلا نظام حاکم بخواهد چیزی را عوض بکند یا تکان بدهد، همچین چیزی نیست. یا مثلا گروه دیگری امید بسته‌اند به کشورهای امپریالیستی مثل استعمارگر آمریکا و انگلیس و اسرائیل که اینها بیایند ما را نجات بدهند. آنها گروهی هستند که نمی‌خواهم کلمه نادان را به کار ببرم، گروهی هستند که یا عامدانه دارند به مردم رویافروشی می‌کنند یا اسیر رویافروشان شده‌اند. خارج از این نیست. سوال: در مقابل آن‌چه سرمایه‌دار و دولت انجام می‌دهد، کارگران چه ارگانی برای بحث و تصمیم گیری، برای سازماندهی و عکس‌العمل دارند؟ هیچ ارگانی ندارند. ما هرچه تلاش کردیم که در هفت‌تپه یک شورای قدرتمند تشکیل بدهیم، حتی از دل هفت‌تپه بتوانیم خیلی چیزها را برای تمام کارگران ایران فریاد بزنیم یا مثلا صدای آنها را نمایندگی بکنیم. همین را هم داغان کردند. سندیکاهایی مثل سندیکای هفت‌تپه، سندیکای واحد [شرکت واحد اتوبوس‌رانی] بود که آنها را تا توانستند سرکوب کردند، ضعیف کردند و نیرو‌هایشان را زندانی کردند. ما نهاد و ارگانی نداریم که بخواهد سازماندهی بکند یا مثلا در آن ما به بحث و گفتگو بشینیم. یا بخواهد صدای متحد و مستقل تمام کارگران ایران باشد و آن را نمایندگی بکند. نداریم، زیرا اجازه ندادند. می‌دانید چرا؟ چون بیشترین جمعیت ایران را کارگران تشکیل می‌دهند. ما اگر چنین چیزی داشتیم، خیلی راحت بدون خونریزی به خیلی از خواسته‌هامان می‌رسیدیم .من در نهایت خواهم گفت آیا می‌شود بدون جنگ، آیا می‌شود بدون خونریزی، آیا می‌شود بدون خشونت، آدم‌ها به مطالباتشان برسند؟ بله! بله! ما می‌گوییم می‌توانیم. ما یک ابزار داریم که از انرژی هسته‌ای نیرویش قوی‌تر است. چه ابزاری؟ نیروی کارمان، اعتصاب می‌کنیم، نیروی کار را از کارفرماهای دولتی و خصوصی سرمایه‌داران می‌گیریم. چه کار می‌خواهند بکنند؟ فرض کنید، فرض کنید که پنجاه میلیون مزدبگیر، من کلمه مزدبگیر را به کار می‌برم، مثلا معلمان، کارکنان، کارمندان و کارگران، سندیکاها و شوراهای مستقل خودمان را داشتیم و با هم متحد می‌شدیم و دست به اعتصاب می‌زدیم، نمی‌آمدیم تو خیابان که بخواهند بکشندمان. اعتصاب؛ کار تعطیل؛ چه کار می‌خواستند بکنند؟ بدون خشونت واقعا زمین‌گیرشان می‌کردیم. ولی الان ما چنین تشکلی در ایران نداریم. ممکن است یکی بگوید که خانه کارگر را داریم. خانه کارگر که مطلقا نماینده کارگران ایران نیست. آن یک نهاد دولتی است، یک نهاد امنیتی است، اصلا کاملا ضد کارگر است، اسم کسی را که نماینده کارگران هفت‌تپه است نمی‌آورد. جرأت ندارد. اصلا مسئول سرکوب ما است، توجه دارید؟ حرف ما همین بود، اصلا چرا ما داد می‌زدیم که ما باید شوراهای مستقل خودمان را داشته باشیم؟ باور کنید ما اگر تشکلاتمان را داشتیم اثبات می‌کردم که با گرفتن فقط نیروی کار (ما بر ابزار تولید مالکیتی نداریم، بر تنها چیزی که مالکیت داریم نیروی کارمان است) توجه دارید؟ ما نیروی کار را بگیریم و از آنجایی که از نود میلیون‌ ایرانی هفتاد درصدش، هشتاد درصدش، مزد بگیر است یعنی کارگراند، کارکنان هستند از کارگران بگیر تا معلمان و خیلی‌های دیگر که مزد می‌گیرند. ما در چنین شرایطی که این همه جمهوری اسلامی ما را تحت فشار قرار داده و ظلم می‌کند و یا به‌لحاظ اقتصادی فشار آورده، فرض کنید کار را تعطیل کنیم؛ صنایع بزرگ پتروشیمی، شرکت‌های نفت، صنایع نیشکر، صنایع فولاد و کارگران تمام شهرداری‌های ایران، ترابری‌ها... مثلا فقط یک هفته همه با هم کار را تعطیل کنند؛ باور کنید به هر خواسته‌ای می‌رسیم. اما نه، ما سازمانی نداریم آن که شما منظورتان است.  سوال: اجازه بدهید کمی برگردیم به عقب: لطفا توضیح بدهید که کارگران هفت‌تپه، چطور و با چه مطالباتی مبارزات‌شان را شروع کرده‌اند؟ من نمی‌دانم چقدر می‌خواهیم برگردیم به عقب. ولی مطالبات بر سر پرداخت نشدن حقوق‌ها شروع شد، در دهه هشتاد که منجر به تاسیس سندیکا شد. یعنی در دهه هشتاد که اگر یادتان باشد، واردات بی‌رویه شکر منجر به نابودی طرح نیشکر هفت‌تپه و کارون شد با این که این دو شرکت در اوج تولید خودشان بودند، مافیای شکر شکل گرفت، مافیایی که شکر وارد می‌کرد. آنجا حقوق‌ها عقب افتاد و بعد بحث واگذاری در آن موقع صورت گرفت که جلویش را گرفتند تا رسید به دهه نود که دیگر هفت‌تپه واگذار شد و باز اعتراضات ما به خاطر معوقات حقوق‌مان شکل گرفت.👇

  • قراردادهای اینها یک سال به یک سال است. اینها یه پله میان پایین‌تر؛ باز یک امنیت شغلی مستحکمی دارند، درست است قراردادشان یک ساله است ولی چند سال که کار کردند، با این‌که شاید حتی رسما، رسمی‌شان نکرده باشند ولی شبیه رسمی‌ها می‌شوند. از این سطح به پایین که دیگر می‌شود قرارداد کارگران موقت به‌صورت سه ماهه و یک ماهه. این کارگر فقط سه ماه یا یک ماه امنیت شغلی دارد و اصلا به‌شدت حال و هوای متزلزلی در درونش دارد. توجه دارید! ما به این قراردادهاست که می‌گوییم ابزار سرکوب کارگر. خود قرارداد را تبدیل می‌کنند به ابزار سرکوب کارگر. تازه در هفت‌تپه، بخش خصوصی به خیلی از بچه‌ها فقط به صورت شفاهی گفته بود یه ماهه یا... اصلا قراردادی با کسی نبسته بود. طرف می‌گوید من آنجا کار می‌کنم، اسمم هم در آنجا هست، قراردادی با من نبسته‌اند؛ یعنی ببین قرارداد موقت سه ماهه، یک ماهه و شش ماهه رسما دلیلی جز کنترل‌گری و سرکوب کارگرها ندارد. هیچ توجیه دیگری برای آن نیست. آن هم در شرکت‌های صنعتی که دوازده ماه در سال نیازمند کار همین کارگر است. یک سطح فاجعه دیگری هم وجود دارد: کارگران فصلی، وضع آن بیچاره‌ها خیلی فاجعه‌ است. مثلا در بخش خصوصی، یکی دو هزار کارگر می‌روند برای فصل برداشت. در بخش دولتی به اینها وعده استخدام نمی‌دادند اما در بخش خصوصی چه کار کرده بودند، به این فصلی‌ها وعده استخدام می‌دادند که کارشان را قشنگ انجام بدهند و می‌گفتند از هر کدامتان راضی باشیم استخدام می‌شوید. اینها هم برای این قول استخدام از دل و جان کار می‌کردند. کار که تمام‌ می‌شد، دیگر مدیر را نمی‌دیدند، به همین راحتی اخراج می‌شدند. این فریب، کارگران را خیلی اذیت می‌کرد. حالا ما چه کار کردیم؟ یکی از سخت‌ترین کارهایمان این بود؛ این تفکیک قراردادها یکی به دلیل سرکوب و کنترل‌گری است و دلیل دومش عدم اتحاد کارگران، یعنی خودِ سرکوب می‌شود دلیلی برای جلوگیری از متحد شدن کارگران. من خودم به‌عنوان نماینده کارگری واقعا با این مواجه شدم، ساده نبود که نیروهای رسمی، قراردادی، نیروهای پیمانکار، قراردادی‌های موقت و نیروهای فصلی را با هم متحد کنیم، یعنی یکی از چالش‌های ما متحد کردن اینها بود. به آنها قول دادیم که آقا بیایید پای کار بیاستید، ما قول می‌دیم مبارزه کنیم تا قرارداد پیمانی را از بین ببریم و شما مثلا هزار و هفتصد هشتصد نفر تا دو هزار نفر هم قراردادی بشوید. این کار را کردیم، مثل بخش خصوصی نبودیم، قول می‌د‌یم شما که بیایید، شما هم تو اعتصاب شرکت کنید و وقتی خود ما که مثلا قرارداد رسمی بودیم به خواسته‌هامان رسیدیم آنها را بی‌خیال شویم. نه اصلا اینجوری نبود یعنی می‌خواهم بگویم تفاوت‌ در قرارداد‌ها دلیلش برای کنترل‌گری و سرکوب و دلیل دومش برای جلوگیری از متحد شدن کارگران است و هیچ دلیل دیگری ندارد.  سوال: آیا کارگران هفت‌تپه همه محلی هستند؟ آن‌ها از چه قومیت‌هایی هستند؟ کارگران هفت‌تپه محلی نیستند. من در سال ۹۶ در مصاحبه‌ای با روزنامه اعتماد گفته بودم که هفت‌تپه ماکت کوچکی از کل جامعه ایران است یعنی به نسبت‌های اکثریت، اقلیت، کم یا زیاد، از تمام قومیت‌ها در هفت‌تپه داریم. الان محلی‌ها بیشتر شده‌اند. عرب، بختیاری، لر، کرد و به تعداد خیلی کمتری ترک داریم. فارس هم کم داریم ولی خب گفتم بیشتر بومی منطقه یعنی عرب و لر هستند. از اقوام دیگر هم ما در هفت‌تپه داریم، عین خود جامعه‌ی متکثر ایران. سوال: وضعیت شغلی و مالی کارگران را قبل از جنگ دوازده روزه اسرائیل و آمریکا با ایران و بعد از آن و حالا بعد از سرکوب خیزش اخیر چطور توصیف می‌کنید؟ آیا در امرارمعاش کارگران چیزی تغییر کرده است؟ از نظر شغلی اوضاع کارگران بسیار فاجعه‌بار شده به‌خصوص کارگران فصلی، کارگران پیمانی و کارگرانی که قرارداد موقت سه ماهه و شش ماهه داشتند. چرا؟ چون در این خرابی اقتصاد، بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی، کارخانه‌ها و شرکت‌ها تعطیل و کارگران بیکار شده‌اند و دولت هیچ‌گونه اشتغال‌زایی نتوانست انجام بدهد و اوضاع شغلی همین‌جور خراب و خراب‌تر می‌شود. اصلا در سطح کارگری ما کارگران داغانیم. حتی دیگر رسیده به آن سرمایه‌دار، همه دارند دانه - دانه ورشکست می‌شوند. ببینید هیچ جنگی اوضاع را خوب نمی‌کند، هر جنگی اتفاق بیفتد آسیب آن را فقط کارگران و فرودستان آن جامعه می‌بینند. همین‌جوری هم، در جامعه ایران اوضاع مالی و شغلی کارگران داغان بود، دیگر با این تحریم‌های شدید، سرکوب ظالمانه‌ی خود حاکمیت، سوء مدیریت شدید حاکمیت، جنگ‌هایی که الان کشور را تهدید می‌کند، همه اینها موقعیت‌های شغلی، درآمدزایی و کسب‌وکارها را به خطر انداخته و هزاران شغل و کسب‌وکار را نابود کرده است. روزبه‌روز به جمعیت بیکاران ایران اضافه می‌شود و اصلا اوضاع خوبی نیست.👇

  • گفتگو با اسماعیل بخشی:  سوال: هفت‌تپه جزو معدود مراکزی است که در ایران از دهه‌ها پیش همچنان مبارزاتش را ادامه داده است. به خاطر تمام این گذشته، سوال‌ها‌ را از وضعیت تولید در سال‌های اخیر شروع می‌کنیم. از زمانی که هفت‌تپه خصوصی شد، چه تغییراتی در وضعیت کارخانه، کارگران و کلاً تولید پیش‌آمد؟ از زمستان سال ۱۳۹۴ تا سال ۱۴۰۰ یعنی به مدت تقریبا ۶ سال شرکت افتاد دست بخش خصوصی. رکورد تولید در سال ۱۹۹۳، ۵۴ هزار تن شکر بود، یعنی هفت‌تپه بین ۵۴ تا ۶۰ هزار تن شکر سفید تولید کرده بود. شرکت را خیلی عجولانه دادند به بخش خصوصی و در تابستان سال ۱۳۹۴ آن را برای فروش وارد بورس کردند اما بعد در شهریور اعلام کردند که ما شرکت را از بورس خارج کرده‌ایم و دیگر جزو شرکت‌هایی که قرار شده به فروش برسند و به بخش خصوصی واگذار بشوند نیست، چون کارگرها به این مسئله معترض بودند. در برج ده و یازده سال ۱۳۹۴ دیدیم آدم‌های جدید آمدند و شرکت را بدون این که ما بفهمیم دادند به بخش خصوصی. از سال ۹۴ که تولید شرکت ۶۰ هزار تن شکر بود، سالانه کم شد و کم‌‌تر شد تا رسید به ۱۰ هزار تن، یعنی بخش خصوصی را آورده بودند که کارخانه را احیا بکند، صنعت را شکوفا بکند، کارآفرینی بکند! عرضم به حضور شما، این در بحث تولید که کاملا شکست خوردند. یعنی هیچ‌کسی نمی‌تواند یک رزومه‌ای‌ بدهد و بگوید ما در این سال‌ها نسبت به بخش دولتی بهتر بودیم. از نظر دیسیپلین اداری اگر هفت‌تپه دیسیپلینی نداشت حداقل یک دیسیپلین اداری خیلی منظم و سازماندهی اداری منظمی داشت که آن را از بین برده بودند و خود آنها هم هیچ جایگزینی برایش نداشتند. یک مشت آدم ناپخته، ولی فقط پولدار آمده بودند و یک صنعت بزرگ را گرفته بودند و حتی توان مدیریت نداشتند که اینجا را اداره بکنند. یعنی در بخش اداری و مدیریتی بسیار ضعیف بودند. در سال ۹۶ هم یک اختلاف شدید بین خودشان افتاد، چون دو تا شریک بودند، مهرداد رستمی و امید اسدبیگی. چه‌ بگویم؟ حالا من فقط می‌خواهم به جنبه کارگری بپردازم. اینها آمدند هر امتیازی که کارگرها داشتند همه را نابود کردند: دو هزار کارگر پیمانی، کارگرانی که استخدام شده بودند و قرار بود طبق روال گذشته با تمام حقوق و مزایا، بر اساس قانون و عرف هفت‌تپه استخدام و بعد رسمی بشوند و شامل طبقه‌بندی مشاغل بشوند و غیره اما آنها تمام این سلسله مراتب حقوقی را نابود کردند. کارگرپیمانی را با قرارداد ساختگی یک ماهه می‌گرفتند که ما خیلی علیه آن جنگیدیم. تمام قراردادها را خراب کردند. دو هزار کارگر با قرارداد یک ماهه، حقوق‌ها را یک بار در این شش سال بدون اعتصاب پرداخت نکردند، یعنی چه کار می‌کردند؟ حقوق را در حساب‌های بانکی‌ خود نگه می‌داشتند تا آستانه‌‌ی صبر کارگران بعد از یک ماه، دو ماه، سه ماه لبریز بشود که سه روز، چهار روز اعتصاب می‌کردند تا حقوق را پرداخت می‌کردند. این شده بود یک داستانی، اصلا این شده بود یک روال برای پرداخت حقوق‌ها. عرض کردم که از نظر مدیریتی هم که سیستم فاجعه بود. بعد که اعتصابات شروع شد دیدیم بزرگترین اختلاس تا آن موقع را، یعنی قبل از اختلاس در «چای دبش» را اینها هم انجام داده بودند و یک چیز عجیب این که از طرف تمام مدیران دولتی، مجلس، قوای قضایی و نهادهای امنیتی می‌کوشیدند کارگرها متوجه این اختلاس و فساد مالی نشوند که ما خودمان متوجه شدیم یعنی در نهایت می‌خواهم بگویم به عنوان کارگر، اوضاع ما بسیار خراب شده بود. هفت‌تپه برای استخدام نیرو یک عرفی داشت و بر اساس آن نیرو استخدام می‌کرد، چیزی به عنوان پیمانکار نداشت که مثلا آقای پیمانکار تو برای من نیرو بیاور. اینها پیمانکار را کردند تو پاچه هفت‌تپه. تولید که عرض کردم، در سال ۹۳ که حدودا بین ۵۴ تا ۶۰ هزار تن بود، رسید به زیر ۱۰ هزار تن و خاصیتش چی بود در نهایت؟ هیچ، یک و نیم میلیارد دلار هم اختلاس کرده بودند. خُب، این بخش خصوصی کدام جنبه‌اش سودی داشت که آن همه حاشیه درست کردند؟! ما را زندان کردند، اخراج کردند و آن همه پرونده‌سازی، هیچ عایدی برای هیچ‌کس نداشت به‌جز خودشان؛ نه برای دولت، نه برای جامعه، نه برای تولید، نه برای کارگرها و نه برای هیچ‌کس دیگر، فقط به نفع خودشان اختلاس کردند، همین. سوال: آیا می‌شود به‌لحاظ امنیت شغلی نسبت کارگران را به هم بگویید یعنی نسبت کارگران تمام وقت و آنها که بدون قرارداد یا قرارداد موقت هستند؟" کسی که قرارداد موقت یک ماهه دارد یا قرارداد سه ماهه دارد، یعنی فقط سه ماه امنیت شغلی دارد. آمده بودند در هفت‌تپه قرارداد یک ماهه بسته بودند، یعنی کارگران یک ماه امنیت شغلی داشتند. یا ما کارگرانی داشتیم که کاملا رسمی بودند، یعنی رسمی دولتی شده بودند اینها را هیچ‌کس نمی‌تواند تکان بدهد، هرگز اخراج نمی‌شوند و امنیت شغلیشان بسیار بالاست. بعد می‌رسد به کارگران قرارداد دولتی یعنی از رسمی دولتی می‌شود قرارداد دولتی.👇

  • 19 февр.1 071169

    без подписи

  • 4 февр.1 489113

    سلام به همکاران و اهالی هفت تپه همانطور که به خاطر دارید اسامی سه نفر از ساکنین هفت تپه به نام‌های احمد رضاپور، وحید یعقوب زاده و امید خدادای را که بازداشت شده بودند از طریق این کانال اطلاع رسانی کرده بودم، لذا خواستم به اطلاع برسانم که مطلع شدم چند روز پیش این عزیزان به قید وثیقه ازاد شدند، امید هست همه بازداشت شدگان ازاد شوند. پیام همکار تماس با ادمین برای ارسال مطلب و پیام: @kargare7tapeh

  • 30 янв.1 79894

    با سلام یکی از دوستان به من اطلاع داده که امید خدادادی ساکن هفت تپه،که پدرش هم نانوایی داره،بیش از ۲۰ روز است که با حمله نیروهای اطلاعات به منزلش بازداشت شده و از سرنوشت او خبری در دست نیست، اینو خواستم به اطلاع همکاران و ساکنین هفت تپه برسانم چون واقعا به کارگران هفت تپه همیشه ظلم میشده و اخبارش جایی منعکس نمیشد و این ظلم به مردم محروم هفت تپه هم سرایت پیدا کرده است پیام همکار تماس با ادمین برای ارسال مطلب و پیام: @kargare7tapeh

  • 26 янв.1 969138

    📌با سلام به همه همکاران و مردم داغدار ایران طبق آمارهای رسمی رژیم سفاک با قساوت و بی‌رحمی کامل بیش از ۲۵ هزار نفر از جوانان و مردم بیگناه را به خاک و خون کشید و برگی دیگر بر کارنامه جنایت خودش اضافه کرد. مردم مظلوم که فقر و گرانی سرسام اور کمرشان را شکسته بود، برای ازادی و رفاهی که شایسته انسان باشد معترض بودند را به خاک و خون کشید. هزاران نفر را دستگیر که بسیاری از انان را در لیست اعدامها قرار داده است. ضمن عرض تسلیت و همدردی با خانواده و بازماندگان این جنایت بشری، کارگران هم همراه این خانواده ها که عزیزان خود را از دست دادند داغدار و ماتمزده هستند و تعدادی زیادی از کارگران جان باختن و دستگیر شدن که سرنوشت تعداد زیادی از انان هنوز نامعلوم هست، دو همکار از شرکت نیشکر #هفت_تپه به نامهای #احمد_رضاپور و #وحید_یعقوب_زاده  روزهاست که در بازداشت بسر می برند و خانواده های آن ها از آنها بی خبرند. به خانواده های که عزیزان خود را از دست دادند، به همه مردم و کارگران سراسر کشور تسلیت میگم، یاد همه جان باختگان گرامی باد! پیام همکار تماس با ادمین برای ارسال مطلب و پیام: @kargare7tapeh

  • 7 янв.1 883109из vahedsyndica

    🔴 حمایت از جنبش حق‌طلبانه مردم؛ پیشروی به‌سوی آزادی و برابری واقعی، نه بازگشت به گذشته اعتراضات و اعتصابات مردمی در شهرهای مختلف کشور وارد یازدهمین روز خود شده است. با وجود تشدید فضای امنیتی، حضور سنگین نیروهای انتظامی و امنیتی، و برخوردهای خشونت‌بار، دامنه اعتراضات همچنان گسترده و متنوع باقی مانده است. بر اساس گزارش‌ها، در این مدت دست‌کم ۱۷۴ نقطه در ۶۰ شهر از ۲۵ استان شاهد اعتراضات بوده‌اند و صدها تن از معترضان بازداشت شده‌اند. متأسفانه در همین مدت، دست‌کم ۳۵ تن از شهروندان معترض، از جمله کودکان، جان خود را از دست داده‌اند. از دی ۹۶ تا آبان ۹۸ و شهریور ۱۴۰۱، مردم ستمدیده ایران بارها با حضور در خیابان‌ها نشان داده‌اند که مناسبات اقتصادی–سیاسی حاکم و ساختارهای مبتنی بر استثمار و نابرابری را برنمی‌تابند. این جنبش‌ها نه برای بازگشت به گذشته، بلکه برای ساختن آینده‌ای رها از سلطه سرمایه، مبتنی بر آزادی، برابری، عدالت اجتماعی و کرامت انسانی شکل گرفته‌اند. ضمن اعلام همبستگی با مبارزات مردمی علیه فقر، بیکاری، تبعیض و سرکوب، صراحتاً مخالفت خود را با هرگونه بازگشت به گذشته‌ای اعلام می‌کنیم که نابرابری، فساد و بی‌عدالتی بر آن حاکم بود. ما بر این باوریم که رهایی واقعی تنها از مسیر رهبری و مشارکت آگاهانه و سازمان‌یافته طبقه کارگر و مردم ستم دیده امکان‌پذیر است، نه از طریق بازتولید اشکال کهنه و استبدادی قدرت. در این میان، کارگران، معلمان، بازنشستگان، پرستاران، دانشجویان، زنان و بخصوص جوانان، علی‌رغم سرکوب‌های گسترده، بازداشت‌ها، اخراج‌ها و فشارهای معیشتی، همچنان در صف مقدم این مبارزات قرار دارند و سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه بر ضرورت تداوم اعتراضات مستقل، آگاهانه و سازمان‌یافته تأکید می‌کند. ما بارها گفته‌ایم و باز هم تکرار می‌کنیم: راه رهایی کارگران و زحمتکشان نه از مسیر رهبرتراشی از بالای سر مردم، نه با تکیه بر قدرت‌های خارجی و نه از طریق جناح‌های درون حاکمیت، بلکه از مسیر اتحاد، همبستگی و ایجاد تشکیلات مستقل در محیط‌های کار و زندگی و در سطح سراسری می‌گذرد. ما نباید اجازه دهیم بار دیگر قربانی بازی‌های قدرت و منافع طبقات حاکم شویم. سندیکا همچنین هرگونه تبلیغ، توجیه یا حمایت از دخالت نظامی دولت‌های خارجی، از جمله آمریکا و اسرائیل، را قویاً محکوم می‌کند. چنین مداخلاتی نه‌تنها به نابودی جامعه مدنی و کشتار مردم می‌انجامد، بلکه بهانه‌ای دیگر برای تداوم خشونت و سرکوب از سوی حاکمیت فراهم می‌آورد. تجربه‌های گذشته نشان داده‌اند که دولت‌های سلطه‌گر غربی، کوچک‌ترین ارزشی برای آزادی، معیشت و حقوق مردم ایران قائل نیستند. ما خواهان آزادی فوری و بی‌قید و شرط تمامی بازداشت‌شدگان هستیم و بر لزوم شناسایی و محاکمه آمران و عاملان کشتار مردم تأکید داریم. زنده باد آزادی، برابری و همبستگی طبقاتی  چاره زحمتکشان، وحدت و تشکیلات است سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ۱۷ دی ۱۴۰۴ htps://www.instagram.com/vahedsyndica/ ‏vsyndica@gmail.com https://t.me/vahedsyndica @Vahed_Syndica

  • 31 дек.1 7071111

    ⭕️ از اعتراضات مردم علیه فقر و فساد حمایت کنیم مردم ایران خواهان تغییر هستند. کارگران خواهان تغییرند. مردم زحمتکش و دچار فقر و گرسنگی کارد به استخوان شان رسیده و دلیلی برای تحمل بیشتر ندارند. بیشتر مردم ایران بجز طبقه حاکم و سرمایه داران و درصدی رانت خوار و نوکر و مفت خور از این اوضاع به ستوه آمدند. موضوع فقط گرانی دلار نیست، موضوع فقر عمومی و کاهش ساعتی دستمزدها و دارایی کارگران است که با تورم و گرانی نابود میشود. هزینه های ما را دلاری کردند و حقوق های ریالی. موضوع قوانین سرکوبگر، قوانین ضد زنان، ناامنی، عقب افتادگی و به جنگ کشاندن مملکت است. اعتراضات هم از بازار شروع نشده و به بازار هم خاتمه نمی یابد. بازاری اگر کم آورده به دلیل سیاستهای اقتصادی ویرانگری است که بازاری ها هم از آن سهم بردند و امروز بخشی از آنها دیگر احساس امنیت نمی کنند. تغییر رئیس بانک ملی و کنترل مصنوعی نرخ ارز و کاهش مالیات بر ارزش افزوده بازاری را قانع میکند. بازاری ها عمدتا کنار حکومت و حامی و بخشی از طبقه سرمایه دار بودند. پهلوی چی ها میتوانند روی بازاری حساب باز کنند اما کارگران و مردم خواهان آزادی و برابری نمی توانند. شاه پرستان و امام پرستان و بت پرستان بروند در رسانه های اجاره ای دروغ ببافند و اخبار جعلی پخش کنند، آنها به شعور مردم توهین میکنند و مرز دروغ و راست را به هم میریزند. اما دنیا جعلی نمیشود، تنها آبروی نداشته دروغ گویان بیشتر می رود. کار اصلی و وظیفه اصلی در دست مردم است، کارگران زن و مرد، جوانان و نسل زد، دانشجویان، خانواده های آنها که اکثریت مردم را تشکیل میدهند و شعارها و خواست هایشان ادامه مبارزات سالهای اخیر است. حمایت و شرکت در اعتراضات اخیر یک وظیفه و دفاع از منفعت خود است. باید سرکوب و بازداشت معترضین را محکوم و خواستار آزادی کلیه زندانیان سیاسی شد. کارگران همین امروز حق تشکل و اعتصاب را باید با قدرت اتحاد خود تحمیل کنند. کارگران اجازه نخواهند داد که آقابالاسر عوض شود و خود در غم نان بمانند. زنده باد اتحاد کارگران برای جامعه ای بهتر و انسانی برای همه. پیام همکار

  • 31 дек.1 2523из Shbazneshasteganir

    محبوس شدن ۲۴ کارگر در ریزش معدن بافق؛ ۱۸ نفر نجات یافتند صبح امروز چهارشنبه ۱۰ دیماه سخنگوی جمعیت هلال احمر از ریزش یک معدن سنگ‌آهن در ۸۰ کیلومتری شهر بافق خبر داد و گفت: در گزارش اولیه اعلام شد که ۲۴ نفر در زیر آوار محبوس شده‌اند که تاکنون ۱۸ نفر از زیر آوار خارج شده‌اند و عملیات امداد و نجات برای دسترسی به سایر محبوس‌شدگان ادامه دارد. بنا به اظهار مجتبی خالدی سخنگوی جمعیت هلال احمر؛ حدود ساعت ۹ صبح امروز، گزارشی مبنی بر ریزش معدن سنگ‌آهن در فاصله ۸۰ کیلومتری شهر بافق به مرکز امداد اضطراری جمعیت هلال احمر یزد اعلام شد و بلافاصله پس از دریافت گزارش، دو تیم امداد و نجات به محل حادثه اعزام شدند.  خالدی در ادامه گفته است: در گزارش اولیه اعلام شد که ۲۴ نفر در زیر آوار محبوس شده‌اند که تاکنون ۱۸ نفر از زیر آوار خارج شده اند و هنوز وضعیت ۶ نفر از محبوس‌شدگان به‌طور کامل مشخص نیست و امیدواریم این افراد نیز زنده از زیر آوار خارج شوند. @shbazneshasteganir

  • 31 дек.1 2483

    📌 دهمین روز اعتراض و اعتصاب کارگران قند خاورمیانه. نه تهدید نه بازداشت نه زندان دیگر اثر ندارد. اعتصاب تا تحقق خواستها. پیام دریافتی

  • 31 дек.1 4313

    📌 سه شنبه ۹ دیماه ۱۴۰۴،‌اجتماع کارگران ارکان ثالث و پیمانکاری شاغل در پالایشگاه گاز فجر. پیام دریافتی

  • 27 дек.1 6025

    کارگران معدن طلای زره شوران تکاب، جایی که قطب طلای ایران و ثروت نامیده میشود، در پانزدهمین روز اعتصاب ! اعتصاب کارگران از ۲۳ اذر ماه برای افزایش دستمزدها و مزایا شروع شده بود که به تناوب ادامه داشته و تاریخ امروز ۶ دیماه ۱۴۰۴ در پانزدهمین روز اعتصاب خود هستند پیام دریافتی تماس با ادمین برای ارسال مطلب و پیام: @kargare7tapeh

  • 25 дек.1 19461

    امنیت شغلی زیر پای بخشنامه ضد کارگری اخیراً صمیمی، استاد «نظم مطلق و قانون یک‌نفره»، تحت عنوان کمیته انضباطی نامه‌ای صادر کرده و اعلام کرده هرچه او بگوید، قطعی است و هیچ حرف اضافه‌ای پذیرفته نیست. گویا ۷ روز غیبت کارگر بحران ملی و به اندازه دزدیدن کل شرکت اهمیت دارد، اما دزدی‌ها و خرابی‌های واقعی از دید ایشان هنر مدیریتی است. فشار، تهدید به اخراج و نان‌ بری هم با همکاری حاج آقا عباس خنیفر با ذوق خاصی اجرا می‌شود. هدف روشن است: خودشیرینی برای بالا‌دست و نمایش اقتدار پوشالی برای کارگر، با چاشنی مدیریتی. طبق آیین‌نامه حضور و غیاب، اگر کارگری مرخصی نداشته باشد، حداکثر تبعات اداری اعمال می‌شود، نه تهدید به اخراج اما در دنیای صمیمی، قانون یعنی زور، بخشنامه یعنی چماق و کمیته انضباطی یعنی نمایش قدرت برای بالادست. عباس خنیفر، رئیس حراست و عضو کمیته، به جای نظارت و حفاظت از اموال شرکت، تبدیل شده به چشم و گوش مدیریت؛ متخصص جمع‌ آوری اطلاعات از کارگر و خوش‌ خدمتی فعال هر جا کارگر نیاز به حمایت دارد، مقابل اوست و هر جا مدیریت نیاز به لاپوشانی و پرونده‌سازی دارد، داوطلبانه وارد عمل می‌شود. در این ساختار، نامه‌ها و بخشنامه‌ها دیگر ابزار مدیریت نیستند؛ چماق‌اند. کسی که غیبت کارگر را با ذره‌بین می‌بیند، غیبت مدیر در پاسخگویی را هرگز نمی‌بیند. کسی که پرونده می‌سازد، جلوی فساد و دزدی را نمی‌گیرد. این وضعیت نه نظم است، نه مدیریت؛ این زورگویی سازمان‌ یافته‌ای است که با محوریت صمیمی و پشتیبانی خوش خدمتی رییس حراست عباس خنیفر  به کارگران تحمیل می‌شود. امنیت شغلی و حقوق قانونی کارگران نقض شده و ابزار تهدید و ترس در  شرکت ترویج می‌یابد. هدف واقعی صمیمی و همراهانش، مدیریت مبتنی بر قدرت و چاپلوسی برای بالا‌دست است، نه بهره‌وری یا بهبود شرایط کاری. پیام همکار تماس با ادمین برای ارسال مطلب و پیام: @kargare7tapeh

  • تجمع اعتراضی کارگران قند خاورمیانه در مقابل درب ورودی شرکت وارد روز چهارم شد. دور قبلی اعتصاب این  آذرماه برگزار شد، شورای تامین شهر شوش کارفرما را موظف به تحقق برخی از خواسته‌های کارگران کرد؛ اما کارفرما نه تنها به هیچیک از تعهدات قانونی خود عمل نکرد و سه نفر از کارگران را نیز اخراج نمود. کارگران معترض شرکت قند خاورمیانه شوش اعلام کرده اند تا دستیابی به خواستهای قانونی و برحق خود به اعتصاب و اعتراض ادامه خواهند داد. کارگران خواستار: بازگشت به کار همکاران اخراجی - دریافت حق غذا - محاسبهٔ صحیح اضافه‌کاری وجمعه کاری - تشکیل شورای کارگری در کارخانه - اصلاح کلی طرح طبقه‌بندی مشاغل - حل مشکل شیفت‌های سنگین پیام دریافتی تماس با ادمین برای ارسال مطلب و پیام: @kargare7tapeh