tgindex

کارگاه دیالکتیک

описание

در این کانال عمدتا مطالب انتشار یافته در تارنمای «کارگاه دیالکتیک» باز نشر می شود. درباره ی ما: https://kaargaah.net/?page_id=2 نشانی تماس کارگاه: info@kaargaah.net ارتباط با ادمین: @Nimmous

1 373
подписчиков
Охват к подписчикам
35,4%
ERR
Реакции к просмотрам
0,00%
0 на 43 постов
Пересылки к просмотрам
1,69%
320
Постов в день
0,1
всего 43

Где отзываются чаще

доля реакций к просмотрам
  • 12 авг.یاد مانایِ بهروز معظمی برنامه‌ی هم‌اندیشی چپ ــ پاره‌ای از بخش نخست گفت‌وگو با اردشیر مهرداد ۱۸ مرداد ۱۴۰۵(۹ اوت ۲۰۲۶) https://www.youtube.com/watch?v=yZWiFJLBNy0 در پایان بخش نخستِ بزرگ‌داشت رفیق بهروز معظمی، اندیشه‌پرداز و متفکر سوسیالیست و از پایه‌گذاران هم‌اندیشی چپ، گفت‌وگویی با رفیق اردشیر مهرداد درباره‌ی جنبه‌های مختلف زندگی فکری، فرهنگی، سیاسی و نظری #بهروزـ‌معظمی برگزار شد. ‏* * * * * ‏ ‏ ‏ کانال یوتیوب ‌‏و کانال تلگرام #هم‌اندیشی‌_چپ ‏https://t.me/left_forum/3050,00%
  • 11 авг.#ترجمه به‌سوی یک انترناسیونالیسم جدید در عصر جنگ نویسندگان:‌ مایکل هارت و سندرو متزادرا نشریه‌ی پُرتُلَن (Portlan) | ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶ ترجمه: کارگاه دیالکتیک | مرداد ۱۴۰۵ یادداشت مترجمان: اینکه جنگ‌های مصیبت‌بارِ سال‌های اخیر خصلتی مزمن و ماندگار یافته‌اند، نه برآمده از یک تصادف شوم، بلکه بازتابی‌ست از ناتوانی نظام سرمایه‌داری در غلبه بر بحران فراگیر و چندوجهیِ معاصر. از آنجا که غلبه بر این بحران مستلزم عبور از سرشت تضادمند مناسبات سرمایه است – و به‌همان نسبتْ برای پاسداران نظام سرمایه‌داریْ گامی تصورناپذیر و محال است–، تداوم جنگ‌ها و گسترش نظامی‌گری صرفا پیامدی از این بحران‌ نیست، بلکه توامانْ پاسخی سرمایه‌دارانه برای بهره‌برداری از آن است. مواجهه با این واقعیت که حاکمان سرمایه‌‌داری نه توان و نه اراده‌ای برای کاهش مصیبت‌های جاری دارند، پرسش از جایگاه کنونیِ فاعلیت ستمدیدگان و چشم‌انداز ممکن برای ارتقای آن را برجسته می‌کند. متن/ترجمه‌ی پیشِ رو به‌سهم خود نشان می‌دهد که پاسخ مؤثر به موقعیت جهانی–تاریخیِ حاضر تنها در چارچوب انترناسیونالیسم ستمدیدگان (انترناسیونالیسم از پایین) قابل‌تصور است؛ چارچوبی که پیش از هر چیز بر فرایند بازیابی‌/پرورش فاعلیت جمعیِ ستمدیدگان تکیه می‌کند و در سطوحی چندگانه جریان می‌یابد. در این موقعیت تاریخیِ بحران‌زده و آشوبناک، بی‌گمان عینیت و فراگیریِ ستم‌‌–رنج‌های برآمده از گسترش «رژیم جهانیِ جنگ» می‌تواند عزیمت‌گاهی برای پرورش این انترناسیونالیسم جدید باشد. چون هر چه جنگ‌ها – به‌سان بازتابی از قساوت‌ها و مصیبت‌های سرمایه‌داری متاخر – فراگیرتر و ماندگارتر می‌شوند، ضرورت پیکارهای فراگیر و انترناسیونالیستی علیه نظم تاریخی مسلط عیان‌تر می‌شود، و همزمانْ پتانسیل‌های مادی بیشتری برای برپاییِ آنها سر بر می‌آورند. انترناسیونالیسم از پایین چارچوبی‌ست برای مفصل‌بندی مبارزات علیه بنیان‌های نظم مسلط در سراسر جهان، تا جنبش‌های اجتماعی و پیکارگران در نقاط مختلف جغرافیای جهانی ستم بتوانند به‌رغم تفاوت‌های زبانی–فرهنگی–تاریخی، فاصله‌ها و مرزهای جداکننده، و نیز حوزه‌های متفاوت پیکارشان، رنج‌ها و مبارزات یکدیگر را بازبشناسند، با هم پیوند بگیرند، هم‌افزا شوند، و نهایتاً چشم‌انداز مشترکی برای رهایی و نیروی مادیِ بدیلی علیه کلیتِ نظم مسلط پرورش دهند. خلق چنین چارچوبی هم نیازمند نظریه و روایتِ بدیل است، و هم پراتیک و سازمان‌دهی/سازمان‌یابی مستمر. تحریریه‌ی کارگاه دیالکتیک مرداد ۱۴۰۵ ———————————— لینک مقاله در وبسایت کارگاه: https://kaargaah.net/?p=1761 نسخه‌ی پی‌دی‌اف ------------------- @kdialectic0,00%
  • 11 авг.без подписи0,00%
  • 9 авг.#تلویزیون_برابری #Barabari_Tv https://www.youtube.com/watch?v=ew99VQoU9mE تعدد نیروهای کمونیست، تفرق فعالین منفرد، چاره چیست؟ - میزگرد اول0,00%
  • 2 авг.▫️ده درس از ایران درباره‌ی آنتی‌امپریالیسم ملاحظاتی در مورد جنگ امپریالیستی و سرکوب داخلی، کمپیسم و انترناسیونالیسم از پایین اوت 2026 کلکتیو روژا گسترش جنگ‌ها فقط بدن‌ها، سرزمین‌ها، خانه‌ها و امکان‌های زندگی جمعی را تکه‌پاره نمی‌کند؛ به درون سازمان‌ها و کلکتیوهای سیاسی، دوستی‌ها وخانواده‌ها نفوذ می‌کند و گاه حتی افق‌های مشترک مبارزه را نیز چندپاره می‌سازد.در دل این ویرانی، شکاف‌های سیاسی و نظری نیز عمیق‌تر شده‌اند: بر سر معنای امپریالیسم و پیوند آن با بازتولید سرمایه‌ی جهانی، نسبت جنگ خارجی و سرکوب داخلی، امکانهمبستگی میان مبارزات ناهمگون و شرایط شکل‌گیری سیاستی رهایی‌بخش که نه به اردوگاه‌هایقدرت تن دهد و نه مبارزه را تا «زمانی مناسب‌تر» به تعلیق درآورد. پرسش‌های پایه‌ایدرباره‌ی معنای مبارزه‌ی ضدامپریالیستی، سیاست ضدجنگ و همبستگی انترناسیونالیستی به قلب منازعات سیاسی بازگشته‌اند. دفاع از زیستگاه، و به طور کلی دفاع و حفاظت از زیست جمعی، حق بدیهی مردم است؛ اما فرق است میان این حق با آنچه «دفاع میهنی» نام می‌گیرد واسم رمزی می‌شود برای دفاع از حاکمان جمهوری اسلامی. حق حاکمیت از منظر منافع مردمیعنی حق تعیین سرنوشت، خودآیینی و توان مردمان برای تصمیم‌گیری درباره‌ی شکل زندگی مشترک خویش. هنگامی که حق حاکمیت و حق دفاع از خود از این همبسته‌ی اساسی منتزعشود، به آسانی در زبان امنیت و اقتدا که زبان حقوقی قدرت دولتی است جذب می‌شود، ازمفهوم تهی می‌شود و دفاع از جامعه جای خود را به دفاع از دستگاه سرکوب طبقاتی یعنی ماشین سیاسی و اداری و نظامی حاکم می‌دهد. انترناسیونالیسم رهایی‌بخش نیز نه برنامه‌ای کامل و ازپیش‌ساخته،بلکه فرایندی در حال شکل‌گیری است: پیوند میان کسانی که سلطه را در صورت‌هایمتفاوت و درهم‌تنیده‌ی آن به چالش می‌کشند. آنان که زیر بمب، در زندان، در تبعید،در میانه‌ی وضعیت‌های اضطراری و در تقاطع ستم‌ها، تخیل آزادی و برابری را زنده نگهمی‌دارند؛ آنان که با اعتصاب و شورش، دادخواهی و مراقبت، همبستگی و خلق جهان‌های دیگر،رهایی خویش را به «زمانی مناسب‌تر» موکول نمی‌کنند و زیر فشار منطق «الان وقتش نیست»، مبارزه‌ی خود را پشت دروازه‌ی تاریخ به تعلیق درنمی‌آورند. روژا یک کلکتیو مستقل، چپ و فمینیستی مستقر در پاریس است.روژا پس از زن‌کشی ژینا امینی، و هم‌زمان با آغاز خیزش «ژن، ژیان، ئازادی» درسپتامبر ۲۰۲۲/ مهر۱۴۰۱ متولد شد. این کلکتیو متشکل از فعالان سیاسی از ملیت‌های گوناگون و جغرافیای سیاسی ایران است: کورد، هزاره، فارس و… این کلکتیو نه فقط درنسبت با جنبش‌های اجتماعی در ایران و منطقه خاورمیانه، بلکه هم‌چنین در مبارزاتمحلی در پاریس، هم‌گام با جنبش‌های انترناسیونالیستی، از جمله در حمایت از فلسطین، فعالیت می‌کند. نام «روژا» ملهم از دلالت‌های چندکلمه نزدیک به آن در چند زبان مختلف است: به اسپانیایی، روژا یعنی «قرمز»؛ در کُردی، روژ به معنای «روشنایی» و«روز» است؛ در مازندرانی، روجا به معنای «ستاره صبح» یا «ناهید» است که شب ‌هنگامدرخشان‌ترین جرم آسمانی محسوب می‌شود. این نوشته‌ی چند زبانه از جایگاه دیاسپورا وبیش از همه خطاب به هم‌رزمان و هم‌رنجان جهانی، دیگر فعالان انترناسیونالیست ومردمان در بیرون از ایران نوشته شده، هرچند بخش‌هایی از آن نیز می‌تواند گفت‌وگوییبا فعالان داخل کشور باشد. 🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید: https://wp.me/p9vUft-5JR # کلکتیو_روژا، # انترناسیونالیسم،#همبستگی، #سرمایه_چهانی، #فلسطین، #کمپیسم0,00%
  • 30 июл.فایل پی.دی.اف #ترجمه دولت قانون‌مدار برای چه کسی؟ (نگاهی به خاستگاه‌های تاریخی فاشیسم) نویسنده: رائول زلیک ترجمه: امین حصوری ۸ مرداد ۱۴۰۵ لینک مطلب در وبسایت کارگاه دیالکتیک: https://kaargaah.net/?p=1751 ------------------ @kdialectic0,00%
  • 30 июл.#ترجمه دولت قانون‌مدار برای چه کسی؟ (نگاهی به خاستگاه‌های تاریخی فاشیسم) نویسنده: رائول زلیک ترجمه: امین حصوری ۸ مرداد ۱۴۰۵ از منظر سنت رادیکال سیاه، فاشیسم تداوم همان پروژه‌ی استعماریِ جامعه‌ بورژوا–لیبرال است. در سال ۱۹۶۶ «جیلو پونته‌کوروُ»، کارگردان ایتالیایی، با ساخت فیلم سینمایی «نبرد الجزایر» اثری را به سینما آورد که تا به امروز همچون جستاری درباره‌ی مساله‌ی استعمار به‌شمار می‌رود. در یکی از صحنه‌های کلیدی فیلم، که روایتی‌ست – بر اساس رویدادهای واقعی – از داستان سرکوب قیام الجزایر توسط فرانسوی‌ها، سرهنگ ماتیو، از کهنه‌سربازان مقاومت فرانسه علیه ناسیونال‌سوسیالیسم [فاشیسم آلمان]، «دکترین فرانسوی» [در جنگ الجزایر] را برای سربازان‌اش چنین تشریح می‌کند: «از آنجا که جنبش مقاومت الجزایر به‌شیوه‌ای غیرمنظم می‌جنگد، قدرت استعماری نیز باید غیرمنظم عمل کند.» شکنجه، اعدام، اخراج و بازداشت اجباری غیرنظامیان، همگی از نظر این افسر فرانسوی، ابزارهایی ضروری در مبارزه با شورش هستند. به‌بیانی دیگر: این کهنه‌سرباز آنتی‌فاشیست فرانسوی به سربازان‌اش آموزش می‌دهد که چگونه می‌توان برتری سفیدپوستان را با روش‌های فاشیستی حفظ کرد. الگوی واقعی این شخصیت (سرهنگ ماتیو)، ژاک ماسو، فرمانده‌ی کل منطقه‌ی الجزیره بود. هرچند او در سرکوب قیام الجزایر به اندازه‌ی برخی از همرزمان‌ش افراط‌کاری نشان نداد؛ ژنرال رائول سالان که او نیز مانند ماسو [در مقاومت ضدفاشیستیِِ فرانسه]‌ علیه آلمان نازی جنگیده بود، در سال ۱۹۶۲ یک کودتای راست افراطی را برای دفاع از سلطه‌ی استعماری فرانسه بر الجزایر سازماندهی کرد. سالان حتی یک سازمان تروریستی [جوخه‌ی مرگ] به‌نام «سازمان ارتش سری» (OAS) پایه‌گذاری کرد که مرتکب قتل‌ [ترور]های متعددی شد. در چهره‌هایی چون ماسو و سالان تجربه‌ای متبلور می‌شود که جنبش‌های سیاه‌پوست و ضد‌استعماری در قرن بیستم بارها و بارها با آن مواجه شده‌اند. فاشیسم برای آن‌ها نه تهاجمی به ارکان جامعه‌ی لیبرال اروپایی، بلکه به‌نوعی تعمیق و بسط ارکان همان جامعه بود. بر همین اساس، از دیدگاه جنبش‌های سیاه‌پوست و ضد‌استعماری، مرز میان حاکمیت قانون و فاشیسم، مرزی همواره سیال و لغزنده بوده است. همان نظامیان بورژوایی که با ناسیونال‌سوسیالیسم [نازیسم] جنگیده بودند، اکنون در آسیا و آفریقا بقای حاکمیت نژادپرستانه را تضمین می‌کردند. مردمان الجزایر این واقعیت را به دردناک‌ترین شکل ممکن تجربه کردند: در ۸ مه ۱۹۴۵، درست زمانی که اروپا پایان جنگ جهانی دوم را جشن می‌گرفت، نیروهای فرانسوی در شهرهای سطیف، قالمه و خراطه، هزاران نفر را که خواستار آزادی الجزایر بودند، قتل‌عام کردند. .......‌ ادامه‌ی متن در وبسایت کارگاه دیالکتیک: https://kaargaah.net/?p=1751 نسخه‌ی پی.دی.اف. ------------------ @kdialectic0,00%
  • 30 июл.без подписи0,00%
  • 29 июл.پیام دولت به ستمدیدگان از طریق اعدام معترضان دی‌ماه در ملاء عام اینکه جمهوری اسلامی برای لشکرکشی داخلی علیه مردمان تحت‌ستم و مصیبت‌دیده وقفه‌ای نمی‌شناسد، گواهی‌ست بر اینکه از دید حاکمان «دشمن» اصلی در خانه است. بر حاکمان روشن است که با دشمن خارجی، که خویشاوند آنان است، دیر یا زود به مصالحه خواهند رسید؛ برای‌ آنان - چنانکه دیده‌ایم - مطلقا اهمیتی ندارد که تا زمان حصول آن «مصالحه‌ی مطلوبِ» طرفین، شالوده‌ی زندگی مردمان ایران ویران‌تر شود. ولی به‌خوبی بر ماهیت آنتاگونیستی تقابل‌شان با مردمان ستمدیده‌ی این سرزمین واقف‌اند‌. اکنون برای نخستین‌بار دو معترض دی‌ماه را در ملاء عام اعدام کرده‌اند تا مرزهای ارعاب عمومی را - متناسب با افزایش خشم و نارضایتی عمومی - جابجا کنند و همزمان، آمادگی جنگی‌شان در نبرد دایمی علیه ستمدیدگان را به رخ بکشند. به‌همین اعتبار، اکنون مبارزه علیه اعدام، در خط مقدم پیکار طبقاتی علیه نظم زندگی‌ستیزِ برپاشده توسط جمهوری اسلامی قرار دارد؛ فارغ از اینکه هم‌پیوندی درونیِ این مبارزه با پیکارهای طبقاتی تا چه حد بازشناسی شود یا تا چه حد در سطح آگاهی طبقاتی وزن و صراحت بیابد. از مبارزات جاری علیه اعدام حمایت کنیم. کلکتیو رود ۶ مرداد ۱۴۰۵ #کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays/251 ------------------------- @roudcollective0,00%
  • 26 июл.نسخه‌ی پی‌دی‌اف ☝️🏿 فاشیسم به‌سان یک مفهوم فراتاریخی جستاری از انزو تراورسو ترجمه: امین حصوری ۳ مرداد ۱۴۰۵ ——————————— لینک مقاله در وبسایت کارگاه دیالکتیک: https://kaargaah.net/?p=1742 ——————— @kdialectic0,00%
  • 26 июл.#ترجمه فاشیسم به‌سان یک مفهوم فراتاریخی جستاری از انزو تراورسو ترجمه: امین حصوری ۳ مرداد ۱۴۰۵ یادداشت مترجم: امروزه، با نظر به رشد سریع سازوکارها و گرایش‌های انسان‌ستیز در ساحت‌های داخلی و جهانی، باید درباره‌ی فاشیسم بازاندیشی کرد، تا گامی باشد برای چاره‌اندیشی/پیکار علیه روند تاریخیِ برآمدن آن. ترجمه‌ی پیش رو، فشرده‌ای‌ست از رویکرد انزو تراورسو به تجلی‌های فاشیسم معاصر (یا «پسافاشیسم» در واژگان او)، که خود وی در قالب یک سخنرانی (۲۰۲۰) و سپس در قالب یک مقاله‌ (۲۰۲۴) بیان کرده است. تراورسو، مورخ ایتالیایی، از پژوهش‌گران سرشناس در حوزه‌ی مطالعات فاشیسم، نظریه‌ی انتقادی، و تاریخ فکری و سیاسی اروپای قرن بیستم است. از میان آثار او در زمینه‌ی فاشیسم می‌توان به کتاب‌های زیر اشاره کرد: «خاستگاه خشونت نازی: یک تبارشناسی اروپایی» (۲۰۰۳)، «آتش و خون: جنگ داخلی اروپایی در فاصله‌ي ۱۹۱۴ تا ۱۹۴۵» (۲۰۰۷)، و «چهره‌های جدید فاشیسم: پوپولیسم و راست افراطی» (۲۰۱۷). توضیح جانبی: درباره‌ی برخی اسامی خاصْ اطلاعات مقدماتیِ فشرده‌ای را در پانویس‌ صفحات آورده‌ام تا دنبال‌کردن رشته‌ی بحث برای خوانندگان ساده‌تر شود. ا. ح. – ۳ مرداد ۱۴۰۵ ——————————— چکیده: فاشیسم در سرآغاز قرن بیست‌ویک به چه معناست؟ این واژه چشم‌انداز تاریکی از سال‌های میان دو جنگ، که سرشار از خشونت، دیکتاتوری و نسل‌کشی بود را تداعی می‌کند. با مشاهده‌ی دوباره‌ی صعود راست افراطی در مقیاسی جهانی، از اروپا تا ایالات متحده و برزیل، چنین تصاویری خودبه‌خود به افکار ما بازمی‌گردند. با این حال، فاشیسم پوست انداخته است. این جریانْ ویژگی‌های فاشیستیِ متداول را به‌طور نمایانی عرضه می‌کند: رهبری اقتدارگرا و کاریزماتیک، نفرت از دمکراسی، تحقیر قانون، ریشخندِ حقوق بشر، نژادپرستیِ علنی (به‌ویژه علیه سیاه‌پوستان، لاتین‌تبارها و مسلمانان)، زن‌ستیزی (misogynism) و همجنس‌گراهراسی (homophobia)؛ ولی درعین حال، بلاغت (rhetoric) فاشیستیِ قدیمی را کنار گذاشته است. جنبش‌های پسافاشیستی خود را به‌عنوان مدافعان هویت‌های ملی تصویر می‌کنند که از سوی جهانی‌شدن، مهاجرت توده‌ای و بنیادگرایی اسلامی مورد تهدید قرار گرفته‌اند. این «پسافاشیسم» (post-fascism) به‌سانِ پدیده‌ای ترکیبی (hybrid phenomenon)، نه بازتولید فاشیسمِ قدیمی‌ست، و نه چیزی کاملاً جدید؛ این جریانْ میان آینده‌ای ناشناخته و گذشته‌ای کابوس‌وار و گریبان‌گیرْ معلق باقی می‌ماند. کلیدواژه‌ها: فاشیسم، پسافاشیسم، خشونت، پوپولیسم، بیگانه‌هراسی (xenophobia)، کمونیسم‌ستیزی. ——————————— لینک مقاله در وبسایت کارگاه دیالکتیک: https://kaargaah.net/?p=1742 نسخه‌ی پی.دی.اف ——————— @kdialectic0,00%
  • 26 июл.без подписи0,00%