tgindex
◉خُمـاریـسـمـ◉

◉خُمـاریـسـمـ◉

Статистика
@khomarysmКнигиперсидский

گه بگریم، گهی غزل خوانم دل بدین‌ها صبور نتوان کرد ✓ تمامی اشعار ، منتخبِ دیوان شاعران و تذکره‌ها می‌باشد.

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
24
Всего постов
86
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 649
−7 за 2 дн.
Сутки
−6
−0,36%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
243
40 постов
Вовлечённость
14,7%
к подписчикам
Постов в день
3,4
всего 86
Упоминаний
4
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
227
1/48двое суток
260
1/72трое суток
280

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • Wael Kfoury – Ma Tehki

  • 🎼 ما تحکی #کفوری #موسیقی @khomarysm پ.ن: خواننده این اثر، وائل کفوری با نام اصلی میشال امیل کفوری، خواننده، موسیقی‌دان و ترانه‌سرای لبنانی، متولد ۱۴ سپتامبر ۱۹۷۴ در زحله لبنان است. او از نوجوانی به‌طور جدی موسیقی را دنبال کرد و در رشتهٔ سلفژ به تحصیل پرداخت. نقطهٔ عطف فعالیت حرفه‌ای‌اش در سال ۱۹۹۲ و با حضور در مسابقهٔ معروف «استودیو الفن» رقم خورد؛ جایی که موفق شد مدال طلای بهترین خوانندهٔ مرد را به دست آورد. پس از آن، وائل کفوری با ترانه‌هایی عاشقانه و صدایی احساسی و قدرتمند به یکی از چهره‌های ماندگار موسیقی پاپ عربی تبدیل شد و به لقب «پادشاه رمانس» شهرت یافت.

  • سپردی چون به هجرانم، مزن طعنم به خوش‌حالی که از من آن‌قدر دورست خوش‌حالی، که من از تو #رضایی_کاشی 📚 مکتب وقوع در شعر فارسی

  • گر به تو افتدم نظر چهره‌به‌چهره رو‌به‌رو شرح دهم غم تو را نکته‌به‌نکته موبه‌مو می‌رود از فراق تو خونِ جگر ز دیده‌ام دجله‌به‌دجله یم‌به‌یم چشمه‌به‌چشمه جو‌به‌جو از پی دیدنِ رخت همچو صبا فتاده‌ام کوچه‌به‌کوچه دربه‌در خانه‌به‌خانه کوبه‌کو مهرِ تو را دلِ حزین بافته بر قماش تن رشته‌به‌رشته نخ‌به‌نخ تار‌به‌تار و پو‌به‌پو #کاشی_دکنی پ.ن.۱: تذکره اندرونی این شعر رو منسوب به قرة‌العین دونسته ولی همونطور که خود تذکره توضیح داده و با توجه به‌اینکه تقریبا صد سال قبل از قرة‌العین، براساس یک نسخه خطی، کتابخانه مجلس، شماره ۸۸۴۱ مخمسی با این ابیات از میرزاطاهر وحید قزوینی موجوده، که نشون میده تضمین شده از شعر کاشی دکنی هست. پ.ن.۲: فاطمه مشهور به «زرّین‌تاج» و ملقّب به «زکیه» و «طاهره» و مکنی به «ام‌السّلمه» در خانواده‌ای دانشمند و روحانی به‌دنیا آمد. پدرش ملاصالح برغانی از علمای قزوین و عموهایش ملامحمدتقی برغانی مرجع تقلید و رئیس حوزه علمیه قزوین و ملامحمدعلی برغانی از علما و فضلای قزوین بودند. به‌دلیلِ هوش و استعداد فوق‌العاده‌ای که داشت مدارج ترقّی را به‌سرعت پیمود. ملامحمدتقی وی را به عقد پسرش ملامحمد درآورد و فاطمه از او سه فرزند آورد. در آن زمان بازار جدال میان شیخیه، طرفداران شیخ احمد احسایی و متشرعه گرم بود. ملامحمدتقی از مخالفان سرسخت شیخ احمد احسایی و شاگرد او سید کاظم رشتی بود. قرة‌العین توسط عمو یا پسرخاله‌اش ملاجواد با عقاید و‌نوشته‌های شیخ احمد آشنا شد و به مسلک شیخیه گرایید و از طرفداران سیدکاظم رشتی شد. لقب قرة‌العین را هم سیدکاظم به او داد. بعدها از مریدان سیدعلی‌محمد باب شد و به فرقه بابیه گرایید. عمرش را در راه تبلیغ این فرقه گذاشت و بیشتر عمرش را درحال فرار و یا در زندان گذرانید. در نهایت پس از آنکه تعدادی از بابیان اقدام به ترور ناصرالدین شاه کردند شاه دستور کشتن او را داد. مأموران او را خفه و در چاه متروکی انداختند‌. پ.ن.۳: اشعار زیادی به قرة‌العین منسوب است امّا بسیاری از آن‌ها از امّ‌هانی، عفت نسابه، عشرت شیرازی، صحبت لاری و... است زیرا به نوشته ذکایی بیضایی _او هرکجا شعری عرفانی می‌یافت و یا به‌نظرش جالب می‌رسید یادداشت و حفظ می‌کرد و در مواقع مخصوص به آن‌ها ترنم می‌نمود. اشخاصی که آن‌ اشعار را از او می‌شنیدند و یا به خط او می‌دیدند، چون از مأخذ آن‌ها اطلاعی نداشتند تصور می‌کردند از آن خود اوست لهذا در یادداشت‌های خود به‌نام او ضبط می‌کردند. تولد او را به سال ۱۲۳۰ یا ۱۲۳۱ ق و قتل او را دو‌سه روز بعد از تیر خوردن ناصرالدین شاه در ۲۸ شوال ۱۲۶۸ ق نوشته‌‌اند.

  • در بارگهِ وصلت، ما را چه وجود ای دوست؟ آنجا که وجودِ توست، ما حکمِ عدم داریم #رضایی_کاشی 📚 مکتب وقوع در شعر فارسی

  • در بارگهِ وصلت، ما را چه وجود ای دوست؟ آنجا که وجودِ توست، ما حکمِ عدم داریم #رضایی_کاشی 📚 مکتب وقوع در شعر فارسی

  • گفتی: «بوَد چه مقدار، اندازهٔ شبِ غم؟» -«از ابتدای عالم، تا انتهای عالم» #رضایی_کاشی 📚 مکتب وقوع در شعر فارسی

  • تو ای گردون که بیرون می‌توانی بُرد ازین شهرش دو‌ روزی هم بُرونش بَر خدا را از خیالِ من #رضایی_کاشی 📚 مکتب وقوع در شعر فارسی

  • میانِ سوختگانِ غمت، اجل می‌گفت: «که طالب است مرا؟» گفتمش: «بیا که منم» #شریف_تبریزی 📚 عرفات العاشقین

  • 🎼 خیابونا #محسن_یگانه #موسیقی @khomarysm -به مردن هم دلِ پردرد را تسکین نشد حاصل بلای عشق دردِ بی‌دوا بوده‌ست دانستم #شریف_تبریزی

  • والیه

  • هنوز کوششِ نزدیک‌تر کند دلِ من مثالِ جان اگرَت فی‌المَثَل به بَر گیرم #رضایی_کاشی 📚 مکتب وقوع در شعر فارسی

  • ستاده روح به یک پای بر سرِ خاکم مگر ز کُشتنِ من قاتلم پشیمان است؟ #رضایی_کاشی 📚 مکتب وقوع در شعر فارسی

  • خوش آن‌که در لحد آسوده است و همچو منش غمِ فراقی و اندوهِ انتظاری نیست #شریف_تبریزی 📚 عرفات العاشقین

  • آوازه افکنم که به من بازگشته‌ای تا بشنود رقیب و ز عالم به‌ در رَود #مقبول_قمی 📚 تذکره روز روشن

  • یک شب ز چهره مجلس ما را فروغ ده تا شمع گوشه‌ای بنشیند، چراغ هم #امیرشاهی_سبزواری 📚 عرفات العاشقین

  • ما ز گیراییِ مژگانِ تو پابرجاییم ورنه اوّل نگهت برده، توانایی را #کلیم 📚 گردباد شور جنون

  • بی‌نیازا، محنتِ هجران نصیبِ من مکن نازپروردِ وصالم، من کجا هجران کجا #شریف_تبریزی 📚 عرفات العاشقین

  • تنم به جای دگر بود چون شدم بیدار شبی که گریه‌کنان بی‌رُخش به خواب شدم #میرحسین_شهودی 📚 عرفات العاشقین

  • 10 авг.4341117

    سینه‌ام را چاک‌ها کردی به پیکان ستم خوب کردی، کلبهٔ تاریک ما روزن نداشت #شانی 📚 عرفات العاشقین

◉خُمـاریـسـمـ◉ — tgindex