- Последний пост
- 4 июн.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دارم از دستِ تو شب تا صبح با چشمی پر آب ناله همدم، باده خون، مطرب فغان، راحت عذاب روز بر من چار چیز از عشق میآرد هجوم صبح محنت، ظهر ماتم، عصر غم، شام اضطراب چار چیز از چار عضوم بردهای از یک نگاه صبر از دل، هوش از سر، جان ز تن، از دیده خواب عشق در بحری مرا افکند ای یاران که هست ناخدا دل، آب خون، لنگر نفس، کشتی حباب همچو زلفش از پریشانخاطریها دادهام دل به سودا، سر به زانو، رخ به آتش، تن به تاب عاشقی قصاب بر طفلی، که میداند هنوز ظلم راحت، دوست دشمن، نیک بد، کشتن ثواب #قصابکاشانی | @shahbeit_e_hendi
آن دو چشمانِ مست خواب آلود خواب بر چشمِ ما حرام کنند #شاهدی | @shahbeit_e_hendi
جان ز تن رفت و دل اندر عقدِ گیسویت بماند... #شاهدی | @shahbeit_e_hendi
قسّامِ ازل چو کرد قسمت اندر دلِ ما قرار ننهاد #شاهدی | @shahbeit_e_hendi
به جلوه آمدی و سوختم، مبارک باد مرا خزانِ حجاب و تو را بهارِ خرام #اسیرشهرستانی | @shahbeit_e_hendi
تقصیر نشد به گریه پنهان در آب نشد دفینه مستور... #نظیرینیشابوری | @shahbeit_e_hendi
دوسه روز شد که گردون به جفا سری ندارد به بلایِ آسمانی چه بلا رسیده باشد #صائب | @shahbeit_e_hendi
در خانهیِ ما ز خوردنی چیزی نیست ای روزه برو، وَرنه تو را خواهم خورد #عهدیترشیزی | @shahbeit_e_hendi
این چشمِ پرآشوب نگاهی، که تو داری مستی است که بندد به قفا دستِ عسس را #قصابکاشانی | @shahbeit_e_hendi
رمیدنهایِ عاشق در حقیقت دامِ معشوقست به وحشت الفتِ دیگر بوَد جادونگاهان را نگاه سرکشش را التفاتی با اسیران است رعیّتپروری لازم بوَد شوکت پناهان را #فیاضلاهیجی | @shahbeit_e_hendi
گر فکر شعر کم کنم، از من عجب مدار دارم هزار فکر و ندارم دماغ هم #قدسی_مشهدی | @shahbeit_e_hendi
به چشم بوسه زدن چون فراق می آرد چگونه بوسه بر آن حلقه رکاب دهم؟ #صائب | @shahbeit_e_hendi
عمرِ شبِ فراق چرا کم نمیشود #صائب | @shahbeit_e_hendi
اسیرِ عشق را از مویِ ژولیدهست ذوقِ دل #فضولی | @shahbeit_e_hendi
گردباد ایجاد کرد آخر به صحرایِ جنون بر هوا پیچیدنِ مویِ سرِ دیوانهها #بیدل | @shahbeit_e_hendi
آرامگهِ شاخه گلی بوده شبی آغوشِ مرا طواف میباید کرد #طالبآملی | @shahbeit_e_hendi
مرا خَسک به گریبان گلست با تو، ولی چو مار میگزدم تارِ پیرهن بی تو #طالبآملی | @shahbeit_e_hendi
گر دست به من زنند می ریزد اشک مانند درخت هایِ باران دیده #قپلانبیگ | @shahbeit_e_hendi
بی تو سراسیمهاند عقل و دل و جان همچو سپاهی که پادشاه ندارد #فضولی | @shahbeit_e_hendi
دلم تا زنده باشد، کارِ او این بس که هردم جان ز لبهای تو بستاند، به چشمانِ تو بسپارد #فضولی | @shahbeit_e_hendi