tgindex
کاوه‌نامه

کاوه‌نامه

Статистика
@kvhfnперсидский

درباره‌ی داستان و باقی چیزها

Последний пост
8 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
23
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
945
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
759
23 постов
Вовлечённость
80,3%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 23
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
360
1/48двое суток
412
1/72трое суток
444

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 📖 جمع‌خوانی                       داستان کوتاه #در_آستانه‌ی_جنگ_با_اسکیموها نوشته‌‌ی #جی_دی_سلینجر          🖇 B2n.ir/dx2064                      📝 زخم‌هایی بدون جنگ نویسنده: الهه روحی https://kavehfouladinasab.ir/n-050517-a/                                 📝 وطن: خانه‌ای شلخته، خانواده‌ای آسیب‌دیده نویسنده:  کاوه سلطان‌زاده https://kavehfouladinasab.ir/n-050517-b/                                         📝 در آستانه‌ی جنگ با فقط نصف ساندویچ نویسنده: سحر خوش‌گفتار ملیح https://kavehfouladinasab.ir/n-050517-c/ https://t.me/kvhfn

  • 📖 جمع‌خوانی                       داستان کوتاه #عموویگیلی_در_کنتیکت نوشته‌‌ی #جی_دی_سلینجر          🖇 B2n.ir/fs1952                      📝 زنی که در خاطره‌ای جا مانده بود نویسنده: سحر خوش‌گفتار ملیح https://kavehfouladinasab.ir/n-050510-a/                                 📝 آتش‌بسی که دروغ بود: وقتی جنگ تا آخرین بازمانده ادامه دارد نویسنده: علی حسین‌پور https://kavehfouladinasab.ir/n-050510-b/                                         📝 بازی آینه‌ها نویسنده: زهرا بهرامی https://kavehfouladinasab.ir/n-050510-c/ 📝 مرثیه‌ای برای معصومیتی ازدست‌رفته نویسنده:کاوه سلطان‌زاده https://kavehfouladinasab.ir/n-050510-d/ 📝دخترهای خوب و پیراهن‌‌های زرد نویسنده: پرستو جوزانی https://kavehfouladinasab.ir/n-050510-e/ 📝 مرثیه‌ای برای شادی نویسنده: منصوره محمدصادق https://kavehfouladinasab.ir/n-050510-f/ 📝زمان هم درمان نکرد نویسنده: الهه روحی https://kavehfouladinasab.ir/n-050510-g/ https://t.me/kvhfn

  • 📖 جمع‌خوانی                       داستان کوتاه #یه_روز_عالی_برای_موزماهی نوشته‌‌ی #جی_دی_سلینجر          🖇 https://B2n.ir/gs8550                      📝 شلیک سلینجر به ذهن خواننده از فاصله‌ی نزدیک نویسنده: هدا مدد ــ گلنار فتاحی http://kavehfouladinasab.ir/n-050506-a/                                 📝 در جست‌وجوی معنی؛ خوانشی پدیدارشناسانه از داستان «یه روز عالی برای موزماهی» نویسنده: آیدا گلناری http://kavehfouladinasab.ir/n-050506-b/                                         📝 زندگی دل‌خراش موزماهی‌ها نویسنده: باران حسینی http://kavehfouladinasab.ir/n-050506-c/ 📝 وقتی قهرمان دیر وارد می‌شود؛‌ خوانشی از ورود سیمور در داستان «یه روز عالی  برای موزماهی» نویسنده: علی حسین‌پور http://kavehfouladinasab.ir/n-050506-d/ 📝 مرگ؛ آینه‌ی جنگ نویسنده: کاوه سلطان‌زاده http://kavehfouladinasab.ir/n-050506-e/ 📝 فاصله‌‌ی پرشده با کلمه نویسنده: امیرمحمد دهقان http://kavehfouladinasab.ir/n-050506-f/ 📝 تنها درمیان جمع نویسنده: الهه روحی http://kavehfouladinasab.ir/n-050506-g/ 📝 باز شيشه می‌‌بينی؟ نویسنده: پرستو جوزانی http://kavehfouladinasab.ir/n-050506-h/ 📝 زخمی که زیر آفتاب پنهان مانده نویسنده: سحر خوش‌گفتار ملیح http://kavehfouladinasab.ir/n-050506-i/ https://t.me/kvhfn

  • #آخرین_فرصت_ثبت‌نام 📌 شروع دوره‌ی «ادبیات و جنگ» با تدریس کاوه فولادی‌نسب، فردا دوشنبه (۲۲ تیر) ● [طرح درس] | [ویدئوی معرفی] 📮 جهت ثبت‌نام به آیدی زیر مراجعه کنید: ■@pouya_teh_82

  • 📣 #مدرسه_تهران برگزار می‌کند: 📌 «ادبیات و جنگ» ● ستیزه نهاد قدرت و جامعه‌ی مدنی [مطالعه موردی: جنگ هشت‌ساله] ● با تدریس: کاوه فولادی‌نسب ۶ جلسه‌ دو‌ساعته (۷۲۰ دقیقه) دوشنبه‌ها، ساعت ۲۱ تا ۲۳ آنلاین، آفلاین از ۸ تیرماه 📮 جهت ثبت‌نام به آیدی زیر مراجعه کنید: ■@pouya_teh_82

  • غیابش حضور قاطع اعجاز است 🗞 نویسنده: کاوه فولادی‌نسب یادداشتی به‌‌مناسبت صدمین سال تولد احمد شاملو، ‌منتشرشده در تاریخ ٢٢ آذر ١۴٠۴ در روزنامه‌ی هم‌میهن • من در رؤیای خود روزگاری را می‌بینم که در آن هیچ انسانی انسان دیگر را خوار نمی‌شمارد و سنگ مزار شاعر ابزار انتقام نیست؛ مراسم یادبود او به گروگان گرفته نمی‌شود، و می‌شود بیست‌ویکم آذری یا دوم مردادی بر مزارش نشست و در جوارش شعری خواند. • من در رؤیای خود روزگاری را می‌بینم که شاعر مغضوب و مطرود نیست و کبوتری بر شانه‌ی تندیسش نشسته؛ تندیس پرصلابتش در میدانی که به‌ نام پرآوازه‌ی او مزین است. می‌روم برای کبوتر دانه می‌ریزم و صدای شاملو را می‌شنوم که می‌خواند: «و من آن روز را انتظار می‌کشم؛ حتی روزی که دیگر نباشم.» • چهارده‌پانزده سالم بود که یک روز غروب دست انداختم شماره‌ی اول «کتاب هفته» را از کتابخانه‌ی مادر و پدرم برداشتم. تعریف سرمقاله‌اش را هم از خودشان زیاد شنیده بودم، هم از عموها و خاله‌های ناتنی؛ رفقای مامان و بابا. کم کتاب نخوانده بودم تا آن سن‌وسال، اما اولین باری بود که آن‌طور مسحور واژه‌ها می‌شدم و درست‌و‌حسابی درک می‌کردم چطور متنی می‌تواند درعین ساختن و قوام دادن معنا، تیره‌ی پشت خواننده را بلرزاند. هنوز هم بعد چیزی این‌طرف‌وآن‌طرف سی سال، آن سرمقاله در نظرم درخشان و تأمل‌برانگیز است. • در این متن شاملو فقط پیش‌گویی آینده‌نگر نیست، جادوگری هم هست که واژه‌ها را به امکانی بیشتر از خودشان بدل می‌کند و بیراه نیست اگر بگویم به تک‌تک‌شان کیفیتی اساطیری می‌دهد؛ آن‌جا که می‌گوید: «روزهای سیاهی در پیش است؛ دوران پرادباری که گرچه منطقا عمری دراز نمی‌تواند داشت، از هم‌اکنون نهاد تیره‌ی خود را آشکار کرده است و استقرار سلطه‌ی خود را بر زمینه‌ای از نفی دموکراسی، نفی ملیت و نفی دستاوردهای مدنیت و فرهنگ و هنر می‌جوید. این‌چنین‌دورانی به ناگزیر پایدار نخواهد ماند و جبر تاریخ بدون تردید آن را زیر غلتک سنگین خویش درهم خواهد کوفت. اما نسل ما و نسل آینده، در این کشاکش اندوه‌بار، زیانی متحمل خواهد شد که بی‌گمان سخت کمرشکن خواهد بود؛ چراکه قشریون مطلق‌زده هر اندیشه‌ی آزادی را دشمن می‌دارند و کامگاری خود را جز به‌شرط امحاء مطلق فکر و اندیشه غیرممکن می‌شمارند.» آه از این کشاکش اندوه‌بار… • شاملو از همان غروب اوایل دهه‌ی هفتاد برای من کسی شد؛ کسی که مدام نگاهش می‌کردم؛ کسی که باید مدام نگاهش کنم. یک زمانی فهمیدم حتی پیش از این‌که او را بشناسم و بدون این‌که بدانم، با او عجین و هم‌نشین بوده‌ام؛ در بعضی از قصه‌هایی که مادرم در کودکی برایم می‌خوانده؛ در «خروس‌زری پیرهن‌پری»، در «دخترای ننه‌دریا». • در همه‌ی این سی سال که از آشنایی آگاهانه‌ی من و شاملو می‌گذرد، در کنار همه‌ی آموزه‌هایش در ساحت اندیشه و خیال، دو درس هم هست که در زندگی از او گرفته‌ام؛ در سبک زندگی. یکی آن‌جا که میان ماندن در این سرزمین فرزندکش و رفتن به خانه‌ی دیگری، اولی را انتخاب کرد و به‌رغم انزوایی که مثل تار عنکبوت دورش تنیده و به او تحمیل کرده بودند، گفت: «چراغم در این خانه می‌سوزد…» و یکی آن‌جا که عشقش به آیدا را به صدای بلند فریاد زد؛ آن‌هم در سرزمینی که کسانی ــ نه‌فقط همان شصت سال پیش ــ هنوز هم مجدانه تلاش می‌کنند عشق را در پستوی خانه نهان کنند و تصویر زنان که هیچ، حتی نام‌شان را از سپهر عمومی حذف. چه زیبا و عاشقانه برایش سرود که «در من زندانی ستمگری بود که به آواز زنجیرش خو نمی‌کرد؛ من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.» و در این عاشقانگی قدرشناسی عمیقی هم هست. • من موضع او را درباره‌ی فردوسی و سعدی نمی‌پسندم. اما اتهامی هم به او نمی‌زنم. باور دارم که در جهان ما نه معصومی وجود دارد، نه قدیسی. باور دارم که قرار نیست همه‌ی ما یک‌جور فکر کنیم. و باور دارم که باید تفاوت را به رسمیت شناخت. می‌شود با کسی در زمینه‌هایی موافق بود و در زمینه‌هایی نه. مشاهده‌ی متن کامل این #یادداشت از این‌جا. 👇 🖇️ http://kavehfouladinasab.ir/n-041018/ https://t.me/kvhfn

  • 📖 جمع‌خوانی                       داستان کوتاه #محبوبه‌ی_شب نوشته‌‌ی #فریده_خردمند          🖇️ https://shorturl.at/mFAsU                      📝 این‌جا خانه‌ی من نیست نویسنده: الهه روحی http://kavehfouladinasab.ir/n-041015-a/                                                                  📝 یأس موقرانه نویسنده: پرستو جوزانی http://kavehfouladinasab.ir/n-041015-b/                                             📝 محبوبه‌ی شب پژمرده، پایان خاموش یک ملاقات نویسنده: علی حسین‌پور http://kavehfouladinasab.ir/n-041015-c 📝 یک حیاط / دو حیات نویسنده: حدیث شبانیان http://kavehfouladinasab.ir/n-041015-d https://t.me/kvhfn

  • 📖 جمع‌خوانی داستان کوتاه #یک_عکس_فوری نوشته‌‌ی #منصوره_شریف‌زاده 🖇️ https://shorturl.at/QZC3f 📝 پیونده‌های گسسته نویسنده: علی حسین‌پور http://kavehfouladinasab.ir/n-041006-a/ 📝 زندگی در قاب یک لحظه نویسنده: الهه روحی http://kavehfouladinasab.ir/n-041006-b/ 📝 قاب‌های دروغین نویسنده: پرستو جوزانی http://kavehfouladinasab.ir/n-041006-c 📝 فقط به خاطر دخترم نویسنده: سمیه لطف‌محمدی http://kavehfouladinasab.ir/n-041006-d https://t.me/kvhfn

  • 📖 جمع‌خوانی                       داستان کوتاه #باید_مثل_سنگ_بود نوشته‌‌ی #ناهید_طباطبایی          🖇️ https://shorturl.at/Wq9CL                      📝 پشت نقاب قربانی نویسنده: الهه روحی http://kavehfouladinasab.ir/n-040927-a/                                                                  📝 ورافتاده‌ها نویسنده: پرستو جوزانی http://kavehfouladinasab.ir/n-040927-b/                                             📝 راوی سنگی؛ وقتی قربانی‌نمایی رؤسا را قربانی می‌کند نویسنده: علی حسین‌پور http://kavehfouladinasab.ir/n-040927-c https://t.me/kvhfn

  • 📖 جمع‌خوانی داستان کوتاه #گم_شدن_یک_آدم_متوسط نوشته‌‌ی #طاهره_علوی 🖇️ https://shorturl.at/1604U 📝 تعلیق در خلأ؛ چرا داستان «گم شدن یک آدم متوسط» ناتمام می‌ماند؟ نویسنده: علی حسین‌پور http://kavehfouladinasab.ir/n-040916-a/ 📝 زنی که پرواز را دوست داشت نویسنده: منصوره محمدصادق http://kavehfouladinasab.ir/n-040916-b/ 📝 برای اولین و هزارمین‌‌ بار نویسنده: پرستو جوزانی http://kavehfouladinasab.ir/n-040916-c https://t.me/kvhfn

  • 📖 جمع‌خوانی داستان کوتاه #شام_شب_عید نوشته‌‌ی #مهین_دانشور 🖇️ https://shorturl.at/qJRjf 📝 مردی در آستانه‌ی فصلی سبز نویسنده: الهه روحی http://kavehfouladinasab.ir/n-040901-a/ 📝 یک روز فشرده نویسنده: پرستو جوزانی http://kavehfouladinasab.ir/n-040901-b/ 📝 «شام شب عید» با دسر کابوس و خیال هم مزه نداشت نویسنده: سمیه لطف‌محمدی http://kavehfouladinasab.ir/n-040901-c 📝 ساختار سیال یا مغشوش؟ تحلیل و نقد ساختاری روان‌شناختی داستان «شام شب عید» نویسنده: علی حسین‌پور http://kavehfouladinasab.ir/n-040901-d/ https://t.me/kvhfn

  • 📖 جمع‌خوانی داستان کوتاه #قفس_خاکستری_اوهام نوشته‌‌ی #پوران_فرخزاد 🖇️ https://shorturl.at/FbQvZ 📝 در آینه‌ی فقدان نویسنده: رضا محمودی عبدالله http://kavehfouladinasab.ir/n-040828-a/ 📝 نمی‌شودهای مقدس نویسنده: پرستو جوزانی http://kavehfouladinasab.ir/n-040828-b/ 📝 زندگی را قفسی ساخته‌ام نویسنده: سمیه لطف‌محمدی http://kavehfouladinasab.ir/n-040828-c 📝 رنج نزیستن نویسنده: الهه روحی http://kavehfouladinasab.ir/n-040828-d/ 📝 دلبستگی و رنج نویسنده: باران حسینی http://kavehfouladinasab.ir/n-040828-e/ https://t.me/kvhfn

  • 📖 جمع‌خوانی داستان کوتاه #آیا_جادوگر_باید_مامان_را_کتک_بزند نوشته‌‌ی #جان_آپدایک 🖇️ https://shorturl.at/OCTfg 📝 چیزهای راستکی نویسنده: پرستو جوزانی http://kavehfouladinasab.ir/n-040803-a/ 📝 داستانی برای بیدار شدن پدر و دختر نویسنده: الهه روحی http://kavehfouladinasab.ir/n-040803-b/ 📝 عصیان جو و فریادهای بی‌صدای جک نویسنده: حدیث شبانیان http://kavehfouladinasab.ir/n-040803-c 📝 جادوگر واقعی مادر است نویسنده: ژاله حیدری http://kavehfouladinasab.ir/n-040803-d/ 📝 آنتی اپیفنی نویسنده: پریسا همتیان http://kavehfouladinasab.ir/n-040803-e/ https://t.me/kvhfn

  • 📖 جمع‌خوانی داستان کوتاه #تکامل_الیور نوشته‌‌ی #جان_آپدایک 🖇️ https://shorturl.at/mCngo 📝 شاخه‌ای شکسته درخت می‌شود نویسنده: الهه روحی http://kavehfouladinasab.ir/n-040726-a/ 📝 از ضعف تا معنی: روایت آپدایک از زندگی اولیور نویسنده: سحر خوش‌گفتار ملیح http://kavehfouladinasab.ir/n-040726-b/ 📝 قصه‌ی ما به سر رسید نویسنده: منصوره محمدصادق http://kavehfouladinasab.ir/n-040726-c 📝 لبخند پت‌وپهن رضایت نویسنده: پرستو جوزانی http://kavehfouladinasab.ir/n-040726-d/ 📝 وقتی از من انتظار داری پناهگاهت می‌شوم نویسنده: سمیه لطف‌محمدی http://kavehfouladinasab.ir/n-040726-e/ https://t.me/kvhfn

  • نامه‌ای برای دو نفر 🗞 نویسنده: کاوه فولادی‌نسب یادداشتی به‌یاد ناصر تقوایی و به‌احترام مرضیه وفامهر، ‌منتشرشده در تاریخ ٢٣ مهر ١۴٠۴ در روزنامه‌ی هم‌میهن به ناصر تقوایی برای شما اشک نمی‌ریزم. محکم و باصلابت رفتید. تن به زور ندادید. دل به زر ندادید. و چه چیزی مهم‌تر از این‌که به خودتان وفادار ماندید. ممنونم برای همه‌ی درس‌هایی که به ما دادید. شکوهمندید آقای تقوایی عزیزم؛ شکوهمند. راست می‌گفتید؛ تراژدی را آدم‌های توسری‌خورده و تسلیم‌شده نمی‌سازند؛ آن‌هایی می‌سازند که برای زندگی مبارزه می‌کنند، اما زورشان نمی‌رسد. هروقت صحبت از سانسور و مقاومت دربرابر آن می‌شود، از شما یاد می‌کنم. بله، زیاد از شما حرف می‌زنم؛ شمایی که کلمه را ارج می‌نهادید و حرمتش را حفظ می‌کردید؛ شمایی که معیارتان ارائه نبود، خلق بود؛ چراکه می‎دانستید آنچه درست و سالم خلق می‌شود، بالأخره روزی ــ دیر یا زود ــ به دست مخاطبش می‌رسد. بیشترک شما را به‌عنوان فیلمسازی مؤلف می‌شناسند؛ کسی که مهم‌ترین سریال ایران، «دایی‌جان‌ناپلئون»، را ساخته و هرکدام از فیلم‌هایش یک اتفاق نه‎‌چندان ساده در سینمای ایران بوده؛ از «آرامش در حضور دیگران» تا «کاغذ بی‌خط». شاید کمترکسی بداند که شما یکی از بهترین مجموعه‌داستان‌های فارسی را هم نوشته‌اید: «تابستان همان سال»؛ کتابی درخشان، خواندنی، تأمل‌برانگیز و تأثیرگذار که پنجاه‌وشش‌سال پیش منتشر شده و بعد از آن همیشه در توقیف بوده و کتاب ممنوعه ــ چه قبل از انقلاب، چه بعد از آن ــ تا یادآوری کند فالوده نخوردن با اهالی قدرت همیشه هزینه دارد. شما با آثارتان درس‌های زیادی به ما داده‌اید آقای تقوایی نازنین، اما مهم‌ترین درس‌تان را من درس آزادگی می‌دانم. و خوشحالم که در زمانه‌ای زندگی می‌کنم که هم‌عصر شما هستم. حالا شما با هفت‌هزارسالگان سربه‌سر شده‎‌اید و ماندگار، روسیاهی هم خواهند ماند برای سلاخان اندیشه و کلمه، و رجاله‌ها و ارقه‌ها. راستی خیال‌تان راحت؛ همه‌ی آن‌هایی که باید، «تابستان همان سال» را خوانده‌اند. اگر به من بگویند این کتاب را در چند کلمه توصیف کنم، می‌گویم «نجیب، آرام و اندوهگین»؛ مثل عاشور، مثل سیفو، مثل داوود، مثل خورشیدو. اما نه، این ترکیب سه‌تایی چیزی کم دارد. حق مطلب را ادا نمی‌کند. باید «سربلند» را هم اضافه کنم: «سربلند، نجیب، آرام و اندوهگین»؛ مثل خود شما. به مرضیه وفامهر خانم وفامهر عزیز، نام‌تان واقعا شایسته‌ی شماست؛ که هم وفادارید، هم مهربان. دم‌تان گرم که در همه‌ی این سال‌ها از همسر و معشوق‌تان ــ که محبوب همه‌ی ما هم بود ــ پرستاری کردید. شما یک نمونه‌اید؛ یک نمونه‌ی بسیار ارزشمند، دوست‌داشتنی و ستایش‌برانگیز. مدت‌هاست هرکس می‎‌گوید این زمانه زمانه‌ی بی‌وفایی و بی‌مهری‌ست، شما را نشان می‌دهم و می‌گویم «آن‌جا را نگاه کن… چطور می‌شود تا وقتی او آن‌طور محکم و باصلابت ایستاده، حرف از بی‌وفایی و بی‌مهری زد؟» شما فقط از همسرتان مراقبت نکردید مرضیه‌خانم عزیز. شما نگهبان دل‌های تک‌تک ما بودید و به‌مان قوت‌قلب دادید در همه‌ی این سال‌ها. فکر می‌کنم هر آدمی در زندگی‌اش باید دست‌کم یک بار با یک مرضیه وفامهر روبه‌رو شود تا معیارهایش برای سنجش عشق و انسانیت تنظیم شود. و حالا ــ در پس این سال‌های صعب ــ ما باید دربرابر شما خم شویم و دست‌های‌تان را ببوسیم؛ دست‌هایی که بوی عشق و انسانیت و معرفت و رفاقت می‌دهند. شما فقط از همسر و معشوق‌تان پرستاری نکردید، برای تک‌تک ما هم که از دور و نزدیک تماشاچی‌تان بودیم معلمی کردید. و چه معلم بی‌نظیری هم بودید؛ سربلند، نجیب، آرام و اندوهگین. مشاهده‌ی متن این #یادداشت 🖇️ http://kavehfouladinasab.ir/n-040725/ https://t.me/kvhfn

  • 📖 جمع‌خوانی                       داستان کوتاه #چاقو نوشته‌‌ی #برندان_گیل          🖇️ https://shorturl.at/igXN2                      📝 چاقویی برای بریدن بند امید واهی نویسنده: الهه روحی http://kavehfouladinasab.ir/n-040719-a                                                📝 ایمان کودکانه نویسنده: باران حسینی     http://kavehfouladinasab.ir/n-040719-b/                                             📝 به دعا اعتقاد دارم اما چاقو را خودم خریدم نویسنده: سمیه لطف‌محمدی http://kavehfouladinasab.ir/n-040719-c 📝 چاقو؛ مرز باریک ایمان و خرافه نویسنده: سحر خوش‌گفتار ملیح http://kavehfouladinasab.ir/n-040719-d/ https://t.me/kvhfn

  • 📖 جمع‌خوانی داستان کوتاه #١/٣_١/٣_١/٣ نوشته‌‌ی #ریچارد_براتیگان 🖇️ https://shorturl.at/KMaeH 📝 یک‌سوم؛ سهم هرکدام از ابتذال نویسنده: الهه روحی http://kavehfouladinasab.ir/n-040712-a/ 📝 بزرگ‌راه حالا فقط عرشی دوردست است نویسنده: منصوره محمدصادق http://kavehfouladinasab.ir/n-040712-b/ 📝 یک‌سوم از هیچ نویسنده: باران حسینی http://kavehfouladinasab.ir/n-040712-c 📝 کوبیدن به دروازه‌های آمریکا تقسیم بر سه نویسنده: سمیه لطف‌محمدی http://kavehfouladinasab.ir/n-040712-d/ https://t.me/kvhfn

  • 📖 جمع‌خوانی داستان کوتاه #کشاورز_آمیش نوشته‌‌ی #ونس_بورجیلی 🖇️ https://shorturl.at/VvAmT 📝 از کدام پنجره نگاه می‌کنی؟ نویسنده: الهه روحی http://kavehfouladinasab.ir/n-040706-a/ 📝 مثل کاشتن دانه در خاک غیرقطعی زندگی نویسنده: سحر جعفرصالحی http://kavehfouladinasab.ir/n-040706-b/ 📝 لازم نیست استاد دانشگاه باشی تا زندگی را بفهمی نویسنده: سمیه لطف‌محمدی http://kavehfouladinasab.ir/n-040706-c 📝 داستان داستان نویسنده: شلیر امیری http://kavehfouladinasab.ir/n-040706-d/ https://t.me/kvhfn

  • 📖 جمع‌خوانی داستان کوتاه #شایلو نوشته‌‌ی #بابی_آن_میسن 🖇️ https://shorturl.at/qsv1w 📝 روایت سوگ در «شایلو» نویسنده: ستاره درستکار http://kavehfouladinasab.ir/n-040629-a/ 📝 عبور از «شایلو» نویسنده: هدا مدد http://kavehfouladinasab.ir/n-040629-b/ 📝 شکافی عمیق: من به گذشته فکر می‌کنم، تو به آینده می‌اندیشی نویسنده: سمیه لطف‌محمدی http://kavehfouladinasab.ir/n-040629-c 📝 شایلو؛ آغاز یک پایان نویسنده: الهه روحی http://kavehfouladinasab.ir/n-040629-d/ https://t.me/kvhfn

  • 📖 جمع‌خوانی داستان کوتاه #رستگاری نوشته‌‌ی #جان_گاردنر 🖇️ https://shorturl.at/YPLkl 📝 شاید درد یکی باشد اما... نویسنده: الهه روحی http://kavehfouladinasab.ir/n-040622-a/ 📝 داستان «رستگاری» را با عینک یوسا بخوانیم نویسنده: سحر جعفرصالحی http://kavehfouladinasab.ir/n-040622-b/ 📝 دگرگونی شخصیت در داستان گاردنر نویسنده: پریسا همتیان http://kavehfouladinasab.ir/n-040622-c 📝 رنج فراموش نمی‌شود، ولی زندگی ادامه دارد نویسنده: سمیه لطف‌محمدی http://kavehfouladinasab.ir/n-040622-d/ https://t.me/kvhfn