tgindex
انجمن ادبیات داستانی دریچه

انجمن ادبیات داستانی دریچه

Статистика
@Daricheh93персидский

گروه داستان و برنامه های انجمن ادبیات داستانی دریچه ارتباط با ادمین: @hossein_abbas_zade پیج انجمن 👇🏻👇🏻👇🏻 https://www.instagram.com/dariche93?igsh=MWY3ZTVzYm53bWN3Mw== https://t.me/joinchat/AAAAADu7VmhCyVsH8UMi9w

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
33
Всего постов
123
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 665
+3 за 4 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
88
40 постов
Вовлечённость
5,3%
к подписчикам
Постов в день
4,7
всего 123
Упоминаний
3
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
93
1/48двое суток
106
1/72трое суток
114

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • #پاراگراف_طلایی گریس می دانست برای پیدا کردن روشنایی در میان تاریکی ، باید تلاش و عشق زیادی صرف کرد. #افسونگر_کتاب📙 #کارن_هاوکینز✍ @daricheh93 Daricheh93.ir

  • °❀°🌸°❀° ‌ 🌸°❀° °❀° #دریچه_بزرگان رنج‌های عظیم موجب می‌شوند رنج‌های کوچک‌تر دیگر احساس نشوند و برعکس؛ در نبود رنج‌های عظیم، حتی کوچک‌ترین دردسرها و مزاحمت‌ها مایه‌ی عذابند! #اروین_د_یالوم @daricheh93 http://Dariche93.ir                  °❀° ‌ 🌸°❀° °❀°🌸°❀°

  • °❀°🌸°❀° ‌ 🌸°❀° °❀° #دریچه_بزرگان ما هم‌چون دانه‌های زیتونی هستیم که تنها هنگامی جوهر خود را بروز می‌دهیم که درهم شکسته شویم، تا کاملا از پا درنیامده‌ایم جوهر واقعی خود را بروز نمی‌دهیم! #تنهایی_پر_هیاهو #بهومیل_هرابال @daricheh93 http://Dariche93.ir                  °❀° ‌ 🌸°❀° °❀°🌸°❀°

  • #پاراگراف_دریچه امیر عکسی دسته جمعی را به خاطر آورد که لای آلبوم عمو هادی ، دیده بود. از جمع ۱۰ نفره عکسی که کنار سنگر گرفته شده بود که پدر امیر بین شان نبود. تانک‌های دشمن از روی جنازه‌اش در کنار نخل‌های سوخته رد شده بودند. سهم امیری که دو ماه بعد از شهادت پدرش به دنیا آمد، سایه نام فرزند شهید بود.                 نرگس دستمالی از جعبه بیرون کشید تا چربی پماد را از انگشتانش پاک کند. _راستش ظاهرت برام غریب بود تو با انتظارم از یه پسر شهید متفاوت بودی و من عاشق همین تفاوت‌هات شدم. #پسر_کو_ندارد_نشان_از_پدر #سعیده_طوفانی✍ @daricheh93 Dariche93.ir

  • خانم سعیده طوفانی از اعضای انجمن دریچه @daricheh93 Dariche93.ir

  • #اخبار_دریچه 📕 در نشست اعضای انجمن دریچه که در روز دوشنبه برگزار شد، داستانی از داستان های اعضای انجمن، نقد و بررسی شد. 🖌«پسر کو ندارد نشان از پدر» نویسنده: سعیده طوفانی در نشست هفتگی انجمن ادبی «دریچه» که روز دوشنبه برگزار شد، داستان خانم طوفانی مورد توجه اعضای انجمن قرار گرفت.‌ داستان با نقطه ی اوج شروع می شود و بعد فلش بگ می خورد به گذشته...شروع پر هیجان داستان باعث می شود خواننده جذب داستان بشود.‌ خواننده از ابتدای داستان با یک چالش رو به رو می شود.‌ روایتی دردناک و تکان دهنده، دردی ملموس و تاب آوری شخصیت. جذابیت این داستان در استفاده از سوژه ی بکر ، تازه و ناب ( متفاوت بودن داستان) هست.‌ انتقال خوب حس ها ، فضا پردازی زنده و طبیعی، دیالوگهای خوب باعث می شود خواننده با خواندن داستان لذت داستانی را ببرد و قلم زیبای نویسنده قابل تامل و تفکر است. با هم نقدی را در این زمینه بخوانیم: چیزی که من از داستان می‌گیرم این هست که امیر با سایه‌ی اسم پدر و تصویری که بقیه از «پسر شهید» دارن مشکل دارد. این اتفاقاً به نظرم موضوع خیلی جذابی است.‌ مثلاً امیر سهمیه‌ی شهدا رو قبول نمی‌کند و می‌گوید باید از زیر سایه‌ی اسم باباش بیرون بیاد.‌اینجا یک کشمکش خوب داریم، این کشمکش به قوی شدن داستان کمک می کند.‌ به نظرم پیرنگ داستان باید غنی تر بشود.‌ حس کردم اتفاق‌ها بیشتر پشت سر هم قرار گرفتن تا اینکه واقعاً زنجیره‌ی علت و معلولی محکمی بینشان شکل گرفته باشد. پیدا شدن پلاک پدر باید نقطه‌ی خیلی مهم داستان باشد. باید بفهمیم چرا این اتفاق امیر رو این‌قدر به هم می‌ریزد و دقیقاً چه زخمی را درونش باز می‌کند؟ امیر خودش حاضر نمی‌شود حکمش رو بخرن و تصمیم می‌گیرد تنبیه بشود. خب چرا؟ آیا از خودش متنفره؟ آیا احساس می‌کند به اسم پدرش خیانت کرده؟ آیا از اینکه تبدیل به آدمی شده که تمام عمر نمی‌خواسته بشود عذاب می‌کشد؟ اگر این ارتباط روشن‌تر بود، شلاق دیگر فقط یک اتفاق نبود و تبدیل می‌شد به بخشی از مسیر شخصیت. در مجموع به نظرم ایده‌ی اصلی ظرفیت خیلی بیشتری از چیزی که الان روی کاغذ آمده دارد.‌ پس نقد من بیشتر به اجرای ایده‌ست تا خود ایده. به نظرم باید اول مشخص بشود داستان دقیقاً درباره‌ی چیست، بعد همه‌ی اتفاق‌ها و رابطه‌ها در خدمت همان هسته قرار بگیرن. در کل، همین که می‌نویسید و مهم‌تر از اون، نوشتن رو مستمر ادامه می‌دید، خودش خیلی ارزشمند است و بابتش واقعاً تبریک می‌گویم. امیدوارم همچنان بنویسید و هر بار اثرتان قوی تر شود.‌ 📕 انجمن ادبیات داستانی «دریچه» ضمن قدردانی از این نویسنده‌ی گرامی، برای ایشان آرزوی تداوم موفقیت و خلاقیت در مسیر آفرینش ادبی دارد. @daricheh93 Daricheh93.ir

  • °❀°🌸°❀° ‌ 🌸°❀° °❀° #دریچه_بزرگان آدم‌ها برای اینکه احساس بی‌گناهی کنند، محتاج گناه دیگران هستند! #آلبر_کامو @daricheh93 http://Dariche93.ir                  °❀° ‌ 🌸°❀° °❀°🌸°❀°

  • #دریچه_شب @daricheh93 http://Dariche93.ir