عـبـادتـگـاهِ عـشـق(بسته شده)
Статистикаدر محضرِ عبادتگاهِ هیچ،قدمزنان واردِ راهي شدهام که در انتهایش گویا تو ایستادهاي . ـ t.me/litioms
- Последний пост
- 20 июн.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
نميدونم چرا جديداً اينجا جوين دادين ولي خوش اومدين
امروز روز مراقبت از خود (self care) ئه ، حس كردم نيازه تا يادآوري كنم كه اگه اول از همه خودتون مراقبِ خودتون نباشيد كسي ديگه هم نمي تونه انجامش بده ، لطفا هميشه سالم بمونيد ، به خودتون سختي نديد ، هم از نظر روحي هم از نظر جسمي . بدنتون به آب و غذا و خواب كافي احتياج داره ، پس چيزي رو از بدنتون دريغ نكنيد ، روح و مغزتون هم مثل بدنتون به غذايِ مخصوصِ خودش احتياج داره ، تا حدِ امكان از ادماي تاكسيك كه تاثير منفي اي روي روح و روانتون دارن فاصله بگيريد و از هرچيز و هركسي كه آرامش شما رو به هم مي ريزه دور بمونيد و حذفش كنيد ، پس نه فقط امروز ، بلكه حتما هميشه مراقبِ خودتون باشيد
Say hello to motherfuckın’ july
видео или голосовое, без подписи
موفق و پايدار باشيد عزيزاي دلم
همگي ديس اد شديد اميدوارم ناراحت نشيد،ممنونم كه تا اينجا با آيان همراه بوديد،هر اومدني يه رفتني داره و حالا نوبت من و اينجاست،از دوباره اومدن يا نيومدنم اطلاعي ندارم اما چنل رو پاك نمي كنم چون خاطرات زيادي توش دارم،آزاديد و مي تونيد كه لفت بديد،در صورتي كه دوست داريد باهام در ارتباط باشيد پرايوت و ناشناسم هست
"بيا تا در بلندترين فرصتِ شبانه،از هزار رنگيِ پاييز،به يكرنگيِ زمستان برسيم." اميدوارم عمرتون،خنده هاي روي لب هاتون و شادي هاتون به اندازه ي امشب طولاني باشه. يلداتون فرخٌنده شاپرك هاي من؛
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
بـه دنـبـالِ راهِ فـرار، از زنـدانِ درد .
видео или голосовое, без подписи
خودمون براي خودمون زندان مي سازيم با ميله هايي از جنس ِ عهد و آيين و سوگند،ديوار هايي از جنس ترديد و پذيرش كاستي هامون،در اين زندان ها؛در اين هويت ها ساكن مي شيم و صدا مي كنيم ما. خيال مي كردم با حذف اونايي ك زندان بان ِ خودم مي دونستم به آزادي مي رسم،اما .. به نظرم پايان اون چرخه با گذشتن و رفتن رقم مي خوره.
هميشه ميخواستي نقص و كاستي هاي خودت رو درمان كني و اونارو از بين ببري،ولي تو ناقص نبودي،كاستي ها هم زيبايي خودشونو دارن،تو با اونا شدي چيزي كه الآن هستي،جزءِ جدايي ناپذيرِ خصوصياتت ك هميشه براي من ستودني بودن.
خواهانِ زندگي بهترن اما احساس و منطق با هم جور نيستن،اي واي از اين تضادِ خود مخربِ بشريت.
видео или голосовое, без подписи
غذام رو نيمه تموم رها مي كنم،ديگه به دادِ كتري روي گاز نمي رسم،ديگه نقاشي نمي كشم،هرروز براي آهنگ گوش دادن انرژي ندارم،توي روزاي تابستون ديگه هفت و نيم صبح براي ورزش كردن بيدار نمي شم و به جاش توي خونه مي مونم،ديگه با اشتياق راجب اتفاقات روزم با كسي حرف نمي زنم،ديگه از ماه عكس نمي گيرم،وقتي كه حرف از هنرِ موردعلاقه م ميشه ديگه ذوق نمي كنم؛چيزي از نظرم هيجان انگيز و جالب نمياد. با خودم ميگم اگه يه روز نتونستم كامل بومم رو رنگ كنم چي !؟ اگه نيمه تموم بمونه چطور !؟ فكر مي كنم و فكر مي كنم،و فكرم سرم ميآد.
видео или голосовое, без подписи