فـرزندِ ماه؛
Статистикаدرزندگیِمنعزیزیبارفتنش، شوقِتمامِآمدنهاراتاابدازمنگرفت.. @kevinrealbot
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 9
- Всего постов
- 27
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 191
- 1/48двое суток
- 218
- 1/72трое суток
- 236
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
گل سرخم چرا پژمرده حالی؟! بیا قسمت کنیم دردی که داری.. بیا قسمت کنیم، بیشش به من ده که تو کوچک دلی، طاقت نداری:)
ترسِ نبودنت، از خودِ درد هم سنگینتر است؛ انگار با رفتنت چیزی در من خاموش میشود، و من هنوز جرئتِ خاموش شدنِ آن را ندارم.
без подписи
از دست دادنت، چونان تیغی برنده ست؛ و من، تابِ تحملِ زخمِ آن را ندارم.
без подписи
میگویـی فرامـوشت کنم؟! چگونه، وقتـی هر شـب خـوابهایم به نام تـو ختم میشـوند، و پیش از آنکه بیـدار شوم، دوبـاره تو را زندگـی مـیکنم؟!
چاقو را فرو کردی در سینهام عیبی نداشت؛ اما چاقو را هزار بار چرخاندی عزیز کرده قلبم..!
« کاش میدونستی تهیونگ.. دوست داشتنت ماه نیست، که یه شب باشه و یه شب نباشه، خورشید نیست.. که لحظهای بیاد و لحظهای بره، ستاره نیست.. که یه شبی نورانی باشه و شبه دیگه کم نور، بارون نیست.. که گاهی شدت بگیره و گاهی نمنم بباره، دوست داشتنت مثل نفس کشیدنه همیشه با من و همراهم هست... و اگه روزی رو بدون اون بگذرونم، از بین میرم. »
چشمها همیشه میتونن دروغ بگن نعنا؛ البته تا وقتی که عاشق نشده باشن. اسلحه؛
چطور ازت بگذرم وقتی این دوست داشتنته که زنده نگهم داشته؟!
دلم آرام میگیرد، اگر لحظهای در خیال تو نفس بکشم، که تمام زیباییِ روزگارم از حضور تو معنا گرفته است. اگرچه گاهی فاصله، سایهای بر دل میاندازد، اما عشقِ من به تو، از باد و باران زمان نمیشکند. تو قصیدهای ناتمام در دفترِ قلب منی، و تا آخرین تپش، نامت زیباترین واژهٔ زندگیام خواهد ماند.
هر گام که به سوی تو برداشتم، تو گامی از من دورتر شدی. ای ماهِ من، این بازیِ دوری تا کی ادامه دارد؟! تا کی باید در آتشِ این بی توجهی بسوزم؟!
من دلم میخـواهد منتـظرت بمانم، اما آیا آمدنـی درکار اسـت؟!..
– تو میدونیش؟! موندن بین بازوهای من آسون نیست! + مهم نیست! من این اسارت رو بین بازوهات میخوام. اسلحه؛
مرا از رفتنِ روزگار باکی نیست؛ بیمِ من تنها روزیست که میانِ نگاهِ من و تو، سکوتی بیفتد که هیچ دوستت دارمی توانِ شکستنِ آن را نداشته باشد..
– میدونین چرا آدما همو بغل میکنن آقای کیم؟! + تهیونگ که ضربان قلب پسر روبروش رو توی تن خودش حس میکرد، گفت: چرا؟! – آدما وقتی هم و بغل میکنن دو تا قلب دقیقا مماس و روبروی هم قرار میگیرن.. برای همین میتونن آروم بشن.. هر وقت آشفته بودین، یادتون باشه که قلب من همیشه آمادهی خدمت به قلب شماست.. دزیره؛
کسی که بیاد قلب شکستت رو، خونهی خرابت رو، چشمای خیست رو، آوارگی و دیوونگی روحت رو برات از نو بسازه.. اسمش عشق دوم نیست.. معجزست. تو معجزهی منی. دزیره؛
« اگه سهمِ من از خورشیدِ وجودت، فقط سایه موندنه، من به همین تاریکیِ زیر پاهات قانعم؛ به شرطی که هرجا میری، همقدمت باشم. » اسلحه؛
میگویند زمان، همهچیز را با خود میبرد؛ اما هیچکس نگفت گاهی زمان، فقط فاصله را زیاد میکند. بعضی شبها، بیآنکه قدمی برداری، دوباره خودت را پشت همان پنجره، کنار همان خاطره و روبهروی همان نبودن مییابی. شاید انسان هرگز به گذشته بازنگردد؛ این گذشته است که هر از گاهی، آرام و بیصدا، به سراغِ انسان میآید..
هر کس به جایی تعلق دارد، من به آغوشِ تو، و تو به چشمانِ من. اسلحه؛