ذکرالله - محمدجهانی
Статистикаدوستان جهت ارتباط با ادمین میتوانید با ای دی زیر در ارتباط باشید @jahani17
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 29
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 129
- 1/48двое суток
- 147
- 1/72трое суток
- 159
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔴 چرا ایدئولوژی داشتن اینقدر جذاب است؟ ضررهای ایدئولوژی اندیشی چیست؟ ✍️مصطفی ملکیان 🔹ایدئولوژی یعنی باور داشته باشیم که برای هر سؤال، فقط یک پاسخ وجود دارد؛ برای هر مسئله، تنها یک راهحل؛ و برای هر مشکل، فقط یک راه رفع. گویی حقیقت از پیش کشف شده و دیگر نیازی به اندیشیدن، پرسیدن یا جستوجو نیست. 🔹اما چرا انسانها جذب ایدئولوژی میشوند؟ زیرا جهان بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که دوست داریم. زندگی سرشار از ابهام، شک، تناقض و عدم قطعیت است و انسان، به طور طبیعی، از چنین وضعیتی رنج میبرد. او دوست دارد جهان را روشن، منظم و قابل پیشبینی ببیند. 🔹ایدئولوژی دقیقاً همین نیاز را هدف میگیرد. وعده میدهد که همهچیز را روشن میکند؛ به همهی پرسشها پاسخ میدهد، برای همهی مشکلات راهحل دارد و انسان را از سرگردانی و ابهام نجات میدهد. به همین دلیل، همواره برای بسیاری از انسانها جذاب بوده است. 🔹اما این آرامش، بهایی سنگین دارد. ضررهای ایدئولوژی: نخستین هزینه، کنار گذاشتن عقل شخصی است. وقتی پاسخ همهی پرسشها از قبل آماده باشد، دیگر نیازی نیست خودت بیندیشی؛ دیگری به جای تو فکر کرده است. 🔹دومین هزینه، از دست دادن مسئولیت شخصی است. وقتی تصمیمها را دیگری میگیرد، مسئولیت آن تصمیمها نیز از دوش تو برداشته میشود. 🔹سومین هزینه، از دست رفتن آزادی و اختیار است. انسان ایدئولوژیک دیگر انتخاب نمیکند؛ بلکه اطاعت میکند. جای پرسش را فرمانبری میگیرد و جای «چرا؟» را «به چشم». 🔹و سرانجام، خطرناکترین وضعیت زمانی است که ایدئولوژی در اختیار قدرت سیاسی قرار بگیرد. در این حالت، صاحبان قدرت خود را صاحبان حقیقت نیز معرفی میکنند. دیگر فقط بر رفتار مردم حکومت نمیکنند، بلکه تعیین میکنند حقیقت چیست، جهان را چگونه باید دید و چه چیزی درست یا نادرست است. از اینجا به بعد، قدرت تنها بر زندگی انسانها مسلط نیست؛ بلکه بر حقیقت نیز ادعای مالکیت میکند. ➖بخشی از سخنرانی معرفی کتاب قدرت بی قدرتان @mostafamalekian
تلفیق هنر، اسکیت و خورشید گرفتگی؛ 🤩 جذابترین ویدیو ورزشی 24 ساعت اخیر جهان! ویدیویی از اسکیتسوار اسپانیایی، دنی لئون در پسزمینه خورشیدگرفتگی روز گذشته که در عرض تنها ۱۰ ساعت بیش از ۵۰ میلیون بازدید داشته است. 🆔 @varzesh3
گزارش(2913) " آفات زدائی " (پاکسازی) قانون حاکم برهستی روح حاکم برجهان(گوشوروان) نزد خداگله میکند ومیگوید ستم وخشونت مرادر برگرفته من ازستم وخشونت به ستوه آمده ام ناجی ونجات دهنده ای برایم بفرست تا به من خرمی وآرامش دهد و دروغگویان رابشکند و بردروغ پرستان پیروز شود وآنان رادور سازد آنگاه خدابه راستی گفت چه کسی رامی شناسی که ما پشتیبان اوشویم تا عمران وآبادانی جهان کند(یسنا-29) که "زرتشت "بعنوان روان تمام مردم جهان برگزیده میشود وبا ابزار آگاهی و دانائی وتوانائی از هفت اسم و صفت خدا(اَمشاسپندان) که همان تعالیم اسماء کلها به آدم بود (بقره-31) وارد صحنه میشود وبا دروغگویان وآفات وپارازیت ها مبارزه میکند ونیروهای ماورائی همراه وهمکار زرتشت یا آدم میشوند وسجده آدم میکنند " همکار خداوند" وبدینسان انسانهای اصلاح کننده ومتفکر وخلاق وآگاه ، بعنوان همکار خداوند (باغبان ماهر) در پاکسازی آفات وآلودگی ها و دروغ ها معرفی میشوند همین موضوع نشان میدهد که جهان نمیتواند ازکنار دروغ وستم بگذرد ویک ناهماهنگی درکل جهان بوجودآمده وخرمی وآرامش وامنیت راگرفته وباید هرطور شده رفع خرابی شود و اصلاح و پاکسازی آفات شروع شود وآشوب از بین برود "قانون حاکم برجسم انسان " همین موضوع درهستی ، در جسم انسان هم قابل مشاهده است که: روحی حاکم برجسم انسان است ودرپی خرمی وآرامش است اما یکسری باکتری و ویروس این آرامش رابرهم میزنند وآشوبی ایجاد میکنند (کف های روی رودخانه بزودی از بین میروند وحق ،آشکار میشود برای "منافع ناس "-رعد-17) و آفات و میکروب ها میخواهند جسم را از سلامتی و آبادانی دور کنند پس بایدسیستم ایمنی جسم ، دست بکارشود تا عناصرنامطلوبی را که به جسم انسان حمله کرده اند وقصد تخریب وبیماری جسم را دارند ازبین ببرد تا کل جسم واندام هایش باهم درهماهنگی قراربگیرند و به آرامش برسند: سیستم ایمنی جسم (گلبولهای سفید و آنتیبادیها) میکروب ها را شناسایی میکنند که چه چیزی «بیگانه» و «مخرب» است و با آن مبارزه میکنند تا «سلامت» بازگردد. "امیدبخشی" این دو تا (یعنی هستی و جسم انسان) از یک قانون و نظم و راستی پیروی میکنند واجازه نمیدهند که آلودگی وآفات و پارازیت ها وآشوب ها وانقلابات مخرب ، زندگی را وجهان را مختل کنند واراده خدا این چنین است که باید بربیماری وبردروغ و خشم وستم غلبه کرد وآنهارا بشکند ودور سازد اکنون در قرن 21 هم همین قانون نظم وراستی حاکم است (روح حاکم برجهان وزندگی مردم یا وجدان جمعی بشریت اجازه نمیدهد آفات وآشوب ها موفق شوند)هرچند نیروهای حق وباطل همیشه باهم درحال مبارزه هستند اما خوشبختانه اراده خداوندی طبق قوانین حق و راستی برای پشتیبانی نیروهای حق وارد عمل میشوند تا پاک سازی ازآفات وآشوب شوند : حق که بیاید ،باطل نابود میشود زیرا باطل همواره نابودشدنی است (اسرا-81) ومجددا در شرایطی وزمانی دیگر نیرهای باطل بنحوی وارد صحنه میشوند ومبارزه ای دیگر رابرای حقجویان وآزادیخواهان وصالحان باز میکند تا ازاین مبارزات بتوان راه رُشد وکمال وحیات را بدست آورد زیرا کمال بدون خطا وبدون آلودگی و دروغ نمیتواند به صحنه بیاید وظاهر شود(درخت هستی وکمال ودرخت جامعه باید بیاموزند وتوانمندشوند که چگونه با آفات وآلودگی ها مبارزه کنند وراه بقاء وحیات وکمال را طی کنند ) چندین هزارسال پیش ایرانیان برای بقاء وحیات خود از "کم آبی " ،عقل وخرد خودرا بکار بردند وتلاش کردند و "قنات هارا" کشف کردند و برای اولین بار تمدنی را برپا کردند یعنی اگر آن خطر وآن کم آبی نبود هرگز چنین شکوفائی واستعدادی از ایرانیان بروز وظهور نمیکرد (گوئی که خدا به آنان معرفتی تازه بیاموخت) " تکامل پویا" موضوع فوق ، یادآور مفهوم «تکامل پویا» است. اگر جهان در حالت سکون و بدون هیچ آفتی بود، هیچ نیازی به «کوشش»، «تفکر» و «ارتقاء» نبود. در واقع، وجود «آفات»، فرصتی است تا «ارادهی الهی» از طریق انسانها تجلی یابد و آنها را به سوی کمال ببرد. هر کجا که آلودگی (بیماری/دروغ/ستم) وارد شود، طبیعتاً مکانیسمِ دفاعیِ در آن سطح (سیستم ایمنی/ناجی/حق) فعال میشود تا نظم و خرمی وآرامش را بازگرداند.» "جهان بسوی خوبی وکمال است " با یک نگاه گذرا به تاریخ بشر می بینیم که درزمان ما عقل و درایت وعلم وتمدن به اوج خودرسیده وآرامش وآسایش وایمنی وامنیت بیشتری برای مردم جهان فراهم شده گوئیکه مردم جهان به خدا ایمان آورده اند! (هرچند همچنان جنگ ونفرت وآلوگی های دیگر درکنار این زندگی باید وجود داشته باشند) "امید ،یعنی ایمان به خدا" ماجرای آفات زدائی وپاکسازی آلودگی ها ودروغ ها وستم ها وخشونت ها ، امیدی تازه وحیاتبخش به همه ما ایرانیان میدهد که خداوند (باغبان ماهر)پشتیبان حق و راستی است کافیست که نیروهای حق بهم بپیوندند وآگاهی مردم سراسری شود وحجاب ها کنار روند ویکدل شوندتا برباطل پیروز شوند محمدجهانی
گزارش(2912) کالبدشناسی «درخت جامعه»؛ ( آفات درخت جامعه) سیستم های ایمنی مبارزه باآفات، ریشه درهستی دارد هستی هم بمثابه یک درخت عظیم میباشد که آفاتی بخودمیگیرد درخت هستی مطابق اراده خداوند (که خدا منبع خیرونیکی وهدایت است )بایددرمسیر رشد وکمال وحیات قرارداشته باشد وبا هرگونه آفات و آلودگی از این درخت هستی نیاز به مقابله وپاکسازی دارد تامجددا درخت هستی درمسیرراستی(اشا) قرارگیرد که نظم احسن وخویشکاری هرپدیده ای بخوبی انجام گیرد (جمال وجلال خدا آشکار میشود) و راستی(اشا) یگانه دین وآیین خدادرنظام هستی است که تمام درخت های دیگر هم از آن تبعیت میکنند( مانند درختان طبیعت ،درخت شخصی ،درخت جامعه ،درخت نفس واحده و درخت تاریخ بشریت) قانون راستی(اشا) اجازه نمیدهد که آفات پیش آمده از رفتار مردمِ جنگ طلب و ستمکار وخشونت طلب به زندگی ضدانسانی خود ادامه دهند تا " روان سالم مردم جهان را" تخریب کنند "داستان آفرینش آن دو روان" پس" روان آفرینش"(گوشوروان) نزد خدای دانا گله وشکایت میکند ومیگوید: تاکی باید اینهمه ظلم وفساد وخون ریزی وخشونت راتحمل کنم ؟(یسنا-۲۹) من به تو ازشر این ها پناه آورده ام تا مرا از این مردم نادان ودیو پرست وجنگ طلب رها کنی پس برایم " نجات دهنده ای" بفرست تا جهان ازشرآنان ایمن شود وجهان به مقصدخود که خرمی و"عمران وآبادانی" وآرامش وآسایش جهان است برسد (هود-۶۱) " اَمشاسپندان" پس خدای دانا ،بابهره گیری از ۶ اسم نیکوی خود(اَمشاسپندان) وباگزینش زرتشت بعنوان ناجی مردم جهان(زرتشت ،نماینده تمام روان های مردم جهان میشود) ، همه صفات واسماء نیکوی خودرابه زرتشت میدهد یعنی در ضمیرانسانها نهادینه وفطری میشود وحتی شهریاری(شهریوری) رانیزبه زرتشت داد تا باقوت وتوانایی و دانایی بتواند بر دروغ پرستان واهریمنان پیروز شود وآفات وآلودگی هارا از درخت جهان، پاکسازی کند تامردم در دادگری و عشق ومحبت و راستی وبامنش نیک به رسایی (خرداد) وبه جاودانگی(اَمرداد) برسند و زرتشت بعنوان افسر ایزدان زمین برآنها حاکم شود (خلیفه خدا ) و زمین وجهان رابسوی شادی وعمران وآبادی و"بهترشدن ونوشدن" بیاورد وجهان رانگهبانی ونگهداری کند(دین داری همین است) وچنین شد که آموزش های زرتشت نه تنها برای مردم ایران بلکه برای مردم سراسرجهان ،تدوین شد ودر"ضمیرناخودآگاه مردم جهان " برای اولین بار،نوشته شد (یک جهش معنوی عظیم درانسان)وحافظه تمدنی جهانی شکل گرفت تا هربار با خردورزی و عقلانیت و ستایش و نیایش خدای دانا ویا " ذکر" ، بتوان به اَمشاسپندان که تجسم عینی دانایی و بصیرت و توانایی است برسند "جریان هدایت الهی " بمحض اینکه انسان ها بادروغ ودروغگو ،مخالفت ومبارزه کنند، وحجاب ها وآفات کنار میروند و نورالهی و توفیقات الهی بسوی آنها سرازیرمیشود(زمر-۱۷و۱۸) و جهان درپرتو نورالهی وهدایت الهی قرار میگیرد (طبیعت جهان ،چنین است و راستی پذیر است ) که این هدایت، ازفطرت الهی و فطرت مردم میباشد که فطرت ناس منطبق بافطرت الهی ساخته شده است (روم-۳۰) وراستی درزندگی مردم منطبق با راستی درکیهان وهستی میشود زیرا مردم هم خودشان درختی هستندکه پرورش دهنده آنان خدای داناست(نوح-۱۷) "دین حنیف" باکنارزدن آفات وپارازیت ها وخرافات و آلودگی وشرک از جهان، "روان آفرینش " ،خودرا در اختیار " روان مردم جهان" (بنمایندگی زرتشت)قرارمیدهد وهمکاراو میشود(سجده فرشتگان برآدم- بقره-۳۰تا۳۴) و "روان آفرینش "بکمک زرتشت می آید تانیروهای ماورایی واهورایی خدا درخدمت هر راستکاری قرارگیرد که بامنش نیک ومنش پاک ومنش راست ، میتواند بردروغکاران پیروزشود و خلیفه خدا درزمین میشود ، اینچنین میشود که دین خدابرهمه روش های ناجور موجود پیروز میشود(صف-۹) ودین حنیف همین است: ازکجی به راستی آمدن است "قانون آفت زدایی" هردرختی هم از قانون درخت هستی پیروی میکند ومنطبق با آن است (خدائی شدن همین است ) اصولا نزدیک شدن به درخت هستی ،معرفت آور و روشنائی بخش وحیاتبخش است که دومرحله دارد : مرحله اول چشیدن "درخت معرفت" که مقدمه میشود برای رفتن به مرحله دوم : مرحله دوم که چشیدن" درخت حیات" است وبرای انسانی که اهل جمود وسکون است وتمایلی به تازگی ونوآوری و پیشرفت وتوسعه و رُشد وکمالِ همراه با "خطر" ندارد چنین درختی همان" درخت ممنوعه" میشود(بقره-35) ونباید به درخت,نزدیک شود ( اما انسانهای کمالجو درپی هویتی تازه تر وحیاتبخش میباشند ونزدیک "درخت ممنوعه" میشوند) " آفات چیست؟" هرگونه اختلالی درمسیر رشد وحیات وآب گیری وتغذیه موادمعدنی ازریشه های درخت و هرگونه اختلالی در دریافت هوا و نورخورشید توسط برگ های درخت که به تمام درخت ،انرژی بخشی میکند ، وهرگونه اختلالی در شکوفه زدن و به گل نشستن و یا به ثمره ومیوه رسیدن درخت ، انجام نشود به آن" آفت "میگویند (چه آفات درونی وچه آفات بیرونی ومحیطی) ادامه دارد... محمدجهانی 1405-5-20
✌️ایران تنها کشوریست که تاریخ تأسیس ندارد. نه روزی برای بنیانش ثبت شده نه دستی آن را از خاکی دیگر بنا کرده ایران از لحظهای که تاریخ چشم باز کرده، بوده در روشنایی و تاریکی قرنها در فراز و فرود امپراتوریها در عبور طوفانها و فرسایش زمان. سرزمینی که نامش را هیچ فاتحی نتوانست پاک کند و هیچ تقویمی نتوانست آغازش را بنویسد چون آغاز ندارد ریشهاش در ژرفای همان لحظهایست که انسان فهمید خانه یعنی چه و هویت یعنی کجا ایستادهای. ایران، نه ساخته شد نه بنا شد ایران پدید آمد مثل کوه مثل رود مثل آفتاب و هرچه گذشت، ماند و هرچه آمد، ایستاد. 💛 این خاک ، تاریخ را به دوش نمیکشد تاریخ بر دوش ایران ایستاده است.
گزارش(2911) کالبدشناسی «درخت جامعه»؛ چشماندازی برای حیات جمعی ایران (ریشه های درخت ایران) جامعه بمثابه یک درختی است که باغبان ماهر(خدای زنده) آنرا رویش و پرورش درختی میدهد: "وخداوند شما مردم را از زمین رویش داد و میدهد تا درختی شگفت آور شوید"(نوح-17) «او شما را از زمین آفرید و شما را در آن به آبادانی (عمران) گماشت.»(هود-61) آبادانی را بدست شما سپرد وتسخیر وتصرف زمین وطبیعت برای حاکمیت آدم (تورات) وخلیفه خداشدن درزمین(قرآن) وتحقق اسماءکلها وافسرایزدان درزمین(زرتشت ) بکمک اَمشاسپندان وشهریاری زمین ومردم ، هدف نهائی دین وآئین خدا در زمین میباشد یعنی مصداق خدائی شدن انسانها از طریق آبادانی وعمر ان ومنافع ناس (رعد-17)،در زمین مشخص میشود ومعیار خدائی شدن است مردم نه همچون یک درخت بلکه خودِ درخت میباشند که توسط باغبان ماهر ،پرورش می یابند وهرانسانی وهرگروهی بخش های مختلف این درخت راتشکیل میدهند ودرخت سالم ،یعنی مردم سالم که خیرونیکی و عقل ودرایت وعدالت ،اهداف اصلی مردم میشود ومیوه های شکوهمندخودرابه جامعه جهانی عرضه میکند(میوه ها وثمراتی چون هنرمندان ومخترعین و دانشمندان وحکیمان ونویسندگان ومتفکران وشاعران عارف وعاشق و ورزشکاران که حقیقت تمدن وفرهنگ ایرانی میشوند) هرگونه افتخاری در این میوه های شکوه مند شامل همه اجزاء جامعه میشود حتی پدر ومادرها دراین افتخارات ،سهم دارند "درخت پاکیزه" مردم سالم وپاکیزه همچون درخت سالم وپاکیزه میباشند که ریشه درزمین دارند وبادستان باغبان ماهر ،شاخ وبرگ آن درآسمان درحال گسترش است ومیوه وثمره میدهد(ابراهیم -۲۴) درختِ طیبِ مردم همان کلمهِ طیّبِ خدامیباشند که بارفتارصحیح واعمال صالح بسوی عالم بالا میروند و رفعت میگیرد(فاطر-۱۰) وصعود وعروج میکند "ریشه های درخت جامعه" ریشه، تنها راه تغذیه درخت برای دریافت آب وموادمعدنی برای تنه درخت وشاخ وبرگ ها و میوه ها میباشد ریشه ها که نابودبشوند، تنه درخت با کوچکترین وزش بادی یاطوفانی سقوط میکند ریشه های درخت جامعه همان فرهنگ وتاریخ وهویت ملی مردم وحافظه تمدنی میباشدکه امروز با هماهنگی و مدیریت عاقلانه وعلمی ملت ودولت باهم صورت میگیرد(یعنی ازقوانین باغبان ماهر پیروی میکنند وتسلیم راستی میشوند) درغیراینصورت موجب بیماری وتخریب وناسالم شدن درخت میشود واز "وجه الله " فاصله میگیرند متولیان ریشه ها همان دانشمندان و حکیمان وعارفان وشاعران پیشین وکنونی مانند فردوسی ،زرتشت و حافظ وسعدی ومولانا و زکریای رازی وابن سینا هاووو میباشند (خلیفه الله زمان )که تامین کننده ،اخلاق وارزش های انسانی ومنش نیک و عقلانیت مردم میباشند هویت انسان ایرانی کنونی ما از اعماق فرهنگ وتاریخ وتمدن ما بوجودآمده اند که باعلم وتجربه ودانش وعقل وعلم امروزی به نهایت استحکام ریشه درخت جامعه ،منجرمیشود درخت سالم جامعه ایرانی یعنی مردم سالمی که هر انسانی وهرگروهی خویشکاری نیکوی خودرا دراین درخت جمعی میداند ورفتارمیکند وهویت کنونی انسان ایرانی را رقم میزند درخت سالم در زمین وسرزمین سالم وطیب بامدیریت باغبان ماهر درحال پرورش گیاهانی سالم میباشد(اعراف-۵۸) که خداوند ازآسمان ،باران رحمتش را میفرستد و نور و کود درخت را تهیه وتدارک میکند ومهارت ومدیریت درخت راازطریق عقول وقلب های مردم به سرانجام میرساند وهرگونه پاکسازی آفات وآلودگی ها توسط صالحان و متخصصان ومتفکران جامعه انجام میشود که همگی همان" کلمه طیبه خدا"میشوند زیراخداوند منبع و سرچشمه نیکی وخیر وراستی وزیبائیست واین درخت جامعه هم بدست او پرورش می یابد(مگراینکه دولت وملت ،جلوی جریان هدایت الهی را بگیرند وآلودگی بوجودبیاورند ) دولت وملت باهماهنگی هم درمسیر رشد وحیات وکمال این درخت قرارمیگیرندتادرپرتو جریان هدایت الهی وحیات الهی ، مسیرراستی راطی میکنند وازقوانین حاکم بر درخت را پیروی میکنند یعنی درحال پیروی وعبادت باغبان ماهرهستند ودرحال اجرای دین وآیین الهی هستند(مستقل ازادیان جاری ) درخت جامعه ،نیازمند چنین انسان هایی است که درمسیر رشد وکمال وحیات درخت قرارگیرند و"عمران وآبادی" یگانه معیار تشخیص حق از باطل در زمین میباشد دین وآئین خدا(مثلا دعا ونماز وروزه وشعائر ومراسم مذهبی) اگر منجربه "عمران وآبادی" (هود-61) در زمین نشود از اساس باطل است انسان متدین و دین دار را باید از" آبادانی وعمران" او شناخت انسان متدین بایددرمسیررشد وکمال وحیات درخت جامعه وشکوفایی استعدادهای جوانان ،نقش خودش رانشان دهد والا ،دین خداراندارد انسان الهی باید در طول سال ببیند چه مقدار در این آئین داخل شده وبه پرستاری سرزمین ایران ومردم ایران نزدیک شده است چه مقدار وطن پرست وایران دوست وعاشق ملت ایران وفرهنگ ایران میباشد سرزمین ایران همان خدای ظاهر است (هو ظاهر-حدید-3)که باید بخوبی مراقبت ومدیریت وپرستاری وپرستش بشود تا به خدای باطن برسد محمدجهانی
گزارش(2910) کالبدشناسی «درخت جامعه»؛ چشماندازی برای حیات جمعی ایران مقدمه: جامعه بمثابه یک درختی است که باغبان ماهر(خدای زنده) آنرا رویش و پرورش درختی میدهد: "وخداوند شما مردم را از زمین رویش داد و میدهد تا درختی شگفت آور شوید"(نوح-17) جریان هدایت وحیات الهی را دریک جامعه به شکل یک «درخت عظیم» بعنوان "دین وآئین الهی" معرفی میکند که مستقل ازعقاید فرقه ها وادیان جاری درجهان میباشد زیرا دین وآئین الهی که نزد خداست (آل عمران-19) مستقیما از باغبان ماهر(خدای زنده)دریافت میشود وهدایت میشوند پس برای اینکه ادیان موجود بتوانند هدایت الهی خودرا نشان بدهند باید طبق قوانین این درخت (قوانین باغبان ماهر برای رُشد وکمال) رفتارکنند تا آنان نیز مشمول هدایت الهی بشوند والا درآنان هدایتی وجود ندارد شناخت جریان هدایت الهی و حیات ورشد وکمال الهی وسپس همسوئی وپذیرش مهارت باغبان ماهر(ایمان به سرچشمه نیکی ها وراستی ها)، یگانه راه نجات ورشد ورستگاری میشود همانطور که «نفس واحده» بذر اولیه تکامل انسان است ومسیر رشد وکمال را طی میکند تا به میوه وثمره (خلیفه خدا بصورت جمعی)برسد ، در سطح اجتماعی نیز ما با «درخت جامعه» روبرو هستیم؛ درخت تنومندی که نه در زمستانِ یأس و نه در طوفانِ بلاست، بلکه در بهارِ امید و تابستانِ شکوفایی، میوههای تکامل را میدهدچنین درختی بیمار نیست و دچارشرک وخرافات ودرغ پردازی ودیکتاتوری نشده بلکه حاکی از یک جامعه سالم میکندکه تمام اندام واعضای درخت دریک هماهنگی باهم درمسیر رشد وکمال وحیات وتکثیر قرارگرفته است دین و آیین الهی در این مدل، نه مجموعهای از ادعاهای کلامی ونه درمراسم وشعائر مذهبی وعبادت وعقاید آنان ظاهر میشود ، بلکه آئین الهی «همسویی با رشد این درخت» است. هر کسی که در مسیر حیات، صلح و عمران وایمنی وامنیت و آرامش و وحدت این درخت باشد، در واقع تحت ربوبیت «باغبان ماهر» (خداوند زنده ) است و در مسیر «وجه الله» حرکت میکند تا ثمره ومیوه دهد(درهرجامعه سالمی درجهان همین ماجرا حاکم است) باغبان ماهر با حضور خود دراین درخت جامعه از طریق " عقول و قلب های مردم" درحال راهنمائی وهدایت آنان میباشد درحقیقت بمیزانی که مردم ومتخصصان ومدیران جامعه عاقلانه تصمیم بگیرند(به عقل کل نزدیکترشده اند) وعشق ومحبت ونیکی بین همگی برقرارشود(رحمت الهی) دراینصورت چنین جامعه ای توسط خدا درحال هدایت است (طه-50)که ثمرات نیکوی چنین جامعه ای گواه بر موفق بودن وگواه برحضور وظهور خدا دربین مردم ودراین درخت میکند " آوندها" چگونگی جریان حیات در درون درخت بکمک شریان های حیاتی "آوندها" که آب وموادمعدنی را ازریشه درخت میگیرندوتوسط لوله هائی تا بالاترین شاخه ها وبرگ ها ومیوه ها میرسانند کاری خدائی است (جریان صعودی حیات) وقانون حیات میباشد ،هرکه این قانون را بشناسد وبرای بهبود وکارائی "آوندها" ابتکاراتی وخلاقیت هائی بزند (مهندسی علمی درکشاورزی)موجب رشد وتوسعه بیشتر درخت میشود : این آوندها حیاتیترین بخش برای انتقال است و دقیقاً همان «سیستم مدیریتی و توزیعی" رزق حیاتی درجامعه است که اگر بخوبی مدیریت نشود قطعا به بخش هائی از درخت صدمه خواهد زد ونابود میشوند در یک درخت سالم: هیچ گرفتگی یا انسدادی در آوندها نیست و رزق به طور عادلانه و سریع بین تمام سلولها توزیع میشود. دین و ایمان چیست؟ یعنی شما با کمک شناخت قوانین حاکم بردرخت و سپس پذیرش و تسلیم شدن برآن وسپس اجرائی کردن آن میتوانید ایمان داشته باشید که درمسیررشد وحیات وکمال این درخت شرکت کرده اید و"دین راستی "را به پیش میبرید و"وجه الله "را مورد توجه قرارداده اید و بر ایمنی درخت وجامعه افزوده اید و روش ومتدولوژی رشد وحیات را شناخته اید(که قبلا باغبان ماهر آن را تدوین کرده بود) و اکنون شما درپرتو قوانین راستی و تسلیم شدن به آن قوانین(که دین شما میشود ) حیات را گسترش میدهید ودرکمال این درخت سهیم شده اید تا میوه هاو ثمرات بیشتری از درخت بگیرید (گوئی درحال شُکرگزاری میباشد): "هرانسانی که بتواند انسانی را احیاء کند گوئیکه تمام مردم جهان را احیا کرده است(مائده-32) هر درختی درطبیعت درحال حیات دهی به محیط ودیگران میباشد این روش شما به معنای "دین وآئین"شما میشود(وهستی تسلیم این قوانین شده -آل عمران-83) و شمادرحال پیروی و پذیرش وتسلیم از قوانین حیات میشوید ( دین راستی ) وهرکسی غیراین روش تسلیم شدن ، حرکت کند هرگز راه و روش مناسبی(دین مناسبی) انتخاب نکرده و از او قابل قبول نیست (آل عمران-85) وبزودی خسارت خواهد دید در این مدل، «دین» دیگر یک مجموعه از باورهای سخت و فرمالیست نیست، بلکه «دین = همسویی با رشد درخت» است. یعنی هر کسی که در مسیر حیات، صلح و عمران ونیکی جامعه باشد وبه آن ایمان بیاورد (چون ایمنی ازآن میگیرد)، در واقع در حال عبادت و پیروی از «باغبان ماهر» است. محمدجهانی 1405-5-15
نغمه های آسمانی و جهانی و ایرانی "نو کردن جهان" جهان راکه تازه کنید، پاداش آن ،زندگی دلخواه درهمین دنیاست اساس آئین بهین ایرانیان چنین است کسی که خواستار ساختن" جهان تازه "است، ازپاداش زندگی جاودانه برخوردار میگردد، ودراین جهان زاینده بارور، به همه آرزوهای دلش،میرسد (یسنا-۴۶-۱۹) کسی که درپرتو راستی بهترین آرزوی زرتشت راکه ، ساختن" جهان آبادان" است، برآورده سازد، دراین جهان بهترین زندگی ،پاداش اوخواهد بود (یسنا-۴۶-۱۹) حافظ: آدمی درعالم خاکی نمی آید بدست عالمی دیگر بباید ساخت و ز نو آدمی مشارکت درساختن" جهان نو "به معنای ساختن" جامعه جهانی "میباشد که باغبان ماهر(خداوند)،آن راطراحی کرده وپشتیبانی میکند «او شما را از زمین آفرید و شما را در آن به آبادانی (عمران) گماشت.»(هود-61) آبادانی را بدست شما سپرد هدف نهائی دین وآئین خدا در زمین فقط وفقط" عمران وآبادی زمین" میباشد وبس!(منافع ناس-رعد-17) هر کس از مردان یا زنان ،عمل صالح انجام دهد در حالی که مؤمن باشد، او را حتماً زندگی پاک و دلپذیری (حیاة طیّبه) قرار میدهیم(نحل-۹۷) آنهارا زنده میکنیم به زندگی پاکیزه ای محمدجهانی 1405-5-13
گزارش(2909) نفس واحده ویژگی های نفس واحده وسهم مشارکت هرانسان درتشکیل جامعه جهانی اولا هرچیزی راکه خداوند بیافریند ،آن را هدایت میکند(طه-۵۰)ورشد وپرورش وکمال را به آن میدهد لذا نفس واحده ازآغازآفرینشش تحت ربوبیت خدا (باغبان ماهر یا روح خدائی حاکم برنفس واحده)چون درختی (نوح-۱۷)رویش وپرورش یافته تا به آن مقصدعالی برسد ومیوه وثمره دهد که همان تشکیل "جامعه جهانی" و تحقق صفات واسما الحسنی یاتحقق "اَمشاسپندان" درزمین است و زمین به ارث صالحان میرسد(انبیا-105) پس ازاینکه مراحل" ذکر" راطی کند دوما تمام مخلوقات الهی مخصوصا انسان ها بنحوی خلق شده اند که تا ابد ،نیاز شدید به خدای غنی دارند (فاطر-15)تا زنده بمانند و زندگی کنند وتا تشنگی ونیازهای خودرا (رزق های آسمانی وزمینی را)از حضور او بگیرند و درنهایت ،شبیه خدا بشوند وبه کمال برسند (فطرتا ،کمالجواست)ونفس واحده درنهایت شبیه خدا میشود ومحل ظهور صفات واسماء خدا میشودوانسان کامل همان" جامعه جهانی" میشود مختصات و ویژگی های نفس واحده: ۱-منبع وسرچشمه هر نفس انسانی است(نسا-1) ۲-الهامگیرنده تقوی وفجور است(شمس-8)برای انتخاب آزادانه وتصمیم گیری های مسئولیت آور ۳-زوجه پذیری ازواج مطهره یا ازواج خبیثه(زخرف-36) یا روح پاک خدا قرین او میشود ویا روح خبیث شیطانی ۴-امانت الهی است و تصمیم گیرنده لذا پاداش و کیفرمی بیند ۵-حافظه جمعی همه نفوس انسانی است (ضمیرناخودآگاه جمعی) ۶-نفس واحده همان بذر اولیه "درخت نفس واحده" است واین بذر درحال تشکیل یکپیکره ای از "نفوس انسان هاست" ۷-هرانسانی سلول این درخت نفس واحده میباشد ولذاهرجزیی ازاین درخت توسط یک نفس انسانی ساخته میشود(حتی نفس های بد که آفات این درخت هستند وجود دارند) ۸-لذا نفس واحده ،هویتی مستقل دارد هرچندهرسلولی هم" درخت شخصی خود"را برای رشد وپیشرفت و ثمره خوددارا باشد (وخلیفه کوچک خدا درزمان خودش میشود) اما همین نفس انسانی سهمی بزرگ درساختن درخت نفس واحده برای رسیدن به جامعه جهانی دارد وپیشرفت این نفس واحده ،ازپیشرفت تمام سلول ها بوجودمی آید پس هرانسانی با تلاش های مثبت شخصی هر روز خود وبا دعاهای خود درحال زمینه سازی تشکیل جامعه جهانی هم میباشد ۹-هرنفس ی بایک روح کمالی خدا همراه است تا نفس راهدایت کند ۱۰-روح کمالی این نفس واحده، برای آفت زدایی و رشد ، پیامبرانی وصالحانی رامیفرستد تاآلودگی هاراپاک سازی کنند وراه راست را به مردم نشان دهد هرچندپیامبران برای قوم خاصی می آیند اما هدف اصلی انها پرورش نفس واحده است که راه راست ومستقیم راطی کند ۱۱-نفوسی که درمسیر"وجه الله" نباشند نابودمیشوند(قصص-۸۸) وپاکسازی میشوندچه امت هائی که هلاک شدند وازگردونه تاریخ جداشدند ۱۲-پیامهمه پیامبران ،جهانی میباشد هرچنددرقالب یک قوم خاص بیایند وتنها راه هدایت ونجات مردم ، ایمان به باغبان ماهر(خدا) وهمسوشدن با او است که نفس واحده رابسوی پیشرفت میبرد اما ویژگی هایی این هویت نفس واحده دارد که در تک تک سلول ها نیست ،(موضوع دریا وقطره ها) اما خاصیت هرقطره ای در دریا موجوداست وهمه بهم بنحوی متصل میباشند اما تک تک انسانها ازدستیابی به حافظه عظیم نفس واحده برخوردارند( درضمیرناخوداگاه جمعی) 13-تعلیم اسما به آدم به تمام نفوس دیگرهم انتقال یافته بصورت بالقوه وفطرت مارا تشکیل میدهد تعالیم اسما از لوح محفوظ دریافت شده وحافظه پنهان هرنفس انسانی را شامل میشود وهرگونه خلاقیت وابتکاری ازهرانسانی ازناحیه تعالیم اسما یالوح محفوظ است و تبدیل به تجربه تازه هرانسانی میشود ازان طرف هم تجارب دیگرانسانها را ازطریق نفس واحده میگیرد لذا تمام نفوس انسانی باهم مرتبط هستند وگاهی اطلاعات وتجربه های را ازضمیرناخودآگاه به ضمیرخوداگاه می آورد 14-نفس انسانی تاقبل ازهبوط وبلوغ ، وجودنداشته بلکه باخوردن اولین میوه ممنوعه ،نفس انسانی فعال میشودوچشم انسان روشن به نیک وبد میشود 15-نیروی جلوبرنده وپیشاهنگ درون ما ،مارابه "درخت ممنوعه " (درخت معرفت و درخت جاودانگی)نزدیک میکند که همان نیروی عشق است که در"حوا" تجلی یافت وزمانیکه حوا درخت را دید گفته : برای خوراک نیکوست و بنظرخوشنما ودرختی دلپذیر و دانش افزا میباشد(تورات-سفرپیدایش-6) 16-ما با دو درخت نفس آشناشدیم : درخت نفس واحده درخت نفس شخصی نفس شخصی(درخت شخصی) امکان رشد وکمال درهرشرایطی دارد حتی در جوامع مشرکانه ودیکتاتور ،هردرخت شخصی قابل رشد وکمال ومیوه دهی است ومیتواندخلیفه کوچک خدا درزمان خودش بشود(مانند داودنبی و ذوالقرنین وهردانشمندی وهرهنرمندی وهرحکیمی و هرمبتکری وهرنویسنده نیکوئی) نیروی درون "عشق"(نیروی پیشگام) نه تنها در درخت شخصی وجوددارد بلکه در درخت نفس واحده هم وجود دارد که ازجمیع عشق های نفس انسانی تشکیل میشود محمدجهانی 1405-5-11
گزارش(2908) "نفس واحده" امانت الهی برای تشکیل " جامعه جهانی" مقدمه: فراخوانی برای بیداری در آغاز سفر هستی، حقیقتی بنیادین وجود داشت: «امانتی الهی». امانتی که چنان عظیم و پرتلاطم بود که تمام آسمانها، زمین و کوهها از پذیرش آن سرباز زدند. اما در نقطه عجیبی از تکامل، موجودی به نام «انسان» ظهور کرد و این امانت را پذیرفت. این امانت، چیزی نبود جز «نفس واحده»؛ همان روان جامع و ارادهی آگاه که انسان را از سطح «بقا» و «غریزه» عبور داد تا او را در مسیر «مسئولیت» و «خلافت الهی» قرار دهد. نفس واحده،غیراز روح دمیده شده درانسان است و غیراز آدم میباشد اما آدم وبنی آدم باآنهاشروع میشوند گذار از نسانس به آدم: تولد مسئولیت پیش از ظهور آدم، موجوداتی (نسانسها) بر روی زمین بودند که در دایره تکامل بیولوژیک و قوانین طبیعت میزیستند. آنها در سطح «بقا» بودند و مشمول پاداش و کیفر نبودند، چرا که هنوز ظرفیت پذیرش امانت الهی را نداشتند. اما با دریافت نفس واحده بهمراه روح خدایی دمیده شده در کالبد آدم ، نقطه گذاری حیاتی رخ داد. «نفس واحده» به انسان بخشیده شد تا او نه تنها یک موجود زنده، بلکه موجودی «مسئول» و"عاقل" باشد. از این لحظه است که انسان از حیوان متمایز میشود و وارد بازی تکاملی برای رسیدن به «راستی» (اشا) میگردد. نفس واحده: سرچشمه مشترک و حافظه کیهانی باید دانست که هر انسانی که امروز متولد میشود، نه از طریق ارث بیولوژیکِ صرف، بلکه از طریق اتصالی مستقیم به همان «نفس واحده» و گرفتن«روح خدایی» پدید میآید. ما همگی قطراتی هستیم از یک اقیانوس واحد(ذاتا وفطرتا یکی هستیم: بنی ادم اعضای یک پیکراند) این نفس واحده، تنها یک منشأ نیست، بلکه یک «حافظه عظیم» است. هر تجربهای که هر انسانی در طول تاریخ بشر میکند، در ضمیر ناخودآگاه این نفس واحد ثبت میشود(ماهمگی همه شخصیت های خوب وبد تاریخ را درخود جمع کرده ایم ازهیتلرگرفته تا یوسف زیبا تا انیشتین تا حتی یک روسپی!) بنابراین، هیچ تجربهای در تاریخ بشریت گم نمیشود وتجربه های تازه وناب وبیتای ما(هویت تازه خودما که از روح خدا وازخلاقیت ما بیرون می آید که قبلا کسی تجربه نکرده) به این حافظه جمعی هم ،اضافه میشود. ذکر وبیداری هر تلنگری، وهرالهامی و هر درک (ذکر) و هر حادثهای که امروز در زندگی ما رخ میدهد ومارابیدارکند،یعنی موجب فعالشدنِ یکی از تجارب میلیاردها انسان پیشین در ضمیر جمعی ماست. ما در واقع، تجسم تمام تاریخ بشر در یک کالبد هستیم. درخت نفس واحده و مأموریت پیامبران کل بشریت را میتوان به شکل «درخت نفس واحده» تصور کرد؛ درخت عظیمی که توسط باغبانی ماهر (خداوند) در حال پرورش و رویش است(نوح-۱۷) اما این درخت در مسیر رشد، دچار آفات، خرافات و شرک میشود. در اینجا نقش پیامبران، صالحان وآزادیخواهان و متفکران نیکو آشکار میگردد. آنها نه تنها برای یک قوم خاص، بلکه برای کل این درخت آمدهاند(رسالتی جهانی دارند ولو اینکه پیامشان،بصورت فیزیکی به سایرین نرسیده باشد) رسالت آنها «پاکسازی» است. آنها میآیند تا آلودگیهای "نفس واحده "را کنار بزنند و مسیر رشد درخت را به سوی «نور الهی» و «اشا» (نظم کیهانی) باز کنند تاهرنفس انسانی مستقیما، درمعرض جریان هدایت وحیات الهی قرارگیرد جامعه جهانی (تجلی کامل صفات الهی) هدف نهایی این رویش درخت، رسیدن به «جامعه جهانی» یا «امت واحده» است(انبیا-۹۲) وهرانسانی که درطول تاریخ ،هدایت شده خداباشد ،عضوی ازاین جامعه جهانی است ولو ان یک انسان همان مریم مقدس باشد که عین امت واحده محسوب میشود. حقیقت این است که هیچ انسانی به تنهایی، با محدودیتهای فردیاش، نمیتواند تمام اسماء و صفات بینهایت خداوند را در خود جای دهد. اما وقتی انسانها در مسیر «راستی» (اشا) حرکت کنند و هر یک تکهای از یک صفت الهی را به کمال برسانند(خلیفه کوچک خدادرزمان خودشان)، در نهایت «جامعه جهانی» شکل میگیرد. در این نقطه، «خلیفه الله» نه در یک فرد، بلکه در یک «جمعیت هماهنگ» محقق میشود. در این وضعیت، خداوند با تمام صفاتش در میان مردم جهان توزیع شده است و بشریت به یک «انسان کاملِ جمعی» تبدیل میگردد. سخن پایانی: مسیر تکامل یا فنا امانت الهی، یک فرصت برای صعود است. هر کس که مسیر «وجه الله» (اشا) را طی کند، بخشی از این پیکره عظیم و جامعه جهانی آینده خواهد بود. اما هر کسی که از این مسیر خارج شود و در بنبستهای «دروغ» و «آشوب» بماند، در نهایت در فرآیند پاکسازی الهی نابود میشود و سهمی در خلیفه الله نهایی نخواهد داشت(قصص-۸۸) ما همگی مسافرانی هستیم که از یک منبع (نفس واحده) آمدهایم و به سوی یک مقصد (جامعه جهانی) میرویم. هدف، رسیدن به جامعه جهانی برپایه انسان الهی است که میوه وثمره درخت آن باغبان ماهر(خدا) است پس تاریخ بشربسوی تمدن جهانی و بهبودی وکمال وامنیت وآرامش میرود(باوجود آفات فراوان) محمدجهانی ۱۴۰۵-۵-۹
سروده های آسمانی وجهانی ازسرزمین ایران امکان ندارد حاکمان فریبکار ،بتوانند شهریارانی نیک باشند، اگرهم یکجایی نیکی کنند برای فریب بیشترمردم است وبدینسان باطل رابه حق ،قاطی میکنند تامردم راگیج کنند ودرپشت حقی میخواهند باطل را پنهان کنند ودرنهایت ،عمران وآبادی راتخریب میکنند وآرامش راازمردم میگیرند ای خدای دانا چگونه این دیوان بدکار که باجور وستم به فرمانروایی رسیده اند ،میتوانند شهریارانی نیک باشند؟ آنهایی که با یاری، دروغگویان و کشورهای اهریمنی, جهان را به خشم و آزار کشانده اند ، ومردمان رابه ناله و فغان درآورده اند وهیچگاه برپایه راستی نبودند ، و هرگز برای پیشرفت و آبادانی و آرامش جهان نکوشیده اند (یسنا-۴۴-۲۰) وآنگاه که به آنان میگویند درزمین تخریب و فسادنکنید میگویند ما درحال اصلاح جامعه هستیم وبس! (بقره-۱۰تا۱۲) آگاه باشید که آنها خرابکاران واقعی هستند منتهی شعور ندارند قلبهاشان مریض شده وخداهم این مریضیشان رابیشترمیکند ودرنتیجه اینهمه دروغگویی، دچارعذاب های گوناگون وزجرآورمیشوند (ودرتوهمات خودغرق شده اند) محمدجهانی ۱۴۰۵-۵-۸
🔴چه اشکالاتی/سوالاتی بر سر گزارهی «من ایمان دارم» وجود دارد؟ ✍مصطفی ملکیان ۱. چه ضرورتی بر ایمان آوردن است؟ چرا باید ایمان آورد؟ مگر زندگی بدون ایمان کمیتش لنگ است؟ خیلیها بدون ایمان زندگی خوب و خوشی دارند. آیا ضرورت اخلاقی بر ایمان آوردن داریم؟ آیا ضرورت مصلحتاندیشانه بر ایمان آوردن داریم؟ ۲. ایمان آوردن یعنی چه؟ آیا ایمان آوردن یک فعل است یا یک انفعال؟ آیا در ایمانآوری فاعلیت داریم یا منفعل هستیم؟ یعنی کنشی انجام میدهم که اسم آن ایمان است، یا پذیرشی نسبت به یک کنش انجام میدهم که اسم آن ایمان است؟ ۳. این ایمان فوقِ معرفت است یا دونِ معرفت؟ وقتی من ایمان دارم، یعنی کمتر از کسی است که میداند یا بیشتر؟ یعنی وقتی من ایمان دارم که «الف، ب است»، این بالاتر از آگاهی و علمِ کسی است که میداند «الف، ب است» یا کمتر از آن؟ ۴. متعلقِ ایمان را چه کسی تعیین میکند؟ بر فرض که ایمان آوردن ضرورت دارد، به چه چیزی باید ایمان بیاورم؟ به چه چیزهایی؟ باید به گزارهها ایمان بیاورم یا به موجودات؟ باید بگویم «من به خدا ایمان دارم» یا «من به گزارهی «خدا وجود دارد» ایمان دارم»؟ ۵. کارکرد ایمان در زندگی من چیست که مرا متفاوت میکند با بیایمانی؟ یعنی کسانی که در زندگی ایمان دارند، چه تمایزاتی با کسانی دارند که زندگیشان بدون ایمان است؟ ➖برشی از سخنرانی در جلسهی رونمایی کتاب پرسشهای ایمان، اثر پیتر برگر @mostafamalekian
🔴شریعتی بیش از هر چیز سخنران بود ✍مصطفی ملکیان 🔹 شریعتی، بیش از هر چیز سخنران بود. منظورم این است که با احساسات، هیجانات و عواطف مخاطبان بازی میکرد. ولی روشنفکران بعد از انقلاب، بیشتر معلم و مدرساند. در سخنرانیهایشان هم درس میدهند. شما وقتی به سخنرانی دکتر علی شریعتی گوش میکنید، خیلی احساسات و عواطف و هیجانات دارید، غلیان پیدا میکنید. میگویید حق با اوست، آفرین و هورا... اما وقتی سخنرانیاش تمام شد، اگر کسی از شما بپرسد که عصاره سخنرانی دکتر شریعتی چه بود، آن گاه میبینید مثل ماهی که از چنگتان میگریزد، چیزی در مشت ندارید. 🔹نمیتوانید مثلا بگوید سخنرانی یک مقدمه داشت، سه تا ذیالمقدمه داشت، یک مدعا و دو تا دلیل داشت. چون خطیب بود. از خطه خراسان بود و در آن خطه سخنرانان قهار داشتیم، مثل فخرالدین حجازی. «هیاهو بر سر هیچ». خدا رحمتاش کند اما هر وقت به ایشان فکر میکنم یاد گفته شکسپیر میافتم که «هیاهو بر سر هیچ.» شریعتی خطیب بود و منظورم همان خطابه صناعات خمس ارسطویی است. یعنی با هیجانات، احساسات و عواطف سر و کار داشت. 🔹اما وقتی پای صحبت روشنفکران پس از انقلاب مینشیند [مینشینید]، احساسات، عواطف و هیجان شما در کار نیست و دایم باید فکر کنید که استدلالش چه بود. [...] این که گفتم مذمت نیستند، معنایش این است که اینها معلماند. یعنی با ذهن مخاطب کار دارند، استدلال میکنند، مدعا پیش میکشند، ادله مخالفان را نقد میکنند و دلیل خودشان را میخواهند تقویت کنند. شما آیا از دکتر شریعتی سخنرانی سراغ دارید که بگوید من در این سخنرانی دو مدعا دارم؟ مدعای اول را یک دلیل تایید میکند و مدعای دوم را سه دلیل. در تمام سخنرانی شریعتی یک مورد نمیتوانید بیابید که این گونه باشد. ➖ بخشی از گفتگوی علی زمانیان با مصطفی ملکیان @mostafamalekian
نغمه های آسمانی وجهانی از سرزمین ایران (بهترین روش اتصال باخدا،منش پاک ومنش نیک باهم دریک لحظه میباشد) ای مزدا اهورا آن گاه که تورا پاک و مقدس دانستم(منش پاک) که خردنیک (منش نیک) برمن ظاهرشد و راه راست را به من نشان داد (یسنا-۴۳) ای مزدا اهوره! تورا پاک شناختم(منش پاک) ،آنگاه که " منش نیک" نزد من آمد تا آرزوهای مرا دریابد (یسنا-۴۳) ای مزدا ! تراپاک شناختم ، آنگاه که " منش نیک"(بهمن) نزد من آمد ومرا آموخت که اندیشیدن در آرامش ، بهترین راه دانش اندوزی است که رهبر هرگز نباید مایه خشنودی دروغگویان شود ،چه آنان همواره با راستکاران، دشمنی می ورزند (یسنا-۴۳-۱۵) عیسای مسیح میگوید: وقتی دعا میکنیددبا " روح خود" دعا کنید تا"روح خدا" بیاید والا دعا نخواهدبود قرآن میگوید: برای اتصال باخدا ،اسم خدارایادکنید تا اتصال ،صورت گیرد (اعلی-۱۵) نتیجه: برای ارتباط گرفتن باخدا، ابتدا اسم خدارایادکنید به حالتی که روح خدانزدشما حاضرباشد ،وبه بیان بهتر، درنیایش خود ،منش پاک و منش نیک راباهم به درون خود بیاورید تا زمینه ارتباط واتصال برقرارشود آنگاه آموزش وهدایت خدا یا خواسته های شما شروع میشوند محمدجهانی ۱۴۰۵-۵-۵
برای من بیش از یک کشف مهمتر بود چون درپارسی بودن است فقط میتوان یک پارسا بود واین صفت بطور کلی مختص ایرانیان ماد، پارت وپارس است که همه تاریخ نشان میدهد نژاد آرین ازپارستیان بوجود آمده اند تاریخ ماد هخامنشی اشکانی را دقیق کلمه کلمه خواندم از 708پیش از میلاد تا 224میلادی در932سال حکومت برایران زمین مادرتمام تمدنها ویکتا سنایی توام باخرد و مهمان نوازی و دفاع از ضعیف وپناه دادن به صغیفانبودتدالگوی جهان بشریت شدند اثارماد در همدان تخت جمشید در شیراز حکومت سکولار471ساله اشکانی بامجلس مهستان مشخص است که پارسایی چیست ومختص چه کسانیست
استاد مهربان ورجاوند هزار احسن برشما چه واژه پارسایی را عالی تفسیر فرمودید
گزارش (2907) واژه "پارسایی" ریشه در پارس باستان دارد گزارش تحلیلی: از «پارس» تا «پارسایی»؛ سیر تحول یک هویت از قومیت به اخلاق مقدمه در بررسی لغوی و تاریخی واژگان، گاهی برخی کلمات از دایرهی «نام» (اسم خاص) خارج شده و به دایرهی «صفت» (مفهوم عام) تبدیل میشوند.…
گزارش (2907) واژه "پارسایی" ریشه در پارس باستان دارد گزارش تحلیلی: از «پارس» تا «پارسایی»؛ سیر تحول یک هویت از قومیت به اخلاق مقدمه در بررسی لغوی و تاریخی واژگان، گاهی برخی کلمات از دایرهی «نام» (اسم خاص) خارج شده و به دایرهی «صفت» (مفهوم عام) تبدیل میشوند. واژهی «پارسایی» یکی از زیباترین نمونههای این تحول در زبان و فرهنگ ایرانی است؛ جایی که یک هویت قومی، به یک استاندارد اخلاقی و معنوی تبدیل میشود. ۱. ریشهیابی تاریخی و قومی (The Root) واژهی «پارسایی» در ریشهی خود، پیوندی ناگستنی با «قوم پارس» و میراث ایرانیان باستان دارد. قوم پارس در تاریخ باستان، نه تنها به عنوان یک قدرت سیاسی، بلکه به عنوان جامعهای با اعتقاد عمیق به «اشا» (راستی و نظم الهی) و خداپرستی شناخته میشدند. در آن دوران، ویژگیهای بنیادینی چون صداقت، پاکی و پرهیز از بدیها، به عنوان شناسنامهی فرهنگی این قوم تعریف میشد. بنابراین، در لایهی اول، «پارسایی» به معنای تعلق داشتن به ارزشها و منشِ قوم پارس در دوران شکوفائی شان است. ۲. تحلیل زبانشناختی: تبدیل «اسم» به «حالت» (The Transition) از منظر دستورزبان، افزودن پسوند «-ایی» به واژهی «پارس»، یک تغییر بنیادین در معنا ایجاد کرده است. در زبان فارسی، این ساختار میتواند یک اسم خاص (نام قوم یا مکان) را به یک «حالت یا ویژگی» تبدیل کند. در این فرآیند، «پارس» از یک مرز جغرافیایی و نژادی عبور کرده و به یک « الگوی معنایی» تبدیل میشود. یعنی «پارسایی» دیگر تنها به معنای «پارس بودن از نظر نژادی» نیست، بلکه به معنای «داشتنِ ویژگیهای والای پارسی» است. در واقع، زبان فارسی با این تغییر، یک «برند اخلاقی» ساخته است که در آن، پاکی و خداپرستی با نام قوم پارس گره خورده است. ۳. تحلیل منطقی: پارسایی به عنوان یک «الگوی جهانی» برای درک درست این مفهوم، باید میان «پارسِ تاریخی» و «پارساییِ معنوی» تفکیک قائل شد: - پارسِ تاریخی: اشاره به تبار و نژاد دارد. - پارساییِ معنوی: اشاره به مرتبهای از تکامل انسانی دارد که در آن فرد از گناه پرهیز کرده و به خداپرستی رسیده است. از منظر منطق علمی، هر انسانی در جهان — فارغ از ملیت و نژاد — اگر به مقام تقوا و دوری از گناه دست یابد، در واقع در حال بازسازی همان «الگوی نمادین» است که قوم پارس در تاریخ به آن مشهور بودهاند. بنابراین، «پارسایی» در اینجا یک « الگوی نمادین» است؛ یعنی هر کس که به این سطح از پاکی برسد، به «الگوی پارسایی» متصل شده و در واقع میراث معنوی آن قوم را در وجود خود تجسم بخشیده است. نتیجهگیری میتوان گفت «پارسایی» پلی است میان تاریخ و حقیقت. این واژه ثابت میکند که ارزشهای والای انسانی (مانند خداپرستی و پارسایی) متعلق به هیچ نژاد خاصی نیستند، بلکه میراث همهی بشریتی است که در جستجوی نور و خردند. اما اینکه این مسیر در تاریخ با نام «پارس» گره خورده، نشاندهندهی نقش پیشرو این قوم در ترویج مفاهیم پاکی و حقیقت در جهان باستان است. در نهایت، هر انسانی که از گناه پرهیز کند و به سوی خدا گام بردارد، در واقع در حال تجربه کردنِ «نماد پارسایی» است؛ حالتی که در آن، پاکی فردی با میراث والای انسانی-ایرانی همراستا میشود. مدتها دراین فکر بودم که "پارسا بودن وپارسائی" یعنی چه ؟ وچرا آن را معادل پرهیز ازگناه گرفته اند ومعادل "متقی" قرارداده اند وهرچه تحقیق کردم نتواستم بین پارسائی وتقوی رابطه ای بیابم وریشه پارسائی را هم نمی یافتم تا اینکه متوجه قوم پارس باستان ایران شدم که آن ویژگی های خدائی را داشتند چنانچه کشورکنونی ایران درجهان "نماد میهمان نوازی" وکشور انگلیس به "آداب ومعاشرت" وفرانسویان به "روماتیک بودن"معرفی شده لذا بدین شیوه به درک "پارسائی" از قوم پارس باستان رسیدم محمدجهانی
نغمه های آسمانی وجهانی ازسرزمین ایران اندیشه نیک ای مزدا هنگامی تو را پاک شناختم که اندیشه نیک برمن فراز آمد (یسنا-۴۳-۱۱) راه ورود به خداوند، ازطریق اندیشه نیک است یعنی خداوند،منبع وسرچشمه نیکی ها و خوبی هاست هرجا شما نیکی وخوبی بین مردم ببینید ،بدانید که خدا انجا ظهورکرده و تمام نیکی های جهان ،اشاره به سرچشمه نیکی ها میکند که اسم آن سرچشمه را" خداوند" میگویند شمای آتئیست هم میتوانید هراسم دیگری را روی ان بگذارید موضوع مهم این است که بهترین عامل وحدت بخش بین همه انسان ها همین موضوع " اندیشه نیک و زیبایی ها " است که شناخت خدارا میسرمیکند که مورد پذیرش تک تک انسان ها درسراسرجهان است(هرچند درکنار این نیکی ها وزیبایی ها ، آفات و خرافات وزشتی ها وجنگ ها و فریبکاری هایی علیه مردم هم هست) چنانچه "اندیشه نیک وعقل وشناخت "، محور زندگی جهان امروز شده است وآیین ودین خدا را معین میکند ادیان الهی کنونی(اسلام ومسیحیت ویهودیت) اگر " نیک اندیش و عقل محور" نباشند قطعا محتوا ومعنویت خودرا ازدست داده و مخرب و ویران گر میشوند وصلح وعمران ووحدت مردم را هم نابودمیکنند یعنی" خداشناس" نیستند! محمدجهانی ۱۴۰۵-۵-۳
نغمه های آسمانی وجهانی ازسرزمین ایران امیدها و آرزوهای انسانی هویت انسان را میسازند ای دانا هنگامی تو را پاک و توانا شناختم که دریافتم ،تو با نیروی خود خواست مارا برآورده می سازی (یسنا-۴۳-۴) خداشناسی تجربی چه انسان هایی که با تلاش های عملی ونیکوی خود به خدانزدیک شدند و با اجابت دعاها ونیازهاشان ،پی به حقیقت خدابردند مگرزندگی بدون امید وبدون آرزو وبدون نیازها و تشنگی هامیشود؟ برآورده شدن خواسته های ما ونیازهای ما،نشان ازحضور" خدای غنی " در کنار مادارد تا "فقرمارا "به نیکوئی وحُسن ،جبران کند(فاطر-15) ما سراپا نیاز و او سراسر غنی و تحسین شونده ریشه ودلیل جذابیت خدا برای انسان ها همین است که زمین را آنچنان دلربا و زیبا و دل انگیز ولذت بخش، ساخت تا مردم بهترین عمل ها را انجام دهند(کهف-7) چه خواسته هایی که داشتیم و خداهم برآورده کرد! وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ ... نِعْمَتَ (ابراهیم-۳۴) ﺧﺪﺍ ﻫﺮﭼﻪ ﻣﻌﻤﻮﻟﺎً ﻟﺎﺯم ﺩﺍﺭﻳﺪ، ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭﺗﺎﻥ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﻴﺪ ﻧﻌﻤﺖﻫﺎی ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺸﻤﺎﺭﻳﺪ، ﻧﻤﻲﺗﻮﺍﻧﻴﺪ ﻳﻜﻲﻳﻜﻲﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺸﻤﺎﺭﻳﺪ! محمدجهانی ۱۴۰۵-۵-۲