tgindex
لـیلیـوم مـاهـ ؛ new post

لـیلیـوم مـاهـ ؛ new post

Статистика

- او زیباتـرین مـاه در تاریـکی بود! ﹙ t.me/lunalainfo ﹚ خـورشیـد و مـاه

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
36
Всего постов
47
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ (по похожим)
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
1 298
−9 за 5 дн.
Сутки
−13
−0,99%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
9
40 постов
Вовлечённость
0,7%
к подписчикам
Постов в день
5,1
всего 47
Упоминаний
6
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
7
1/48двое суток
8
1/72трое суток
8

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • لـیلیـوم مـاهـ ؛ new post pinned a photo

  • — این پیام ریپلای/فور کنید، این پست + متن + استیکر زیرش رو فور کنید. دو پست مشخص کنید فور بزنم یک روز بمونه ویو بخورید. کازابلانکا

  • без подписи

  • مـ‌را بـبـ‌ر جـایـی دور از خـ‌یـالِ نـبـ‌ودنـ‌ت. ___

  • без подписи

  • без подписи

  • 🫧𓇼𓏲*ੈ✩‧₊˚🐬 𝟐𝟕𝟎𝐓 ♡ ثبت سفارش : @Hueniingg پلاکه صدف لاکته و میتونین داخلش عکس بزارین 🐚

  • без подписи

  • ‌‌  ᷼ᮬ︵︧◈︨︵᷼   𑂳 🦢𓏲♥️ೄྀ 𝟑𝟓𝟎𝐓 †𝆤࿙๋࿙࿚⊱♡⊰࿙࿚๋࿚𝆤† اتصالات استیل هستن این کار قیمتش با مروارید پرورشی میشه 𝟒𝟓𝟎 ♡ ثبت سفارش : @Hueniingg

  • فوروارد کنید + ID. اگر کتابدار یک کتابخانه‌ی جادویی بودم، فقط یک کتاب بهت می‌دادم. اسمش چی بود و چرا؟ لطفا جوین باشید، چک میشه کامل‌ فوروارد کنید لطفا و آیدی حتما باشه

  • 14 авг.8из Divrgnlt

    ㅤㅤㅤȷ𝗄ㅤㅤ.jpg

  • 14 авг.7из Divrgnlt

    ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤКроликㅤ𔓨 ﹙𝗁ı𝗀𝗁 𝗊𝗎𝖺𝗅ı𝗍𝗒﹚‌  ? ? ㅤㅤㅤ𝖽𝖾𝗏 ' ı𝗅 ı𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝗋𝖾𝗌𝗍 ﹫ 𝗋ı𝖽𝖾 𝗈𝗋 𝖿*𝖼𝗄  ‌ ¡ ¡

  • без подписи

  • 14 авг.10из Armyyyyyot7

    🥞یـ پنکیـکــ عسل عسلیه که روش نوتـلا میریزمــ و مبخورمشـ⁦⁦>🍯!🌾

  • 14 авг.7из guardian_angi

    این پست با متن زیرش رو فور کنید؛ یک پست مشخص کنید ازتون فور کنم ۲۴ ساعت بزارم اینجا بمونه. جوین باشید چک میشه | limit : 212

  • 14 авг.7из guardian_angi

    و او رفت؛ نه با فرياد و هياهو، كه همچون رويايى سپيد درست پیش از بيدار شدن محو شد. او جدا شد؛ مثل آرزويى خاموش كه سال‌ها در خلوت جانم مى‌ پروراندم و هیچ‌گاه به قامت حقيقت نايستاد؛ مثل برگى كه در سكوت خزان از شاخه‌ی كهنه‌ى درختى جدا شود و در آغوش بادهاى خشمگين شب پرواز كند؛ و بعد با خستگى و بی‌پناهى خود را به رودخانه‌ای ناشناس بسپارد؛ رودخانه او را در آغوشى سرد و بى مرز بگیرد و با خود ببرد؛ به جايى دور، دورتر از درياها، جنگل‌ها، بیابان‌ها، دور از هر چيز و هر كس. و ناگهان من بيدار شدم، با قلبى خالی‌تر از تاريكى شب؛ قلبى كه در ميان نبض‌های بى‌صدا خلائى بزرگ حس می‌كرد. گويى تکه‌ای از وجودم، بى آنكه بفهمم، در دل شب لغزيده و بی‌صدا از من جدا شده بود؛ مرا جا گذاشته بود در كلبه‌اى تنها؛ در ميان خاطراتى كه هنوز بوى نفسش را می‌داد. در حالى كه می‌رفت خاطراتم را نيز همراه خود به دوردست‌ها برده بود؛ جايى كه دستم به آنها نرسد؛ تمام دارايى‌اى كه داشتم را برد و من خالى از هر چيز شدم. او روزگارى همانند گلى سرخ در قلبم ريشه داشت؛ گلى كه با هر تپش قلبم آبش می‌دادم، از او مراقبت می‌کردم و برايش سايه مى‌ساختم. در قلبم لانه كرده بود؛ آن‌قدر عميق كه گويى با خون من عجين شده است. اما آن شب با رفتنش، سلول‌های قلبم را خراش داد و زخمى كرد؛ آن گل بيچاره را كه با دستان خود پرورده بودم، ذره ذره از ريشه خشكاند و در قلبم به خاک سپرد‌. من پژمرده شدنش را ديدم؛ با چشمانى باز و دستى بسته، بى آنكه بتوانم كارى كنم؛ او نفس كم مى آورد، آهسته آهسته رنگ مى‌باخت، و من درمانده بودم؛ هر چه آبش دادم، هر چه دستش را گرفتم، فايده‌ای نداشت؛ عمرش كوتاه بود، كوتاه‌تر از آنچه گمان می‌كردم. او زودتر از موعد رفت، بى آنكه وداعى كند؛ گل بیچاره‌ی من با سرنوشت يار نبود؛ رفت و من تنها تماشا كردم؛ تماشاگری بى‌صدا براى مرگى بى‌نام. و آرام آرام در افق محو شد؛ آن‌قدر دور كه ديگر تنها نقطه‌ای مبهم بود نقطه‌ای كه در سایه‌ها گم شد. و من ماندم؛ با باغى بی‌گل، با قلبى بى‌تپش، با شب‌هایی كه به جاى ستاره حسرت می‌بارند.

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи