- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Религия
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 206
- 1/48двое суток
- 236
- 1/72трое суток
- 254
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
https://t.me/tasavufbook
. . احمدِ آخر زمان را انتقال در ربیع اوّل آید بیجدال . . . چون صَفَر آید شود شاد از صفر که پسِ این ماه میسازم سفر . . . https://t.me/masnavie
عقلِ جزوی عشق را منکر بود گرچه بنماید که صاحبسِر بود زیرک و داناست، امّا نیست نیست تا فرشته لا نشد، اَهرمنیست https://t.me/masnavie
مصطفی آمد که سازد همدمی کَلِّمِینی یا حُمیرا کَلِّمی ای حمیرا آتش اندر نِه تو لعل تا ز نعلِ تو شود این کوه لعل https://t.me/masnavie
هر گیاهی که از زمین روید وحدهُ لا شریکَ لهُ گوید منسوب به حضرت مولانا https://t.me/masnavie
. . هین توکل کن ملرزان پا و دست رزقِ تو بر تو ز تو عاشقترست . . https://t.me/masnavie
هین که اسرافیلِ وقتند اولیا مرده را زیشان حیاتست و نَما . . https://t.me/masnavie
نغمهٔ انبیا انبیا را در درون هم نغمههاست طالبان را زان، حیاتِ بیبهاست نشنود آن نغمهها را گوشِ حس کز ستمها گوشِ حس باشد نجس https://t.me/masnavie
. . از بهاران کی شود سرسبز سنگ؟ خاک شو، تا گُل برویی رنگ رنگ سالها تو سنگ بودی دلْخراش آزمون را یک زمانی خاک باش . . https://t.me/masnavie
. . تا توانی بنده شو سلطان مباش زخمکَش چون گوی شو، چوگان مباش . . https://t.me/masnavie
لطف و سالوس جهان خوشلقمهایست کمترش خور کان پر آتش لقمهایست آتشش پنهان و ذوقش آشکار دودِ او ظاهر شود پایانِ کار https://t.me/masnavie
پرهیز از شهرت دانه باشی، مرغکانت برچنند غنچه باشی، کودکانت برکَنند دانه پنهان کن، بهکُلّی دام شو غنچه پنهان کن، گیاهِ بام شو هر که داد او حُسنِ خود را در مَزاد صد قضایِ بد سویِ او رو نهاد https://t.me/masnavie
هر که را مردم سجودی میکنند زهر اندر جانِ او میآگنند https://t.me/masnavie
هو دوست دارد یار این آشفتگی کوششِ بیهوده بِه از خُفتگی . . . اندرین ره میتراش و میخراش تا دمِ آخر دمی فارغ مباش https://t.me/masnavie
ما چو زنبوریم و قالبها چو موم خانه خانه کرده قالب را چو موم https://t.me/masnavie
حقیقت محمّدی -صلی الله علیه و سلم- باده در جوشش گدایِ جوشِ ماست چرخ در گردش گدایِ هوشِ ماست باده از ما مست شد، نِه ما ازو قالب از ما هست شد، نه ما ازو https://t.me/masnavie
وحدتِ وجود این من و ما بهرِ آن برساختی تا تو با خود نردِ خدمت باختی تا من و توها همه یک جان شوند عاقبت مستغرقِ جانان شوند https://t.me/masnavie
غیرتِ حق جمله عالَم زان غیور آمد که حق بُرد در غیرت برین عالَم سبَق او چو جانست و جهان چون کالبَد کالبد از جان پذیرد نیک و بد . . . شاه را غیرت بود بر هر که او بو گزیند بعد از آن که دید رُو غیرتِ حق بر مثَل گندم بوَد کاهِ خرمن غیرتِ مردم بود اصلِ غیرتها بدانید از اِلٰه آنِ خلقان فرعِ حق بیاشتباه https://t.me/masnavie
. . تشنگان گر آب جویند از جهان آب جوید هم به عالم تشنگان . . https://t.me/masnavie
مصطفی را وعده کرد الطاف حق گر بمیری تو نمیرد این سَبَق من کتاب و معجزهت را رافعم بیش و کمکن را ز قرآن مانعم من تو را اندر دو عالم حافظم طاعنان را از حدیثت رافضم کس نتاند بیش و کم کردن درو تو به از من حافظی دیگر مجو رونقت را روز روز افزون کنم نام تو بر زرّ و بر نقره زنم منبر و محراب سازم بهرِ تو در محبّت قهرِ من شد قهرِ تو نام تو از ترس پنهان میگوند چون نماز آرند پنهان میشوند از هراس و ترس کفّارِ لعین دینْت پنهان میشود زیر زمین من مناره پر کنم آفاق را کور گردانم دو چشم عاق را چاکرانت شهرها گیرند و جاه دینِ تو گیرد ز ماهی تا به ماه تا قیامت باقیَش داریم ما تو مترس از نسخِ دین ای مصطفی https://t.me/masnavie