tgindex

محمد مهران

описание

(دبیر و علاقمند به آموزش ریاضی) ارتباط: ۰۹۱۲۷۶۶۸۶۸۲

180
подписчиков
Охват к подписчикам
15,0%
ERR
Реакции к просмотрам
0,71%
16 на 49 постов
Пересылки к просмотрам
1,02%
23
Постов в день
2,3
всего 110

Где отзываются чаще

доля реакций к просмотрам
  • 21 июл.без подписи8,06%
  • 13 авг.. وقتی برای کودک یه فشار عصبی خیلی شدید، مثلاً در نیمه شب اتفاق می‌افته، چه باید کرد؟ اگه بگیم تو نباید بترسی، چی می‌شه؟ قبول می‌کنه؟ برای ترمیم این شوک باید چه کار کنیم؟ دکتر توحیدی می‌گن یک #والدآگاه می‌ره سراغِ «ایجاد حس امنیت، ارتباط، آرام‌سازی». ولی چطوری؟ به «حضور و برنامه» بیشتر توجه کنیم ... https://t.me/bavan_coaching .4,17%
  • 13 авг.. وقتی سؤالات بچه‌ها سخت می‌شه، در پاسخ چی بگیم؟ اگه فرزندمون پرسید «ممکنه شماها بمیرید؟» آیا بگیم خُب بله؟! یا بگیم هرگز؟! دکتر توحیدی می‌گن در این جور مواقع نباید زیاد احساساتی بشید! پس یه #والدآگاه در چنین موقعیتی بهتره چه تعاملی با کودک داشته باشه؟ آیا باید از کودک حمایت کنه؟ آیا باید صداقت داشته باشه؟ پاسخ می‌دن «حضور و اقدام کنار هم». این چه معنایی داره؟ لینک ویدئوی متناظر در اینستاگرام: https://www.instagram.com/reel/Db8JrCOqy_k/?igsh=NzB6NWR3MHZ5MzVm https://t.me/bavan_coaching .4,17%
  • 11 авг.. مرزِ اطلاعات دادن به فرزندان‌مون کجاست؟ در رو باز بذاریم تا خودش بفهمه و درک از شرایط پیدا کنه یا فضا و محیط رو ایزوله کنیم؟ به بچه چی بگیم؟ در شرایط بحرانی، در مقابل هجمه‌ی موضوعاتِ سخت، چه نگاهی برای فرزندمون بسازیم؟ در این ویدئو دکتر توحیدی توضیحی مناسب در این زمینه مطرح می‌کنند. https://t.me/bavan_coaching .4,00%
  • 12 авг.ایرج درگذشت؛‌ جناب سرهنگی که «پهلوان آواز» ایران بود حسین خواجه‌امیری، خواننده نامدار موسیقی ایرانی که با نام هنری ایرج شناخته می‌شد، امروز چهارشنبه ۲۱ مرداد ماه در ۹۴ سالگی درگذشت. درگذشت او موجی از خاطرات دوران طلایی موسیقی و سینمای قبل از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ را زنده کرده است، به ویژه در نزد شنوندگان برنامه‌های رادیویی و یا انبوه تماشاگرانی که آواز برخاسته از سینه ایرج را از لبان ستارگان فیلم‌های آن موقع می‌دیدند و می‌شنیدند. افسرآوازخوانی که حسن کسایی، اسطوره نی را واداشت «پهلوان آواز» خطابش کند و صدایش برای محمدرضا شجریان، خسرو آواز ایران، «متر و معیار سنجش کیفیت صدا در تاریخ آوازخوانی ما» باشد. ادامه مطلب 📡 @VahidOnline3,85%
  • 14 авг.🔴 پایان پایان ها تاریخ به قدرت‌های منطقه‌ای وامی‌گذارد که یکی دوبار بار نفس بکشند، نه بیشتر. پیام تاریخ جنگ با قدرت های بزرگ‌، اغلب ابن بوده است: شکست نخوردن را با پیروزی اشتباه نگیر؛ زنده‌ماندن از یک رویارویی را با پایان‌یافتن ماجرا اشتباه نگیر. صدام از جنگ با ایران خسته و ناکام بیرون آمد، ولی زنده ماند؛ همین زنده‌ماندن را نشانه قدرت خواند و به کویت تاخت. جهان یک بار او را عقب راند، اما وسط کار نابودیش را متوقف کرد و برای ویرایش خود، به او فرصت داد. او این ارفاق را هم نشانه ضعف حریف پنداشت، نه توقف موقت. سرانجام، وقتی هیچکس دیگر منتظر بهانه نبود، ضربه‌ نهایی فرود آمد؛ که نه رعایت کرد، نه اخطار داد، هرچه بود را با خود برد. از رییس تا حزب و مکتبش. صدام و بعث و ایدئولوژیش یکجا به فنا رفتند. این الگو تصادفی نیست؛ قانون است. قدرت‌های بزرگ در نخستین رویارویی، به‌ندرت همه توانشان را می نمایانند؛ محاسبه، افکار عمومی، ائتلاف‌سازی، همه به آن‌ها فرصت گام‌به‌گام‌بودن می‌دهند. ولی این تانی و تدریجی بودن را نباید به‌حساب ناتوانی گذاشت. آنچه در دور نخست نیامده، در دور دوم می‌آید؛ آنچه در دور دوم مهار شده، در دور سوم می‌آید. قدرت منطقه‌ای که در جنگ نابرابر یک بار سالم، دو بار سالم ماند، نمی تواند و اجازه ندارد سراسر سرمست شود و آن را نشانه‌ی پایان تهدید بپندارد؛ سرمداران چنین تصمبم سازانی در واقع تاریخ جنگ را لمس نکرده اند و در تخیلات سراسر سیندرلایی خود شناورند؛ یا فقط فقط یکی دو فصل از تاریخ جنگ را خوانده اند. صدام هم تا آخرین روز، یعنی تا پایان پایان ها باور داشت وقت بیشتری دارد. هیچ ارتشی، در برابر اراده‌ی تجمیع‌شده‌ی یک ابرقدرت و متحدانش، تا ابد جان به‌در نمی‌برد. پرسش واقعی هرگز «آیا ضربه‌ای در راه است؟» نیست؛ بلکه این است: چه کسی زودتر، پیش از فرارسیدنش، واقعیت را می‌بیند؟ ✍ #یدالله_کریمی_پور #تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane3,45%
  • 23 февр.без подписи2,94%
  • 6 июл.без подписи2,17%
  • 3 янв.без подписи1,89%
  • 7 авг.‍ سیاوش کسرایی روشنفکر و شاعر مارکسیست و اسلامگرای پنجاه و هفتی : « این فلان فلان شده ها (روسها یا کمونیست های توده ای ) به هَمِۀ ما دروغ گفتند..» ✍ علی مرادی مراغه ای ( مورخ ) .. این جملات را سیاوش کسرایی در دوران دربدری اش در مدینه فاضله اش « مسکو » به استاد شجریان گفته است.. شجریان می گوید: «... دیدم که سیاوشِ همیشگی نیست. اون سیاوشی که پُر جُنب و جوش بوده و، پُرانگیزه و، صحبت میکرد و حرفهای قشنگ میزد خیلی فرورفته بود، تویی خودِشِه. یکدفعه دیدم سیاوش برگشت به من گفت که: "شجریان، خوب گوشهایَت رو وا کن ببین چی بهت میگم. هر چی که بهت میگم، عِین اش رو میری به سایه و بچه ها میگی" گفتم: خُب چی رو باید بگم؟ حِس کردم که میخواد گریه کنه اینقدر ناراحته، که ریزه ریزه همینجوری که شروع کرد صحبت کردن، دیدم که چشم هایش پُرِ اشک شد و همون طور. بعد گفت: "... شجریان برو به {سایه} و به بچه ها بگو {این فلان فلان شده ها به همۀ ما دروغ گفتند، همۀ ما رو فریب دادند. هیچ چی در بساطِ شون نیست، آآآآه در بساط ندارند. و ما فریب خوردیم. من نه راهِ پَس دارم، نه راهِ پیش، اینجا گیر افتادیم. شما دنبالِ ما نیایین. اینها اینطورند» تاریخ پر از درسها و عبرتهاست و یکی از این عبرتها اینست که نشان می دهد روسها هرگز به دوستان خود وفا نکرده همیشه در وسط گود، خیانت، پیشه کرده اند بارها و بارها از نهضت جنگل گرفته تا فرقه دمکرات آذربایجان. زمانی(البته دیرزمانی!) سیدجعفر پیشه وری گفته بود: [روسها مثل میمون هستند که در وقت غرق شدن، پا بر روی بچه شان می گذارند و تنها خود را نجات می دهند!.] اما شوربخت مردمی چون ایرانیان که در وسط دو سنگِ آسیاب گرفتار می آیند و مجبور می شوند یا مانندِ سیدضیاالدین طباطبایی ها گردند و به آنسو غش کنند و یا مثل کیانوری ها به این سمت... !و تاریخشان و سرنوشت شان، مصداق این سخنِ تلخ مرحوم استاد هژار باشد که پس از شکست جمهوری مهاباد گفته بود: «اگر كار تو در سانفرانسيسكو راه نيافتد در جلوی دروازه هایِ مسكو برسر خويش خاك بريز...!» و کثیری از چپِ اردوگاهی ایرانی چون کسرایی در فرجام تلخ خویش مجبور شدند ، سرانجام در جلوی دروازه هایِ مسكو خاک برسر خويش کنند!. در این شکی نیست که بخش اعظم آنان شیفته عدالت بودند اما ظلماتِ استبداد موجب شد آنان، چشمِ گرگ استالینیزم را با نورِ نجاتبخش اشتباه بگیرند... سياوش كسرائي، شاعر معاصر كه سالهای زيادی هنرش را در خدمت آن «مدينه فاضله کمونیسم » به كار گرفت امّا سرانجام در دوران دربدری و آوارگی در شوروی با چشمان حيرتزده، رفقای بزرگش را ديد كه او را چون يك تبعيدی به صليب سرخ سپردند، او كه قبلاً در سالهای اميد و ايمان و جوانی، منظومه بلند و زيبای «آرش كمانگير» را سروده بود اين بار در پيرانه ‌سری، اندكی قبل از مرگش، شعر تلخِ «مهره سرخ» را در مسكو سرود و خود را تلويحاً با سهرابِ شاهنامه هم ‌سرنوشت دانست كه علیرغم وجود مهره سرخ بر بازويش، بدست رستم ـ نزديك‌ترين كس ‌اش ـ كشته می ‌شود: تنها و دور مانده و ناشاد در اين ميانه، من، چو غباري به گرد باد ... اي آفريدگار! دادی تو بهترين و ستاندی تو بهترين … «شرمنده آن كه پشت به يار و ديار خويش، با صد بهانه روی به بيگانه می ‌كند. سامان نمی ‌دهد، چه توان كرد، حرف نيست آشفته، از چه ساحتِ اين خانه می ‌كند!.... #تاریخ_معاصرایران 👇👇👇 📚https://t.me/+F_UAApSmgJM5Njk0 سیاوش کَسرائی (۵ اسفند ۱۳۰۵ – ۱۹ بهمن ۱۳۷۴) شاعر و از اعضای کانون نویسندگان ایران و از فعالان سیاسی چپ‌گرای تاریخ معاصر ایران بود. کسرائی دانش‌آموخته‌ی دانشکده‌ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران بود. او سالیان دراز در حزب کمونیست توده ایران فعالیت داشت.👇1,67%
  • 23 июл.без подписи1,32%
  • 14 авг.در باب کارنامه‌دزدی! همیشه می‌گن "دنیا چقد کوچیکه!"، آره! دنیا واقعاً کوچیکه. همون بحثی که همیشه ما با چپ ایرانی داشتیم، الان در آمریکا با چپ آمریکایی وجود داره. چپ ایرانی که وقتی باید "سوسیال‌دموکرات" می‌بود (یعنی وقتی باید چپ اصلاح‌طلب می‌بود)، کمونیست و چریک و مجاهد انقلابی بود، حالا که این الگوها شده مایه بیزاری و نفرت، پرچم "سوسیال‌دموکراسی" برداشته و می‌گه سوسیالیسته، از نوع اسکاندیناوی. خیلی فکر خوبیه، فقط مشکل اینه‌که اسکاندیناوی نظام سوسیالیستی نداره، بلکه بازار آزاده. دیگه وقتی چپ کارنامهٔ قابل‌عرضه‌ای نداره، می‌خواد کارنامه‌دزدی کنه و موفقیت کاپیتالیسم رو به نام خودش بزنه. البته این هم چیز جدیدی نیست — چیزهایی که چپ به عنوان دستاوردهای خودش جلوه داده، در واقع دستاوردهای کاپیتالیسم بوده. پیش‌تر در این باره صحبت کردیم که کشورهای نوردیک (اسکاندیناوی) سوسیالیستی نیستند. این ویدئو هم مختصر و مفید توضیح خوبی می‌ده. در آرشیو شخصی داشته باشید، چون زیاد از چپ‌ها می‌شنوید که می‌خوان اسکاندیناوی رو به نام سوسیالیسم سند بزنند‌. ویدئو زیرنویس داره، اگر خوندنش سخته، این متن ویدئو: سوسیالیست‌های دموکرات آمریکا شیفتهٔ «مدل نوردیک» هستند: خدمات درمانی همگانی، دولت رفاه گسترده و همهٔ این‌ها با ظاهری جذاب و اینستاگرام‌پسند عرضه می‌شود. فقط یک مشکل وجود دارد: این کشورها سوسیالیستی نیستند. اقتصاد آن‌ها بازارهای آزاد و بسیار رقابتی است که بر مالکیت خصوصی و تجارت جهانی بنا شده. فنلاند، دانمارک، ایسلند و سوئد به‌طور مداوم در میان ۱۵ کشور برتر جهان از نظر آزادی اقتصادی و آزادی‌های فردی قرار می‌گیرند. کشورهای اسکاندیناوی البته خدمات عمومی بیشتری نسبت به آمریکا ارائه می‌کنند، اما هزینهٔ این خدمات از طریق مالیات‌های گسترده و سنگین تأمین می‌شود. ضمن اینکه این‌طور نیست که شهروندان صرفاً نشسته باشند و از مزایای دولتی استفاده کنند. در نروژ، نرخ مشارکت در نیروی کار حتی از آمریکا بالاتر است. بله، این کشورها جرم و نابرابری اقتصادی کمتری دارند و سطح اعتماد عمومی در آن‌ها بالاتر است؛ اما از نظر قومی و فرهنگی همگن‌ترند و جمعیتشان بسیار کمتر از آمریکاست. جمعیت منطقهٔ کلان‌شهری نیویورک چهار برابر کل جمعیت نروژ است. بنابراین داریم سیب را با پرتقال مقایسه می‌کنیم. ضمناً نروژ بزرگ‌ترین تولیدکنندهٔ نفت و گاز طبیعی در اروپای غربی است. دلیل موفقیت اقتصادی آن‌ها همین است، نه دولت رفاه. اگر هواداران امروزی سوسیالیسم واقعاً به‌دنبال الگو و الهام هستند، بهتر است به کوبا، ونزوئلا، کرهٔ شمالی و روسیهٔ شوروی نگاه کنند. عجیب است که چرا هیچ‌وقت از این کشورها حرفی نمی‌زنند. همچنین نگاه کنید به این پست: رؤیای اسکاندیناوی — سوسیالیسم قلابی چپ #بازار_آزاد #سوسیالیستی #اسکاندیناوی @Garajetadayoni | گاراژ0,00%