tgindex
زاویه دید

زاویه دید

Статистика
@mjavadkashiперсидский

تاملاتی پیرامون سیاست جامعه فرهنگ

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
868
+17 за 4 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
925
22 постов
Вовлечённость
106,6%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 22
Упоминаний
4
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
507
1/48двое суток
581
1/72трое суток
626

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • خانه در آتش است؛ خاموش‌کردن را از کجا آغاز کنیم؟ حمید رضا ایرانی ۱- یادداشت آقای دکتر جواد کاشی با عنوان «خانه‌مان آتش گرفته است» هشدار مهمی درباره وضعیت امروز جامعه ایران است؛ جامعه‌ای که اختلافات سیاسی در آن عمیق‌تر شده، گفت‌وگو دشوارتر شده و جنگ خارجی نیز بر همه این شکاف‌ها سایه انداخته است. اما اگر بپذیریم خانه در آتش است، پرسش بعدی باید این باشد: خاموش‌کردن را از کجا آغاز کنیم؟ ۲- به گمان من، در روایت زوال و بحران، بخشی از واقعیت ایران کمتر دیده می‌شود: ظرفیت‌هایی که هنوز این جامعه را سرپا نگه داشته‌اند. ایران بی‌تردید با ضعف جدی نهادهای گفت‌وگو، نمایندگی منافع، حل تعارض، اعتمادسازی و تصمیم‌گیری جمعی روبه‌روست. اما ضعف نهادهای رسمی لزوماً به معنای فقدان ظرفیت اجتماعی نیست. ۳- جنگ اخیر این پرسش را جدی‌تر کرد: اگر جامعه ایران تا این اندازه ازهم‌گسیخته و فروپاشیده است، چرا با یک شوک بزرگ خارجی از کار نیفتاد؟ در روزهای جنگ، بسیاری از ما شاهد بودیم که زندگی روزمره، خدمات عمومی، کسب‌وکارها و شبکه‌های اجتماعی با همه دشواری‌ها ادامه یافت. حتی کسانی که ممکن است از وضعیت اقتصادی یا سیاسی کشور به‌شدت ناراضی باشند، الزاماً وظیفه، شهر و جامعه خود را رها نکردند. این رفتار را نمی‌توان ساده‌انگارانه «حمایت از حکومت» نامید. شاید لازم است میان حکومت، دولت، جامعه و کشور تمایز بیشتری قائل شویم. ممکن است فردی منتقد حکومت باشد، اما نسبت به کشور، محله، شغل و دیگر شهروندان احساس مسئولیت کند. نارضایتی سیاسی الزاماً به معنای میل به فروپاشی نیست. ۴- شاید در جامعه ایران نوعی «ظرفیت نهفته و توزیع‌شده» وجود دارد؛ ظرفیتی که فقط در دولت و سازمان‌های رسمی مستقر نیست، بلکه در خانواده‌ها، اصناف، بنگاه‌های کوچک، شبکه‌های حرفه‌ای، روابط محلی، فرهنگ، حافظه تاریخی و تجربه میلیون‌ها فرد پراکنده است. در اقتصاد نیز نمونه‌های مشابهی داریم. در برخی صنایع ایران، تولید میان هزاران واحد کوچک در نقاط مختلف کشور توزیع شده است. این پراکندگی از نظر بهره‌وری و هماهنگی هزینه دارد، اما یک مزیت مهم نیز ایجاد می‌کند: ریسک را توزیع می‌کند و تاب‌آوری سیستم را بالا می‌برد. ۵- شاید در سطح جامعه نیز با چیزی شبیه به همین پدیده روبه‌رو باشیم: تاب‌آوری ناشی از توزیع ظرفیت. البته این سخن نباید به دفاع از ضعف نهادی منجر شود. ظرفیت‌های فردی و شبکه‌های غیررسمی می‌توانند یک جامعه را در بحران سرپا نگه دارند، اما نمی‌توانند برای همیشه جای نهادهای کارآمد را بگیرند. تاب‌آوری پراکنده ممکن است برای بقا کافی باشد، اما برای توسعه کافی نیست. مسئله اصلی شاید دقیقاً همین باشد: چگونه این ظرفیت‌های پراکنده را به ظرفیت جمعی و نهادی تبدیل کنیم؟ ۶- از این منظر، شاید یکی از مشکلات دیرپای اندیشه سیاسی ما نیز آشکار شود. ما در مواجهه با مسئله، گاهی خیلی سریع از «اصلاح» به «تغییر کامل صورت مسئله» می‌رسیم. هنگامی که ساختاری درست کار نمی‌کند، به‌جای پرسیدن اینکه کدام بخش، کدام قاعده یا کدام رابطه باید اصلاح شود، گاهی به این نتیجه می‌رسیم که کل نظم باید کنار گذاشته شود. تاریخ معاصر ما نیز ارزش بازاندیشی از همین زاویه را دارد. شاید بسیاری از مسیرهای تاریخی از ابتدا اجتناب‌ناپذیر نبوده‌اند؛ بلکه مجموعه‌ای از تصمیم‌ها، عدم‌تصمیم‌ها، فرصت‌های ازدست‌رفته و رادیکال‌شدن‌های متقابل، به‌تدریج گزینه‌های میانی را بسته‌اند تا سرانجام تنها یک راه ممکن به نظر رسیده است. ۷- شاید مسئولیت اندیشه دقیقاً همین‌جا باشد: حفظ و گشودن گزینه‌ها. اندیشمند فقط وظیفه ندارد بگوید خانه می‌سوزد. باید نشان دهد کدام بخش‌ها هنوز سالم‌اند، کدام دیوارها بار خانه را تحمل می‌کنند و از کجا می‌توان بازسازی را آغاز کرد. پس اگر خانه در آتش است، پیش از آنکه مرثیه زوال بخوانیم، باید یک پرسش را جدی بگیریم: با وجود همه این بحران‌ها، این خانه چگونه هنوز ایستاده است؟ پاسخ به همین پرسش شاید به ما بگوید خاموش‌کردن آتش را از کجا باید آغاز کنیم.

  • 14 авг.1 0672256

    خانه‌مان آتش گرفته است 0000000 صد و اندی سال است در این دیار یکی اسلام گراست یکی چپ، یکی لیبرال و دیگری ناسیونالیست و توسعه‌گرا. اینهمه همیشه با هم در ستیز و رقابت بوده‌اند. با اینهمه در هر دوره تاریخی، اجماع نظری میان این سخن‌های متعارض شکل گرفته که از دید همه آنها پنهان بوده است. همه تفاوت‌های خود را می‌بینند اما به شباهت‌های خود کورند. آن اجماع نظر پنهانی، عقل سیاسی آن دوران است. اجماع نظر پنهانی زور و توانی بیش از هر کدام از این صداهای رنگارنگ دارد. اجماع نظر پنهانی هر دوران،  مادیت پیدا می‌کند و در یک وضعیت سیاسی متجلی می‌شود. البته آنچه در عمل مادیت پیدا می‌کند تا حدی تجلی آن اجماع پنهانی است تا حدی صورت کاریکاتوری آن عقلانیت. گاهی خیال می‌کنی واقعیت عقلانیت‌های دورانی را به تمسخر گرفته است. همه متفکران و اهل نظر و هنرمندان دهه‌های سی و چهل و پنجاه ایران، به رغم  اختلافات شدید، در استقلال سیاسی و عدالت اجماع نظر داشتند. آن اجماع نظر بود که در نظم جمهوری اسلامی مادیت پیدا کرد. حال باید بررسی کرد جمهوری اسلامی تا کجا تجلی آن عقلانیت بود تا کجا صورت تمسخر شده آن عقلانیت. از اواخر دهه شصت و بخصوص در دهه هفتاد، نیروهای لیبرال و چپ و ناسیونالیست و اسلام‌گرا، با یکدیگر در ستیز و رقابت بودند اما یک اجماع نظر پنهانی پیرامون دمکراسی میان آنها شکل گرفت. همه تحولات پس از دوم خرداد را ذیل این عقلانیت می‌توان بررسید و همزمان به این سوال پاسخ داد:  آنجه در فرایندهای انتخاباتی تحقق یافت تجلی آن عقلانیت بود یا صورت تمسخر آمیز آن؟ امروز هم شاهد ستیز میان نیروهای مختلف فکری در جامعه ایرانی هستیم. اما اجماع نظر پنهانی آنها چیست؟ به گمان نگارنده اجماع نظری در میان نیست. آنچه هست یک خالی عمیق  و تهی است. اجماع نظری که به انقلاب پیوست همه ما را دست به کار سازمان دادن به یک حکومت ایدئولوژیک کرد. اجماع نظر دهه هفتاد، همه را دست به کار سازمان دادن به دمکراسی و توسعه سیاسی ساحت.  اجماع نظر این روزها همه را دست به کار جنگ می‌کند. ما کمر به قتل یکدیگر می‌بندیم. گدازه‌های آتش به سمت یکدیگر پرتاب می‌کنیم. خانمان و سرمایه‌های پیشین را می‌سوزانیم. ما همه فرزندان دوران خود هستیم. دوران ما دوران زوال و انحطاط جمعی است. جنگ با شکست عقلانیت معطوف به دمکراسی در اواخر دهه نود آغاز شد. رویدادهای 96 و 98 هشدار خطرناک بود. در 1401 و 1404 آتش زبانه کشید و اینک با تجاوز اسرائیل و آمریکا به ایران، صورتی فوق العاده خطرناک پیدا کرده است. جنگ از درون به بیرون و از بیرون به درون زبانه می‌کشد. خانه مان آتش گرفته است آتشی جانسوز. @mjavadkashi

  • 29 июл.1 383924

    از «خلق جهان مشترک» تا تجربه بی‌خانمانی؛ امکانی دیگر برای خانه ایرانی ✍سیدفرید حاج‌سیدجوادی در نشست بررسی کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی» اثر دکتر محمدجواد غلامرضاکاشی—که با نقد و بررسی دکتر مقصود فراستخواه و دکتر رضا نجف‌زاده همراه بود—محور اصلی بحث بر ضرورت جست‌وجوی افقی تازه برای زیست جمعی ایرانیان می‌چرخید. کتاب با ایده‌ای جذاب و در عین حال حیاتی، دست بر نقطه‌ای می‌گذارد که زیست امروز ما بیش از هر زمان دیگری به آن نیازمند است: «ایجاد جهان و خانه‌ای مشترک». اما مواجهه با این ایده، پرسشی بنیادین را در ذهن برمی‌انگیزد؛ آیا صورت‌بندیِ «خانه مشترک» برای جامعه ایرانی ایده‌ای تازه است، یا ما در تاریخ معاصر و تکوین هویت ملی خود بارها و بارها به سراغ این پروژه رفته‌ایم؟ واقعیت این است که ایده بنا نهادن خانه مشترک برای زیست جمعی ایرانیان، پیشینه‌ای طولانی دارد. اگر به تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران نگاهی بیندازیم، دست‌کم سه تجربه و آزمون بزرگ را برای تحقق این سازه بی‌بدیل مشاهده می‌کنیم: تجربه صفویه، پروژه پهلوی و تجربه جمهوری اسلامی. سه آزمون تاریخ‌ساز: موفقیت‌ها و ناکامی‌ها صفویه را می‌توان موفق‌ترین تجربه در هم‌پوشانی هویت، مذهب و جغرافیا دانست؛ ساختاری که توانست در عصر خود نوعی یکپارچگی انسجام‌بخش و «جهانی مشترک» را برای تکوین ایران جدید به وجود آورد. اما دو تجربه بعدی، یعنی پهلوی و جمهوری اسلامی، پروژه‌هایی ناتمام باقی ماندند. چرا این دو تلاشِ کلان برای ساختن سقف و خانه‌ای فراگیر برای همه ایرانیان، به سرانجامی پایدار نرسید و در نیمه راه دچار گسست شد؟ پاسخ را شاید بتوان در دو عنصر کلیدی جست‌وجو کرد: «جامعه رنجور و تروماتیک» و «منطق حذف و پیرایش». بستر تروماتیک و منطق حذف هم پهلوی و هم جمهوری اسلامی در بستری شکل گرفتند که جامعه ایرانی از بحران‌ها، فروپاشی‌ها و تروماهای تاریخی، چه از درون و چه از بیرون، به شدت آسیب‌دیده و رنجور بود. در چنین وضعیت شکننده و مضطربی، پروژه ساخت خانه مشترک نه از طریق «گشودگی و رواداری»، بلکه از مسیر «پیرایش و حذف گذشته» دنبال شد. در این الگوی معماری سیاسی-اجتماعی: در دوره پهلوی، سعی شد با حذف و نادیده گرفتن سنت، مذهب و بخش‌هایی از هویت بومی، سازه‌ای مدرن بنا شود که در آن، گروه‌های وسیعی از جامعه احساس غریبگی و بی‌خانمانی کردند. در دوره جمهوری اسلامی، همین الگوی حذف به شکلی دیگر تکرار شد؛ این‌بار با حاشیه‌رانی تجدد، هویت غیرمذهبی و سبک‌های زندگی متفاوت، تا ساختاری ایدئولوژیک برپا گردد. نتیجه مشترک هر دو پروژه، تولید گروه‌هایی از «بی‌خانمان‌شدگان اجتماعی» بود. گروه‌هایی که احساس کردند سهمی از این سقف مشترک ندارند و بخش مهمی از هویت، تاریخ یا باورهایشان برای بنا نهادن خانه جدید تراشیده و دور ریخته شده است. ضرورت گام نهادن در وضعیتی آرام‌تر و روادارتر اگر قرار است ایده‌ای همچون «خلق جهان مشترک ایرانی» به سرنوشت پروژه‌های گذشته دچار نشود و از حد یک آرزوی روشنفکرانه فراتر رود، باید از تجارب گذشته درس آموخت. ساختن خانه‌ای که همه ایرانیان—با تمام تنوع‌های فکری، فرهنگی و زیستی‌شان—در آن احساس امنیت و تعلق کنند، در وضعیت اضطرار، شتاب‌زدگی و تقابل‌های کینه‌توزانه ممکن نیست. جامعه برای چنین معماری عظیمی نیاز به آرامش، رواداری و شکیبایی دارد. خانه مشترک آینده نباید بر ویرانه‌های گذشته یا بر پایه بی‌خانمان کردن بخشی از مردم ساخته شود. تنها با پذیرش تکثر، به رسمیت شناختن تروماهای تاریخی، و ایجاد فضایی برای گفتگو و رواداری است که می‌توان به صدایی واحد و خانه‌ای پایدار دست یافت؛ خانه‌ای که در آن هیچ ایرانی احساس غربت نکند.

  • 23 июл.851413из Goftar_Andisheh

    نشست‌های گفتار و اندیشه | جلسه ۹۰ تیر ماه ۱۴۰۵ بخش دوم نقد کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی» دکتر ابراهیم عباسی 00:00 دکتر‌ امیر محلاتی 11:42 دکتر محمدجواد غلامرضا کاشی 26:00 @goftar_andisheh

  • 23 июл.765312из Goftar_Andisheh

    نشست‌های گفتار و اندیشه | جلسه ۹۰ تیر ماه ۱۴۰۵ بخش اول معرفی و بررسی کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی» مقدمه، دکتر روح الله جلیلی 00:00 دکتر‌ ابراهیم عباسی 03:50 دکتر محمدجواد غلامرضا کاشی 19:00 @goftar_andisheh

  • 18 июл.1 08014

    без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • 18 июл.778614из Pardis_Ketab_Media

    🎧 فایلهای صوتی - شصت و چهارمین نشست جمعه‌های پردیس کتاب‌ 📗 سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی 📜اطلاعات بیشتر ... 🔅با حضور و سخنرانی : 🎙دکتر محمدجواد غلامرضا کاشی(نویسنده کتاب) 🎙دکتر حامد بخشی 🎙علی قدیری(دبیر ‌نشست) 🗓جمعه ۲۶ تیرماه ۱۴۰۵ 📍 شعبۀ مرکزی پردیس کتاب(مشهد بین ابن سینای ۴و۶) ®️@pardis_ketab ®️@pardis_ketab_media #جمعه_های_پردیس_کتاب #پردیس_کتاب

  • 18 июл.805522из morse_media

    #فایل_صوتی درس‌گفتار «رسانه و تکوین اجتماع مدرن» سه‌شنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴ دکتر جواد کاشی 📌سلسله نشست‌های زیست ارتباطی در جهان معاصر {تأملاتی در باب رسانه‌ها و جامعه}

  • 18 июл.85314из Goftar_Andisheh

    همزمان با دهمین سال برگزاری نشست‌های گفتار و اندیشه | جلسه ۹۰ معرفی و بررسی کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی» با سخنرانی: دکتر محمدجواد غلامرضاکاشی (نویسنده کتاب) دکتر‌ ابراهیم عباسی دوشنبه ۱۴۰۵/۰۴/۲۹ ، ساعت ۱۸ شیراز، پل معالی‌آباد، انتهای خیابان شهید کُبار، خیریه نمازی، پردیس هنر، سالن ارغوان @goftar_andisheh

  • 15 июл.3 5844646

    برای جنوب ایران آرمان ذاکری من جنوبی ام. آفتاب سوزان تابستان را از بچگی به یاد دارم. پوست های آفتاب سوخته بچه ها بعد از بازی روزانه در آفتابی که نمی رود. لبهای خشکیده و تشنه آب. شادی و قهقهه از ته دل. در کوچه های خاکی یا تازه آسفالت شده. فوتبال. در هر کوچه پس کوچه جنوب. از نفت آبادان تا شاهین بوشهر و برق شیراز ... درختان نخل و پرتقال. گاه در هم در باغی واحد. دریای جنوب. خلیج. لنج، می رود تا چابهار. آن طرف کویر که می رود تا کرمان. بچه های مو فرفری. چهره های سبزه. لهجه «او» داری که فقط خودمان می فهمیم از آبادان تا بوشهر و شیراز و کرمان همه یکی است. همه اینها جنوب هست ولی جنوبی چیزی بیش از اینهاست. چیزی که همه جنوبی ها را از زاهدان و چابهار تا کرمان و بندرعباس و شیراز و خرمشهر و آبادان به هم وصل می کند. چیزی از جنس گرما، شور، معنا، رقص، سادگی، پیوند، دوستی، عشق و غم. چیزی از جنس گیسوان بلند دختران که دلها را به هم پیوند می زند. چیزی از جنس خیام خوانی کنار ساحل بوشهر، ترانه خوانی بر کارون یا حافظ خوانی در حافظیه شیراز. جنوبی گرم است. می جوشد. می پیوندد. می سوزد. جنوبی ها همیشه محروم نگه داشته شده اند، از آن بدتر جنگ زده، اما سربلند، مقاوم، مغرور، افتاده و غمخوار هم مانده اند و خواهند ماند. جنوب همیشه رمانتیک حالا زیر موشک است. غم روی سینه هایم می نشیند. نه اینکه وقتی بقیه نقاط کشور(هایی) را می زنند دل آدم نگیرد. هر جا موشکی جانی را می گیرد و خانه ای را خراب می کند، غم آدمها، آدم را زخمی می کند. رنج، رنج می آفریند. و حالا نوبت جنوب است. «دردت به جونم» را همه جنوبی ها می گویند و می فهمند. همه از مادرشان شنیده اند. از دوستشان. از غمخوارشان. لیاقت تو صلح است، آزادی است، رفاه است، دموکراسی است، سابقه تو غلبه بر استعمار ... خیالات می کنم، روزی را که ظل آفتاب جنگ جنوب، کنار ساحل های زیبا، خنده روی لبهایت باشد. غم دور باشد و خانه دوست نزدیک.

  • 14 июл.91435из Pardis_Ketab_Media

    🔻شصت و چهارمین نشست جمعه‌های پردیس کتاب‌ خلق جهان مشترک ایرانی 🔅با حضور و سخنرانی : 🎙دکتر محمدجواد غلامرضا کاشی 🎙دکتر حامد بخشی 🎙علی قدیری(دبیر ‌نشست) 🗓جمعه ۲۶ تیرماه ۱۴۰۵ 🕗 ساعت ۱۰صبح 📍 شعبۀ مرکزی پردیس کتاب(مشهد بین ابن سینای ۴و۶) و لایو در اینستاگرام پردیس کتاب 📳 ®️@pardis_ketab ®️@pardis_ketab_media #جمعه_های_پردیس_کتاب #پردیس_کتاب

  • 12 июл.9604из morse_media

    دکتر کاشی از زدوده شدن قلمروهای آشنای دنیای قدیم می‌گوید... ‌ درس‌گفتار #رسانه_و_تکوین_اجتماع_مدرن سه‌شنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴ این درس‌گفتار ادامه دارد... t.me/morse_media

  • 12 июл.79012из morse_media

    #گزارش_خبری ⬅️ درحال گذار به صورت بندی تازه‌ای از اجتماع سیاسی هستیم 👤دکتر غلامرضا کاشی بازتاب نشست چهارم «رسانه و تکوین اجتماع مدرن» در #روزنامه_اعتماد 🗞  ۶ دی ۱۴۰۴

  • 12 июл.722из uissa1400

    علوم اجتماعی ایران سوگوار از دست دادن استاد فرهیخته شادروان اسماعیل خلیلی است. استاد خلیلی انسانی شریف، پژوهشگری ژرف‌اندیش، کنشگری خستگی‌ناپذیر در فعالیت‌های علمی انجمنی و ایران دوستی صدیق بود. وی که در سال‌های پایانی دهه پنجاه با دغدغه‌های ایران دوستانه رشته پزشکی را رها و به جامعه‌شناسی روی آورد، تا آخرین ساعات زندگی با رویکردی انتقادی به توسعه ایران و جامعه‌شناسی ایران می‌اندیشید. استاد خلیلی سال‌ها در گروه‌های علمی تخصصی و هیات مدیره انجمن جامعه‌شناسی ایران برای توسعه انجمن و جامعه‌شناسی ایران کوشید و در اولین دوره هیات مدیره اتحادیه انجمن‌های علوم اجتماعی ایران به عنوان بازرس منتخب، نقش بارزی در فعالیت‌های اتحادیه داشت. درگذشت استاد خلیلی را به همسر مهربان و فداکار، خانواده محترم، دوستان و همکاران ارجمند و به اجتماع علمی علوم اجتماعی ایران تسلیت عرض می‌کنیم و برایشان شکیبایی آرزومندیم. روان استاد خلیلی شاد و برخوردار از رحمت و مغفرت واسعه الهی و یاد خاطرشان عزیز و گرامی باد. هیات مدیره اتحادیه انجمن‌های علوم اجتماعی ایران ۶ تیر ماه ۱۴۰۵ @uissa1400 #اتحادیه_انجمن‌های_علوم_اجتماعی_ایران

  • 12 июл.45315из mashghenowofficial

    📝📝📝خانه‌ای که باید ساخت 🔺نگاهی به کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی»، نوشته‌ی محمدجواد غلامرضا کاشی ✍️جواد حیدری 🖊یک پرسش ساده را در نظر بگیرید؛ پرسشی چنان ابتدایی که فلسفه‌ی سیاسی معمولاً از کنارش می‌گذرد تا به مسائل «جدی‌تر» برسد: در جهان بودن، یعنی چه؟ و خانه داشتن در جهان، چه حسی است؟ ما عادت کرده‌ایم سیاست را با واژگانِ قدرت، حاکمیت، انتخابات و ایدئولوژی بفهمیم. اما اگر سیاست، پیش از همه‌ی این‌ها، پاسخی باشد به اضطرابی بسیار کهن‌تر چه؟- اضطرابِ بی‌پناهی انسان در جهانی که دیگر سقفی بالای سرش ندارد. کتابِ دکتر کاشی دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌کند، و همین انتخابِ نقطه‌ی عزیمت است که آن را از انبوه نوشته‌های سیاسیِ این سال‌ها متمایز می‌سازد. 🖊کاشی تصویری به‌دست می‌دهد که از یاد نمی‌رود: مردمانی پس از یک زلزله‌ی عظیم. خانه‌ها ویران شده‌اند و آن‌ها که جان به در برده‌اند، در کوچه‌ها و خیابان‌ها سرگردان‌اند. هیچ تکیه‌گاهی نمانده است. این، تشخیصِ او از وضعِ ماست؛ وضعی که نامش را «بی‌خانمانی» می‌گذارد. ما در دورانی زندگی می‌کنیم که سایه‌ی سنگینِ ایدئولوژی‌های بزرگ- آن وعده‌های پرشکوهِ قرن بیستمی- از سرِ شهر برداشته شده است. روزگاری این ایدئولوژی‌ها کارکردی پنهان داشتند: به انسانِ آواره‌ی مدرن خانه‌ای می‌دادند، حسِ تعلق می‌بخشیدند، ترسِ وجودی‌اش را تسکین می‌دادند. اما اکنون فرو ریخته‌اند و ما، مانند بازماندگانِ آن زلزله، در فضای باز ایستاده‌ایم. 🖊آنچه کاشی در اینجا انجام می‌دهد، در ظاهر ساده اما در عمق رادیکال است. او نشان می‌دهد که در برابر این بی‌خانمانی، دو واکنشِ آشنا وجود دارد و هر دو، در بنیاد، یک چیزند: حسرتِ بازگشت. یکی می‌گوید به شکوهِ ایرانِ باستان بازگردیم، دیگری به صفای صدرِ اسلام. کاشی با ظرافتی که آدمی را به یاد تبارشناسیِ فکری خاص او می‌اندازد، نشان می‌دهد که این دو رقیبِ سرسخت، در حقیقت هم‌خانواده‌اند: هر دو به استعاره‌ی «بازگشت به خانه‌ی پدری» چنگ زده‌اند؛ خانه‌ای که- و این جمله‌ی کلیدی کتاب است- دیگر وجود ندارد. 🖊ما به‌نحوی دردناک پذیرفته‌ایم که خانه‌ای نیست که به آن بازگردیم. و اینجاست که نویسنده استعاره‌ی خود را می‌نشاند: به جای بازگشت به خانه، احداثِ خانه. خانه دیگر موضوعی مربوط به دیروز نیست، مربوط به فرداست. این جابه‌جاییِ به‌ظاهر کوچک، تمام جهتِ نگاهِ ما را برمی‌گرداند: از نوستالژی به سوی ساختن، از سوگواری به سوی کار. 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6428 #جواد_حیدری #جواد_کاشی #کتاب 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

  • 12 июл.3954из Shariati_SCF

    دفاع پایدار و عقلانی از امر ملی محمدجواد غلامرضاکاشی «امر ملی» دلالات گوناگون دارد. به هر آن چیزی دلالت می‌کند که به همگان تعلق دارد و سود و زیانش دامن‌گیر همه می‌شود. مردم ما یکصد و اندی سال است بر سر مصادیق امر ملی فرقه فرقه شده‌اند. گروهی خیال کردند دفاع از سنت امر ملی است، دیگری توسعه و مدرنیته را امر ملی دانست. یکی از آزادی گفت دیگری از اسلام. یکی میراث ایران باستان، زبان و فرهنگ باستانی ایران را امر ملی دانست دیگری فراموشی این همه و توجه به دنیای جدید را مطمح نظر قرار داد. تنها چیزی که در آن اختلافی نیست، سرزمین است. رویاروی دشمن تجاوزگر خارجی برجسته می‌شود و به مثابه مصداق بی بدیل امر ملی ظهور می‌کند. آنچه در ماه‌های اخیر و پس از تجاوز آمریکا و اسرائیل شگفتی همگان را برانگیخت، تردید در این اصل مسلم بود. ادامه‌ی متن ‌ #بنیاد_فرهنگی_دکتر_علی_شریعتی 🆔@Shariati_SCF

  • 12 июл.352из iranianhht

    📔رونمایی و نقد و بررسی کتاب؛ سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی ‌ ناقدان: #دکتر_محمد_علی_اکبری #دکتر_احمد_بستانی مولف کتاب: #دکتر_جواد_کاشی مدیر_نشست: #دکتر_ابوالفضل_دلاوری ‌ ‌🗓شنبه 23 خرداد 1405 ساعت 17 ‌ ‌🏡تهران، خیابان وليعصر، خیابان شهيد بهشتي، خیابان خالد اسلامبولي، نبش کوچه دهم، مرکز نشر دانشگاهی ‌ 🔹برنامه به صورت حضوری برگزار می گردد. 🔹ورود برای عموم آزاد و رایگان است. ‌ 💢نشر اگر💢 💢مرکز نشر دانشگاهی💢 💢انجمن علمی مطالعات صلح ایران💢 💢خانه اندیشمندان علوم انسانی💢 ‌ 🆔 @iranianhht