Moja's place
Статистикаاگر علاقمند به مسائل عمیق نیستید یا اگر به دنبال محتوای زرد، روزمره، غیر جدی و دلنوشته میباشید؛ این کانال برایتان مفید نخواهد بود.
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 25
- Всего постов
- 40
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 83
- 1/48двое суток
- 95
- 1/72трое суток
- 102
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
راه مشارکت در کمپین «برای لبخند اول مهر» شماره کارت: 6219861901599091 به نام: محمد جوادی در صورت تمایل، پس از واریز، تصویر رسید را به آیدی @mohammad_javaadi ارسال کنید. سپاس از اینکه در ساختن لبخندِ اول مهرِ چند دانش آموز سهیم هستید. ❤️
از این به بعد هر پولی جمع بشه، صرف خرید کیف مدرسه میشه
کیف هم میخوایم بخریم
شاید فکر کنید کارمون تموم شده ولی نه
به قول مامان بزرگم: ″بیر اَکی، مین گوتوری″ (یکی بکاری، هزار تا برداشت کنی)
تشکر از همهٔ عزیزانی که مستقیم یا غیرمستقیم به خریداری این پک ها کمک کردن ❤️
فاکتور خرید ها
без подписи
۲۰ عدد پک لوازم التحریر (دخترانه و پسرانه) خریداری شد. ۱ پک هم آقای فروشنده اهدا کردن. جمعاً ۲۱ پک.
محتویات پک: دفتر صد برگ ۱ عدد دفتر ۵۰ برگ ۲ عدد دفتر نقاشی ۱ عدد مداد ۲ عدد پاک کن ۲ عدد تراش ۱ عدد مداد رنگی ۱۲ رنگ دفترچه یادداشت عدد ست خط کش، گونیا و نقاله جامدادی برچسب اسم قیمت حدودی پک: ۷۰۰
امروز رفتم خرید کل مبلغ رو لوازم التحریر خریدم.
سلام به همگی
طبیعی است که آغازها زیبا باشند، زيرا منطقی نیست کسی نزدت بیاید و بگوید: سلام، من آدم پَستی هستم. (داستایوفسکی میگه) (@mahdyartian)
طبیعی است که آغازها زیبا باشند، زيرا منطقی نیست کسی نزدت بیاید و بگوید: سلام، من آدم پَستی هستم. (داستایوفسکی میگه) (@mahdyartian)
میان شاید و کاش میل ارضا نشده، هر چقدر هم سنگین باشد، هنوز رو به آینده دارد؛ هنوز «شاید»ی در کار است، هنوز امکان رسیدن، جبران یا انتخابی دیگر وجود دارد. اما ندامت، درد چیزیست که دیگر نمیتوان تغییرش داد. آدم نه تنها از آنچه میتوانست داشته باشد، بلکه از آنچه میتوانست انجام دهد و نداد رنج میبرد. آینده هر چقدر نا معلوم باشد، امکان دارد گذشته هر چقدر آشنا باشد، دیگر امکان نیست. — با الهام از آرتور شوپنهاور ✍ محمد جوادی
без подписи
مغزم داره پاره میشه از اینکه همهچیز در هر لحظه "سیاسی" شده و نمیشه هم نباشه. خبر اکبر عبدی که اومد، خب ناراحت شدم و فورا توی ذهنم مرور کردم که مواضع سیاسیش چی بود و چجور انسانی بود؟ تسلیتی بنویسم یا ننویسم؟ اکت و حرف سلبریتیِ زنده و مرده، سیاسی شده و وقتی هر صبح اینترنت و سپس ویپیان رو روشن میکنم و وقتی شیر و بیسکوئیت میخرم، یاد سیاست میفتم. فکر میکنم شهروندی که زندگی آرامی در کشور توسعهیافته داره، خوشبختیش در اینه که میتونه از سیاست و امر سیاسی فاصله بگیره. چون داره "زندگی" میکنه. درست گفتن که "یک سیستم سیاسی خوب، سیستمیه که نامرئی باشه!". یعنی آدمیزاد اصلا متوجه حضور سیاست در زندگیش نباشه از بس که همهچیز سر جاش، برقراره. میدونم که شرایط طوری نیست که ما امر سیاسی رو نادیده بگیریم اما خستگی و پارگی مغز هم یک واقعیته. @nabayad_m
без подписи
شاید یکی از نشانه های جامعهٔ سالم این باشد که کسی بتواند بگوید «من سیاسی نیستم» و جامعه، او را به خاطر این انتخابش سرزنش نکند.
شاید یکی از تفاوتهای جامعهٔ متمدن و جامعهٔ گرفتار همین باشد: در اولی، سیاست بخشی از زندگی است در دومی، زندگی بخشی از سیاست. ✍ محمد جوادی