tgindex
𝖡𝗅𝗎𝖾 𝗂𝗇 𝖦𝗋𝖾𝖾𝗇 🕊

𝖡𝗅𝗎𝖾 𝗂𝗇 𝖦𝗋𝖾𝖾𝗇 🕊

Статистика
@ADeadlySinКнигиперсидский

Daisies 𝗁𝗎𝗀 𝗁𝖾𝗋 𝗂𝗇 𝗀𝗋𝖾𝖾𝗇 𝖳𝗁𝗈𝗎𝗀𝗁𝗍𝗌. ‹کلمات، جاری‌اند.› ᯓ★ T.me/BlueInGreenBot

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
36
Всего постов
36
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
4 533
−8 за 3 дн.
Сутки
−2
−0,04%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
375
36 постов
Вовлечённость
8,3%
к подписчикам
Постов в день
5,1
всего 36
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
329
1/48двое суток
377
1/72трое суток
406

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 14 авг.1946из lotus_area

    خوشحالم که هنوز عاشقشی. منم عاشقشم؛ چون باید باشیم. چون زندگی رو باید خواست، با همه حالاتش. حتی وقتی که داری اشک می‌ریزی، حتی وقتی که به‌نظر می‌رسه یه لایه غبار غلیظ روی عینکی که دنیا رو باهاش می‌بینی نشسته. می‌فهمم که ترسناکه، اما اون احساسات شفاف رویا نبودن. بخش زیبایی از زندگیت بودن، و ممکنه باز هم روزی تجربه‌شون کنی. ما این‌قدر توی زندگی دگرگون می‌شیم و تغییر می‌کنیم که به‌نظر می‌رسه این ترسیدنه بیشتر حیرت باشه تا ترس. به حالات قبلیت نگاه می‌کنی و به‌نظرت میاد که یه آدم دیگه بودی، که بودی. آدمی بودی که این بخش هنوز بهش اضافه نشده بود، و نسخه کوچک‌تر و کم‌تجربه‌تری از تو بود، اما ازت جدا نیست و هنوز هم درون توئه. حالا طیف مغزت گسترده‌تر شده، و اون ظرافت‌ها ناپدید نشدن، فقط ازشون دور شدی.. که هر عاملی می‌تونه باعث بشه دوباره ببینیشون، و این‌دفعه بالغانه‌تر ببینیشون.

  • 14 авг.3131из Letters 💌

    میشه از این بچه حمایت کنی https://t.me/anjomanposhti/35003?single

  • نمی‌دونم دیگه دنیا باید باهام چی‌کار بکنه که از امید داشتن دست بکشم. هر دفعه صدها بار در آنِ واحد از هر سو بهم لگد می‌زنه تا از شرِ من و امیدی که مثل جوجه اردک زشت پشت سر من راه افتاده خلاص بشه، اما هر لگدی که نثار من می‌شه، از جون من کم و به جون این جوجه…

  • خودم هم حرف‌های خودم رو گاهی فراموش می‌کنم...

  • 14 авг.37031из Letters 💌

    ماهور گفته بود: مهم نیست چی می شه، امید همه جا مثل جوجه اردک زشت دنبالم می کنه!

  • نه به این شدت، ولی ای‌کاش :)

  • 14 авг.36321из Letters 💌

    https://t.me/ADeadlySin/46206 ماهور، هرکاری هم کنه بازم امید درونش قفل و زنجیر شده:)

  • موافقم تولا💘

  • به همین خاطره که من و تولا بعد از گذشت یک سال و اندی هنوز زنده‌ایم.

  • همونطور که اتفاقات خوش زندگیمون تموم شدن اتفاقات بد هم تموم میشن هیچکدومشون ابدی نیستن. اگر باشن ما خودکشی خواهیم کرد.👏🏻👏🏻👏🏻

  • احساس می‌کنم یک طلسم جمعی بستن رو هممون.

  • هرچه بیشتر در پی امید باشی، همانقدر از تو دور تر می‌شود و هرچه بیشتر امیدوار باشی، همانقدر به تو ضربه خواهد زد

  • می‌دونی؟! نمی‌تونم زمانی که زنده نیستم گم‌ بشم.

  • دنبال فقط یک مثقال امید گشتن که تو رو زنده نگه داره لازمه...

  • نگرد دنبال هیچ چیزی. نه امید نه خوشحالی. با دنبالشون گشتن پیدا نمیشن اگه لازمه بذار گم شده باشی.

  • دینگ دینگ: ماری می‌گفت: «جایی که حالت خوب نیست نباید بمونی.»

  • من عاشق زندگی‌ام/بودم. اما انگار نسبت به زیبایی‌هایی که قبلاً ازش می‌دیدم نابینا شدم و این من رو می‌ترسونه. انگار همه‌ی اون احساسات شفاف، رویایی بیش نبودن و حالا من، با طیفی دنیا رو می‌بینم که این ظرافت‌ها در اون طیف مشهود نیستن.

  • 12 авг.401удалён 15 авг.

    https://t.me/heyvanatemdad/5690?single این اورژانسیه میشه فرواردش کنید لطفا؟

  • متاسفانه صفحات این کتاب تموم شد. مدت‌ها فکر می‌کردم که باید در یک شرایط کاملاً مهیا و کامل بخونمش؛ انتظار داشتم آرمیده روی پر و بال یک قوی بالغ، در یک شب پاییزی، با یک نور کافی که از ماه کامل منشعبه، در حالی که صدای آب رو می‌شنوم و جرعه به جرعه نوشیدنیم رو می‌نوشم و در کلمه‌ها غرق می‌شم کتاب رو بخونم، اما زمانی‌که در میانه‌های کتاب بودم، یکی از جالب‌ترین دوستانم رو از دست دادم و بیش‌تر به این کتاب پناه آوردم، عمیق‌تر و پرشورتر می‌خوندمش تا بتونم به جواب سوال‌هام برسم، خودم رو جای شخصیت می‌ذاشتم و سعی می‌کردم بهتر درکش کنم، چون فکر می‌کردم دوستم رو شاید این‌طوری بهتر بشناسم؛ ولی ناگهان ترسیدم و کتاب رو بستم. احساس کردم اتفاقات اطرافم و چیزی که در درون منه، با «استر» همذات‌پنداری کرده. گاهی فکر می‌کردم «استرم» و به جای اون فکر می‌کردم، فکر می‌کردم که اگر استر جای من بود چی‌کار می‌کرد؟ و این من رو می‌ترسوند. با همین روال بود که کتاب رو کلمه به کلمه می‌خوندم و عجیب‌ترین روزهای زندگیم رو می‌گذروندم ولی همزمان به اعجاز «پذیرش» و «عادت کردن» هم اعتماد داشتم.

  • شما به «سیلویا ‌پلات افکت» معتقدید؟

𝖡𝗅𝗎𝖾 𝗂𝗇 𝖦𝗋𝖾𝖾𝗇 🕊 — tgindex