مشاوری(آموزش مهارت های حرفهای مشاوراملاک)
Статистикаآدرس پیج اینستاگرام : https://instagram.com/moshaveri.ir آدرس وب سایت: www.moshaveri.com شماره تماس دفتر موسسه : ۰۲۱۸۸۸۸۳۸۳۸
- Последний пост
- 1 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 328
- 1/48двое суток
- 375
- 1/72трое суток
- 405
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
💢اعترافات یک مدیرِاملاک در جلسه مشاوره سیستمسازی *قسمت هفتم : همه دردسرهای فایلینگ! «داداش، من واقعاً دیگه به بنبست رسیدم! انگار هر چی تلاش میکنم، دارم میرم عقبتر. از یه طرف مشاورام برای اینکه فقط زنگخور بگیرن و خودشون رو فعال نشون بدن، فایلهای فیک و دروغی میزنن. مشتری با کلی امید زنگ میزنه، وقتی میفهمه ملک نیست یا قیمتاش اشتباهه، چنان شاکی میشه که انگار من شخصاً بهش توهین کردم! هر روز یه نفر زنگ میزنه و فحشم میده چون آگهی اشتباه گذاشتیم. برند دفترم که سالها برای ساختنش وقت گذاشتم، داره جلوی چشمم نابود میشه و تبدیل میشه به "دفترِ آگهیهای الکی". 🤦♂️ از اون طرف، وقتی میشینم به وضعیت جذب فایل نگاه میکنم، ته دلم میلرزه. میبینم کل سیستم جذبمون فقط شده "دیوار"! اگه یه روز این اپلیکیشن نباشه، یا یه جوری دسترسیمون رو محدود کنه، ما عملاً هیچ فایلی نداریم. دیتابیس دفترم یه مشت کاغذ پارهس و هر چی فایل هم داریم، کل شهر دارن و رقابتمون شده جنگِ نردبان و قیمت! راستش هر کاری که از دستم برمیاومد کردم. از تبلیغات اینور اونور گرفته تا پخش تراکت تو محله و حتی پیامکهای انبوه؛ هر چی فکر کردم امتحان کردم ولی هیچکدوم جواب نداد یا تهش یه زنگخور الکی میگرفتیم که تهش به قرارداد ختم نمیشد. اما بدتر از همه اینه که حس میکنم دارم برای بقیه کار میکنم! مشاورا میان، از امکانات دفتر و اسم من استفاده میکنن، فایل جمع میکنن و هر وقت میخوان میرن. هر کی میآد برای خودش یه دیتابیس شخصی میسازه و فایلهاش رو به دفتر نمیده. هر روز یه مشاور میره و با خودش کل سرمایه اطلاعاتی دفتر رو میبره. من عملاً به هیچ فایلی دسترسی ندارم و هر بار که یه مشاور میره، انگار یه تیکه از دفترم کنده میشه و میره... واقعاً آچمز شدم! نمیدونم چطوری باید از این وضعیت بیام بیرون. حس میکنم دارم توی یه چرخهی باطل میچرخم که تهش فقط ضرره و از دست دادن اعتبار...» «گروه آموزشی مشاوری» گروه آموزشی مشاوری متخصص سیستمسازی و توسعه کسب و کار دفاتراملاک احمد انصاری 🆔 شناسه: https://ble.ir/Moshaveriir
💢اعترافات یک مدیرِاملاک در جلسه مشاوره سیستمسازی *قسمت ششم: دیوار واقعا شده دیوار بین من و موفقیت! من دیگه واقعاً دارم میکشم... این دیوار لعنتی دیگه داره کل سود دفتر رو میبلعه! 🤦♂️ امروز نشستم حساب کتاب ماه رو کردم، مبلغی که بابت نردبان و شارژ آگهی دادم، تبدیل شده به یک اجارهبها برای خودِ دیوار! انگار من فقط دارم کار میکنم تا پول نردبانهای دیوار رو دربیارم. بدتر از همه اینه که اگه یه روز نردبان نگیرم، انگار از صفحه روزگار محو شدم و زنگخورم میافته. واقعاً توی یه تله افتادم؛ از یه طرف مجبورم هر روز کلی هزینه کنم تا فقط دیده بشم، از طرف دیگه میبینم تهِ ماه هیچ سودی برام نمیمونه چون هزینههای تبلیغات داره همهچیز رو میخوره. راه نجات از این وضعیت چیه؟ یعنی راهی هست که بدون این اعتیاد به نردبان و هزینههای سرسامآور، بتونم زنگخور داشته باشم و فایلهام رو بفروشم؟ چون واقعاً این مدل بازاریابی داره من رو زمین میزنه...» داشتم به وضعیت دفتر فکر میکردم و به این نتیجه رسیدم که ما به شدت به دیوار وابسته شدیم و این وابستگی داره ما رو نابود میکنه. ما تبدیل شدیم به "نردبانزنهای حرفهای"! هر چی تلاش میکنیم فایلهای خوب بگیریم، فقط برای اینه که توی دیوار نمایش بدیم و بعدش کلی هزینه کنیم تا بالا بیایم. حس میکنم استراتژی بازاریابی ما فقط دیوار و نردبانه. مشکل اینجاست که من هیچ منبع جذب مشتری یا فایل اختصاصی ندارم که بهش تکیه کنم. اگه دیوار فردا بسته بشه، دفتر من عملاً تعطیل میشم چون هیچ برندینگ و سیستم جذب مشتریِ مستقل ندارم. من میدونم که باید از این وضعیت بیام بیرون، ولی هر وقت میخوام آگهی و نردبانها رو کم کنم، میترسم زنگهام قطع بشه. واقعاً نیاز دارم یاد بگیرم چطور سیستم جذب مشتری رو طوری بچینم که وابسته به هیچ پلتفرم خاصی نباشم و سودم رو نخوره...» 👇👇👇👇👇 لطفا با همکاران تون و کسانی که برای شما عزیز و مهم هستند به اشتراک بگذارید👍 احمد انصاری آموزش مشاوران املاک 👋✈️📣💬کانال تلگرام https://t.me/moshaveriamlak
💢اعترافات یک مدیرِاملاک در جلسه مشاوره سیستمسازی *قسمت پنجم : دیگه برای حرفای من تره هم خورد نمیکنن!!! واقعاً دارم دیوونه میشم... من دیگه نمیخوام هر روز صبح نقش پلیس و ناظم رو بازی کنم! 🤦♂️ امروز دوباره همون داستان همیشگی بود. ساعت ۱۰ و نیم شد، نصف بچهها هنوز نیومده بودن، اون یکی هم که اومده بود، نیم ساعت بعد برای یه "کار شخصی" زد بیرون و دو ساعت بعد برگشت. هر چی بهشون میگم دفتر یه نظم و قانونی داره، فقط یه لبخند میزنن یا میگن "خب بازارماست دیگه، هر وقت مشتری زنگ بزنه باید بریم". استاد ، من حس میکنم اینا دفتر من رو با کافیشاپ اشتباه گرفتن! من هر روز دارم انرژیمو میذارم روی این تیم، ولی تهش میبینم هیچکس به ساعت و نظم اهمیتی نمیده. چون منم بلد نیستم چطوری بدون اینکه "بدجنس" به نظر برسم، نظم رو برقرار کنم. واقعاً خسته شدم از اینکه باید برای هر ریز و درشت با مشاورام بجنگم...» راستش داشتم به این فکر میکردم که اشتباه بزرگ من این بود که فکر کردم اگه با بچهها رفیق باشم و محیط رو خیلی دوستانه کنم، خودشون نظم میگیرن و به دفتر تعهد میکنن. اما نتیجهاش شد این: الان دیگه هیچکس به ساعت اهمیتی نمیده. هر کی هر ساعتی دلش بخواد میآد و میره. من چون نمیخواستم رابطهم باهاشون خراب بشه یا فکر کنن مدیر سختگیرم، هیچ قانونی رو سختگیرانه اجرا نکردم. ولی حالا میبینم که همین "مهربانی" باعث شد نظم دفتر کاملاً بههم بریزه و حتی مشاورهای خوبم هم دارن شل میشن. حس میکنم در محیط کاری خودم، اختیار ندارم. هر وقت میخوام تذکر بدم، یه جوری نگاه میکنن که انگار من دارم سختگیری میکنم. واقعاً نیاز دارم بدونم چطور میشه بدون اینکه تیم رو از دست داد، یک "سیستم انضباطی" ایجاد کرد که همه بدون اعتراض رعایتش کنند...» 👇👇👇👇👇 لطفا با همکاران تون و کسانی که برای شما عزیز و مهم هستند به اشتراک بگذارید👍 احمد انصاری آموزش مشاوران املاک 👋✈️📣💬کانال تلگرام https://t.me/moshaveriamlak
💢اعترافات یک مدیرِاملاک در جلسه مشاوره سیستمسازی *قسمت چهارم : این جلسات روزانه و هفتگی دیگه لج منو درآورده! واقعاً دارم دیوونه میشم... باز هم امروز همین اتفاق افتاد. ساعت ۸ جمع شدیم که قرار بود جلسه هماهنگی باشه و برنامههای روز رو بچینیم، ولی یهو یکی شروع کرد به نالیدن از اینکه بازار راکده، اون یکی شروع کرد به غیبت کردن از یه مشاور دیگه، و منم که سعی میکردم جمعش کنم، تهش دیدم یک ساعت گذشته و ما فقط "ناله" کردیم! پاشدیم از جلسه، هر کی رفت سر جای خودش، ولی هیچ برنامهای نبود، هیچ هدفی تعیین نشد و فقط یه دنیا انرژی منفی گرفتیم. ببین استاد، من دیگه نمیتونم هر روز صبح یه ساعت از وقتم رو تلف کنم به این مدل جلساتی که تهش فقط "گپ و گفت" و "شکایت از دنیاست". واقعاً نمیدونم چطور باید این جلسات رو از این وضعیت دربیارم که تبدیل بشه به یه ابزار برای پیشبرد کار، نه یه باشگاه برای تخلیه عصبانیت!» «داشتم به این فکر میکردم که چرا تیم من با اینکه مهرههای خوبین، ولی خروجیشون اون چیزی نیست که میخوام... تازه متوجه شدم که ما اصلاً "جلسه" نداریم، ما فقط "جمع میشیم". هر صبح ساعت ۸ دور هم میشینیم، ولی هیچ دستور جلسهای نیست، هیچ هدف مشخصی دنبال نمیشه و تهش جلسه تبدیل میشه به یه فضای دوستانه که هر کی میگه بازار چقدر سخته یا فلانی چه کار کرد. میبینم که من به عنوان مدیر، توی این جلسات فقط نقش "تذکر دهنده" رو دارم و هیچ کنترلی روی روند جلسه ندارم. حس میکنم این جلسات صبحگاهی به جای اینکه مشاورها رو شارژ کنه، داره انرژیشون رو میگیره و اونا رو میبره سمت منفیگرایی. واقعاً نیاز دارم بدونم یه جلسه "مثمرثمر" در دفتر املاک چطوریه و چطور باید این عادتِ غلطِ غیبت و ناله رو از تیمم بگیرم...» 👇👇👇👇👇 لطفا با همکاران تون و کسانی که برای شما عزیز و مهم هستند به اشتراک بگذارید👍 احمد انصاری آموزش مشاوران املاک 👋✈️📣💬کانال تلگرام https://t.me/moshaveriamlak
💢اعترافات یک مدیرِاملاک در جلسه مشاوره سیستمسازی *قسمت سوم : استرس اتاق نشست و قرارداد منو میکشه آخر! «سلام استاد راستش امروز بعد از جلسه مشاوره ، نشسته بودم و داشتم به این فکر میکردم که کجای کارم اشتباهه. ۱۲ سال میشه که توی بازار املاک تهران دستوپا میزنم، یه دفتر ۱۰۰ متری دارم با ۵ تا مشاور که هر کدوم به جای خودش خوبن، اما هرچند وقت یکبار دوباره همون اتفاق همیشگی میافته. یه مورد داشتیم که از هر نظر عالی بود، همه چی ردیف بود و فقط مونده بود طرفین بیان و امضا کنن... اما توی جلسه نهایی، به خاطر یه تضاد کوچک در مذاکره و نبودِ یه ساختار مشخص، جلسه به هم خورد و مشتری رو از دست دادیم. عجیبترین چیز اینه احمد جان، که من با این همه سابقه و این تیم، هنوز دارم روی "شانس" حساب میکنم! یعنی هر بار که وارد اتاق قرارداد میشیم، امیدواریم که جلسه خوب پیش بره، چون هیچ "نقشه راه" یا پروتکل مشخصی برای بستن قرارداد نداریم. فهمیدم هر چقدر هم دفترم شیک باشه یا مشاورام با تجربه باشن، اگه سیستمِ "بستن قرارداد" نباشه، ما فقط داریم وقت تلف میکنیم و سودهای چند صد میلیونی رو از دست میدیم. واقعاً خستهام از اینکه میبینم با وجود این همه تجربه، هنوز تا لحظه آخر نگرانی دارم و نمیتونم قراردادها رو با اطمینان جمع کنم...» حالا به اینا اضافه کنید اگر خودم نباشم که دیگه هیچی یا بچه ها جلسه نمیزارن چون میترسن کار رو نتونن جمع کنن و بدتر کار پاره بشه. یا اگر جلسه بزارن من استرس دارم که چی مینویسن و مدارک و چک میکنن یا نه و این قبیل نگرانی ها. نمیدونم کاریش میشه کرد یا نه؟ 👇👇👇👇👇 لطفا با همکاران تون و کسانی که برای شما عزیز و مهم هستند به اشتراک بگذارید👍 احمد انصاری آموزش مشاوران املاک 👋✈️📣💬کانال تلگرام https://t.me/moshaveriamlak
💢اعترافات یک مدیرِاملاک در جلسه مشاوره سیستمسازی *قسمت دوم : نگو دپارتمان ، بگو شیر تو شیر و بلاتکلیف خونه!!! «سلام استاد ، وقتت رو میگیرم ولی واقعاً نیاز داشتم باهات حرف بزنم... راستش امروز دیگه به تهِ کلافی رسیدم. میدونی مشکل کجاست؟ من فکر میکردم دفترم داره رشد میکنه چون شلوغه، ولی امروز فهمیدم دارم یه "بلاتکلیف خونه" رو اداره میکنم، نه دپارتمان املاک! ببین، من ۳ تا مشاور دارم که همهشون خوبن، ولی واقعیت اینه که هیچکدومشون "مشاور" نیستن. یکیشون نصف روزش رو میگذرونه که عکسهای دیوار رو عوض کنه و کپشن بنویسه، اون یکی عملاً تبدیل شده به منشی دفتر و داره تلفنهای تکراری رو جواب میده، اون یکی هم که هر چی بشه میره دنبال کارهای اداری و رانندگی. طوری شده موقع استخدام نمیدونم وقتی میپرسن کار من چیه؟ چی جواب بدم. مثلا امروز یه مشتری اومد دفتر، دقیقاً همون لحظهای که مشاورِ درجهیکم داشت با عصبانیت با یه عکاس دعوا میکرد سر اینکه عکسها دیر رسیده! من خودم داشتم با کولر گازی که خراب شده بود ور میرفتم. خدماتیمون رفته بود چندتا فیش رو پرداخت کنه. مشتری یه نگاه به هرجومرج دفتر کرد، یه نگاه به مشاورم که دستپاچه شده بود و بدون اینکه بشینه گفت یه کارت به من بدید لطفا بعدا زنگ میزنم! توی اون لحظه حس کردم هر چقدر هم اسم دپارتمان روی تابلوم باشه، ما در واقع یه دفتر املاک معمولی هستیم که فقط دارن دستوپا میزنن. من خستهام از اینکه هر روز باید ۱۰ تا نقش مختلف بازی کنم و مشاورام هم به جای اینکه روی "قرارداد" تمرکز کنن، دارن روی "کارهای پیشپاافتاده" وقت تلف میکنن. واقعاً نمیدونم چطور باید این هرجومرج رو جمع کنم...» من مشاور استخدام کردم که برام قرارداد ببنده، اما میبینم دارن نقش منشی و ادمین دیوار رو بازی میکنن! انگار همه داریم همه کار میکنیم و هیچ کاری نمیکنیم! هر روز صبح بلاتکلیفیم یعنی هرچه پیش آید ، خوش آید... 👇👇👇👇👇 لطفا با همکاران تون و کسانی که برای شما عزیز و مهم هستند به اشتراک بگذارید👍 احمد انصاری آموزش مشاوران املاک 👋✈️📣💬کانال تلگرام https://t.me/moshaveriamlak
💢اعترافات یک مدیرِاملاک در جلسه مشاوره سیستمسازی *قسمت اول: من یک قهرمانم ، لطفا نجاتم بده!* 🔹«راستش آقای انصاری، من سالهاست که دارم با خودم میجنگم. از بیرون، همه میبینن که من یه مدیر موفقم؛ دفترم تو بهترین نقطه شهره، مشاورای زیادی دورم جمع شدن و اسمم توی منطقه بلنده. اما حقیقت اینه که من هر روز صبح با این حس بیدار میشم که یه زنجیر نامرئی دور گردنم پیچیده شده... زنجیری که اسمش رو گذاشتم "قهرمان محتاج"! میدونی دردش کجاست؟ اینکه من تبدیل شدم به "سربازِ ارشدِ" دفتر خودم. من یه "تکستاره" ساختم، اونم خودم! مشاورام فقط بلدن مشتری رو از خونهاش بیارن، تا دم در دفتر منتظر بمونن و بعد با یه لحنی بگن: "بیا آقای …حالا تو مدیریت کن، تو قیمت رو ببند، کمیسیون رو ببند ، قرارداد رو جمع کن چون فقط تو میتونی این قرارداد رو قطعی کنی!" من تبدیل شدم به "پاشنهآشیل" دفترخودم. یعنی هر چی بیشتر رشد میکنم، این کسبوکارم بیشتر به من وابسته میشه. اگه من یه روز نباشم، یا حتی اگه فقط بخوام یه هفته برم استراحت کنم و گوشی رو خاموش کنم، میدونم ممکنه کل این ساختار مثل یه دومینو فرو بریزه. چون فکر میکنم تقریبا هیچکس بلد نیست بدون حضور من، کارش رو درست انجام بده. جناب انصاری، من تو یه تله افتادم. من فکر میکردم هر چی مشاور بیشتر بگیرم، راحتتر میشم... اما برعکس شد! حالا هر چی تیمم بزرگتر میشه، فشار روی دوش من بیشتر میشه چون همه منتظرن من بگم چی کار کنند. من یه بیزنس ساختم که بدون "من" نفس نمیکشه. این یعنی من مالک یه شرکت نیستم، من فقط یه شغلِ سخت برای خودم ساختم که از هر جای دیگه طاقتفراتره. من واقعاً خسته شدم از اینکه "قهرمان" باشم... من میخوام فقط یک "مدیر" باشم که سیستمش میچرخه و من فقط نظارهگرِ رشدشم. واقعاً میخوام بدونم چطور میشه از این وضعیت "وابستگی مطلق" خارج شد...» 👇👇👇👇👇 لطفا با همکاران تون و کسانی که برای شما عزیز و مهم هستند به اشتراک بگذارید👍 احمد انصاری آموزش مشاوران املاک 👋✈️📣💬کانال تلگرام https://t.me/moshaveriamlak
از فردا…
پادکست مشاوری قسمت هشتاد و هفتم کایزن چیست؟ کاکوشین چیه؟ بهبود مستمر یا جهش بزرگ؟ پست اینستاگرامی👇🏻 https://www.instagram.com/reel/DQgb3kVCH1P/?igsh=NWY5eHRlem1rZ3lj لطفا با همکاران تون و کسانی که برای شما عزیز و مهم هستند به اشتراک بگذارید👍 احمد انصاری آموزش مشاوران املاک کانال تلگرام https://t.me/moshaveriamlak
پادکست مشاوری قسمت هشتاد و ششم مکانیزم ماشه!!! چه کنیم؟!⚠️🤔😵💫 لطفا با همکاران تون و کسانی که برای شما عزیز و مهم هستند به اشتراک بگذارید👍 احمد انصاری آموزش مشاوران املاک کانال تلگرام https://t.me/moshaveriamlak
Live stream finished (4 minutes)
Live stream started
قسمتی از مقدمهی کتاب: کسب و کارم را چگونه ساختم خلاصه داستان امیدواریها و نا امیدی ها و همچنین فراز و فرودهای صدها کارآفرین و کسب و کار موفق در دنيا لطفا با همکاران تون و کسانی که برای شما عزیز و مهم هستند به اشتراک بگذارید احمد انصاری آموزش مشاوران املاک کانال تلگرام https://t.me/moshaveriamlak
без подписи
ماتریس SWOT بومی سازی شده دفاتر مشاور املاک ۴ استراتژی کلی ویژه شرایط کنونی دریافت چک ایست ارزیابی نقاط ضعف و قوت کسب و کار دفتراملاک شما در انتهای ویدئو سوال : دفترم دیگه مثل قبل رونق نداره یا اون چیزی که دلم میخواد نیست. چکار کنم؟ جمعش کنم یا ادامه بدم یا چی؟ لطفا با همکاران تون و کسانی که برای شما عزیز و مهم هستند به اشتراک بگذارید👍 احمد انصاری آموزش مشاوران املاک کانال تلگرام https://t.me/moshaveriamlak
فایل PDF قابل چاپ کارتکس فعالیت روزانه مشاورین از مجموعه فرمهای دوره سیستم سازی و مدیریت دفاتر املاک “ستاپ” توضیحات صوتی در کانال تلگرام لطفا با همکاران تون و کسانی که برای شما عزیز و مهم هستند به اشتراک بگذارید👍 احمد انصاری آموزش مشاوران املاک کانال تلگرام https://t.me/moshaveriamlak
کارتکس فعالیت روزانه مشاورین همراه با توضیحات و فایل PDF قابل چاپ از مجموعه فرمهای دوره سیستم سازی و مدیریت دفاتر املاک “ستاپ” لطفا با همکاران تون و کسانی که برای شما عزیز و مهم هستند به اشتراک بگذارید👍 احمد انصاری آموزش مشاوران املاک کانال تلگرام https://t.me/moshaveriamlak
به نظرم امیدواری یعنی ادامه دادن دررشرایطی که شاید حتی نمیدونیم چه اتفاقی قراره بیافته. امید داشتن یعنی ادامه دادنه ادامه دادن. مگه معنی زندگی چیزی جز ادامه دادن هست؟ سال گذشته برای بعضیا سخت بود و برای بعضی ها سخت تر و البته برای تعدادی هم سال خوبی بود. نمیدونم اوضاع شما چطور بوده اما اگر داری ادامه میدی دمت گرم✋ متشکرم از همه کسانی که در ادامه دادن مسیر ما در کنارمان بودن چه همکاران عزیزم و چه خانواده و دوستان و عزیزانم و حتما از مخاطبان و مشتریانی که به ما اعتماد کردند و به ما افتخار خدمت دادند. و افرادی که در این مسیر به ما انگیزه دادن و کمک کردن و در کنارمان بودن. خوشحالم و خدارو شکرگذارم که امسال هم تونستیم به تعدادی از کسب و کارها و در حقیقت خانواده ها کمک کنیم که رونق بیشتری در سفره کسب و کارشون باشه. سال بعد هم احتمالا سال سختی خواهد بود که بیشتر از پیش سرسختی میخواد برای سرپا موندن و ادامه دادن و حتما این مسیر نیاز به همراه داره که هموارتر بشه. به نظرم بهتره دلیل ادامه دادن اطرافیانمون باشیم و اجازه بدیم دیگران هم درکنار ما باشن برای ادامه دادن. نوروز پیروز احمد انصاری گروه آموزشی مشاوری آموزش مشاوران املاک کانال تلگرام https://t.me/moshaveriamlak
پادکست مشاوری قسمت هشتاد و پنجم مشاوراملاک پایین تر از عوام مردم در تجزیه تحلیل اطلاعات ملکی!!! لطفا با همکاران تون و کسانی که برای شما عزیز و مهم هستند به اشتراک بگذارید👍 احمد انصاری آموزش مشاوران املاک کانال تلگرام https://t.me/moshaveriamlak
پادکست مشاوری قسمت هشتاد و چهارم به عنوان یک مدیر یا مشاوراملاک صبح تا شب چه کارهایی باید انجام بدم؟ ۴ دسته کلی اهداف هر کسب و کار چیست؟ لطفا با همکاران تون و کسانی که برای شما عزیز و مهم هستند به اشتراک بگذارید👍 احمد انصاری آموزش مشاوران املاک کانال تلگرام https://t.me/moshaveriamlak