tgindex
دنیای رمان || آموزش نویسندگی

دنیای رمان || آموزش نویسندگی

Статистика

دوره جامع👇 https://t.me/sarfasl_roman ارتباط و پشتیبانی👇 @Poshtibani_roman کانال فیلمنامه‌نویسی @mr_filmnameh

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
21
Всего постов
42
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
4 488
−23 за 4 дн.
Сутки
−3
−0,07%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
559
40 постов
Вовлечённость
12,5%
к подписчикам
Постов в день
3,0
всего 42
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
589
1/48двое суток
674
1/72трое суток
728

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • دنیای رمان || آموزش نویسندگی pinned «صبح زود، مدیر مدرسه وارد دفترش می‌شود و می‌بیند روی میز او یک اسلحه و یک یادداشت ناشناس گذاشته‌اند. در یادداشت فقط یک جمله نوشته شده است: «امروز تصمیم با توست.» به نظر شما چه کسی یادداشت را گذاشته و چرا؟ سعی کنید با تخیل خودتان یک داستان کوتاه بسازید. ❤»

  • صبح زود، مدیر مدرسه وارد دفترش می‌شود و می‌بیند روی میز او یک اسلحه و یک یادداشت ناشناس گذاشته‌اند. در یادداشت فقط یک جمله نوشته شده است: «امروز تصمیم با توست.» به نظر شما چه کسی یادداشت را گذاشته و چرا؟ سعی کنید با تخیل خودتان یک داستان کوتاه بسازید. ❤

  • без подписи

  • без подписи

  • ایده‌ای که «تنشِ ذاتی» ندارد، به‌خودیِ خود داستان نمی‌سازد، فقط یک موقعیت خنثی است.تنش ذاتی یعنی در دلِ خودِ ایده، یک تضاد پنهان وجود داشته باشد.تضادی که حتی اگر هیچ حادثه‌ای هم رخ ندهد، شخصیت‌ها را در فشار بگذارد.مثلاً «دو نفر در کافه حرف می‌زنند» خنثی است؛ چون هیچ چیز آن‌ها را مجبور به انتخاب نمی‌کند.اما اگر یکی از آن‌ها رازی داشته باشد که گفتنش همه‌چیز را خراب می‌کند، تنش شروع می‌شود.در این حالت، حتی سکوت هم معنا پیدا می‌کند.ایده‌ی خوب، پیش از نوشتن صحنه‌ها، سؤال می‌سازد:چه کسی در خطر است؟ چه چیزی ممکن است از دست برود؟اگر هیچ نیرویی شخصیت را تحت فشار نگذارد، روایت جلو نمی‌رود.نویسنده مجبور می‌شود مدام حادثه تزریق کند تا داستان زنده بماند.اما ایده‌ای که تنش ذاتی دارد، خودش تولید موقعیت می‌کند.چنین ایده‌ای ظرفیت تبدیل شدن به یک داستان را دارد.

  • دیالوگ بعدی را شما بنویسید: «من اصلاً نگفته بودم مقتول با چاقو کشته شده. تو از کجا می‌دونستی؟»

  • کدام رمان را در یک روز تمام کردید؟

  • تصمیم، داستان نمی‌سازد؛ بهای تصمیم داستان می‌سازد. بسیاری از نویسندگان برای هیجان بیشتر، شخصیت را مدام وادار به تصمیم‌گیری می‌کنند؛ اما فراموش می‌کنند که ارزش هر تصمیم، به بهایی است که شخصیت برای آن می‌پردازد. در این فایل، یکی از مهم‌ترین اصول خلق درام را بررسی می‌کنم. تولید:دنیای رمان پشتیبانی👇 @Poshtibani_roman

  • 13 авг.29686удалён 13 авг.

    پایان خوب باید نتیجه‌ی انتخاب نهایی شخصیت باشد، نه نتیجه‌ی شانس، تصادف یا دخالت ناگهانی یک عامل بیرونی. اگر شخصیت در طول داستان با یک مسئله‌ی مشخص درگیر بوده، پایان باید نشان دهد که در نهایت با آن مسئله چه کرده است. برای همین، قبل از نوشتن سکانس آخر، ببینید شخصیت در ابتدای داستان چه می‌خواست و حالا چه چیزی درباره‌ی خودش، دیگران یا جهان فهمیده است. اگر پایان بدون تغییر در شخصیت هم می‌توانست اتفاق بیفتد، احتمالاً هنوز پایان واقعی داستان را پیدا نکرده‌اید. پایان قدرتمند زمانی شکل می‌گیرد که آخرین انتخاب شخصیت، پاسخ نهایی او به تمام کشمکش‌های داستان باشد.

  • 13 авг.5811119

    پایان قدرتمند، پاسخ سؤال مرکزی است؛ نه آخرین اتفاق داستان.پایان زمانی اثرگذار می‌شود که به مسئله‌ی اصلی روایت پاسخ بدهد، نه اینکه فقط آخرین حادثه را نمایش دهد. بسیاری از نویسندگان تصور می‌کنند با یک اتفاق بزرگ، غافلگیرکننده یا احساسی می‌توانند داستان را تمام کنند؛ اما اگر آن اتفاق نتیجه‌ی مسیر قبلی نباشد، پایان بیشتر شبیه قطع شدن داستان است تا تمام شدن آن. برای طراحی پایان، ابتدا سؤال مرکزی داستان را مشخص کنید و سپس بپرسید: «در پایان، چه چیزی باید برای شخصیت و مخاطب روشن شده باشد؟» پاسخ این سؤال باید از دل انتخاب‌ها، کشمکش‌ها و اطلاعاتی که در طول داستان ساخته‌اید بیرون بیاید. پایان خوب لزوماً همه‌چیز را توضیح نمی‌دهد؛ اما باید نشان دهد داستان به نقطه‌ای رسیده که دیگر نمی‌توانسته به شکل قبلی ادامه پیدا کند. به همین دلیل، پایان قدرتمند بیش از آنکه به اتفاق آخر وابسته باشد، به معنای آن اتفاق برای کل داستان وابسته است.

  • دیالوگ بعدی را شما بنویسید: «من فقط یه جواب می‌خوام: چرا قبلش گفتی هیچ‌کس نفهمه؟»

  • کدام رمان را چند بار خوانده‌اید؟

  • یک تمرین ساده و بسیار کاربردی برای طراحی کشمکش در قصه: تولید:دنیای رمان پشتیبانی👇 @Poshtibani_roman یک فرمول ساده برای ساخت کشمکش‌هایی که واقعاً مخاطب را درگیر می‌کنند

  • 12 авг.7411112

    داستان حرفه‌ای با اضافه کردن حادثه‌های بیشتر پیچیده نمی‌شود؛ با دقیق‌تر شدن رابطه میان تصمیم‌ها و پیامدها پیچیده می‌شود. هر اتفاق باید نتیجه‌ی اتفاق یا انتخابی باشد که پیش از آن رخ داده است و خودش نیز زمینه‌ساز اتفاق بعدی شود. اگر رویدادها فقط پشت سر هم قرار بگیرند، روایت شلوغ می‌شود، نه پیچیده. اما وقتی یک تصمیم کوچک، پیامدی ایجاد کند که شخصیت را به تصمیم دشوارتری برساند و آن تصمیم، بحران بزرگ‌تری بسازد، داستان به‌تدریج عمق پیدا می‌کند. بنابراین هنگام بازنویسی، به‌جای پرسیدن «چه اتفاق تازه‌ای اضافه کنم؟» بپرسید: «این اتفاق دقیقاً نتیجه‌ی کدام انتخاب است و چه پیامدی ایجاد می‌کند؟» پیچیدگی واقعی زمانی شکل می‌گیرد که حذف یک اتفاق، زنجیره‌ی علت و معلول داستان را تغییر دهد.

  • یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای تشخیص یک بحران حرفه‌ای این است که ببینید خودِ شخصیت چه نقشی در به‌وجود آمدن آن داشته است. اگر شخصیت هیچ انتخابی نکرده باشد و ناگهان یک تصادف، یک خبر، یک آدم جدید یا یک اتفاق بیرونی بحران را وارد داستان کند، احتمال زیادی وجود دارد که با یک بحران مصنوعی روبه‌رو باشیم. اما وقتی بحران از دل تصمیم‌های شخصیت‌بیرون می‌آید، داستان شکل کاملاً متفاوتی پیدامی‌کند.شخصیت برای حفظ‌شغلش دروغ می‌گوید؛ دروغش فاش می‌شود و‌رابطه‌اش را از دست می‌دهد.برای نجات کسی قانون را زیر پا می‌گذارد؛ حالا خودش تحت تعقیب قرار می‌گیرد. در این حالت، هر بحران نتیجه یک انتخاب قبلی است و بحران بعدی، شخصیت را مجبور می‌کند انتخاب سخت‌تری انجام دهد.

  • اگر به فیلمنامه‌نویسی علاقه دارید،مجموعه‌ی فیلمنامه‌نویسی من رو دنبال کنید❤❤ @mr_filmnameh

  • دیالوگ بعدی را شما بنویسید: – بیست ساله به همه گفتی پدر منی... چرا هیچ‌وقت نذاشتی بفهمم پدر واقعی من کیه؟

  • ۱۲ دوره جامع آموزش داستان‌نویسی و نویسندگی ۱. از جرقه تا داستان | ایده‌پردازی خلاق و حرفه‌ای یاد بگیرید چگونه ایده‌های خام را به طرح‌هایی جذاب و قابل‌توسعه تبدیل کنید. ۲. مهندسی داستان | پلات و ساختار دراماتیک ساختن داستانی منسجم، پرکشش و درست از نظر ساختار.…

  • 11 авг.7891914

    یکی از اشتباه‌های رایج در داستان‌نویسی این است که نویسنده می‌خواهد خیلی زود احساسات شدید ایجاد کند. برای همین، هنوز شخصیت‌ها به اندازه‌ی کافی شناخته نشده‌اند، ناگهان یک جدایی، مرگ، خیانت یا فاجعه‌ی بزرگ وارد داستان می‌کند و انتظار دارد مخاطب به‌شدت تحت تأثیر قرار بگیرد. اما شدت اتفاق، لزوماً به معنای شدت احساس نیست.اگر مخاطب هنوز به شخصیت وابسته نشده باشد، از دست دادن او هم برایش اهمیت زیادی ندارد. ممکن است نویسنده یک صحنه‌ی بسیار غم‌انگیز بنویسد، اما مخاطب فقط متوجه شود که «این اتفاق ناراحت‌کننده است»؛ نه اینکه واقعاً آن را احساس کند. دلیلش ساده است:احساس، قبل از اینکه در صحنه‌ی بحران ساخته شود، در صحنه‌های قبل از آن ساخته شده است. اگر می‌خواهید مرگ یک شخصیت تأثیرگذار باشد، فقط لحظه‌ی مرگ را ننویسید؛ دلیل اهمیت زنده بودن او را بسازید

  • بزرگ‌ترین اشتباهی که شخصیت را غیرقابل‌باور می‌کند بسیاری از نویسنده‌ها فکر می‌کنند مشکل شخصیتشان از دیالوگ یا شخصیت‌پردازی است؛ در حالی که ایراد اصلی جای دیگری است. اگر شخصیتت هر تصمیمی بگیرد و هیچ هزینه‌ای نپردازد،خواننده خیلی زود ارتباطش را با او از دست می‌دهد. تولید:دنیای رمان پشتیبانی👇 @Poshtibani_roman