tgindex
مسعود ریاعی

مسعود ریاعی

Статистика
@msudriaiперсидский
Последний пост
20 окт. 2025 г.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
3 678
−7 за 4 дн.
Сутки
−3
−0,08%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
10 тыс
21 постов
Вовлечённость
272,5%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 💐💐💐 🌺 [نکات قرآنی: ۳۳۰] کهف: ۴۴ "هُوَ خَيْرٌۭ ثَوَابًۭا وَخَيْرٌ عُقْبًۭا" (او خود بهترین پاداش و بهترین عاقبت است!) □ یک سالک فهیم ، از خدا ، خود خدا را می‌خواهد. چنین کسی گاه نیایش ، سرگرم این چیز و آن چیز نمی‌شود و مثل غافلان لیست مایحتاجش را ردیف نمی‌کند و فرصت ناب با او بودن را از دست نمی‌دهد. چنین کسی حتی اجازه نمی‌دهد که کیفیتی به نام بهشت، حجابِ لقایش شود. زیرا نیک می‌داند که هیچ پاداشی والاتر از خود او نیست. □ او که باشد همه‌ی زیباییها هستند ، زیرا او خود منشاء زیبایی است. همه‌ی آگاهیها هستند ، چه او خود ، حقیقت آگاهی است. او که باشد، آزادیِ ناب هست ، حیاتِ پاک هست، زیرا او خود عین رهایی و سرچشمه‌ی زلال زندگی است. او اصل همه‌ی خیرات و برکات است و هر چیزی از او حیات و بالندگی گرفته است. وقتی او هست، همه‌ی خوبیها هست، و چیزی کم نیست. و خوشا به حال آن کس که عاقبتش خود او و وصل به اوست. چنین کسی به حیات حقیقی دست یافته و در بهترین جایگاه سکنا گزیده است. چه "مَن کانَ لِله کانَ اللهُ لَهُ " (آن که از آنِ خداست ، خدا نیز از آنِ اوست)! برگرفته از مجموعه نکات قرآنی #مسعودریاعی متن آیات مرتبط با نکته ۳۳۰: 📕 آیه عنوان اصلی: کهف آیه ۴۴ 💐💐💐

  • 🍃🌹🍃 ‍ "آگاهیِ زنده" بزرگان گفته‌اند ؛ معلم زنده داشتن مثل این است که میوه تازه را از درخت بچینی و بخوری. معلم مرده داشتن در بهترین شرایطش شبیه این است که غذای کنسرو شده را بخوری. آن که از هر دو خورده باشد فرق شان را به خوبی می‌داند. آگاهیِ زنده غذای سالکان است. مسعود ریاعی 🍃🌹🍃

  • 🍃🍎🍃 🪴🍎 " فرد بودن را تمرین کن! " □ زیباترین و هیجان انگیزترین کاری که خدای آزاد می‌کند این است که تمامی وابستگی‌ها و دلبستگی‌های تو را از بین می‌برد و همه‌ی تکیه‌گاه‌های ذهنی‌ات را فرو می‌ریزد. □ او تو را فرد می‌خواهد ، منهای هیچ کس. "یَأتِینا فَرداً" (تا فرد بسوی ما بیاید)! پس فرد بودن را از همینجا تمرین کن و از آن نترس. مسعود ریاعی 🍃🍎🍃

  • 🍃🌸 🌿‍ "بسیط باش" در هستی، هر چه در مسئله‌ای عمیق‌تر شوی ، گمراه‌تر می‌شوی. پُر مسئله‌تر می‌شوی. خداوند در میان اسماء نیک‌اش ، اسم و صفتی به نام "عمیق" و "پیچیده" ندارد اما به نام "بسیط" دارد. پس اگر خواهان زندگی هستی ، بسیط باش و سادگی پیشه کن. "فهم" با سادگی قرین است و از پیچیدگی دور است. مسعود ریاعی 🍃🌸🌷

  • با سلام و احترام دوستان گرامی، تبلیغاتی که ممکن است در این کانال نمایش داده شود، به‌صورت خودکار و توسط سامانه‌ی تبلیغاتی تلگرام منتشر می‌گردد و ارتباطی با مدیریت این کانال ندارد. از شما خواهشمندیم در صورت مشاهده‌ی این تبلیغات، صرفاً بر اساس اعتماد به کانال اقدام نکنید و پیش از هر تصمیمی، بررسی و اطمینان شخصی داشته باشید. سپاس از همراهی شما

  • 5 апр. 2025 г.11 тыс130

    702- “رَبّ العالَمِینَ” (پروردگار جهان ها)! ☆ “عالَمِین” را غالباً با توجیهی لغوی به “جهانیان” ترجمه می کنند. یعنی همه مخلوقات و پدیده ها. اما این عالمین را با توجیه مفهومی دیگری می توان به “جهان ها” نیز ترجمه نمود. عالَمِین جمع مذکر سالم “عالَم” است. از این منظر این کلمه به جهان های متعدد اشاره دارد. ابن عباس صحابی پیامبر اسلام(ص) در روایتی، به تعدّد جهان ها اشاره می کند و حتی قائل است چه بسا در هر کدام از این جهان ها ابن عباسی چون خودش وجود دارد. بیان چنین مطلبی شبیه چیزی است که امروزه فیزیکدانان جدید تحت عنوان جهان های موازی از آن سخن می گویند. در کتب حدیث و در روایات بسیاری به انحاء مختلف به جهان های دیگر اشاره رفته است؛ از جمله در حدیثی که قاضی سعید قمّی در شرح کتاب توحید صدوق ج ۳ ص ۱۱۸۷ آورده که امام صادق(ع) فرمودند: “آیا تو می پنداری که خداوند همین یک جهان را خلق کرده و غیر از شما بشری خلق نکرده است؟! آری قسم به خدا، که او هزاران هزار عالَم و هزاران هزار آدم آفریده که شما در میان آنها جزو آخرین هایشان هستید!” و یا این روایت از امام (ع) که در البرهان ج ۱ ص ۴۸ وارد آمده است: “خداوند عَزَّ و جَلَّ را هزار عالَم است که هر یک از این عوالم بیش از هفت آسمان و هفت زمین دارد، و در عین حال هیچ یک از اهل این عوالم، عالَمی غیر از عالَم خود را نمی شناسد!” بیان اینچنین نکاتی تنها در منابع اسلامی دیده نمی شود، بلکه در کتب بسیاری از ادیان و مذاهب و مکاتب باطنی؛ از جمله کتب باستانی هندیان یعنی “وِدا” ها، کتب باستانی چینیان به ویژه مکتب تائو، و نیز در بسیاری از فرهنگهای اساطیری سرزمین های دور و نزدیک همچون شمن ها و سرخپوستان و غیره بدان اشاره رفته است. فلذا قضیه وجود جهان ها، چیز تازه ای نیست که صرفاً با فیزیکدانان جدید، تحت عنوان جهان های موازی مطرح و عرضه شده باشد. بسیاری از الهیون و حکمای قدیم، به انحاء مختلف از آن سخن گفته و حتی برخی شان در نوشته ها و معراج نامه هایشان، به شهود برخی از این عوالم اذعان داشته اند. حال باز گردیم به بیان نکته ای از مفهوم ربّ العالمین که مراد است. ای دوست، در قرآن کریم، تسلیمی که مد نظر است، تسلیمی که تعلیم داده می شود، تسلیم بودن در برابر پروردگار جهان ها است. “اَسلَمتُ للهِ ربِّ العالَمِینَ”. زیرا چنین تسلیمی از منظر قرآن، کامل، تمام، همه جانبه و نجات بخش است. زیرا در این کیفیت، تو تسلیم کسی هستی که تمامی جهان ها را ساخته و پرداخته و زیر نظر دارد. جهان هایی که در پیوند و ارتباط با یکدیگر قرار دارند. جهان هایی که یکدیگر را پوشش می دهند و بر یکدیگر تأثیرگذارند. و با آنکه هر کدام استقلال خود را دارند، با هم در یک هماهنگی فوق تصور به سر می برند. زیرا؛ اتفاق در هر عالَمی، تأثیرگذار بر عوالم دیگر است. آن عوالم چه با فاصله زیاد و چه با فاصله کم از هم، عوالمی در هم تنیده و منظم و سازمان یافته اند. آنچنانکه اگر فاصله برخی شان نسبت به دیگری حتی کمتر از اندازه قطر یک اتم باشد، مزاحمتی برای موجودیت شان ایجاد نمی شود… ای دوست، تو وقتی تسلیم ربّ العالمین می شوی، به واقع تسلیم کل کامل شده ای. با تمامی جهان ها ارتباطی زنده و آگاهانه برقرار کرده ای. هماهنگ با تمامی جهان های پیدا و ناپیدا گشته ای. و بدینسان خود را در وحدتی مسحورکننده و در حاشیه امنیت قرار داده ای. تسلیم ربّ العالمین بودن، پذیرش کل کامل است. آشتی با همه ی جهانها و پذیرش جریان اسراری و همه جانبه ی حیات است. پروردگار جهان ها، کسی است که همه ی جهان ها را با تمام تفاوتی که دارند، اداره می کند و از هماهنگی آنها یک جهان کل و بزرگتر می سازد. فلذا انسان تسلیم ربّ العالمین، انسان کل است. مربوط به همه ی جهان هاست. فرا جهانی است. همه ی جهان ها او را می شناسند. چنین کسی در هر عالَم پیدا و ناپیدایی، حضوری فعال و تأثیرگذار دارد. چه آنکه تسلیم ربّ العالمین است، رائحه از ربّ العالمین دارد. و خود جهانی می شود بر فراز همه ی جهان ها نکات قرانی مسعود ریاعی 🌸🌸🌸 https://www.masoudriaei.com/

  • 6 дек. 2024 г.14,6 тыс211

    🍁‍ "نکات قرآنی" (۵۴) "لَتَرکَبُنَّ طَبَقَاً عَن طَبقِِ" (شما از کیفیتی به کیفیتی دگر گذر می‌کنید!) انشقاق : ۱۹ □ وجود شما ثابت نیست و ثابت نمی‌ماند، شما همواره از کیفیتی به کیفیت دگر سیر می‌کنید. در هر مرحله از حیات ، چیزی هستید که در مرحله‌ی قبل نبوده‌اید. حیات شما و آگاهی‌های تان از لایه‌های عدیده تشکیل شده است. ورود به لایه‌ی آگاهی برتر به معنای خروج از لایه‌ی فروتر است. □ این جهان همواره به پیش است. و مرگ چرخاننده‌ی این چرخه است. و مسیر ، حرکت به سوی ربّ‌تان است. ربّی که با خود شماست و در عمق وجودتان خانه دارد. "اِلَی رَبِّکَ المُنتَهی". این حیات ، که می‌بینی یک کارخانه‌ی عظیم تصفیه‌سازی است. یک پالایشگاه بزرگ است و مرحله به مرحله آنچه را که بخواهد خالص می‌سازد. یک سالک این روند را می‌شناسد و گذر از این مراحل را با جان و دل می‌پذیرد. تسلیم محض ، بدین معناست. بر گرفته از مجموعه نکات قرآنی مسعود ریاعی

  • 28 окт. 2024 г.14,5 тыс244

    ✨ غمگین مباش الله با ماست..... ✨ ‍ ●آنان که خدا را یافته اند، "چیز"ی نمی خواهند. آنان که "چیز"ی می خواهند، هنوز خدا را نیافته اند. ● زیرا آنکه خدا را دارد، اصل را دارد و آنکه اصل را دارد تمام هستی مسخّر اوست. پس به چیزش احتیاج نیست. چنین کسانی برتری شان بخاطر داشتن چیزهای بسیار نیست. برتری شان به برکت وجود خود خداوند است. و این است معنای "اَنتُم الاَعلَونَ وَ اللهُ مَعَکُم" (شما برترین هستید زیرا خدا با شماست!) ●پس آنگاه که نزد خدای رحمن اند، در سکوتی اعجاب انگیز بسر می برند، و هیچ سخنی به درخواست نمی گویند مگر آنگاه که خداوند خود اذن شان دهد "لا یَتَکَلَّمُونَ اِلّا مَن اَذِنَ لَهُ الرَّحمنُ"، که در این صورت نیز باز سخن شان خدایی است و جز به حق نمی گویند. مسعود ریاعی🌸

  • 23 окт. 2024 г.11,1 тыс57

    .🪴‍ " تعلیم نهایی " مرحله‌ای متعالی از تعلیم هست تحت عنوان " تعلیم ندادن " ! این همان تعلیمِ نهایی و خاموش است که حقیقتِ تعلیم را در وجود سالک متبلور میکند. مسعود ریاعی🌸

  • 22 окт. 2024 г.12,1 тыс120

    🪷 " رخش رستم " رخشِ رستم ، نفسِ رستم است که بر آن سوار است. آن که بر نفسش مسلط است ، پهلوانی است که بر جهان مسلط است. مسعود ریاعی🌸

  • 21 окт. 2024 г.12,6 тыс220

    . 🦋“ لذت و شادکامی کیفیتی خداداده است ” □ تا می‌توانی با نشاط باش و از زندگی‌ات لذت ببر. از فرصتی که خداوند در اختیارت گذاشته ، لذت ببر. اما لذت معقول. لذتی که باعث آزار رساندن به دیگری نمی‌شود. لذتی که به دیگران آسیب نمی‌زند. خداوند مخالف لذت و‌ شادمانی نیست. اگر کسی چنین چیزی به تو القا کرده ، دروغ گفته است. فریبت داده است. زیرا ذهن افراد محزون را راحت‌تر می توان در دست گرفت. □ حزن و اندوه نشانهٔ خداداری نیست. مگر نخوانده‌ای که فرمود ؛” اِنَّ اَولِیاءَ اللهِ لا خَوفٌ عَلَیهِم و لا هُم یَحزَنُونَ ”. خوف و حزن را دور بینداز. به زندگی سلام کن و از داشته‌هایت لذت ببر. در حسرت نداشته‌هایت فرو نرو. داشته‌هایت را - اگرچه اندک باشند - دریاب. توجه به داشته‌های نیک‌ خداداده‌ات ، خودْ یک شکرگزاری عملی است و باعث ازدیاد آنها می‌شود. □ تو فقط زمانی که شاد و بانشاطی می‌توانی به خود و به خلق خدا خدمت کنی. حزن و اندوه و توی سَر زدن مشکلی را حل نمی‌کند بلکه مدام بر مشکلات می‌افزاید. آرامش و نشاط از خردمندی است. □ عصری که در آن بسر می‌بریم به اندازهٔ کافی سختی و فشار دارد ، آن را با حزن و افسردگی و غم‌پروری افزون‌تر نکن. تا می‌توانی خوش‌حال باش و خوش‌حالی بخش. سالم باش و سلامتی بخش. بدان که اغلب جنایت‌ها و نابهنجاری‌ها در سطح جهان ، مربوط به انسان‌های محزون و افسرده و ناشاد است. انسان شاد و شادکام نمی‌تواند جنایت کند. این تقریباً محال است. جنایت‌ ، کارِ انسانِ بیمار و محزون و ترسان است. تو شاد و بانشاط باش. در هر حالی از جریان حیات انرژی بگیر و دیگران را روحیه ببخش. این شیوهٔ درست زندگی و شیوهٔ درست روبرو شدن با مشکلات عدیده است. مسعود ریاعی🌸 ._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._. 🪴چو آگاه شدی          آگاهی بخش باش                       تا آگاه‌تر شوی

  • 18 окт. 2024 г.8 350201из masoud_riaeii

    ‍ دلسوزی! کار "خیر" کردن از روی دلسوزی امکانپذیر نیست. زیرا کار خیر حکیمانه است اما دلسوزی ریشه در حماقت دارد. منبعث از جهل است. هیچگاه بخاطر دلسوزی وارد کاری نشو. هیچ حکیمِ عاقلی دلسوز نیست و بر اساس دلسوزی کاری را انجام نمی دهد. ریشۀ دلسوزی، در ظلمت نافهمی است. در حزن است. زیرا دلت سوخته است. اما ریشۀ "خیر" در نشاط و فرزانگی است. کار خیر فقط از ریشۀ خود سر بر می آورد. دلسوزی، میوۀ خیر نمی دهد. خزه های روی آب کجا انگور می دهند؟! اقدام ناآگاهانه چه بسا مصیبت و رنج بیشتر ببار آورد. بسیاری کارهایشان صرفاً از روی احساس و عواطف است. آنها بندۀ احساسات خودند. احساسی زودگذر به آنها می گوید چه بکنند یا چه نکنند. پس آزاد نیستند. اسیر احساسات اند. کارشان فهیمانه نیست. و برای همین است که چون از کارهای خود طرفی نمی بندند همواره به دست بی نمک خود نفرین می کنند. حال آنکه از اول هم قرار نبوده به آنها پاداش حکیمانه ای برسد! زیرا اعمال آنان ناقص است. کارهای به ظاهر خیرشان، نه خیر است و نه حکیمانه. پاداشِ ناب الهی از آنِ آگاهانِ مُخلَص است. همان کسانی که معرفت را توسعه می دهند و در هر کاری حکمت را می چشند و می چشانند. اینان وقتی کار خیری را انجام می دهند، آزادانه و آگاهانه به انجام می رسانند. اما دلسوزی، کور عمل می کند. نشانِ انسان ناقص است. انسانِ به کمال نرسیده. انسانِ گم شده در عواطف خویش. انسانی که پر از ضعف است و میخواهد با دلسوزی ضعف های نفسانی اش را بپوشاند. انسانی که کالبد عاطفی اش پر از سوراخ و شکاف است و در یک کلام، انسان به وحدت نرسیده است. برای همین است که کارش همیشه ناقص و أبتر است. بدترین نوع دلسوزی، دلسوزی به حال خود است. انسانی اینچنینی با اتخاذ چنین طرفند روانی، قصد آن دارد که خود را نسبت به حماقت هایش بی گناه جلوه دهد. نقش قربانی را گرفته و انتظار جلب توجه دیگران را دارد. چنین کسی غیر قابل اعتماد است چه با دلسوزی، به دنبال پوشاندن ضعف ها و حماقت های خویش است. و چگونه از چنین وجودی، "خیر" تراوش خواهد کرد؟! انسانی که در مسیر حکمت است، برخوردار از آگاهی است و کور عمل نمی کند، اوست که خیر را حکیمانه و آبرومندانه تقدیم می کند. دلسوزی، ریشه در اخلاص ندارد. نمی تواند داشته باشد زیرا منبعث از بیماری نفسانی است. منبعث از جهل و حزن و اندوه است. منبعث از فرار از خویشتن است. کارِ خیر را با دلسوزی چکار؟! آنگاه که دیگر تحت سلطۀ احساسات و عواطف نباشی، آنگاه که احساساتِ گذرا بر تو پروردگاری نکنند، آنگاه که از شرطی شدگی های ذهنی و عاطفی رها شوی، آنگاه که پوستۀ منیّتت شکسته شود، مبارک باد بر تو کار "خیر". تو در مرکز"خیر" خواهی جوشید. دیگر "خیر" چیزی جدا نیست. تمام وجودت خیر شده است. نه فقط فعلت، بل کلامت، حضورت و حتی نگاهت مملو از "خیر" است. وجود تو خود منشأ "باقیات صالحات" گشته است. و آنچه کنی درست است زیرا در اتصال به آگاهی کل بسر میبری. و همگان نیز بی آنکه تحقیر شوند، بی آنکه منتّی در کار باشد، از تو بهره مند خواهند شد. پس ابتدا خود از اسارت احساسات آزاد شو و آنگاه دیگران را در مسیر رشدشان آزاد کن. این "خیر" است و اینچنین کسی را انسان الهی گویند. مسعود ریاعی www.masoudriaei.com t.me/masoudriaei

  • . 🪴‍ معنای "ثواب" □می‌دانی ثواب به چه معناست؟! رجوعِ شیء به حالت اصلی‌اش را ثواب گویند. آنگاه که چیزی به حالت اولیه و حقیقی‌اش برگردد ، آن ثواب است. وقتی گفته می‌شود کار خیر ثواب دارد ، یعنی آن باعث می‌شود تو به خودیت خویش برسی ، و این به خود رسیدن ، بالاترین پاداش است. □ ای دوست ، همه‌ی ارزش‌ها به تو باز می‌گردد. ارزش راستین آن است که تو را به چشمه‌ات برساند و به حقیقت وجودی‌ات نائل کند. ما از خودیت الهی خویش دور افتاده‌ایم ، بی‌ثواب‌ایم و از فطرت خویش بیگانه گشته‌ایم. ما اوصافِ الهی‌مان را فراموش کرده‌ایم. بخشندگی و مروّت را از یاد برده‌ایم. عشق‌مان ، معامله است ، عشق نیست. عبادتمان سوداگری است و کارهایمان سرشار از تظاهر گشته است. برای همین است که هر روزه پر از اضطرابیم. در نوسان و دمدمی مزاجیم. □ ثواب باعث آرامش روح و جان است. تو را تبدیل به همان که هستی می‌کند. نشانه‌اش همین آرامش ذاتی است. آن تو را به سکونی اعجاب انگیز و فرح بخش می‌کشاند. به عمق وجودت. مسعود ریاعی 🌸

  • 2 окт. 2024 г.10,3 тыс136

    در آغاز در آغاز خدا بود و غم نبود . زندگی بود و مرگ نبود . همه چیز بود و آرزویی نبود . وقتی خدا فراموش شد. همه غم شد مرگ آمد و آرزوها اسیرمان کرد. پس " ارجعی الی ربک " به سوی رب ات باز گرد ! مسعود ریاعی🌸

  • 27 сент. 2024 г.10,8 тыс46

    🍁‍ "نکات قرآنی" (۳۹۰) "مَن کَفَرَ فَاِنَّ اللهَ غَنِیٌ عَنِ العالَمِینَ" (هر که کفر ورزد ، بداند که خداوند از همه‌ی جهانیان بی‌نیاز است! ) کفر ، انکار حقیقت هست اما نابودکننده‌ی آن نیست. آن که خورشید را انکار کند ، انکارش هیچ ضرری به خورشید نمی‌رساند. زیرا خورشید هست ، و هستی‌اش نیازمند تأیید دیگران نیست و با انکار این و آن محو و نابود نمی‌شود. کفر و انکار ، تنها به اهلش خسارت می‌زند. بر گرفته از مجموعه نکات قرآنی مسعود ریاعی ⭕

  • 14 сент. 2024 г.12,7 тыс160

    . 🍁‍ "نکات قرآنی" (۳۲۲) "فَاِذا لَقِیتُم الَّذِینَ کَفَروا فَضَربَ الرّقابِ حَتّی اِذا أَثخَنتُمُوهُم فَشَدُّوا الوِثاقَ فَاِمّا مَنَّاً بَعدُ و اِمّا فِدآءً حَتّی تَضَعَ الحَربُ اُوزارَها" (چون [در پیکار] با اهل کفر برخورد کردید ، گردن هایشان را بزنید! تا زمین گیرشان کنید! آنگاه محکم ببندیدشان! سپس یا بر آنها منّت گذارید [رهایشان کنید] و یا فدیه بگیرید! تا اینکه جنگ فروکش کند! ) محمد:۴ □ ای دوست ! به کجا می‌نگری؟! که را کافر می‌انگاری؟! هم کافر در خود ماست و هم مؤمن! مگر قرآن نخوانده‌ای ؛" فَمِنکُم کافِرٌ و مِنهُم مُؤمِنٌ " (کافر از خود شماست و مومن نیز از خود شماست!). مگر سخن پیامبر(ص) نشنیده‌ای که فرمود ؛ بدترین دشمنانت در میان خود توست " اَعدَی عَدُوِّکَ نَفسُکَ الَّتِی بَینَ جَنبَیکَ ". □ ای دوست ، در درون همه‌ی ما مجموعه اوصافی است که کافر به حقیقت است ، منکر راستی و درستی است. طماع است ، کذاب است ، حسود و فزون طلب است ، تجاوزگر و خودخواه است ، متکبر و سلطه جوست. و در یک کلام ، نیروهای تاریکی‌اند. این آیه اشاره به یک جهاد عظیم درونی است. راهکار خلاصی از شر نیروهای اهریمنی وجود را نشانمان می‌دهد. به آیه دقت کن! آنچه بر گردن سوار است ، ذهن وسوسه گر توست! آنگاه که در سلوک گردنِ هر کدام از صفات رذیله زده شود ، از سلطه افتاده است ، دگر بر تو فرمانروایی ندارد! وقتی شهوت از سلطه افتاد به واقع از ریاست افتاده است. اما این شهوت هنوز هست ، لکن از این به بعد اسیر توست ، نه تو اسیر آن! □ به آیه بار دیگر دقت کن ؛ اگر مفهوم آن طبق آنچه که خشونت‌طلبان از آن می‌فهمند ، می‌بود ، آیا از خودت نمی‌پرسی که اگر گردن کسی را بزنی ، دگر لازم نیست محکم او را ببندی ! دگر لازم نیست حرف از آزادی‌اش بزنی! دگر لازم نیست که فدیه‌ای طلب کنی! چون او را کشته‌ای! □ ای دوست ، قرآن کتابِ سلوک است و در سلوک میدان‌های کارزاری در کار است که تا سالک از آنها گذر نکند ، تزکیه نمی‌شود ، و از شر صفات نفسانی‌اش خلاص نمی‌گردد. آنگاه که سالک شوی، تمام این میدان‌های کارزار را خود در وجود خودت خواهی دید. و شیوه‌های مبارزات باطنی را در خواهی یافت. پس با برداشت‌های سطحی‌ات اتهام خشونت به قرآن مزن ، که آن صفحه‌ی گشوده شده ، صفحه‌ی تمام نمای وجود خود ماست. راهنمایی است که راه رهایی سالک از اوصاف رذیله‌اش را نشان می‌دهد. این آیه نکات دیگری نیز دارد که در اینجا مجالش نیست ، لازم به گفتن هم نیست ، زیرا فقط از آن سالکانی است که عملاً با سلوک قرآنی سیر می‌کنند. بر گرفته از مجموعه نکات قرآنی مسعود ریاعی🌸

  • 2 сент. 2024 г.10,9 тыс218

    " او عاشق بندگانش است " کاش می دانستید که خداوند چقدر مشتاق شماست . کاش می دیدید که او از رنجی که می برید ناخشنود است . کاش می شنیدید که چگونه هر دم شما را به خویش دعوت می کند تا در خانه ی پرمهرش میزبانتان باشد . او عاشق بندگانش است . و تمامی انذارها و توبیخهایش جز منبعث از همین عشق نجات بخش نیست. عشقی که رهایی می آورد و رستگاری می بخشد . 🌷🌷🌷 ای دوست ! از اینجا تا خدا ، تنها یک رها کردن راه است. غیر او را رها کن ، رسیده ای ... مسعود ریاعی🌸

  • . 🪴‍ " مجرای خالی " □ حقیقت آنست که سالک به هر طرف می‌نگرد ، اصل " نمی‌دانم " بر او حاکم است. دیگران وقتی او را می‌بینند ، می‌پندارند که می‌داند ، اما نمی‌داند. □ او فقط مجرایی خالی گشته تا آن عظمتی را که نمی‌داند ، از طریقش بر دیگران بتابد. تمام کار او همین خالی بودن است. و صد البته این " نمی‌دانم " ، برتر از همه‌ی می‌دانم‌های جاهلانه‌ی ماست. مسعود ریاعی🌸

  • 16 авг. 2024 г.10,7 тыс130

    " معرفت یکتایی" وقتی به یکتایی ات پی ببری از تنهایی ات لذت خواهی برد. و آنگاه تنهایی دگر یک رنج نیست و بی کسی معنا نمی دهد بلکه آن دروازه ی ورود به جهانی زیبا و نامتناهی ، و سرشار از همه ی خوبیها و داشتنهای حقیقی است . و دقیقا در این کیفیت است که آیه " و آتاكُم مِن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ " ( خدا به شما داده است هر آنچه را که خواسته اید ! ) به وضوح برایت بارز می شود . مسعود ریاعی🌸

  • . ❗️‍ چه چیزی؟! کدام چیز؟! استاد تمام ، استادی است که چیزی برای عطا کردن ندارد. و این بالاترین چیزی است که عطا می‌کند. زیرا تو این حقیقت را خواهی فهمید که اصلاً چیزی برای بدست آوردن وجود ندارد. و این بزرگترین درس زندگی است. همه‌ی آنچه که نیاز توست پیشاپیش چون دانه‌ای در وجود خودت نهاده شده است. استاد واقعی کاری که می‌کند این است که به تو می‌آموزد تا نگاهی به درون خود بیندازی و ثروت خدا داده‌ات را در اختیار بگیری. مسعود ریاعی🌸