بررسی روایات و احادیث
Статистикаبررسی سندیت و اعتبار روایات و احادیثی که در محافل مذهبی و فضای مجازی مطرح میشود
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 36
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Религия
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 118
- 1/48двое суток
- 135
- 1/72трое суток
- 145
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
آیا پیامبر (ص) وفات کرده اند یا به شهادت رسیده اند؟ پرسش: پیامبر اکرم (ص) وفات کرده اند یا در اثر زهر به شهادت رسیده اند؟ اگر شهید شده اند آیا قاتل ایشان معلوم است؟ آیا روایتی که می گوید پیامبر (ص) به دست دو تن از زنان خود (یعنی عایشه و حفصه ) مسموم شده اند دارای سند قوی است؟ پاسخ: این نظریه که پیامبر اکرم (ص) در اثر مسمومیت به شهادت رسیده باشند با شواهد متعدد تاریخی قابل تقویت است اما هویت قاتلان ایشان روشن نبوده و نیست و بر اساس یک روایت ضعیف یا تحلیل ها و حدس ها نمی توان نظر قاطعی ابراز کرد. روایتی که می گوید 2 تن از همسران پیامبر (ص) به ایشان زهر نوشانده اند تنها در تفسیر عیاشی با سندی منقطع و ضعیف آمده است(تفسیر العیاشی، ص200، روایت شماره 152). نسخه ای که از این تفسیر بر جای مانده ، یک نسخه ناقص است که اسانید روایاتش تلخیص شده اند و معمولا در سند هر یک از روایاتش هویت 3 الی 4 واسطه که بین مؤلف و معصوم(ع) قرار داشته اند نامعلوم است. به گفته نجاشی(رجال شناس بزرگ شیعه) ، مؤلف تفسیر عیاشی گرچه خودش راستگو بوده ولی بسیار از افراد ضعیف نقل می کرد: « كان يروي عن الضعفاء كثيرا » ( رجال النجاشي ، ص٣٥٠). بنابراین وقتی هویت 3 یا 4 تن واسطه های میان عیاشی تا معصوم(ع) مشخص نیستند نمی توانیم سند این روایت را صحیح یا موثق بنامیم و حجت شرعی برای «نسبت دادنِ قاطعانه این روایت به معصومان(ع)» نداریم. وانگهی روایتی که در تفسیر عیاشی آمده تنها یک روایت است و در موضوع مهمی همچون « هویت قاتل رسول الله ص » نمی توان به آن اکتفا کرد.این موضوع برای شیعه مهم بوده و قاعدتا اگر معصومان(ع) احادیثی در این مورد فرموده بودند باید با روایات و اسانید متعدد نقل می شد نه اینکه تنها با یک سند منقطع و ضعیف نقل شود. بر فرض اگر کسانی چنین توجیه کنند که اهل بیت(ع) به دلایلی از بیان مکرر و علنی این موضوع خودداری کرده اند ، باید به آنان گفت: پس ما نیز مأمور به «گمانه زنی» نیستیم. ازسوی دیگر ، مضمون این روایت در آثار بر جای مانده از کلینی ، صدوق ، شیخ مفید ، سید مرتضی و شیخ طوسی دیده نمی شود حال آنکه اگر یک روایت مشهور بود مخصوصا باید در ابواب التاریخ در کتاب کافی کلینی نقل می شد. البته بعدها کتاب های روایی قرن 11 و 12 یعنی تفسیر الصافی ، بحارالانوار ، تفسیر البرهان و تفسیر نورالثقلین همین یک روایت را از تفسیر عیاشی اخذ و مجددا نقل کرده اند که این نیز دلیل کافی بر صحت سند یا متن آن روایت نخواهد بود زیرا مؤلفان این آثار تقریبا هر روایتی که یقین به جعلی بودنش نداشتند نقل می کرده اند. در هر حال ، اعتقاد به «دست داشتن دو تن از همسران پیامبر(ص) در مسموم کردن آن حضرت» یک دیدگاه مشهور و مورد تأیید و تأکید عموم علمای شیعه نبوده است. تنها سخنی که می توانیم با « احتمال قوی » بیان کنیم اینست که « پیامبر اکرم(ص) در اثر مسموم شدن به شهادت رسیده اند » اما اسناد و مدارک کافی برای تعیین هویت عاملان و طراحان پشت پرده این توطئه نداریم بنابراین باید از اظهارنظر شتابزده و قاطعانه بپرهیزیم. #شهادت_پیامبر صلی الله علیه وآله #وفات_پیامبر (ص) #شهادت_پیامبر_اکرم (ص) عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇 @pasokhvoice @pasokhtext @shenakhtehadis
معنای «الوتر الموتور» در زیارت عاشورا «الوِتر» در زبان عربی هم به معنای یگانه، بی همتاست و هم به معنای تک و تنها و هم بر انتقامِ خونِ ریخته شده و مظلومیت در خونخواهی، دلالت دارد. «المَوتور» نیز اسم مفعول از ریشۀ «وَتَرَ» به معنای کسی است که عزیزانش کشته شدهاند اما انتقام خونشان همچنان گرفته نشده و قلبش همچنان زخمی و مالامال از خشم و احساس خونخواهی است. ترکیب این دو واژه با هم یعنی «الوتر المَوتور» تصویری از «یگانگی و بی همتایی»، «مظلومیت و تک و تنهای بودن» و «خونخواهی بهتعویقافتاده» میسازند. «الوتر المَوتور» برای امام حسین(ع)، بر بیهمتایی او در مقام و تنهایی در معرکه نبرد دلالت دارد و نیز بر اینکه او بخاطر بی یاور بودن، نتوانسته بود انتقام خون پدرش امیرالمؤمنین(ع) و برادرش امام حسن(ع) را بگیرد همانگونه که خودش نیز همراه برادران و برادرزادگان و فرزندانش به شهادت رسید و هیچگاه انتقام خونش گرفته نشد. حسین(ع) قهرمانی یگانه و بی همتا و تنها و بی یاور است که وعدهی انتقام خون او همچنان پابرجاست. «وِتر» را می توان همزمان اشاره به تنهایی امام(ع) در قتلگاه و یگانگی ایشان در مقام قرب الهی دانست؛ «المَوتور» نیز به داغدیدگی ایشان به خاطر شهادت پدر و برادران و برادرزادگان و یارانش که هیچگاه انتقامشان گرفته نشد و مصیبت آنان همانند زخمی جانکاه بر سینه باقی ماند، اشاره دارد؛ خونهای پاکی که قصاصشان از توان بشری بیرون بوده و خود خداوند، انتقام خون آنان را برعهده گرفته است. به همین خاطر هم امام علی(هم) و هم امام حسین(ع)، لقب ثأر الله دارند یعنی کسی که خونخواهش خداست. اساساً قتل اهل بیت(ع) نه فقط یک جنایت زمینی، که نقض حرمت الهی است و به انتقامی آسمانی گره خورده است. خلاصه در مورد مفهوم «الوِتر المَوتور»: «داغدیدهی بی همتا و تک و تنها که خون خود و عزیزانش ریخته شد ولی انتقامشان گرفته نشده است» #امام_حسین #عاشورا #زیارت_عاشورا عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇 @pasokhvoice @pasokhtext @shenakhtehadis
✅ «خالقبودنِ ائمه» حتی با اذنِ خداوند غلط است علامه محمدباقر مجلسی(ره): «و لا تَعتقِد اَنَّهم خلقوا العالَمَ بامرِ اللهِ تعالی، فإنّا قَد نُهینا فی صِحاح الأخبار عن القول به و لا عِبرةَ بما رواه البُرسیُّ و غیرُه من الأخبار الضعیفة». 📚 رساله اعتقادات علامه مجلسی #غلو #غلات @Nardebane_feghahat
آیا مطلب زیر صحیح است؟ «علی پس از پیروزی بر قبيله بنی قريظه ۷۰۰ یا ۹۰۰ نفر از مردان قبيله را گردن زد. (منبع: تاريخ طبری)» پاسخ: مطلب بالا درست نیست زیرا مقایسه مجموع روایات تاریخی نشان میدهد در ماجرای بنيقريظه فقط حدود 40 نفر از یهودیان جنایتکار کشته شدند اما بعدها در دوره بنیامیه بعضیها با انگیزههای خاصی این آمار را به هفتصد و نهصد نفر تبدیل کردند! سپس طبری (حدود سیصد سال بعد از حادثه)، همان روایت تحریفشده و اغراقآمیزِ عصر اموی را بدون اینکه نقد کند، در کتاب تاریخش آورد و روایت اصلی و معتبر را از قلم انداخت! در حالی که روایت معتبر در کتاب ابن زنجویه که حدود نیم قرن پیش از طبری میزیست ذکر شده بود (رجوع کنید به کتاب الاموال، ابن زنجویه ص 299، روایت شماره 461) ضمنا آن چهل نفر که اعدام شدند همگی به دست مولا علی (ع) کشته نشدند بلکه به دست چندین نفر کشته شدند و جرمشان این بود که بارها از پشت به مسلمانها خنجر زده، در مرحله آخر در جنگ احزاب نیز از پشت به قلعه محل استقرار زنان و کودکان حمله کردند ولی موفق نشدند و خودشان گرفتار شدند. حمله به مسلمانان از پشت سر در قرآن اشاره شده است: "إِذْ جاؤُكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ ..." "هنگامی که (دشمنان) از بالا و پایینِ شما (جلو و پشتِ شهر مدینه) آمدند ..."(سوره احزاب؛ آیه 10) ماجرای هجوم یهود به قلعه محل پناه گرفتن زنان و کودکان نیز در کتاب المغازی واقدی که حدود صدسال قبل از تاریخ طبری تالیف شده آمده است(رجوع شود به: المغازى، واقدى؛ ج 2، ص: 462 ) وانگهی اعدام شدگان فقط از بنی قریظه نبودند بلکه شماری از آن چهل نفر، از قبیله بنینضیر بودند که قبلا نیز درگیریهایی داشتند و پیامبر ص با رأفت اسلامی با آنها رفتار کرده بود اما این بار با همدستی شماری از بنیقریظه در حساسترین شرایط جنگ احزاب، از پشت به مسلمانان خنجر زده، به قلعه محل پناه گرفتن زنان و کودکان حمله کرده بودند. ضمنا حکم اعدام سران بنینضیر و همدستانشان از بنیقریظه را شخص پیامبر (ص) یا امام علی(ع) صادر نکردند بلکه یک قاضی مورد قبول طرفین به نام "سعد بن معاذ" چنین حکمی را داد و پیامبر (ص) آن را عادلانه دانستند. #بنی_قریظه #یهود #خشونت_در_اسلام عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇 @pasokhvoice @pasokhtext @shenakhtehadis
رفتار امام صادق (ع) با فقیران سُنّی مدینه در تفسیر عیاشی که از منابع قدیمی حدیث است و حدود 1100 سال پیش نوشته شده آمده است که امام صادق(ع) در هنگام شب کیسهای بسیار سنگین و پر از نان را بر دوش میکشید و برای گروهی از فقیران بیخانمان مدینه که زیر سایبان محله بنی ساعده خوابیده بودند میبرد. ایشان قرصهای نان را لای لباس آن فقرا قرار میداد تا صبح فردا که از خواب برمیخیزند گرسنه نمانند. یکی از شیعیان به امام(ع) عرض کرد: آیا این فقیران به امر امامت و ولایتِ { اهل بیت(ع)} شناخت و اعتراف دارند (آیا شیعه هستند)؟ امام فرمود: خیر، اگر شناخت داشتند که بر ما واجب بود حتی آرد و نمک خود را نیز با آنان شریک شویم. سپس امام صادق(ع) به آن شخص فرمودند: " پدرم (امام باقر علیه السلام) وقتی چیزی را به عنوان صدقه به سائل میداد {برای چند لحظه} از او پس میگرفت و آن را میبوسید و میبویید و سپس دوباره به او بر میگرداند زیرا صدقه پیش از آنکه به دست سائل برسد، در دست خدا قرار میگیرد { و متبرک می شود } از این رو دوست دارم آن را {صدقه یا دست سائل را} ببوسم زیرا هم خداوند و هم پدرم به آن عنایت داشتهاند. " منبع: تفسير العياشي(متوفای حدود 320هـ) ، ج2 ، صص 107-108 توضیح مهم: در این ماجرا می بینیم که امام صادق(ع) به دنبال آن نبود که با نان دادن به فقرای سُنی مدینه، آنان را مدیون خود و به مذهب تشیع وادار کند بلکه کمک به آنان را وظیفه ی اسلامی و انسانی میدانست و از این رو برای خدا در تاریکی شب و هنگامی که در خواب بودند، برایشان نان میبرد. #امام_صادق #اهل_بیت (ع) #شیعه عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇 @pasokhvoice @pasokhtext @shenakhtehadis
دعا برای محفوظ ماندن از خطرات از امام صادق(ع) نقل شده که هرکس دعای زیر را بعد از {هر} نماز واجب بخواند خودش و خانواده و اموالش حفاظت محفوظ میمانند: أَستَوْدِعُ اَللَّهَ اَلْعَظِيمَ اَلْجَلِيلَ نَفْسِي وَ أَهلِي وَ وُلْدِي وَ مَن يَعنِينِي أَمْرُهُ وَ أَستَوْدِعُ اَللَّهَ اَلْمَرهُوبَ اَلْمَخُوفَ اَلْمُتَضَعضِعَ لِعَظَمَتِهِ كُلُّ شَيءٍ نَفْسِي وَ أَهلِي وَ مَالِي وَ وُلْدِي وَ مَن يَعنِينِي أَمْرُهُ ترجمه: خودم و خانواده و فرزندان و افرادی که وضعیت آنان برایم مهم است، به خدای بزرگ و شکوهمند میسپارم. خودم و خانواده و اموال و فرزندانم و همه کسانی که وضعیت آنان برایم اهمیت دارد، به خدایی میسپارم که سزاوار است {همه} از او حساب ببرند و {از عذابش} بترسند و همه چیز در مقابل عظمتش سر تعظیم فرود میآورند. منبع: کلینی، الکافی، ج 2، ص 573 ، حدیث 12 #حرز #دعا #تعقیبات عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇 @pasokhvoice @pasokhtext @shenakhtehadis
نماز یا ولایت اهل بیت ؟ آیا اگر کسی نماز نخوانَد ولی دوستدار و شیعه اهل بیت (ع) باشد با شفاعت نجات مییابَد؟ پاسخ: از مجموع آیات قرآن و احادیث صحیحی که از معصومین (علیهم السلام) نقل شده فهمیده میشود که «نماز» و «ولایت اهل بیت (ع)» ، هر دو مهم، واجب و از ارکان دین هستند که هیچیک بدون دیگری قبول نخواهد شد. اگر کسی بگوید: "نماز میخوانم ولی ولایت اهل بیت (ع) را قبول ندارم و با آنها دشمنی می کنم" نمازش مانند شش هزار سال عبادت ابلیس هست که وقتی تکبّر ورزید و برای آدم (ع) سجده نکرد، عباداتش قبول نشد و کافر به شمار آمد(1) اگر کسی بگوید چون ولایت اهل بیت (ع) را دارم بنابراین نماز بر من واجب نیست، از شفاعت اهل بیت (ع) محروم خواهد شد (2) درباره شُرب خمر (عرق خوری و نوشیدن مواد مست کننده) نیز اگر کسی بگوید چون ولایت دارم دیگر جایز است که شُرب خمر کنم، مشمول شفاعت نخواهد شد(3) درباره سایر گناهان کبیره نیز کسی که "شرمسار" نباشد و با تکیه بر اینکه ولایت اهل بیت(ع) را قبول دارد، گناهان کبیرهاش را ناچیز وانمود کرده، توجیه کند، چنین ولایتی به دادش نخواهد رسید و مورد شفاعت قرار نمیگیرد(4) ولایت حقیقی و کامل، فقط با پرهیز کامل از گناهان تحقق مییابد: " اعْلَمُوا أَنَّ وَلَايَتَنَا لَا تُنَالُ إِلَّا بِالْوَرَعِ وَ الِاجْتِهَاد"(5) ترجمه: بدانید که ولایت ما (به طور کامل) جز با پرهیز از گناهان و کوشش (در بندگی) به دست نمی آید. "... فَوَ اللَّهِ مَا شِيعَتُنَا إِلَّا مَنِ اتَّقَى اللَّهَ وَ أَطَاعَهُ ... "(6) ترجمه: "... پس به خدا سوگند که شیعه(ی کامل و راستینِ) ما، تنها کسانی هستند که اهل پروا از خدا و اطاعت از او باشند و ..." بنابراین اگر کسی به گناهان کبیره افتخار کند، ولایتش خنثی و بیاثر میشود اما گناهان صغیره یا گناه کبیرهای که انسان از آن توبه کرده یا شرمگین است موجب بسته شدنِ کاملِ راهِ نجات، نیست و امید است شفاعت معصومان(ع) دستکم در برخی از مراحل (پس از تحمل برخی از عذابها) به فریادش برسد(7) پانوشتها: (1) سوره بقره، آیه 34 و سوره ص، آیات 74 و 75 و سید رضی، نهج البلاغه، خطبه 192 (قاصعه)، چاپ صبحی صالح، ص: 287 (2) کلینی، الکافی، ج 3، ص: 270 و برقی، المحاسن، ج 1 ، ص: 80 (3) کلینی، الکافی، ج 6، ص: 401 (4) صدوق، معانی الاخبار، ص: 288 (5) کلینی، الکافی، ج 8، ص: 212 و ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص: 303 و صدوق، الامالی، ص: 262 (6) کلینی، الکافی، ج 2، ص: 74 و ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص: 295 (7) کلینی، الکافی، ج 5، صص: 469-70 و صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص: 39 #شفاعت #حدیث #نماز عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇 @pasokhvoice @pasokhtext @shenakhtehadis
علت جهنمی شدن زنان متدین در روایتی نقل شده که پیامبر اکرم(ص) خطاب به {گروهی از} زنان {در مدینه} فرمودند: صدقه بدهید - حتی اگر شده به اندازه نصف خرما باشد - که اکثر شما هیزم آتش جهنم هستید زیرا «تُكثِرْنَ اللَّعنَ وَ تَكفُرنَ العَشِيرَةَ» یعنی بسیار نفرین میکنید و در مورد شوهر، ناسپاسی میکنید. زنی دانا از قبیله بنیسلیم گفت: یا رسول الله! مگر حاملگی و مادری و شیر دادن به نوزادان را ما زنها انجام نمیدهیم؟! مگر ما دختران وظیفهشناس و خواهران دلسوز نیستیم؟! پیامبر (ص) {در مقابل سخنان آن زن} دلش به رحم آمد و فرمود: {آری} حاملگی و شیر دادن و مهربانی و دلسوزی از ویژگیهای زنان است و اگر به شوهرانشان بد نمیکردند، هیچ زنِ نمازگزاری وارد آتش جهنم نمیشد. منبع: کلینی، الکافی، ج ۵، ص ۵۱۴ ، حدیث شماره ۲ عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇 @pasokhvoice @pasokhtext @shenakhtehadis
حدیثی با سند معتبر درباره ختم قرآن در ماه رمضان: کلینی در کتاب الكافي (ج2، ص618، حدیث پنجم) با سند معتبر نقل کرده است که ابو بصير از امام صادق عليه السّلام پرسيد: آیا ( خوب است که) قرآن را در يك شب ختم کنم؟ امام(ع) فرمود: نه عرض كرد: در دو شب چطور؟ (یعنی نیمی را در یک شب و نیم دیگر را در شب دوم) امام فرمود: نه ابوبصیر همینطور عدد را بالا بُرد تا به شش شب رسید که امام(ع) فرمودند: آرى(یعنی اگر بخواهی قرآن را به شش قسمت تقسیم کنی و هر قسمت را در یک شب بخوانی تا در طول شش شب تمام قرآن را ختم کرده باشی خوب است) سپس حضرت صادق عليه السلام به آن شخص فرمود: کسانی كه پيش از شماها بودند یعنی اصحاب حضرت محمد (ص) ، قرآن را در يك ماه و كمتر مي خواندند. قرآن را با شتاب و سرعت نبايد خواند بلكه بايد هموار و شمرده خوانده شود، و هر گاه به آيه اى برخورد كردى كه در آن از آتش جهنم یاد شده باید درنگ کنی و از دوزخ به خدا پناه ببرى. سپس ابوبصیر عرض كرد: آیا در ماه رمضان قرآن را در يك شب ختم کنم؟ امام(ع) فرمود: نه. عرض كرد: در دو شب بخوانم؟ فرمود: نه. عرض كرد: در سه شب بخوانم؟ فرمود: آرى بخوان- و با دست خود اشاره كرد- آرى ماه رمضان با بقیه ماهها تفاوت دارد. ماه رمضان حق و حرمت ویژه اى دارد. ( در این ماه) هر چه می توانى نماز هم بخوان! توضیح: طبق این حدیث در خواندن قرآن نباید بیهوده شتاب کرد به شکلی که انسان بهره ای از مفاهیم آیات نبرد و تمام همتش مصروف تمام کردن سوره ها باشد از این رو برای اصحاب ائمه(ع) که زبان عربی می دانستند و اهل علم بودند اجازه داده شده بود که در غیر از ماه رمضان "هر شش روز یکبار قرآن را ختم کنند" و در ماه رمضان که تلاوت قرآن اهمیت بیشتری دارد اجازه داده بودند که هر 3 روز یکبار قرآن را ختم کنند. طبعا برای مسلمانانی که زبان عربی نمی دانند و به ترجمه نیازمند هستند این مدت بیشتر خواهد بود. اصل کلی اینست که "فَاقرأوا ما تیسّر مِنَ القرآنِ" یعنی «تا جایی که میسر است قرآن بخوانید» و نیز اینکه باید قرائت انسان همراه با "تدبّر" باشد. ضمنا حداقل قرآن خواندنی که در طول سال بر هر مومن لازم است روزانه 50 آیه است عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇 @pasokhvoice @pasokhtext @shenakhtehadis
بقیه پاسخ به سؤال در مورد استفاده از لقب رزاق برای امیرالمؤمنین علیه السلام نتیجه: ادب توحیدی و پیروی از شیوه گفتاری معصومین(ع) میطلبد لقب «رازق» و «رزّاق» را - حتی در اشعار و مداحی - برای معصومین(ع) به کار نبریم زیرا تشبّه به گروههای منحرف مثل غُلاة و مُفَوِّضه و تأیید ضمنی و ترویج ادبیات و عقاید آنان یا «قباحت زدایی از انحرافاتشان است اما به کار بردن فعل «رزق» به معنای «پرداخت نفقه ی افراد تحت تکفّل» مانعی ندارد زیرا چنین مفسدهای ندارد و در قرآن هم به کار رفته است. منابع: (1) شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج 2، ص 202 ، حدیث شماره 3 (2) شیخ طوسی، کتاب الغيبة، ص: 294 و طبرسی، الاحتجاج، ج 2، ص 471 (3) شیخ صدوق، الاعتقادات، ص 100 (4) شیخ صدوق، الاعتقادات، ص 100 #غلو #غلاة #تفویض عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇 @pasokhvoice @pasokhtext @shenakhtehadis
پرسش: در جشن مربوط به امیرالمؤمنین(ع) یکی از مداحان گفت: «دست دعا به سمت رزّاق جهان امیرالمؤمنین(ع) بلند کنیم». آیا این سخن از نظر شرعی درست است؟ پاسخ: الف) رزّاق جهان و رازِق حقیقی، فقط خدای بزرگ است ولی مخلوقاتش اگر «وسیله رسیدن روزی به انسان» باشند، به صورت مجازی میتوان فعل «رَزَقَ» را برای آنها به کار بُرد. به همین خاطر فعل «اُرزقوا» در موارد نادری در قرآن برای «تأمین زندگی افراد تحت تکفّل (توسط غیر خدا)» هم به کار رفته است(سوره نساء: آیات 5 و 8) ب) اسمهای «رازق» و «رزّاق» در آیات و احادیث فقط برای خداوند به کار میروند و ما نیز باید بر همین تأکید کنیم : 1 - قُل إِنَّ رَبِّي يَبسُطُ الرِّزقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقدِرُ ...(سوره سبأ: آیه 36) ترجمه: بگو: «پروردگار من روزی را برای هر کس بخواهد وسیع یا تنگ میکند ...» 2 - إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو القُوَّةِ المَتِينُ (سوره ذاریات: آیه 58). ترجمه: قطعاً خداوند، خود روزیدهنده و صاحب قدرت و توانمند است. ج) از احادیث معصومان(ع) فهمیده میشود که نباید از صفت «رازق» و «رزّاق» برای پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) استفاده کرد زیرا میتواند موجب تأیید و ترویج ادبیات و عقاید گروههای منحرف مثل غُلاة و مفوّضه یا قباحت زدایی از انحرافات آنان گردد: 1 - نقل شده که فردی از امام رضا(علیه السلام) در مورد «اعتقاد به تفویض»(واگذار شدن امور جهان به ائمه علیهم السلام) پرسید. امام (ع) فرمودند: خدای تبارک و تعالی، امر دین خود را به پیامبر (ص) تفویض(واگذار) کرده و فرموده است: «ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُم عَنهُ فَانتَهُوا »(یعنی کاملا مطیع پیامبر باشید) اما خلق کردن و روزی دادن را به او تفویض نکرده است. سپس افزود: خدای عزّوجلّ، خالق همه چیز است و خودش فرموده است: «اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُم ثُمَّ رَزَقَكُم ثُمَّ يُمِيتُكُم ثُمَّ يُحيِيكُم، هَل مِن شُرَكَائِكُم مَّن يَفعَلُ مِن ذَٰلِكُم مِّن شَيءٍ، سُبحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشرِكُونَ»(سوره روم: آیه 40) ترجمه: خداوند همان کسی است که شما را آفرید، سپس روزی داد، بعد میمیراند، سپس زنده میکند؛ آیا هیچیک از شریکهایی که شما برای خدا گرفتهاید، چیزی از این کارها را میتوانند انجام دهند؟! او منزّه و برتر است از آنچه همتا و شریکِ او قرار میدهند.(1) 2 - در زمان غیبت صغرا بحثی بین شیعیان رخ داد که آیا خداوند تعالی، آفریدن و روزی دادن را به ائمه(ع) واگذار فرموده یا خیر؟ اختلاف نظر در این موضوع به شدت بالا گرفت تا اینکه همه قبول کردند نامهای به نایب خاص امام زمان (عج) بنویسند. توقیع(پاسخ مکتوب مورد تأیید امام زمان عج) اینگونه صادر شد: : «إنَّ اللهَ تعالى هُوَ الّذي خَلَقَ الأجسامَ و قَسَّمَ الأرزاقَ ... فَأمَّا الأئمةُ علیهم السلام فإنَّهُم یَسألونَ اللهَ تَعالى فَیَخلُقُ و یَسألُهُ فَیَرزُق ، إیجاباً لِمَسألَتِهِم و إعظاماً لِحَقِّهِم» ترجمه: همه اجسام را خدای متعال آفریده و رزقِ همگان را تقسیم فرموده (و به آنان میرساند) ... اما ائمه(علیهم السلام) از خدا خواهش میکنند تا بیافریند و درخواست میکنند تا برای استجابت دعا و بزرگداشت حق آنان، روزی بدهد.(2) 3 - نقل شده که امام رضا(ع) در یکی از دعاهای خود به پیشگاه خداوند عرض کردند: «اللَّهُمَّ ... وَ مَن زَعَمَ أَنَّ إِلَينَا الخَلقَ وَ عَلَينَا الرِّزقَ فَنَحنُ برَاءٌ مِنهُ كَبَرَاءَةِ عِيسَى ابنِ مَريَمَ (ع) مِنَ النَّصَارَى ...» ترجمه: خدایا ... از هر کس که بگوید خلق کردن و روزی دادن به دست ما(امامان) است، اعلام جدایی و بیزاری میکنیم (و از ولایت ما خارج است) همانگونه که نصرانیها (که درباره عیسی بن مریم اغراق کردند) ارتباطی با عیسی(ع) نداشتند ...»(3) 4 - نقل شده که زراره به امام صادق(ع) عرض کرد که شخصی هست که میگوید: «خدای تبارک و تعالی محمد(ص) و علی(ع) را آفریده و سپس کار خلقت (بقیه مخلوقات) و روزی دادن و میراندن و زنده کردن را به آنها واگذار فرموده است» امام(ع) فرمودند: دروغ گفته است این دشمن خدا! هرگاه با او دیدار کردی این آیه از سوره رعد را برایش بخوان: «... أَم جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ خَلَقُوا كَخَلقِهِ فَتَشابَهَ الخَلقُ عَلَيهِم قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيءٍ وَ هُوَ الواحِدُ القَهَّارُ»(سوره رعد: آیه 16) ترجمه: ... یا برای خدا شریکانی قرار دادهاند که همانند آفرینش او آفریدهاند، که (این دو) آفرینش بر آنان مشتبه شدهاند؟! بگو: «خداوند، آفریدگار همه چیز است و اوست یگانه ی پیروزمند.» (4) بقیه در لینک زیر: https://t.me/shenakhtehadis/779
پرسش: اخیرا یکی از سخنرانهای مذهبی به جای «إنشاءالله»(اگر خدا بخواهد) میگوید: «ان شاء الله و علي بن ابي طالب»(اگر خداوند و علی بن ابيطالب بخواهند)!! وقتی برخی از مؤمنین به او اعتراض کردند مدعی شد که روایتی در کتاب «القطره» در این مورد آمده است. آیا این کتاب، معتبر است و چنین حدیثی واقعاً در آن ذکر شده است؟ پاسخ: 1 - استفاده عبارت «إن شاءالله و علی بن ابیطالب» از آن جهت که عُرفاً به معنای «مساوی قرار دادنِ خالق و مخلوق» است، غُلُوّ و بر خلاف تشیع است و ترویج آن به عنوان یکی از آداب دینی، بدعت و گناه به شمار میآید. 2 - به کسانی که اینگونه جملات را ترویج میکنند میگوییم اگر -بر فرض محال- قرار بود یکی از مخلوقات را همردیف با خداوند قرار دهیم باید نام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) را ذکر میکردیم زیرا مقام ایشان از همه پیامبران و امامان بالاتر است. 3 - همواره باید تفاوت مقام خدای سبحان با پیامبران(ع) و امامان(ع) در جملات ما به روشنی بیان گردد زیرا خداوند در سوره توحید میفرماید: «وَ لَم یَکُن لَهُ کفواً اَحَدٌ» یعنی «هرگز هیچکس همردیف و همتای خداوند نبوده و نیست». بنابراین حتی پیامبر (ص) هم نباید به عنوان همتا برای خداوند ذکر شود چه رسد به سایر پیامبران(ص) یا امامان(ع). کسانی که درباره مقامات اهل بیت(ع) اغراق و غلو میکنند و آنان را «دارای مقام خدایی» یا «شبیه خداوند» وانمود میکنند، در احادیث متعددی مورد لعن و نفرین معصومین(ع) قرار گرفتهاند. 4 - روایتی که در کتاب «القطره» ذکر شده، یک روایت مُرسَل(فاقد سند متصل) است که نویسنده آن یعنی مرحوم مستنبط، آن را از کتاب دیگری به نام «الروضه فی الفضائل»(منسوب به شاذان بن جبرئیل) رونویسی کرده و متأسفانه اشتباهی در هنگام رونویسی روایت یا در مرحله حروفچینی و چاپ کتاب رخ داده به این صورت که کلمه «اَو» به صورت «و» ثبت گردیده است(1). در مرحله بعد وقتی کتاب القطره به فارسی ترجمه شد، مترجم نیز دچار اشتباه دیگری درباره این روایت گردید و معنای جمله به شکل کاملا متفاوتی منتقل گردید(2) 5 - مضمون روایت اصلی به این نحو بوده که پیامبر (ص) به قبیله قریش فرمودند: در آینده وقتی شما کافر شوید، من با شما خواهم جنگید. در اینجا جبرئیل به ایشان فهماند که اولاً «إنشاءالله» را به سخن خود بیفزایند و ثانیاً عبارت: «اَوْ علي بن أبي طالب» را نیز در کنار اشاره به خودشان بیان کنند. به این ترتیب، معنای جمله اینگونه شد: «در آینده وقتی شما(قریش) کافر شوید، إنشاء الله من یا علی بن ابی طالب با شما خواهیم جنگید».(3) این روایت اگر سند معتبری داشت در حد یک پیشگویی در مورد نبرد امام علی(ع) با معاویه، طلحه و زبیر و ... - حدود 25 سال بعد از وفات پیامبر (ص) - قابل استناد بود. 6 - به طور کلی باید دانست که کتاب «القطره»(تألیف مرحوم سید احمد مستنبط متوفای 1358 هـ ش) یکی از کتابهای معاصر است و از منابع معتبر و قدیمی حدیث شیعه به حساب نمیآید. این کتاب بیش از 1200 روایت در فضائل چهارده معصوم(ع) دارد که برخی از آنها از منابع نامعتبر گردآوری شده است. نتیجه: هیچ حدیث معتبری نداریم که بگوید: به جای انشاالله، بگویید: «ان شاء الله و علی». ارجاعات: (1) احمد مستنبط، القطرة، ج 1، ص 193، روایت شماره 179 (2) قطره اي از درياي فضائل اهل بيت(ع): ترجمه كتاب نفيس القطره، مترجم: محمد ظریف، قم، انتشارات حاذق، روایت شماره 179 (3) شاذان بن جبرئیل قمی، الروضة، ص: 135 #القطره #تحریف #بدعت عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇 @pasokhvoice @pasokhtext @shenakhtehadis
آیا اعمال لیلة الرغائب با سند معتبر از معصومان (ع) نقل شده است؟ اولویت با نافله های یومیه است یا نماز لیله الرغایب ؟ #لیلة_الرغائب #شب_جمعه #مستحبات #احادیث عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇 @pasokhvoice @pasokhtext @shenakhtehadis
صوت آیت الله سید احمد مددی(حفظه الله) در مورد نماز لیلة الرغائب(شب آرزوها) #لیلة_الرغائب #شب_آرزوها #مستحبات عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇 @pasokhvoice @pasokhtext @shenakhtehadis
༅࿇༅░⃟🌺⃟፨༅࿇༅•✾••┈ 🌿⃟፨ قال امیرالمؤمنین علیه السلام: عَجِبْتُ لِمَنْ يَقْنَطُ وَ مَعَهُ الِاسْتِغْفَارُ. 💠در شگفتم از کسی که (از رحمت خدا) ناامید می شود در حالیکه استغفار با اوست (و می تواند استغفار و طلب آمرزش کند). 📚نهج البلاغه، حکمت۸۴ ❈⊰ صلی الله علیک یا امیرالمؤمنین ⊱❈ @nahjalbalagheh121 🌿⃟፨ ༅࿇༅░⃟🌺⃟፨༅࿇༅•✾••┈
استاد ما مرحوم علامه محقق استاد جعفری حقيقتا از برجسته ترین استادان تاریخنگاری صدر اسلام در میان چند عالم دینی بود که به تاریخنگاری در 60 سال گذشته عنایت داشتند. علامه سید مرتضی عسکری هم نمونه دیگر بود. این دو محقق برجسته درک تاریخی داشتند و در شناخت منابع سیره و تاریخ صدر اسلام و تشخیص سنت های مختلف روایات تاریخی و توجه به انگیزه ها و زمینه های نقل روایت حقیقتا در طیف علمای دینی انگشت شماری که به تاریخنگاری پرداخته اند بی همتا بودند. در اسلامشناسی دانشگاهی در غرب به آثار اين دو توجه خاص می شود. آقای مادلونگ نظر علامه عسکری را درباره عبد الله بن سبا قبول داشت و آثار محقق جعفری درباره تاريخ علم کلام در نوشته های غربی در اين بيست سال اخير مورد توجه قرار گرفته است. https://t.me/azbarresihayetarikhi
༅࿇༅░⃟🌺⃟፨༅࿇༅•✾••┈ 🌿⃟፨ قال امیرالمؤمنین علیه السلام: مَنْ فَاتَهُ حَسَبُ نَفْسِهِ لَمْ يَنْفَعْهُ حَسَبُ آبَائِهِ. کسی که ارزش و منزلت خود را از دست بدهد، ارزش و بزرگی پدران و نیاکانش سودی برای او نخواهد داشت (و او را با ارزش نخواهد کرد). 📚نهج البلاغه، بخشی از حکمت۳۷۸ ❈⊰ صلی الله علیک یا امیرالمؤمنین ⊱❈ @nahjalbalagheh121 🌿⃟፨ ༅࿇༅░⃟🌺⃟፨༅࿇༅•✾••┈
معنای نام فاطمه(س) پرسش: آیا صحت دارد که نام فاطمه یعنی «خانمی که بچه اش را از شیر گرفته است»؟ پاسخ: اینکه بگوییم «فاطمه یعنی زنی که نوزاد خود را از شیر گرفته» یک تعریف نامناسب است زیرا به جنبه مثبت موضوع توجه ندارد و بر نیمه خالی لیوان تمرکز میکند. از نظر لغوی، کلمه فاطمه یعنی مادری که نوزادش را کاملا (به مدت دو سال) شیر داده و سیراب کرده و وظیفه مادری را در حق فرزندش تمام و کمال به جا آورده و اکنون زمانی رسیده که نوزادش دیگر نیازی به شیر مادر ندارد بنابراین او را وارد مرحله غذا خوردن میکند» (۱) در فرهنگ عرب وقتی اسم نوزاد را «فاطمه» میگذاشتند احتمالا مقصودشان «فال نیکو زدن» بوده یعنی چنین نام مثبتی را انتخاب میکردند به این امید که این دختر- در خردسالی فوت نکند بلکه - به سن مادری برسد و فرزندانش را کاملا از شیر خود سیراب سازد». البته یک تفسیر ذوقی هم در برخی از روایات آمده که مضمونش تقریبا اینست که فاطمه، مادری است که در قیامت (به برکت شفاعت و حمایتش)، محبانش از آتش جهنم دور و جدا میشوند(۲). نتیجه: نکته اصلی در معنای لغوی نام فاطمه، «مادر بودن» و «حمایت کامل از فرزند» است. منبع: ۱ - ابن منظور، لسان العرب، جلد : 12، صفحه : 454 ۲ - ابن شهرآشوب، مناقب آل أبی طالب، ج ۳، ص ۳۳۰ #فاطمه #نامگذاری #دختر عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇 @pasokhvoice @pasokhtext @shenakhtehadis
پرسش و پاسخ دیگر در مورد جایگاه عقل در قرآن و حدیث: سؤال: در آیات و احادیث بیان شده که «عقلگرایی موجب دینداری و نجات انسان است» مثلا: - كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (سوره بقره، آیه ۲۴۲) ترجمه: این چنین، خداوند آیات خود را برای شما شرح میدهد تا با عقل خود بفهمید! - وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ (سوره مُلک: آیه ۱۰) ترجمه: و میگویند: «اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقّل میکردیم، در میان دوزخیان نبودیم!» - حدیث «مَنْ كَانَ عَاقِلًا كَانَ لَهُ دِينٌ وَ مَنْ كَانَ لَهُ دِينٌ دَخَلَ الْجَنَّةَ»(از امام صادق عله السلام در کتاب الکافی، ج ۱، ص ۱۱، حدیث ۶) اما در حدیث دیگری آمده که «دِينُ اللَّهِ لَا يُصابُ بِالْعُقُولِ» یعنی «دین خدا با عقل فهمیده نمیشود» آیا اینها با هم تناقض ندارند؟ پاسخ: برا فهمیدن این حدیث باید حتماً جملات قبلی و بعدی آن را نیز ببینیم تا دچار برداشت اشتباه نشویم. وقتی به منابع قدیمی و معتبر حدیث شیعه مراجعه میکنیم میبینیم شیخ صدوق(ره) با ذکر سند از امام سجاد(ع) نقل کرده که فرمودند: «دِينَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ لَا يُصَابُ بِالْعُقُولِ النَّاقِصَةِ وَ الْآرَاءِ الْبَاطِلَةِ وَ الْمَقَايِيسِ الْفَاسِدَةِ وَ لَا يُصَابُ إِلَّا بِالتَّسْلِيمِ فَمَنْ سَلَّمَ لَنَا سَلِمَ وَ مَنِ اقْتَدَى بِنَا هُدِيَ وَ مَنْ كَانَ يَعْمَلُ بِالْقِيَاسِ وَ الرَّأْيِ هَلَكَ ...» (من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۳۲۴، حدیث ۹) ترجمه: «دین خدای بزرگ، با عقلهای ناقص و نظرات باطل و قیاس ها نادرست فهمیده نمیشود. دین فقط باا تسلیم (در مقابل ارشادات خدا و معصومان) فهمیده میشود پس هر کس تسلیم (امرِ) ما(معصومان) باشد، سالم و مصون خواهد ماند و هرکس به ما اقتدا کند هدایت مییابد و هرکس به «قیاس» و «نظرات شخصیِ(غیرمعصوم)» عمل کند هلاک خواهد شد(دینداری اش نابود میشود)» با دقت در متن کامل این حدیث میفهمیم که در مقام انتقاد از «قیاس فقهای اهل سنت در احکام شرعی» بیان شده است نه درباره اصول دین. در واقع منظور این حدیث از «دین»، «آن دسته از جزئیات دینی است که عقل - به تنهایی - به آن نمی رسد». در این موارد، عقل باید با ارشادات وحی، ضمیمه گردد مثل اینکه نماز صبح ۲ رکعت است یا تعداد ائمه(ع) ۱۲ نفر است و نیز بسیاری از احکام جزئی فقهی و عبادی که عقل نمیتواند نظر بدهد. وگرنه اصول عقاید مثل اصل توحید و اصل نبوت و امامت و اصل معاد - کلیات این امور - با عقل قابل دستیابی است اما جزئیاتش جز با وحی الهی و راهنمایی معصومین(ع) قابل فهم نخواهد بود. به طور کلی ما در فهم اصول دین و نیز در فهم قرآن و احادیث، به عقل نیاز داریم. قرآن و حدیث را هم باید با شیوه عُقَلایی تفسیر و تحلیل و نتیجه گیری کنیم و خود قرآن نیز مکررا بر اهمیت «عقل» تأکید کرده است. اما اینکه «حدسیّات و ظنّیّات عقول بشری» را بر «قطعیّات قرآنی و دینی» ترجیح بدهیم یا در تنظیم امور زندگی خود صرفاً با تکیه بر «گمانهایی که ظاهرا عقلانی به نظر می رسند» عمل کنیم و «دعا» و «توکل» را به کلی کنار بگذاریم، مصداق افراط و انحراف است و عاقبت خوبی نخواهد داشت زیرا «عقلِ غیرمعصوم»، «کامل» و «بی عیب» نیست. #عقلگرایی #حدیث #عقل عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇 @pasokhvoice @pasokhtext @shenakhtehadis
بررسی حدیثی در مورد جایگاه عقل و عقلگرایی در دین پرسش: آیا حدیث زیر صحیح است و امیرالمؤمنین(ع) واقعا چنین مطلبی فرموده اند: «اِتَّهِموا عُقولَكُم؛ فإنَّهُ مِنَ الثِّقَةِ بِها يَكونُ الخَطاءُ» ترجمه: «عقلهای خود را زیر سؤال و متهم بدانید زیرا اعتماد به عقل باعث اشتباه می شود» منبع: غرر الحكم، حدیث 2570 سؤال ما اینست که از طرفی در احادیث ما مکرراً از عقل به عنوان یک منبع معتبر یاد شده ولی در این حديث گفته میشود: «به عقل، خوش بین نباشید». آیا اینها با هم تناقض ندارند؟ پاسخ: اولا کتاب غُرَرُالحِکَم که این حدیث را از آن نقل کردهاید تألیف یکی از علمای اهل سنت به نام عبدالواحد تَمیمی آمِدی در قرن ۶ است و برخی از مطالبش در کتب معتبر شیعه یافت نمیشود. در موارد جملاتی در این کتاب دیده مشود که شبیه سخنان غیرمعصومین مثل ادیبان، صوفیان و حکمای غیرمعصوم است. البته روایت مورد بحث در یک کتاب دیگر به نام عیون الحکم و المواعظ تألیف لیثی واسطی نیز آمده ولی این کتاب هم مربوط به قرن ۶ است یعنی حدود ۵۰۰ سال بعد از شهادت اميرالمومنین(ع) تألیف شده است. تا جایی که ما جستجو کردیم، قدیمی ترین منابع این روایت ، همین دو کتاب در قرن ششم هستند که هیچیک از آنها سند متصل و معتبری برای این روایت ذکر نکرده اند. بنابراین سند این روایت، مُرسل و ضعیف است. ثانیا این روایت بر فرض که از معصوم(ع) صادر شده باشد، با توجه به مبانی قرآنی و حدیثی چند گونه قابل تفسیر است از جمله: ۱ - منظور از «اعتماد به عقل» در این روایت، اعتماد به «قطعیات عقلی» نیست بلکه مسائل ظنی و حدسی مورد نظر است که اگر ببینیم با کلام صریح قرآن یا حدیث قطعی الصدور در تعارض است ، طبعا نباید به آن ظن و حدس تکیه کرد. ۲ - منظور از این روایت، اهمیت دادن به عقل در فهم مسایل دینی نیست بلکه افراط در «اتکا به عقل فردیِ غیرمعصوم» در مسائل روزمره زندگی است که نباید «تکیه گاه اصلی و انحصاری ما» تشخیصهای مبتنی بر ظن و حدس عقلی خودمان باشد بلکه همواره باید توکل و دعا را در نظر بگیریم. ۳ - منظور از «اتکا به عقل» ، «اتکای تنها به عقل خود» و «پرهیز از مشورت» است. هریک از تفسیرها را بپذیریم این روایت - با فرض صحت صدور - میخواهد ما را از «افراط» در تکیه به «ظنیّات عقلی»(نه قطعیات) نهی کند تا مثل افرادی که «حدس و گمانِ شخصیِ خود در مسائل مختلف» را «قطعی» می پندارند و دچار شتابزدگی و افراط در اتکا به ظن و گمان میشوند که این، موجب مشکلاتی در دینداری و نیز در سایر ابعاد زندگی فردی و جمعی می شود زیرا: - يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ... (سوره حجرات: آیه ۱۲) ترجمه: ای کسانی که ایمان آوردهاید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمانها گناه هستند ... - وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ ۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ (سوره انعام: آیه ۱۱۶) ترجمه: اگر از بیشتر کسانی که در روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه می کنند؛ (زیرا) آنها تنها از گمان پیروی مینمایند، و تخمین و حدس (واهی) میزنند. #عقلگرایی #حدیث #غررالحکم عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇 @pasokhvoice @pasokhtext @shenakhtehadis