tgindex
نسل نو
@nasleP4CДетиперсидский

این کانال توسط سحر سلطانی، دانش آموخته دکتری فلسفه تربیت ، نویسنده، روزنامه نگار وفعال حوزه کودک و تسهیلگر برنامه فلسفه برای کودکان اداره میشود. نسل نو با فکرپروری کودکان و نوجوانان ، فرزندپروری مبتنی بر فلسفه ورزی .

Последний пост
9 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Дети
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 036
−1 за 5 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
710
20 постов
Вовлечённость
68,5%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
3
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
205
1/48двое суток
234
1/72трое суток
253

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • مدرسه خُرد و خِرد برگزار می‌کند: اگر تسهیلگر فلسفه برای کودکان و‌ نوجوانان هستید «باید» تاریخ فلسفه و سیر شکل‌گیری پرسشهای بنیادین توسط فلاسفه در مکاتب مختلف را بشناسید. برخی اساتید معتقدند نیازی به دانستن تاریخ فلسفه نیست اما اشتباه می‌کنند. این تاریخ اندیشه…

  • 9 авг.16865из khordokherad

    مدرسه خُرد و خِرد برگزار می‌کند: اگر تسهیلگر فلسفه برای کودکان و‌ نوجوانان هستید «باید» تاریخ فلسفه و سیر شکل‌گیری پرسشهای بنیادین توسط فلاسفه در مکاتب مختلف را بشناسید. برخی اساتید معتقدند نیازی به دانستن تاریخ فلسفه نیست اما اشتباه می‌کنند. این تاریخ اندیشه است که به تسهیلگر، معلم و والدین می‌آموزد هر کودکی در کجای مسیر فلسفه‌ورزی قرار دارد و چگونه می‌تواند جهان‌بینی خودش را بسازد. این دوره تاریخ فلسفه را به زبانی ساده در شش ترم آموزش می‌دهد. برای اطلاعات بیشتر و ثبت نام به خانم فردین پیام دهید: ۰۹۳۵۱۲۹۶۴۲۰

  • 14 июн.369163из khordokherad

    مدرسه خُرد و خِرد برگزار می‌کند: عشق، مصرف یکدیگر نیست! کارگاهی برای نوجوان در زمینه عشق چیست و چگونه است. تیر ماه ١٤٠٥ با نوجوان ١٤تا ١٨ سال از چیستی و چگونگی عشق سخن می‌گوییم و می‌شنویم.

  • برای کودکان فردا می‌نویسم. امروز ١٨ خرداد سال ٠٥ جنگ از سر گرفته شد. جنگ دوم ایران و امریکا و اسراییل در زندان لاکان رشت بودم و آنچه از جنگ فهمیدم کاملا ایزوله و بدون ارتباط با عزیزانم بود. حالا چیزهای شگفت انگیزی را تجربه می‌کنم. هنوز اینترنت قطع نشده. برخلاف…

  • 8 июн.531561

    برای کودکان فردا می‌نویسم. امروز ١٨ خرداد سال ٠٥ جنگ از سر گرفته شد. جنگ دوم ایران و امریکا و اسراییل در زندان لاکان رشت بودم و آنچه از جنگ فهمیدم کاملا ایزوله و بدون ارتباط با عزیزانم بود. حالا چیزهای شگفت انگیزی را تجربه می‌کنم. هنوز اینترنت قطع نشده. برخلاف جنگهای قبل. خیلی‌ها پیام گذاشتند اگر اینترنت باز هم قطع شد شماره تماسم فلان است یا من در پلتفرمهای داخلی با فلان ادرس فعالم. ظاهر پیامها پر از زخم تبر و ترس است اما در بطنش دستهایی به هم پیوسته را میبینم که قرار نیست همدیگر را رها کنند. مثل ریشه‌های در هم تنیده درختان درون زمین. من هنوز نیمه پر لیوان ایرانی بودن را گوارا می‌یابم. هنوز باور دارم سرمایه‌های وجودی ما با هیچ بمب سنگرشکن و قطعی اینترنت جهانی دود نخواهد شد. ما به معجزه دستها و ریشه‌ها زنده می‌مانیم. سحر سلطانی

  • 29 мая622743

    هیچ چیز مثل قبل نیست. رسم دنیا همین بوده، تغییر و تغییر. اما این بار حتی نمی‌دانم مثل قبل دقیقا یعنی چه زمانی؟ یک دوره‌ای نقطه عطف زمانی قبل و بعد خاتمی بود. بعد شد قبل و بعد ٨٨ و بعد شد کرونا و بعد شد مهسا و بعد همه چیز تکه پاره شد: زمان و مکان. فقط ایران ماند و عشق به وطن. الان ایران هست، عشق هست، اما انگار من نیستم. انگار فاعلیتم محو شده. انگار لباسی هستم که تنی در آن نیست. می دانم زمان باید بگذرد تا از این حجم سوگ و غم و ترس کمر راست کنیم. می دانم مکانی همچو ایران دوباره تن‌ها را جمع می‌کند و تکه‌پاره‌هایمان به هم می‌چسبد. اما ان روز منی دیگر و معنایی دیگر هستیم. امیدوارم خود را به جا بیاوریم.

  • 12 мая724432

    از شنبه ١٩ اردیبهشت کلاسهای فلسفه آنلاینم را روی پلتفرم ایرانی آغاز کرده‌ام و متاسفانه فعلا بچه‌های خارج از کشور امکان حضور ندارند. در ایام جنگ کاملا از شاگردانم بی‌خبر بودم. بخش عمده هر جلسه به برون ریزی اتفاقات سپری شد. آنچه منتظر بودم ببینم و بشنوم شکواییه از جنگ و قطعی اینترنت بود اما شاگردانم با شجاعت و غرور از گزینه‌های آلترناتیو برای کنترل اوضاع می‌گفتند. پلتفرم فعلی کلاس مجهز به تابلوی سفید است بچه‌ها تک‌نفره و مشارکتی شروع کردند به ترسیم آنچه در ذهن داشتند و در این لحظات بود که به فروپاشی نزدیک می‌شدم. *نقاشی‌های جنگی* مشابه آنچه در دهه شصت می‌کشیدیم. تکرار این تجربه همان چیزی بود که تمام عمر تلاش کردیم رخ ندهد. فرزندانمان نبینند آنچه ما دیدیم. اما دیدند بسیار سهمگین‌تر... حالا دوباره باید خود را جمع کنیم و بایستیم. سخن از صلح پلاستیکی در گوش کودک خاورمیانه‌ای کاری عبث بوده و هست. کودکان ما دنیا را جور دیگری می‌بینند و می‌فهمند و باید زنده و سالم گذر کنند.

  • 8 мая651773

    سال ١٤٠٥ را در زندان لاکان رشت تحویل گرفتم. چند روز پیش با عفو هفته کرامت مرخصی منجر به آزادی‌ام آغاز شد. زنده و سالم برای ساختن ایران پیش خواهم رفت. آزادگی را نمی توان گروگان گرفت یا در قفس نمود. آزادگی مرگ ندارد. به لطف دوست نازنینی با پروکسی وصل شدم تا خبر بدهم که از عدم حضورم نگران نباشید. منتظر اینترنت آزاد که حقمان است می‌مانم و کلاسهایم را در پلتفرم دیگری برگزار خواهم کرد. سلام بر ایران و فرزندان ایران. ❤️

  • 8 мая541213

    گمان مبر که به پایان رسید دور مغان هزار باده ناخورده در رگ تاک است به خود خزیده و محکم چو کوهساران زی چو خس مزی که هوا تیز و شعله بی‌باک است

  • برای ایران فردا می نویسم. یک هفته مانده تا نوروز 1405. از دی ماه زمین و زمان روی دور تند است. خون بر زمین جاری شد و در ان فرو نرفت و حالا همه چیز مانند چرخ فلک می چرخد و تهوع و گیجی می آورد. باید پایمان را بر زمین ایران نگاه داشته و سرمان را بالا بگیریم تا بتوانیم پرستار ایران باقی بمانیم. هر جا که هستیم با هر توانی که داریم سفره هفت سین و مناسک نوروزی را به جا آوریم. بهار منتظر ماست و روزهای نو حق ما.

  • 4 мар.693364

    برای ایران فردا می نویسم. زمانی که دیگر آزادی و صلح واژگانی در کتاب کودک نیستند تا در گوش فرزندانمان بخوانیم بلکه هوایی است که نفس می کشیم و زمینی است که بر آن گام می گذاریم و افقی است که می نگریم. زمانی که دیگر به کودکانمان نمی گوییم تحریم و منع و فیلتر یعنی چه ؟ زتدگی در آزادی و سلامت حق ماست و بدان خواهیم رسید. خیلی زود و خیلی نزدیک. دوام می اوریم و می بینیم.

  • ناصر مسعودی – لالایی گیلکی - الا تی‌تی

  • الاتی‌تی. لالایی گیلکی. ناصر مسعودی.

  • 8 февр.1 028626

    سالها منتقد لالایی‌های ایرانی بودم. در تمامی اقوام لالایی‌های سنتی پر سوز و گداز و سرشار از زخم و غم و بغض است. در کتابم - رازهای خانواده ایرانی- هم به این نکته اشاره کردم و پیشنهاد دادم از لالایی‌های طبیعت‌گرا با ریتم شاد استفاده کنیم. حالا می‌فهمم چرا لالایی‌های تمام اقوام ایران پر از سوز و بغض است. چون باید به فرزندان در گهواره بیاموزیم از پس چه روزگارانی بر جا مانده‌اند. این خاک چگونه با خون فرزندان سیراب می‌شود. مادرانمان ازکودکی ما را اینگونه اماده زیستن در این جغرافیای غم می‌کردند. هزاران سال تاریخ را از بدو تولد در گوشهایمان زمزمه می‌کردند. حالا می‌دانم حق با انها بود. وطن‌داری غم دارد و مقاومت سوزناک است. شریف ماندن درد دارد و پرستاری از وطن زخم خونریز است. این روزها فقط لالایی اقوام ایرانی می‌شنوم. باید دوباره بزرگ شوم.

  • امروز ١٨ بهمن ١٤٠٤ است. یک ماه است که هزاران نفر از مردم وطنم برای حق زندگی به خیابان رفتند و زنده نیستند. برای حق آزادی به خیابان رفتند و آزاد نیستند. برای حق سلامتی به خیابان رفتند و سلامت نیستند. و من معلمی هستم که باید از حق بگویم و بنویسم. ای خاک یاری کن ای دست یاری کن ای نفس یاری کن ای خون بر زمین ریخته یاری کن .

  • 🔥 وطن. داریوش اقبالی

  • 1 февр.1 5445222

    وقتی در کلاسهای فلسفه به خردسالان حقهای مندرج در بیانیه حقوق بشر را آموزش می‌دادم رسیدیم به حق داشتن وطن. گفتم هر انسانی یک تن دارد که با آن به دنیا می‌آید و می‌میرد. و هر انسانی متعلق به یک تن جمعی است که می‌شود *ما*.  مثل کشتی در وسط اقیانوس که ابزار نجات ماست از سقوط و غرق شدن و نامش وطن است. نمی توان وطن کسی را از او گرفت حتا با کشتن تن او. و آنقدر بزرگ شده‌اند که رکیک‌ترین فحش جهان را بشناسند : بی‌وطن یعنی کسی که متعلق به مای جمعی نیست، خانواده نداشته، سر سفره با نان حلال ننشسته ، تربیت نشده و از حیوان هم عقب‌تر است چون حیوان غریزه دارد و اشتباه نمی‌کند اما او چون فرهنگ انسانی و هم‌وطن ندارد سراسر زشتی و خطا است.  قابل اعتماد نیست چون پندار و گفتار و کردار نیک ندارد. شاگردانم خوب می دانند مفاهیم و معانی چقدر مهمند و نباید نابجا خرج شوند. این روزها برای شاگردانم از وطن‌داری می گویم از اینکه بعدها وقتی به تاریخ نگاه کنند هیچ میراثی ارزنده‌تر از این ندارند که ایرانی‌اند. سحر سلطانی ١٢ بهمن سال ٠٤ زمستان سیاه

  • 24 янв.8732023

    هستیم تا دوباره به دنیا بیایم… ما زنده‌ایم … @vaaezplaylist

  • مرثیه‌ای برای دی، برای عددهای سرد. دوازده هزار را می‌شنوم، زانوهایم سست می‌شوند. اما نمی‌توانم بنشینم. عددها سردند، مثل جنازه‌های در روکش نایلونی سیاه. گفتند کاور لاشه کم آمده‌ بود. لاشه؟ مگر کشتارگاه است؟ عددها بوی سوختگی چوب و خون می‌دهند. عددها گم می‌شوند. عددها را کور می‌کنند. عددها را سر می‌برند. عددها را با باتون می کوبند تا بدون صورت شوند، عددها را تیر خلاص می‌زنند. عددها دشمن می‌شوند. تروریست! عددها را بازداشت می‌کنند. عددها را در کامیون ریخته شبانه دفن می کنند. دوازده هزار بیست هزار صد هزار دیگر نمی‌توانم بشمارم، نمی توانم... عددها کم و کسرند. کلمه ندارم و من امروز نویسنده‌ای بدون کلام و پر از عددهای کشته شده‌ام ایران. سحر سلطانی دوم بهمن سال چهار

  • без подписи