tgindex
نیک
@nikaahbперсидский

از کف تهران یا طهران یا نمیدونم چی اندک جایی برای مردن ؟ ناشناس: https://t.me/BiChatBot?start=sc-78b146fd49

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
243
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
96
21 постов
Вовлечённость
39,5%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
52
1/48двое суток
59
1/72трое суток
64

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • دراز میکشم و تو فکر به عکسام نگاه میکنم . مهراد میاد میگه : نیکا قهری ؟ میگم با کی؟ میگه با خودت .

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • بافت مکان ها_چیزها

  • زندگی مثل اینه . اندازه شیرینی ترکیدن بوبا خوشحالت میکنه . بعد دوباره میری تو یاس فلسفی

  • از فرط کلافگی مستاصلم. نمیدانم کجا هستم ، نمیدانم چه کسی هستم. دیگر‌حتی نمیدانم چه کسی هستم. روزها ، آفتاب بالا نمی آید، نمیدانم چرا هوا گرفته است. یا من گرفته ام ، نمیدانم. چیزی گلویم را میفشارد. چیزی که سعی میکنم بفهمم از کجا آمده ؟ چیست ؟ نمیدانم. روزها با خودم میجنگم . شب ها ، تنهاتر ، غمگین تر، و پژمرده ترم. تاریکی قلبم را میفشارد‌‌. ستاره ای در آسمان نیست.فکر هایی میکنم که نمیخواهم. چیز هایی هست که نمیخواهم. نخواستن کافی نیست.شاید دیگر خواستن هم کافی نیست. شاید دیگر‌هیچ چیزی کافی نیست.جایی در درونم ،‌در عمیق ترین نقطه خالی مانده، حفره ای که دوستش ندارم. کاش تکانی بخورم. سنگین تر از همیشه ام. جسمم نمیکشد ، وزن ترس است که اجزای تنم را به سمت زمین میکشاند و آب میشوم. _چرا میترسی ؟ از چی میترسی ؟ _نمیدونم، باور کن نمیدونم _ مطمئنی اسمش اینه ؟ اسمش ترسه؟ _نمیدونم، باور کن نمیدونم در جغرافیایی ساکن ایستادم . ذهنم از من نیست که میچرخد.سرم را فشار میدهم. _بالاخره یه روز خفه میشی _من موتور محرکتم احمق بغضم گیر کرده است . شب تمامی ندارد. به هر زمان فکر میکنم شب بوده . چرا شب تمام نمیشود ‌؟ _میدونم مشکل از کجای متنه . نمیدونم چجوری باید حلش کنم کات به _میدونم مشکل از کجای داستانه ، ولی نمیدونم چجوری باید حلش کنم. _ میدونم. ولی باور کن که منم نمیدونم.

  • «با این همه! ــ من می‌خواهم همچنان آزادانه و صمیمانه با تو حرف بزنم؛ درباره‌ی چیزهایی که برایشان زندگی می‌کنیم و می‌میریم، طوری که انگار تو را بهتر از هر کس دیگری که می‌شناسی می‌شناسم.»

  • بعدم میگه که ما رو حفره هامون میکشن به حرکت هنوز

  • ولی تو به چیزای خوب فکر کن

  • زندگی گذرا ، با لحظه هایی که فقط یه خاطره ،‌یه عطر ، یا یه چیز کوچیک‌ازش تو ذهنته و این جمله که: خوبی زمان اینه که میگذره بدیه زمان اینه که میگذره

  • آتیش میسوزانم و خوشحالم

  • از افتخارات این دوران:

  • بوسم کرد

  • آقا فاینالی ایتس دان

  • شاگردامو دوست دارم قشنگن ، جالبن ، و متفاوت ❤️

  • I am red right now

  • من red هستم ، دوباره

  • خستم و خستم

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

نیک — tgindex