علی دودانگه
Статистика@Alidh81 ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=5714922996
- Последний пост
- 10 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 27
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 129
- 1/48двое суток
- 147
- 1/72трое суток
- 159
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
خشک شد هر دو لبم، خانهی لبخند کجاست؟ هر کجا خیمه زدم شادی از آنجا برخاست #علی_دودانگه
در گوشهای از ذهنت به انتظار خود نشستم نیامدم نیامدم نیامدم #جمال_ثریا
به چشم شهر، شدم کوچک آن زمان که به طعنه مرا به اسم بزرگم خطاب کردی و رفتی... #علی_دودانگه
без подписи
کاش یه توت بیاد نجاتم بده.
ای دل مکن گلایه ز تقدیر، شاید او جز من برای عقدهگشایی کسی نداشت... #علی_دودانگه
عمرم اگر که عمر حباب است خستهام صبرم اگر که کهنهشراب است خستهام از این که در خیال خودم زندگی کنم از واقعیتی که عذاب است خستهام گفتی که شرحی از جگر شرحهات بده گفتم که شرح چند کتاب است... خستهام در چشم خویش ساختهام کاخ آرزو اما ز خانهای که بر آب است خستهام جان قصد داشت سوی عدم پر کشد، نشد ای مرگ از تنی که حجاب است خستهام یک عمر خواستم که خلاص از خودم شوم حالا که روبهروم طناب است خستهام #علی_دودانگه
ببخشید، شما هم وقتی آدما متوجه زیبایی شعر نمیشن از دستشون ناراحت میشید؟ در حالیکه بابت ناراحتیتون عذابوجدان هم دارید؟
без подписи
انسان اگر شنیده نشود داد میزند. اما اگر درک نشود، سکوت میکند.
چندان که جهد بود دویدیم در طلب کوشش چه سود چون نکند بخت یاوری #سعدی
امسال هم سیاه به تحریر خال بود امسال رونوشت خط پارسال بود بی تو همیشه مرگ، نفس میکشد مرا پیشامدیست مرگ که با تو محال بود با عشق، خواندنیست همه نانوشتهها دنیا بدون عشق، کر و کور و لال بود گفتی که چند شعر جدیدت برای کیست؟! این پرسشت جواب هزاران سوال بود «تو عاشقی هنوز» و گمان میکنم که این ممکنترین محال ز هر احتمال بود #علی_دودانگه
без подписи
من میخوام برگردم به حقیقت خودم. امروز ۷ تیر ۱۴۰۵
هر جا که هستی قلب من آنجاست❤️
تا روزهای شوم نیایند روبهروم شب را به آه زیروزبر میکنم شبی بالابلندِ بخت به خاکم نشانده است این طاق را به تاخت دمر میکنم شبی روزی اگر که چرخ نچرخد به میل تو آنان که سرترند میآیند ذیل تو ای درّههای بخت کجم فرش سیل تو کوچ از دیار کوه و کمر میکنم شبی من تشنهام به اینکه لبی از تو تر کنم در لابلای مرگ، حیاتی دگر کنم تا از قضا دوباره شبی با تو سر کنم پیکار با سپاهِ قَدَر میکنم شبی با من اگرچه قهر، میافتم به پای تو با من اگرچه زهر میافتم به پای تو بیاعتنا به شهر میافتم به پای تو از حد و مرزهام گذر میکنم شبی بعد از تبی عمیق که با هم یکی شدیم بعد از شبی رقیق که با هم یکی شدیم -حالا به هر طریق که با هم یکی شدیم- در پشتِ شانههات سحر میکنم شبی من آتشِ نریختهای روی گالنم من کشتزارهای نیِ زیر ناخنم وقتی دلت شکست به اکراه میکنم- از ذهنِ تو عبور- هنر میکنم شبی! در من اگر رسوب کنی باز هم کمی ای ابرهای تیره به چشمِ تو شبنمی وقتی که -دم به دم- همه اندوه و ماتمی از -باز- ناگزیر حذر میکنم شبی بر من ببخش اگر که کمی دیر کردهام بر من ببخش اگر که تو را سیر کردهام ای جان تحملم کن، من گیر کردهام! از این تنِ شریف، سفر میکنم شبی... #علی_دودانگه
به کدام مذهب است این؟ به کدام ملت است این؟ که کُشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی؟
بد است اینکه ز دریا دلِ تو جا بزند که باز در دل مرداب دست و پا بزند لبم اگر که ترک خورده است خرده مگیر که او هزار دهان شد تو را صدا بزند گرفتی از دل من رو و زیر لب گفتی: مگر که بار دگر رو به من خدا بزند عجب ندارد اگر خم شدهست پشتم، خواست که برگ عمر مرا دوریِ تو تا بزند فرار باید از آن شهر کرد بیتردید که پستچی تنها زنگ خانه را بزند کسی که چارسوی شهر، غربتش شده بود نداشت چاره جز اینکه به جادهها بزند #علی_دودانگه
این همه کتاب درسی و غیردرسی غیرضرور و زرد گرفتم، یه بار به ذهنم نرسید کتابای صفا رو هم بگیرم. یکی همین منجنیق و صدای راهپله میآید رو بهم هدیه بده😔💔
با توام جیکِ درنیامدهام! چند وقت است از تو بیدارم؟ صبحِ زودی که دیر آمدهای! از تو گنجشکها طلبکارم عرشه دریا شد از گرفتاران لنگر انداختند بسیاران گفتم ای کشتیان غرق شده! من در اعماق خود گرفتارم عشق بیوقفه دوستم را کشت کرگدنهای پوستم را کشت از کجای دلم…