Lavender
Статистика-My digital diary -To review memories in the future (The texts in quotation marks were not written by me.)
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 67
- 1/48двое суток
- 76
- 1/72трое суток
- 82
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
شلوغترین ذهنهارو، آدمهای درونگرا دارن.
گاهی باید بزنی به دل ماجرا؛ نمیشه منتظر آمادهشدن بمونی.
فرصت زندگی کردن همین یکباره و گاهی برای رسیدن به نور، چارهای جز جسارتِ انتخاب و دویدن نیست؛ حتی اگه پایان مسیر نامعلوم باشه.
آگاهی بزرگترین سلاح در برابر ترسه.
من همیشه از شدت عشقی که توی وجودمه ترسیدم. از اینکه نکنه چیزی رو که دوست دارم، با همین دوست داشتن زیادم خسته کنم یا از بین ببرم. برای همین خیلی وقتها خودم رو دور نگه داشتم؛ کمتر خواستم، کمتر نزدیک شدم، کمتر اجازه دادم کسی بفهمه چقدر عمیق همهچیز رو احساس میکنم. از این میترسم که دوست داشتنم زیادی شدید باشه؛ که دستهام انقدر یک چیزی رو محکم در آغوش بگیرن که بهش صدمه بزنن. برای همین خیلی وقتها عشقم رو پنهان میکنم؛ توی عمیقترین بخش از وجودم که حتی دیده نشه. اما هرچقدر بیشتر سعی میکنم حبسش کنم، بیشتر خودش رو نشون میده. بعضی چیزها رو نمیشه برای همیشه پنهان کرد، چون حقیقت اینه که من بلد نیستم نصفه و نیمه دوست داشته باشم. وقتی یک چیزی یا کسی رو دوست دارم، همهی وجودم درگیرش میشه.
میتونی با حقیقت بجنگی اما در نهایت مجبوری باورش کنی.
- سخته. - چی؟ - تظاهر به قوی بودن وقتی قوی نیستی.
درد که کهنه بشه، دیگه نمیسوزه؛ راه میافته توی رگهات و میشه استخونبندی جدیدت.
کسی که عاشقه، معشوق رو عذاب نمیده.
از اندک چیزهایی که هنوز به زندگی وصلم میکنه.
گنج بزرگ هر آدمی، دقیقاً همین لحظههاست که داریش. اگه میتونی کاری برای آیندهت انجام بدی، همین الان انجام بده. از لحظههات استفاده کن؛ قبل از اینکه از دست برن.
سه سال پیش، مثل امشب، دمی گوجه درست کرده بودم و انقدر خوشمزه شده بود که جهت یادگاری استوریش کردم. کاش الان مرداد ۴۰۲ بود و هیچکدوم از روزهای سیاهی که در این سه سال، خودم و این مملکت گذروندیم رو به چشم ندیده بودم.
- اصلاً تو چرا انقدر خواستنی هستی؟ - چون تو منو اینجوری میبینی.
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
در اين باغ كوچک چرا؛ چرا صدای تبر قطع نمیشود، چرا صدای افتادن؟ تا كی به سوگ سروها بنشينيم، تا كی به سوگ صنوبرها؟ در اين باغ كوچک مگر چند سرو صنوبر هست كه دندان بُرندهی تبر از شكستنشان سير نمیشود؟ بس نيست، نيست ديگر مگر چند سرو صنوبر؟ دندانت بشكند تبر احشايت بپوسد خاک! خاکِ خاک بر سر اما صدای تبر قطع نمیشود در خواب و بيداری صدای تبر قطع نمیشود و باغ كوچک ما میلرزد در خويش و میگريد در خويش - منوچهر آتشی
تو نمیکشی تا مردم در آرامش باشن، تو میکشی که خودت در امان باشی. آدمی که از اول با تظاهر وارد جمعی شده، وقتی بیش از حد تحت فشار قرار میگیره، یادش میره چه نقشی رو داشته بازی میکرده. این فیلم خیلی وقته که کات شده، و ما الآن هممون وسط واقعیت هستیم.
تجسم مطلق شر و پلیدی با هر اذونی که ناقوس مرگه آدم میکشه که ثابت کنه دینش، پیامآور صلح و دوستیه و دولت وابسته به این دین، هرگز دست از پا خطا نکرده.