tgindex
نادوگانگی

نادوگانگی

Статистика
@nonduality1персидский

《خودشناسی ॐ بیداری معنوی ॐ تفحص خویش》 گروه پرسش و پاسخ : https://t.me/non_duality0 《پیج اینستاگرام دی اکتیو کردم》

Последний пост
11 апр. 2025 г.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
999
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
2 569
20 постов
Вовлечённость
257,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • نادوگانگی pinned «https://t.me/non_duality0»

  • https://t.me/non_duality0

  • توضیح تفاوت بین بینش (ذات واقعی ذهن و حقیقت) و تجربه وقتی در حال تجربه سرخوشی* هستی، مثلاً در یک جذب عمیق جانیک* (در مراقبه) یا پس از یک گشایش معنوی، ممکن است فکر کنی به شناخت حقیقت نزدیکتر شده ای، اما ممکن است دقیقاً برعکس باشد. لوسیفر(شیطان) موجودی است که نمیتواند از نور دست بکشد. بنابراین وقتی به سرخوشی یا تجربیات عرفانی میچسبی، در واقع جذب انرژی لوسیفری شده ای. نور هم میتواند همانند تاریکی، تو را کور کند. اجتناب از تاریکی یا فرار از لحظات سخت روحی (مثل «شب تاریک روح») به جای مواجهه مستقیم با آنها، هیچ تفاوتی با چسبیدن به سرخوشی ندارد. بیزاری = وابستگی انسان کامل بودن یعنی بپذیری که شرور ترین و تاریک ترین بخشهای بشریت، در درون تو نیز وجود دارند. تلاش برای حفظ صلح یا آرامش درونی نیز همان تله است. معمولاً افرادی که تازه از یک مراقبه بازمیگردند، سعی میکنند احساس سکون یا رضایت را نگه دارند. همینجاست که پیشرفت متوقف میشود. راه هایی بیاب تا آتش را روشن نگه داری، بر لبه مرزهای شناخته شده گام بزنی و ناشناخته ها را درک کنی تا زمانی که این دو یکی شوند. تجربه ها هدف نهایی نیستند. ذات واقعیِ تمام تجربه ها را بررسی کن تا به بینشی در سطوح عمیق وجود برسی، فارغ از اینکه آن تجربه چه باشد. #فرانک_یانگ *منظور حس شعف شدید در مراقبه و تجربیات عرفانی است *منظور سطوح و حالات عمیق مراقبه است Nonduality

  • تمرین معنوی یا تمرین ایگویی؟ ۲/۲ تا زمانی که اولویت اصلی شما این است که "احساس مثبت و شادی" بکنید ، شما هنوز یک کارمند در تجارتی خودخواهانه هستید، که در ان رئیس شما ایگوی شما است. چه شما یگانگی با اگاهی را تثبیت کرده باشید یا نه، تا زمانی که در حال طرد کردن و فرار از احساسات هستید، شما خدمت‌گزار ایگوی خود هستید، نه خدا. و زندگی‌ای مانند این، دوستان عزیزم، همزمان هم خالی (از روح) است و هم باری سنگین (از ایگو) خواهد بود. آیا وابستگی شما به احساس خوب داشتن، که در واقع همان طرد کردن، مقاومت و عقب زدن احساسات، عواطف و افکار ناخوشایند است، واقعاً ارزش زندگی کردن از این جایگاه و به این شکل را دارد؟ آیا واقعاً به این سیاره آمده‌اید که برده‌ی "چگونگی احساس‌تان" باشید؟ تا زمانی که شادی و رنج برای شما یکسان نشده‌اند، روشن ضمیری را فراموش کنید. بیداری برای افراد بالغ است، نه برای کودکان. کودکان وقتی اسباب‌بازی می‌گیرند خوشحال می‌شوند، اما وقتی از آنها گرفته می‌شود، ناراحت می‌شوند. و بسیاری از بزرگسالان، کودکانی در بدن‌های بزرگسال هستند. وقتی احساسات خوشایند شما تبدیل به اسباب‌بازی‌هایتان شده‌اند، به یاد داشته باشید که وابستگی، ریشه‌ی تمام رنج‌هاست. و به خاطر بسپارید که هیچ وابستگی‌ای بدون سایه‌ای از ضد خودش وجود ندارد. #مریم_مگدالینا (مریم یک معلم معنوی هلندی است که شخصا تاثیر زیادی از اموزه هایش گرفتم ) Nonduality

  • تمرین معنوی یا تمرین ایگویی؟ ۱/۲ مسئله این نیست که چه تمرینات معنوی‌ای انجام می‌دهید و هر چند وقت یک‌بار، بلکه مهم‌ترین سؤال این است: چرا این کار را انجام می‌دهید؟ اگر احساس ناراحتی عاطفی و ذهنی دارید و تصمیم می‌گیرید که مدیتیشن کنید یا در مقام آگاهی قرار بگیرید، ابتدا از خود بپرسید که چرا دقیقاً در این لحظه به این تمرین معنوی نیاز دارید. با تکرار این پرسش، متوجه خواهید شد که بسیاری (اگر نگوییم همه) از تمرینات معنوی در واقع نوعی فرار از تجربه‌ی لحظه‌ی حال هستند، مخصوصاً زمانی که احساسات و افکار ناخوشایند پدیدار می‌شوند. بنابراین، چنین تمرین‌هایی راهی ایگویی برای تداوم بخشیدن به «میل و امید» برای یک تحول معنوی در آینده هستند، تحولی که نوید یک «حالت خوشایند» را می‌دهد، اما در واقع چیزی جز دلبستگی به یک تسکین موقت نیست. اگر آگاهی از آگاهی باعث شود که شما از رویارویی عمیق با افکار و احساسات ناخوشایندتان دوری کنید، این درست مانند روشن کردن یک سیگار برای کاهش تنش است. پس این دیگر یک تمرین معنوی نیست، بلکه تمرینی ایگویی است، زیرا ایگو معتاد به لذت‌های احساسی است و همیشه در حال فرار از ناراحتی لحظه‌ی حال می‌باشد. اگر شما در خدمت به دیگران هستید فقط برای اینکه احساس نالایقی، نادیده گرفته شدن یا بی‌ارزشی نکنید، پس کمک به دیگران نیز از روی ایگو انجام می‌شود، نه از روی حقیقت، و صرفاً نوعی الگوی ایگویی از فرار است. ایگو در هر گوشه‌ای پنهان می‌شود، تا زمانی که برای شما رنج و شادی یکسان نشده باشند. اما اگر در نهایت تسلیم شوید و دیگر نخواهید که "احساس خوبی داشته باشید"، آنگاه می‌توانید دلبستگی و اشتیاق خود را به احساس خوشی و لذت رها کنید و در نهایت آماده‌ی رشد حقیقی در مسیر خدا، ارتباطات اصیل و خدمت واقعی به بشریت شوید. تجلی خود حقیقی شما را به سوی هدف واقعی‌تان هدایت خواهد کرد. و زندگی در هماهنگی با این هدف، در هر لحظه رضایت و معنا را به ارمغان می‌آورد، زیرا زیستن در حقیقت، خالص‌ترین شکل عشق است. هدف الهی، رضایت و آرامش را بدون وابستگی به نتایج نهایی یا دستاوردهای بزرگ به همراه دارد. لذت و برکت در خود عمل نهفته است، نه در زمانی در آینده‌ . خدمت به ایگو در نهایت بی‌ثمر است؛ بنابراین، ایگو همواره به دنبال نتایجی است که وعده‌ی خوشبختی می‌دهند، اما از آنجا که ایگو فریب‌کار است، رضایت حقیقی هرگز فرا نخواهد رسید... ادامه در پست بعدی Nonduality

  • بدن تو داره در نااگاهی عمل میکنه، در خواب زندگی میکنه راه میره ولی واقعا بیدار نیست چرا؟ چون هیچ نور اگاهی بهش تابیده نشده، چون رها شده چجوری این نور اگاهی رو بهش بتابانیم ؟ چجوری بیدارش کنیم ؟ خیلی ساده فقط با "توجه کردن" بهش توجه تو نیروی زندگی و اگاهی توعه به تمام بخش های بدنت توجه کن ، دقت کن که نمیگم بهش فکر کن بلکه فقط و فقط توجه کن ، توجهی اگاهانه و هشیار بدنت رو از درون و بیرون "حس کن" مستقیما تجربش کن شاید بگی من همیشه دارم تجربش میکنم ولی تو در واقع داری تصویری که ازش تو ذهنت ساختی رو تجربه میکنی نه خوده بدن رو، تو همیشه داری بهش فکر میکنی اون تصاویر و توصیف ها و اسامی که از بدنت ساختی رو رها کن و به تجربه مستقیمت از بدن برو اینجوری بدنت کم کم شروع میکنه به بیدار شدن، به ازاد شدن شروع میکنه به خارج شدن از اون چهارچوب ها و شرطی شدگی هایی که توسط تصاویر و توصیف های ذهنی ازش ساخته شده اینجوریه که بدنت واقعا دوباره زنده و بیدار میشه اینجوری تفاوت عظیمی رو در شیوه حرکت کردن و حتی تجربه ای که از بدن پیدا میکنی میبینی Nonduality

  • نادوگانگی حقیقت است. اما در عین حال چیزی دیگر هم حقیقت دارد : نادوگانگی یک دروغ است. به این معنا که به‌محض اینکه ادعا می‌کند حقیقت است، حقیقت مطلق است، مهم‌ترین حقیقت است، حقیقی‌ترین حقیقت است، والاترین حقیقت است، تنها حقیقت است، به یک دروغ وحشتناک تبدیل می‌شود. نادوگانگی زمانی نادرست است که خود را به هر شکلی از دوگانگی جدا کند، زمانی که احساسات اصیل انسانی را نادیده بگیرد یا سرکوب کند، زمانی که جنبه زنانه را شرمنده کند و آسیب‌پذیری، شکنندگی، و حساسیت انسانی ما را «کم‌ارزش‌تر» بداند. نادوگانگی یک دروغ است زمانی که بر تخت مطلق‌گرایی خود می‌نشیند، با نگاهی از بالا به پایین به واقعیت نسبی، آن را «صرفاً یک توهم» می‌نامد، این فرافکنی ای از خود مجزاست ، که شک‌ها، دردها، و دل‌های شکسته ما را چیزهایی برای گذر کردن یا خفه کردن تلقی می‌کند. نادوگانگی سمی است زمانی که قلب، انسانیت، شوخ‌طبعی، و شفقت عمیق و پرشور خود را برای تروماها و زخم‌های احساسی که در درون همه انسان‌ها زنده است، از دست بدهد. نادوگانگی حقیقت است، بله، اما لطفاً، از شما خواهش می‌کنم، چه شاگرد باشید چه استاد، این حقیقت را بسیار، بسیار با ملایمت نگه دارید. #جف_فاستر Nonduality

  • هویت جدید ما این می‌شود: «اصلاً هیچ هویتی نداریم»! «فقط نادوگانگی واقعی است. دوگانگی یک توهم است.» ما دیگر یک شخص نیستیم. ما «بیداری خالص» هستیم. بله. آن درست است. و بطور همزمان کاملاً نادرست است. شما آگاهیِ نامحدود هستید اما همچنین موجود انسانیِ شکننده، آسیب‌پذیر، ظریف، پرهوس و محدود هستید. شما احساس عمیقی دارید. گاهی آزرده می‌شوید. زخمهایی دارید که مشتاق احساس‌شدن، دیده‌شدن، در آغوش کشیده‌شدن و گنجانده‌شدن در آن تصویر بزرگتر از شما هستند. زخمهای شما دور نخواهند شد فقط به این خاطر که شما ذات راستین خود را کشف کرده‌اید. آنها دور نخواهند شد فقط به این خاطر که شما اکنون «هیچ کس» هستید. آنها دور نخواهند شد فقط به این خاطر که شما یک معلم، نویسنده، متخصص معنوی، یک شخص روشن‌ضمیر، یا هر شخصیتِ رؤیایی که خودتان را در این بازی بزرگ و درخشان می‌بینید، هستید. #جف_فاستر

  • 20 июл. 2024 г.3 3555266из khodagahipooya

    یکی از دلائلی که باعث میشه احساسات منفی بیشتر بمونن اینه که در دل تجربه احساسات منفی ، منتظر تموم شدن ( نتیجه ) هستیم ،، اگر در دل لمس احساس ، به این خواسته پی ببریم و اونو ( تمایل رو ) مشاهده کنیم ، در واقع تسلیم شرطی رو مشاهده کردیم و اون مقاومت میشکنه

  • 2 июн. 2024 г.3 3104254из khodagahipooya

    تنها بُعدی از زندگیِ معنوی که بدان نیاز داری این است که واکنش نشان ندهی رامانا_ماهارشی

  • مراقبه برای حل کردن مشکلات زندگی ات نیست ! هشیار باش که در حین مراقبه به دنبال برطرف کردن مشکلاتت نباشی ، اینکه حس کنیم با مراقبه کردن و یا درک حقیقت میتونیم فلان مسئله شخصی رو تو زندگیمون حل کنیم یک توهم و تله بزرگه. خیلی اوقات توی این حلقه گیر میکنیم که سعی داریم به عنوان شخصی مجزا حقیقت رو درک کنیم تا در اینده فلان مشکل برطرف شود یا حتی بفهمیم در گذشته باید با فلان موقعیت چگونه رفتار میکردیم یا چگونه میبودیم . اما همین درگیر زمان ذهنی بودن خودش اصلی ترین عامل وجود داشتن هویت مجزاست ، من مجزا و مشکلاتش و زندگی اش همگی یک داستان ساخته شده از فکر هستن ، اینکه به عنوان شخص سعی کنیم مشکلی رو حل کنیم در اصل به دور خود چرخیدن است. در مراقبه تو باید از کلِ داستان تو و زندگی ات اگاه شوی . تو نمی تونی همزمان با درگیر بودن توجهت به زندگی و شخصیتت حقیقت وجودت را هم درک کنی ولی این داستان های ذهنی دارای کشمکش و چسبندگی زیادی هستند ، چون دلمون نمیخواد حتی برای چند لحظه هم که شده به هویت و زندگیمون توجه نکنیم بهشون فکر نکنیم . فکر نکردن بهشون حس خطرناکی داره ، چون اگر دیگه بهشون فکر نکنی تو دیگه کسی نیستی و دیگه زندگی ای هم نداری ! اما اگر با این ترس و وحشت روبه رو شوی ، رهایی ای ورای هر حس خوبی که تاحالا تجربه کردی رو "درک میکنی" این رهایی رو "درک میکنی" نه احساس. مهم اینه که اون یک حالت وجودینه نه یک احساس خوب ! #علی_بقایی Nonduality

  • без подписи

  • تو واقعا به این درک رسیدی که چیزی نمیتونه روت تاثیری بزاره چون تو آگاهی هستی و این شادی اسیب پذیر نیست؟ یا که خودتو ایزوله کردی تا نکنه یه موقه چیزی باعث شه آگاهیت و اون شادی از بین بره؟ همه از جمله خودم تو این تله افتادیم که وقتی توی مراقبه اون آرامشه رو تجربه میکنیم بعدش دیگه از بعضی موقعیتا و افراد دوری میکنیم تا این آرامشی که فکر میکنیم به دست آوردیم رو از دست ندیم و اینجوری میشه که به اون آرامش و شادی وابسته میشیم چون فکر میکنیم ممکنه از دستش بدیم در صورتی که با مقاومت نکردن نسبت به ورود به موقعیت های مختلف و در ارتباط ماندن با حضور و بودن باعث تقویت اون آگاهی و شادیه میشیم Nonduality

  • در اکثر مواقع نوع تجربه ای که تو از دنیا داری به حالت بودنه خودت بستگی داره نه شرایط بیرونی پس قبل از اینکه برای حل مشکلی یا ایجاد تغییر به دنیای بیرونی دست بزنی ، اول درونت رو چک کن ببین ایا اونجا چیزی نیاز به تغییر یا حل شدن نداره ، ببین چه هویتی به خودت گرفتی یا به نوعی چه عینکی به چشم زدی تمام جواب ها و راه حل هایی که در بیرون به دنبالشون هستی از قبل در درونت وجود دارند فقط منتظرن که تو یه نگاهی به درونت بندازی با درونت بمونی تا اونا کم کم خودشون رو اشکار کنن و گاهی اوقات هم جواب یا راه حل همون محو شدن سوال یا مسئلس نه یافتن چیز جدیدی ! #علی_بقایی Nonduality

  • اون قسمت از حرفاش درباره استرولوژی رو که بزاریم کنار باقی حرفاش قابل تامل و زیبا بود. دلیل قابل پیش بینی نبودن فرد اگاه اینه که اون طبق الگوهای شرطی شده ذهن شخصیش و گاها جمعی عمل نمیکنه قبلا یک پست در اینباره گذاشتم که این موضوع رو کامل تر توضیح میده ، لینک ویدیو رو همین پایین میزارم ، دیدنش به درک موضوع اراده ازاد و انتخاب هم کمک زیادی میکنه. دیدن ویدیوی مرتبط Nonduality

  • امکان نداره همه‌مون یکبارم که شده این حالتارو تجربه نکرده باشیم 😂👌 قطعا مسیر کشف خود و رها شدن از سد و بند های ذهنی مسیر اسانی نیست ، و ما دیر یا زود تمام انچه که از تجربه کردنش طفره رفتیم و اونو به عقب راندیم رو به طور تمام و کمال تجربه میکنیم این مسیر به هیچ وجه یک خط رو به بالا نیست بلکه مانند یک موج سینوسی میمونه ، اما یک موج سینوسی متفاوت ، و تفاوتش در این که این موج سینوسی همیشه درحال صعود به بالاست و یک نکته مهم اینکه سعی کنید رشدتون رو از روی ظاهرش قضاوت نکنین ، چون ظاهر قضیه بعضی اوقات کاملا برعکس باطن قضیس و این موضوع در مسیر بیداری وجود داره. ترجمه و زیرنویس: nonduality Creator: charlesmyssy (IG) Nonduality

  • باشد که این عید و نوروز سبب شود که تمام دیگر سنت ها و مناسباتت را رها کنی ، یا بهتر بگم مناسبات و رسوم ذهنی ! اکثر کارهایی که در مراسمات میکنیم از روی اجبار است فقط چون این رسوم تبدیل به الگو ها و اوتوریته هایی شده و به بخشی از هویتمان تبدیل شده و با این کار تصویری که از خودمان داریم را حفظ میکنیم.... دیگر اهمیتی نمیدهیم که واقعا چه احساس یا میلی داریم . این عید را متعهد به خودمان باشیم و با بودن لحظه به لحظه با خودمان عید و تازگی حقیقی را تجربه کنیم و به سیل اجبار باید ها و نباید ها اجازه ندیم که تازگی لحظه ای ما را به اسم رسم و رسوم به کهنگی و قید و شرط بکشانند . #نوروز_مبارک Nonduality

  • تیتر ویدیو : وقتی یادت میاد اراده ازاد داری : جالب بود 😄 همین ویدیو میتونه یک تمثیل جالب باشه که نشون بده وقتی اگاه میشی و از چهارچوب های ذهنی‌ات خارج میشی تازه میفهمی که چقد مثل یک ربات از قبل برنامه ریزی شده داشتی عمل میکردی و حالا میتونی چیز هارو به شکلی متفاوت ببینی و انجام بدی و اون موقس که خلاقیت و ازادی واقعی نمایان میشه Nonduality

  • عمیق ترین ترس های ما در دوران کودکی اغاز نمیشوند بلکه انها قبل از اینکه حتی ما به دنیا بیاییم شروع میشوند . آنچه محققان حوزه روانشناسی رشدی جسمانی کشف کرده اند این است که جنین، نوزاد در حال رشد مانند یک اسفنج است که در هورمون ها و انتقال دهنده های عصبی مادر خود غوطه ور است. این بدان معناست که ما به معنای واقعی کلمه احساسات و استرس بیوشیمیایی مادران خود را جذب می کنیم. بدن بالغ راه های زیادی برای محافظت در برابر تجربیات استرس زا دارد، به همین دلیل است که ایگوی ما بسیار قدرتمند است. اما جنین هنوز ایگو و مکانیسم های دفاعی آن را ندارد. بنابراین وقتی جنین به خاطر مادرش استرس را تجربه میکند، اتفاقی باورنکردنی می افتد. کودک اولین مکانیسم دفاعی خود را ایجاد می کند. کودک از قسمت‌هایی از بدن خود عقب میکشد و شروع به انقباض رباط‌ها و مفاصل ستون فقرات و سیستم عصبی مرکزی می‌کند. اکنون اولین نشان ترس و تروما ایجاد شده است. از آنجا که این آسیب اولیه است، این پاسخ با هر استرس و ناراحتی آینده در طول زندگی کودک و بزرگسال سازگار خواهد شد. این بدان معنی است که به احتمال زیاد آسیب های طرد شدن (شرم) احساس رها شدن (غم) و احساس ترس و گناه شما از دوران کودکی شما نشات نمی گیرد! آنها قبلاً توسط شما یا مادرتان در رحم تجربه شده اند و از آنجایی که شما با آنها سازگار شده اید، نسبت به این استرس ها حساسیت بیشتری پیدا کرده اید و پیش نیاز کاملی را برای تجربه آسیب های آینده در دوران کودکی خود بر اساس این آثار ایجاد می کنید. اینگونه است که ترامای اصلی ما شکل میگیرد .این آغازی است از اینکه چگونه ایگو یاد می گیرد تا با جهان و همه روابط آینده سازگار شود. منبع : پیجemotionalreleasess Nonduality

  • اگر مسیر پیش روی شما روشن است احتمالاً در مسیر شخص دیگری هستید. کارل یونگ به قول اکهارت معجزه در ناشناخته ها رخ میده اینکه تو به نتیجه کارت وابسته نباشی و نتیجه رو از پیش تعیین و تعریف نکنی باعث میشه نتیجه کارت به بهترین شکل از اب دربیاد چون توانایی ها و خلاقیت تو توسط انتظارات و ترس هات محدود نشده و میتونن ازادانه خودشونو ابراز کنن Nonduality