رابرت آدامز
Статистикаhttps://t.me/nourr1990 پیشنهاد و تبلیغات 🕊️آگاهی تنها قدرت است
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 284
- 1/48двое суток
- 325
- 1/72трое суток
- 351
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اکثر شما به این دلیل بیدار نیستید که عمیقاً در باورهایتان فرورفتهاید. نظام باورهای شما بسیار قوی است. شما چیزها را بیش از حد عمیق احساس میکنید. چیزی که بیست سال پیش برایتان اتفاق افتاده را به یاد دارید و هنوز احساسش میکنید. واقعیت این دنیا را عمیقاً احساس میکنید. به همین دلیل بیدار نخواهید شد. بیداری برای کسی که میتواند بهراحتی دنیا را رها کند آسان میشود. تن را رها کن. افکار را رها کن و آنگاه بیدار میشوی رابرت آدامز @robertadamsss
هر چیزی که ظاهر میشود، آنگونه که به نظر میرسد نیست. ما درگیر ظاهرها میشویم، واکنش نشان میدهیم و فکر میکنیم چیزی اشتباه است؛ اما با شناختِ طبیعت حقیقی خود، همه چیز روشن میشود. آنچه ما حقیقت میپنداریم، اغلب فقط یک ظاهر است. با شناخت حقیقتِ خود، ترس و قدرتِ چیزهایی که ما را اسیر کردهاند، از بین میرود. رابرت آدامز ( آنچه بر پایهی ترس و ناآگاهی ساخته شده باشد، نمیتواند حقیقتاً پایدار بماند. ممکن است برای مدتی قدرتمند به نظر برسد، ممکن است خود را با کنترل و مقاومت حفظ کند، اما هر چیزی که از حقیقت جدا باشد، سرانجام فرو میریزد. قدرت واقعی در زور، کنترل یا غلبه بر دیگران نیست. قدرت واقعی در آگاهی است؛ جایی که انسان میبیند هیچ تاریکیای نمیتواند در برابر روشناییِ شناخت دوام بیاورد.) @robertadamsss
هر آنچه میآید پسش نزن، هر آنچه میرود به خاطرش غصه نخور. همهچیز همچون ابرهایی که در آسمان شناورند فقط میایند و میروند. فقط بهعنوان آن هشیاریِ ثابت باقی بمان. هشیاری و حقیقت یکی هستند. خودت را با خانه همنوا کن. #موجی @robertadamsss
#فایل_صوتی_قسمت_پنجاه_هشت🌺 @robertadamsss
"Catch yourself. What are you thinking about? It's those very thoughts that keep you from awakening. Always catch yourself thinking. And ask yourself, 'To whom do these thoughts come?' Even if they're good thoughts. Makes no difference. There's something within you that knows what to do. There is a power greater than you that knows how to take care of you without your help. All you've got to do is to surrender to it. Surrender your thoughts, your mind, your ego, to the current that knows the way. It will take care of you. It will take better care of you than you can ever imagine. Most people are under the mistaken impression that if their thoughts stop they will vegetate and become a vegetable. On the contrary, you will become spontaneous. You will think just enough to take care of the moment and everything will be taken care of for you." Robert Adams مراقب افکارت باش. همین افکار هستند که تو را از بیداری بازمیدارند. همیشه متوجه باش که به چه چیزی فکر میکنی و از خود بپرس: «این افکار برای چه کسی پدیدار میشوند؟» چیزی در درون تو هست که میداند چه باید بکند. نیرویی بزرگتر از تو وجود دارد که بدون دخالت تو میداند چگونه از تو مراقبت کند. تنها کاری که لازم است انجام دهی، تسلیم شدن به آن است. افکار، ذهن و نفس خود را به جریان زندگی که راه را میشناسد بسپار. آن از تو مراقبت خواهد کرد؛ بهتر از آنچه میتوانی تصور کنی. بیشتر مردم گمان میکنند که اگر افکارشان متوقف شود، منفعل خواهند شد. برعکس، زندگی به شکلی طبیعی و خودجوش جریان خواهد یافت. به اندازهای که برای لحظهٔ حاضر لازم است فکر خواهی کرد و همه چیز خود به خود سامان خواهد یافت. رابرت آدامز @robertadamsss
سعی نکنید زندگی را با دستورالعملهای ذهنتان حفظ کنید. بگذارید لحظه به لحظه کشف شود. زندگی را بازیگوشانه بپذیرید. زندگی را با برنامهها خفه نکنید؛ اجازه دهید اسرار و زیباییهای شگفتانگیز خودش را به شما نشان دهد. اکنون بودنتان میتواند باز و شکوفا شود. و ذهن و قلبتان از ترس فراتر خواهد رفت. و خرد، نور و شادی را ساطع خواهد کرد. هرچه کمتر در برابر جریان زندگی مقاومت کنید، آرامش بیشتری را تجربه خواهید کرد. بسیاری از پاسخها زمانی آشکار میشوند که از تلاش بیوقفه برای کنترل همهچیز دست بردارید. زندگی بیش از آنکه مسئلهای برای حل کردن باشد، رازی برای زیستن است. به ناشناختهها خوشامد بگویید؛ زیرا در دل همان ناشناختهها، رشد، عشق و دگرگونی نهفته است. وقتی با اعتماد و آگاهی در لحظه حاضر زندگی میکنید، درمییابید که جهان همواره در حال حمایت از شکوفایی شما بوده است. موجی @robertadamsss
تمام این عالم، رؤیاست اما ببرهای درون رؤیا میتوانند به شما حمله کنند و شما را گاز بگیرند و آن دردناک خواهد بود بنابراین شما باید نقش خود را در رؤیا بازی کنید." تو در خواب، ببر را واقعی میبینی. قلبت تند میزند، میترسی، فرار میکنی، رنج میکشی. اما وقتی بیدار میشوی میفهمی: ببر واقعی نبود، خطری وجود نداشت، حتی آن «شخصی که داشت فرار میکرد» هم بخشی از خواب بود. زندگی هم از نظر معنوی شبیه همین است. تا وقتی فکر میکنی «من فقط این بدن و ذهنم»، مدام در ترس و خواستن زندگی میکنی: ترس از دست دادن ترس آینده ترس تنهایی نیاز به تأیید وابستگی به پول، رابطه، موفقیت… اما وقتی به «ماهیت واقعی» خودت بیدار شوی، میفهمی پشت همهی این تجربهها یک آگاهیِ آزاد و آرام وجود داشته که هیچوقت واقعاً آسیب ندیده. (منظور این نیست که دردهای زندگی fake هستند یا نباید زندگی کرد. میگوید: رنج وقتی شدید میشود که کاملاً با داستانِ ذهن یکی میشوی. یه جور نگاه از بیرون به زندگی؛ مثل اینکه همزمان هم داخل فیلم باشی، هم تماشاگرِ فیلم) رابرت آدامز @robertadamsss
#فایل_صوتی_قسمت_پنجاه_هفت🌺 @robertadamsss
خرسندیِ بیسببِ «بودن»، همان خرسندیِ آگاهبودن است. این خرسندی علتی ندارد و از درون برمیخیزد؛ از خودِ بودن. بخشی جداییناپذیر از حالت درونی است؛ حالتی که از آن با عنوان «آرامش یا صلح الهی» یاد شده است. این خرسندی، وضعیت طبیعیِ توست. چیزی نیست که لازم باشد برایش تلاش کنی، یا با رنج و تقلا به آن برسی. هیچچیز نمیتواند این خرسندی را به تو بدهد. اشیا و شرایط ممکن است لذت ایجاد کنند، اما خرسندی نه. لذت میآید و میرود، اما خرسندیِ بیسببِ بودن، پایدار و همواره حاضر است. خرسندیِ بیسببِ بودن ـ که تنها خوشبختیِ حقیقی است ـ نمیتواند از هیچ شکلی به تو برسد؛ نه از دارایی، نه از دستاورد، نه از یک شخص، و نه از یک رویداد. یعنی از طریقِ هر آن چیزی که "اتفاق میافتد" حاصل نمیشود. این خرسندی هرگز از دنیای بیرون به سوی تو نمیآید. از بُعدِ بیشکلِ درونت ساطع میشود؛ از خودِ آگاهی، از ماهیتِ راستینِ تو. پیش از آنکه شرطی شوی به اینکه خودت را با «منِ» ساختهشدهی ذهن یکی بدانی؛ منی که با نام، شغل، تحصیلات، تربیت، عادتها، قومیت، مذهب و داستانهای شخصی تعریف شده است. این خرسندی، از پیش اینجاست. رابرت آدامز @robertadamsss
آیا واقعاً میخواهی تمام این باورهای موهوم، خاطرات، داستانها، تمایلات و هویتهایت را یکییکی پاک کنی یا ترجیح میدهی کارخانهی تولیدکننده آنها را پیدا کنی و یکباره آن را نابود سازی؟ به این خاطر این را میگویم چون در حال حاضر وقتی برای هرسهای کوچک ندارم. تو هنوز به آن ناخنگیر کوچکت چسبیدهای اما من یک ارهبرقی بزرگ به تو میدهم تا با آن، این درختِ کهنهٔ درد و رنج را از ریشه قطع کنی. این ارهبرقی، «تفحص خویش» است. این از شانسِ خوبِ توست. #موجی @robertadamsss
🤍 تسلیت به مردم عزیز ایران با تمام وجود دوست تان دارم🤍 امید چیزی نیست که در بیرون پیدا شود، چیزی نیست که از دیگران یا شرایط انتظار داشته باشی. امید واقعی در درون توست، در درون قلبت که میداند همه چیز همین الان درست است، حتی اگر شرایط بیرونی سخت به نظر برسند. وقتی لحظه حال را بپذیری، بدون قضاوت و بدون انتظار، آن زمان است که امید در تو زنده میشود. اغلب ما فکر میکنیم امید یعنی انتظار داشتن برای چیزی که در آینده اتفاق بیفتد. اما این انتظار، خودش منبع رنج است، زیرا آینده هنوز نیامده و ممکن است هرگز آنطور که میخواهیم پیش نرود. امید واقعی وقتی زنده است که در اینجا و اکنون بایستی، وقتی قلبت آرام است و میدانی همه چیز همانطور که باید، هست. هرگاه دلت میلرزد، هرگاه ترس یا ناامیدی سراغت میآید، نفس عمیق بکش و به همین لحظه بازگرد. این لحظه، تنها جای واقعی است. گذشته رفته و آینده هنوز نیامده است. اگر بتوانی در همین لحظه آرام باشی، حتی برای چند ثانیه، متوجه خواهی شد که هیچ چیز از دست نرفته و امید واقعی همان لحظهی درون توست. امید یعنی اعتماد به زندگی، حتی وقتی نمیدانی مسیر چیست. یعنی دانستن اینکه همه چیز در مسیر خودش است، و تو بخشی از این جریان هستی. این امید، آرامش میآورد، نیروی درونت را فعال میکند، و نشان میدهد که زندگی خودِ امید است، نه چیزی که بخواهی به دست بیاوری رابرت آدامز @robertadamsss
#فایل_صوتی_قسمت_پنجاه_شش🌺 @robertadamsss
ما با افکارمون، ترسهامون و هویتهای ذهنیمون خودمون رو زندانی کردیم. وقتی اینها فرو میریزه، آزادی خودش آشکار میشه. «ذهن هرگز تو را آزاد نخواهد کرد؛ آزادی وقتی میآید که ذهن ساکت شود.» ذهن = ترس، گذشته، آینده آزادی = بودن در «هستی ناب»، همین لحظه آزادی یعنی هیچ شدنِ «من» «وقتی دیگر کسی نیست که آزاد شود، آزادی مطلق است.» تا وقتی «منِ» جداگانهای حس میکنی، هنوز بند هست. با محو شدن «من»، آزادی خودبهخود هست. پذیرش عمیق = آزادی. آزادی ذات توست فقط باید از افکار، ترسها و داستانهای ذهنی دست بکشی این آزادیای است که از طریق درک حقیقت به دست میآید… خودت را بهعنوان موجودی الهی، بیکران و کاملاً آزاد ببین.» رابرت ادامز @robertadamsss
@robertadamsss موجی
ممکن است اتفاقات وحشتناکی برای بدن و زندگی من رخ دهد، اما من می دانم که این اتفاق نمی افتد. من تصور نمی کنم که این اتفاق نمی افتد، آن را سرکوب نمی کنم یا به خودم نمی گویم مثبت فکر کنم. فراتر از همه اینها است. هیچ خوب و بدی وجود ندارد. این آزادی کامل است، رهایی کامل. شما تصوری از چیستی خدا دارید. آیا می توانید تصور کنید که خدا ترس دارد؟ آیا میتوانید تصور کنید که خدا از اینکه اوضاع چگونه پیش میرود، شکایت میکند، یا این یا آن را درست و نادرست قضاوت میکند، یا میگوید: «ترجیح میدهم این را داشته باشم تا آن». در خداوند دوگانگی وجود ندارد. جهان یگانگی نهایی فراتر از مفاهیم است. ذهن نمی تواند آن را درک کند. هنگامی که ما شروع به آرام کردن ذهن می کنیم، شما شروع به درک این درک می کنید. با کاهش سرعت افکار، شما بیشتر متوجه می شوید که همه چیز خوب است. واقعیت خود به خود به سراغ شما می آید. تا زمانی که با دنیا و چیزهای این دنیا همذات پنداری کنید، هرگز نمی توانید حقیقت خود را بدانید. ممکن است بگویید، "من باید در دنیا کار کنم، باید کار کنم." چه کسی می گوید تو این کار را نمی کنی؟ اما همه اینها به شما ربطی ندارد. بدن شما از خودش مراقبت خواهد کرد. رویا خود به خود ادامه خواهد داد. شما هر کاری را که برای انجام آن به زمین آمده اید انجام خواهید داد، بدون اینکه به آن فکر کنید، بدون اینکه بخواهید چیزی اتفاق بیفتد یا تلاشی برای بهبود دنیا داشته باشید. این همان چیزی است که می گویم "خودت باش." فقط خودت باش اکنون در ابدی زندگی کنید. اجازه دهید جهان آنطور که باید به طور خودجوش آشکار شود. به همه چیز با احترام و هیبت نگاه کنید، تازه و نو. سپس از خود بپرسید: "من کی هستم؟" اتفاقات شروع خواهد شد. رابرت آدامز @robertadamsss
زندگی تو همیشه در این لحظه اتفاق میافتد، نه در گذشته که دیگر نیست و نه در آینده که هنوز نیامده است. هر چه میکوشی در ذهن بسازی، واقعی نیست؛ حقیقت تو در این “بودن” ساده و خالص است. ذهن پر از صدا و فکر ممکن است تو را از خودت جدا کند، اما کافی است کمی سکوت کنی و فقط باشی، آنوقت میبینی که هیچ چیزی برای کامل شدن لازم نیست. هر جستجو برای خوشبختی یا رضایت بیرونی، تو را دورتر از حقیقت اصلیات میبرد. شادی واقعی، آزادی حقیقی، و عشق بیقید و شرط، همین “حضور آگاهانه” در اکنون است. هر چه دنیا به تو بدهد یا ندهد، تو همیشه با خودت هستی — و همین خودت، جوهر حقیقت است. میگوید: «وجود تو خود روشنایی است؛ هیچ چیزی برای اضافه کردن یا برداشتن لازم نیست. فقط نگاه کن، حاضر باش، و رها کن.» این یعنی: تو کامل هستی، تو همیشه آزاد هستی، و هیچ چیزی بیرونی نمیتواند تو را کامل یا ناتمام کند — فقط اجازه بده خود حقیقیات دیده شود. موجی @robertadamsss
اگر بیداری از راه تجربهی مستقیم برایتان دشوار است، میتوانید به سراغ جستوجو درون بروید. اگر این روش هم برایتان سخت است، پس بدن و زندگیتان را به خدا بسپارید. اگر این هم دشوار بود، ذکر بگویید و اذکار را بارها تکرار کنید. اگر با ذکر هم ارتباط نمیگیرید، تمرینات تنفسی «پرانایاما» را انجام دهید. و اگر حتی این کار هم سخت است، با تمام وجود و حضور قلب دست به نیایش بردارید. بههرحال باید یکی از این راهها را انجام دهید؛ اگر در طول روز هیچ تمرینی انجام ندهید، چه انتظاری دارید که به دست بیاورید؟ هیچ. (و منظورم آن «هیچِ حقیقی» نیست؛ بلکه پوچیای است که نتیجهی بیعملی است.) اگر از بیداری طفره میروید، باید به نوعی از این مسیرها بهره ببرید. از نظر من سادهترین و مؤثرترین راه، تفحص خویش است؛ و مطمئنم همهی شما اگر بخواهید میتوانید آن را تمرین کنید. این تمرین، نوعی نفیکردنِ مداوم است. به هر چیزی که در ذهنتان پدیدار میشود نگاه کنید و بپرسید: «این برای چه کسی ظاهر شده؟ رابرت آدامز @robertadamsss
#فایل_صوتی_قسمت_پنجاه_پنج🌺 @robertadamsss
«تو نور آگاهی و همچنین شاهد این نور هستی. تو آگاهی ناب هستی.» موجی @robertadamsss
«تنها راهی که از طریق آن بیدار خواهید شد، سکوت است، نه از طریق تحلیل حقایق. نه با تفکیک خوب و بد، بلکه از طریق سکوت ساده، رها کردن. رها کردن تمام افکار، تمام دردها، تمام تعصبات و مفاهیم.» “The only way you will ever awaken is through silence, not through analyzation of facts. Not by sorting out good and bad, but through simple silence, letting go. Letting go of all thoughts, all the hurts, all the dogmas and concepts.” رابرت آدامز @robertadamsss