tgindex
moojibaba
@moojibabaКнигиперсидский

اینجا، هیچ طریق ِ دیگر نیست، الا سکوت و تسلیم.

Последний пост
5 февр.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
29
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 039
+1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
880
29 постов
Вовлечённость
84,7%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 29
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • moojibaba pinned a photo

  • 5 февр.685106из nashretorang

    بیا! جلوتر بیا. بزن! بتاز! فریاد بزن! به آشوب بکش ! آسمان وجود من امروز برای هر ابر بارانی و سیاهی جا دارد. در پناه سکون درونم، امروز هر بی‌تابی و بی‌‌قراری تاب می‌آورد. امروز فرار نمی‌کنم. همینجا، ساکن ایستاده‌ام. و آغوشم باز است به سوی هر درد و خشم و التهابی. امروز می‌ایستم و‌ نگاه می‌کنم. تا انتهای درد می‌ایستم. تا انتهای خشم، انتهای ترس، انتهای حسرت، می‌ایستم تا ببینم انتهای این درد کجاست. تا ببینم نهایت حسرت و اندوه من، چه بر سرم می‌آورد. امروز از ترس نمی‌ترسم... بگذار با تمام توانش مرا بلرزاند. امروز از این که خشمگینم، خشمگین نمی‌شوم... بگذار هر چقدر می‌خواهد بگوید و فریاد بزند. امروز حضور آن اندوه قدیمی، مرا غمگین نخواهد کرد... بگذار مرثیه‌اش را بلند و رسا فریاد بزند… امروز به جای فرار، همین‌جا می‌ایستم. امروز به جای انکار، با هر فکر و احساسی رودررو می‌شوم و عاشقانه به مصافشان می‌روم. در چشمانشان نگاه می‌کنم. و می‌بینم که هر کدام، همچون غباری در گسترۀ ساکن وجودم دور می‌شوند و رنگ می‌بازند… نگاه، نگاه، نگاه معجزه خاموش نویسنده: نازنین عاصم‌پور. @torang_pub www.nashretorang.com

  • 5 февр.56644из nashretorang

    با من بیا! از تغییر نترس! از “دست نکشیدن” دست بکش. “رها نکردن” را رها کن. نچسب! به هیچ باوری نچسب! از خالی شدن نترس! از بی هویت شدن، از بی‌باور شدن نترس. هیچ اتفاقی نمی‌افتد اگر اعتقادی به هیچ درست و غلطی نداشته باشی. هیچ‌چیز از “خویش” تو کم نمی‌شود اگر هر چه‌ را عمری ارزش پنداشتی، رها کنی. از این که نتوانی بگویی کیستی، چیستی و اهل کجایی باکی نداشته باش. از حس گم گشتگیِ بعد از “رها کردن” اصولت هراسان نشو. و از رسوایی و بدنامی بیمی نداشته باش. بیا! همراه من به دنیای بی‌متر و بی‌قیاس بیا. با من به این “خالیِ سرشار” از آزادی قدم بگذار. نترس! چیزی برای از دست دادن نیست. بی‌اعتقادی تو را نمی‌کُشد. بی‌هویت شدن، چیزی از تو کم نمی‌کند. عمل نکردن به درست و غلط‌های ساختۀ ذهن آدمی، بر گوهر وجودت ضرری وارد نمی‌کند. کمی عقب بایست. بی‌عینک نگاه کن. کتاب #معجزه_خاموش منتشر شد نویسنده: نازنین عاصم‌پور. @torang_pub www.nashretorang.com

  • 5 февр.4551из nashretorang

    کتاب #معجزه_خاموش منتشر شد نویسنده: نازنین عاصم‌پور. @torang_pub www.nashretorang.com

  • 5 февр.44151из SilentNA

    ⁨ در سنگینی این روز‌ها که سایه‌ها طولانی‌ترند، «معجزه خاموش» منتشر شد…. شاید که نور کوچکی باشد بر دل‌هایمان… ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ سپاس از امیر معصومی که با صبری بی‌پایان، باور و مهر، معجزه‌ای را از بطن «خاموش»ی‌ام متولد کرد. و سپاس از نشر ترنگ که راه را هموار کرد.

  • 8 нояб.890236из SilentNA

    ⁨ ⁨ امروز، کودکی میانسال، بر درِ خانه‌ی دل محکم کوبید! در را که باز کردم از دیدنش بهت زده شدم: تو..؟ باز هم تو؟ مگر تو هنوز راه خانه دلم را به یاد داری؟ گمان میکردم بعد از این همه سال، بعد از این همه روشنی و غبار روبی از چهره عبوس ذهن، دیگر راهی به دلم پیدا نکنی اینجا چه میکنی؟ .. ناگهان همه جا تاریک شد. آن درد و انقباض قدیمی دوباره با همان جنس و شدت حمله ور شد ترسیدم. و از ترسیدنم سخت ترسیدم! ایستادم نگاه کردم که چگونه به تک تک سلول های بدنم رسوخ میکند درد کشنده‌ی سوگ درد تلخ از دست دادن سنگینی حسرت تلخی آرزوهای از دست رفته سیاهی دوری تلخی خاطره هجر فراق پریشانی از عشقی که قادر به ابراز نیست استیصال عجز بیچارگی بیچارگی بیچارگی ایستادم ترسان اما محکم ایستادم با نگاهم به دنبال یک درخت یا گوشه‌ای از آسمان گشتم تا به سکونش متوسل شوم صورتم خیس اشک بدنم لرزان محکم اما ایستادم: ای درد آشنا! ای مهمان ناخوانده تو همانی! همان دردی، از همان جنس قدیمی با همان حرف ها و ناله های همیشگی با همان زخم همان شلاق اما من خبر نداری که من دیگر آن نازنین سالهای دور نیستم من حالا راه به نور را میشناسم من نگاه کردن را بلد شده‌ام و چگونه بی پروا رقصیدن را خوب میدانم تو هیچ نمیدانی که من تنها با لبخندی، هر هوای دلگیری را روشن و درد هر هجری را به شوق وصال بدل میکنم و با تنها یک «شُکر»، سنگینی حسرت هر آرزوی از دست رفته را از سینه‌ام بر می‌دارم من میرقصم حتی با صورتی خیس از اشک من میخندم حتی با دلی پر از حرفهای نا گفته من عاشقی میکنم بدون حتی کوچکترین نشانی از معشوق مگر نمیدانی که من از هر غمی بزرگ‌ترم؟ من از هر ترسی شجاع‌ترم حال، از سر راه دل کنار برو این دل مدتهاست که جایی برای تاریکی ندارد و جز عشق و شکر و شادی، خوش‌آمدگوی هیچ مهمان ناخوانده ای نیست. نازنین

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • 24 сент. 2025 г.1 13016из handinhand

    با افتخار و قدردانی اعلام می‌کنیم که به یاری شما همراهان نیک‌اندیش، مبلغ ۲۲۱ میلیون تومان کمک مالی جمع‌آوری و به دست ۲۲۱ دانش‌آموز نیازمند در نقاط مختلف کشور برای تهیه لوزام التحریر و پوشاک رسانده شده است. تنها بخشی از تصاویر این مسیر را با شما به اشتراک گذاشته‌ایم، اما تأثیر این حمایت‌ها در زندگی این دانش‌آموزان بسیار فراتر از قاب دوربین است. از اعتماد، همدلی و همراهی ارزشمند شما صمیمانه سپاسگزاریم.

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи