رویای پروانه شدن
Статистика«هیچ دیدگاهی را بدونِ تأمل و تعمق نپذیرید حتی آنچه که اینجا بیان میشود. »در انتشار مطالب امانتدار باشیم https://t.me/Parvanehbiprva1 لینکِ گروه
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 74
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 74
- 1/48двое суток
- 84
- 1/72трое суток
- 91
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
══ 💚 ══ ❥ 🟢 از افســردگــی تــا آرامــش 👈👈 با سـابـلـیـمـیـنــال ❖ SubliMinal•Halekhoob ⚘️⚘️
گلهای تازه شماره55 در مایه #ابوعطا (دو) با نام "ماه مراد" آواز استاد حسین خواجه امیری #ایرج تار استاد #فرهنگ_شریف تنبک استاد #امیرناصر_افتتاح شعر از #حافظ گوینده بانو #آذر_پژوهش صدابردار #ایرج_فهیمی ایرج متر و معیار آواز است. #محمدرضا_شجریان @MasomehAbedini🦋
══ ❤️ ══ ❥ 🛑 دانـش ریڪی • انرژیدرمانـی ◉ Reiki•Knowledge ▪️▪️
فعالیتِ زیاد، بودن نیست يکی از دلايل ناآرامی انسان و شبه تحرک او اين است که فکر میکند هر چه بيشتر عمل کند بيشتر وجود دارد، هويت غنیتری دارد. علت بیقراری، علت تلاش و طفرههای دائمی ما همين احتياج روانی است. ما مثل آدمی هستيم که احساس سرما میکند و بالا و پايين میجهد تا خود را گرم کند. ما در آرام گرفتن احساس سردی روانی میکنيم، احساس میکنيم که وجود نداريم. و اين بالا و پايين پريدن ها را به حساب فعال بودن میگذاريم. غافل از آنکه ما در يک حد عميق و اساسی غير فعاليم. هدف تمام فعاليتهای ما جستجوی چيزهایی است برای "خود". و چون "خود" يک پديده مبتنی بر پندار، بر هوا و حباب است تمام تلاشها و جستجوهای ما عبث و باطل است. بودن در لحظه حال عمل در بی عملی است . @MasomehAbedini🦋
باتلاق کمالگرایی در لباسِ شفای درون؛ وقتی «رشد شخصی» ابزاری برای فرار از خودمان میشود تبِ تندی جامعهی امروز را فرا گرفته است؛ تبِ «بهترین نسخه خود شدن». ما در محاصرهی بیامانِ پادکستها، کتابها و کارگاههایی هستیم که مدام دیکته میکنند روانمان پر از ایراد است و باید بیوقفه روی خودمان کار کنیم. اما گاهی همین مسیرِ به ظاهر درخشانِ آگاهی، در یک چرخشِ پنهان، تبدیل به تاریکترین تلهی روانی میشود: خودسازیِ وسواسگونه. ماجرا از جایی خطرناک میشود که نگاهِ ما به درونمان، شبیه به نگاهِ یک مهندسِ سختگیر به یک ساختمانِ کلنگی و مخروبه میشود. هر روز یک نقص جدید در افکارمان پیدا میکنیم، یک برچسبِ تازهی روانشناختی روی رفتارهایمان میزنیم و به این نتیجه میرسیم که تا زمانی که تمامِ این ترکها را ترمیم نکردهایم، حقِ وارد شدن به یک رابطه، لذت بردن از زندگی یا حتی اشتباه کردن را نداریم. در واقع، ما «رواندرمانی» و «آگاهی» را به یک سلاحِ جدید برای سرکوبِ خودِ واقعیمان تبدیل میکنیم. بیایید یک سناریوی بسیار آشنا را مرور کنیم فرض کنید فردی زمانِ زیادی را صرف شناختِ زخمها و الگوهای رفتاریاش کرده است. او کاملاً میداند که رگههایی از «اضطرابِ رهاشدگی» در روانش وجود دارد. اما وقتی در یک رابطهی عاطفیِ نوپا قرار میگیرد و شریکش چند ساعت دیرتر به پیامِ او پاسخ میدهد، به جای اینکه شجاعانه، آسیبپذیر و با زبانی ساده بگوید «من از این بیخبری کمی نگران شدم»، شروع میکند به تحلیلهای پیچیدهی روانشناختی. او شریکش را به داشتنِ «رفتار اجتنابی» متهم میکند، خودش را در غارِ تحلیلهای بیپایان حبس میکند و ساعتها به کالبدشکافیِ این اتفاق میپردازد. در اینجا، مفاهیمِ عمیقِ روانشناسی دیگر ابزاری برای اتصال و درکِ متقابل نیستند؛ بلکه دیوارهای قطوری شدهاند برای پنهان شدن از یک گفتگوی ساده، واقعی و انسانی. فرد پشتِ اصطلاحاتِ علمی سنگر میگیرد تا با ترسِ اصیلِ خودش روبرو نشود. در این چرخهی فرساینده، آگاهی به جای آنکه رهاییبخش باشد، فلجکننده میشود. ما تبدیل به آدمهایی میشویم که تئوریِ شنا کردن، فیزیکِ آب و آناتومیِ عضلات را به بینقصترین شکلِ ممکن میدانند، اما از ترسِ خیس شدن و احتمالِ خفگی، هرگز پایشان را در آب نمیگذارند. بلوغِ روانی به معنای رسیدن به یک وضعیتِ پاکسازیشده، استریل و بدونِ هیچ گرهِ درونی نیست. شفای واقعی از روزی آغاز میشود که چکشِ «اصلاحِ مداوم» را زمین بگذاریم و با شرمها، نقصها و بخشهای ناشیانهی وجودمان آشتی کنیم. انسانِ سالم، انسانی نیست که هیچ زخمی ندارد یا تمامِ طرحوارههایش را حل کرده است؛ بلکه کسی است که با وجودِ تمامِ زخمهایش، جرات میکند زندگی کند، در رابطهها آسیبپذیر باشد و به جریانِ پیشبینیناپذیرِ هستی اعتماد کند. #آپولو @MasomehAbedini🦋
چون دوستَت میدارم مجبور نیستی آنگونه که روزِ آشناییمان بودی باقی بمانی چون دوستَت میدارم مجبور نیستی خود را مَحدود کنی به تصویری که از تو زنده مانده در من چون دوستت میدارم می توانی در خودت بِبالی چیزهایِ جدیدی کشف کنی در وجودَت می توانی دگرگون شده، بشکُفی، تازه شوی چون دوستَت میدارم می توانی آنچه هستی باقی بمانی و آنچه نیستی شَوی #مارگوت_بیگل @MasomehAbedini🦋
Wu Wei. کنش بدون کنش. قدیمیترین راز تائوئیستی و دشوارترین آنها برای اجرا در عمل. لائو تزو، تائو ته چینگ وو وی اغلب به اشتباه «هیچکاری نکردن» ترجمه میشود. این مفهوم به معنای کنش بدون زور و زحمت و بدون تقلاهای اضافی است. کتاب تائو ته چینگ شیوهای از کنش را توصیف میکند که چنان با جریان طبیعی امور هماهنگ است که نیازی به فشار، مبارزه با جریان آب، و صرف انرژی برای هل دادن موقعیت در مسیری خلاف میل ذاتیاش ندارد. این رویکرد انفعال نیست. رودخانهای که طی قرنها درهای را حفر میکند، منفعل نیست؛ بلکه هرگز انرژی خود را صرف مقاومت در برابر سرشت خویش نمیکند و دقیقاً به همین دلیل است که سرانجام در سنگ نفوذ میکند. ماهیت آب لائو تزو آب را نزدیکترین چیز به خودِ تائو نامید. نرمترین ماده در جهان؛ که هیچچیز نمیتواند در دوام و ماندگاری بر آن پیشی بگیرد. آب هرگز با شکل ظرفی که در آن ریخته میشود به ستیز برنمیخیزد. هرگز با سنگِ سرِ راه خود نمیجنگد، بلکه به سادگی از اطراف آن میگذرد و اگر به اندازه کافی زمان داشته باشد، سنگ را میساید بیآنکه حتی یک بار با خشم به آن ضربه بزند. این همان الگویی است که «وو وی» از انسان میخواهد آن را مطالعه کند: قدرتی که هرگز نیازی به ابراز خویش ندارد، بهطور کامل با شرایط سازگار میشود، و در عین حال، در ژرفای درون، سراپا اصالت و ذات خویش را حفظ میکند. نه تنبلی فرهنگی که بر پایه تقلا و شتابزدگی بنا شده، مفهوم «وو وی» را تقریبا توهینآمیز میداند؛ چرا که شبیه به تسلیم شدن به نظر میرسد. اما حقیقت بسیار به نقطه مقابل آن نزدیکتر است. «وو وی» اغلب با انفعال، اهمالکاری یا صرفا پرهیز کامل از تلاش اشتباه گرفته میشود، و این برداشت نادرست کل معنای آن را تحریف میکند. این مفهوم به معنای کنار گذاشتن آرمانخواهی نیست، بلکه به معنای حذف اصطکاکِ برخاسته از ایگو، اضطراب و زمانبندیهای تحمیلی در مسیر دستیابی به اهداف است. شلوغترین و پرمشغلهترین فرد در یک اتاق، لزوماً کارآمدترین آنها نیست. گاهی مؤثرترین کنش، آن کنشی است که به جای اصرار بر موقعیتی نادرست، یازده ثانیه برای فرا رسیدن لحظه درست صبر میکند. چوبتراشنشده (پو) تائوئیزم نمادی برای حالتی دارد که «وو وی» از دل آن جاری میشود: چوب تراشنشده. سادگیِ پیش از آنکه هرگونه دخالتی اعمال شود. تکهای چوب، پیش از آنکه به شکل خاصی تراشیده شود، در بردارنده تمامی امکاناتی است که یک صنعتگر ممکن است از آن طلب کند. لحظهای که این چوب به یک صندلی تبدیل میشود، دیگر نمیتواند به یک کاسه مبدل گردد. لائو تزو از این تمثیل برای توصیف ذهنی استفاده کرد که هنوز با تقلاهای افراطی، طمع مصنوعی یا تصورات خشک و خودمحورانه مخدوش نشده است؛ ذهنی که هنوز به اندازه کافی انعطافپذیر است تا به جای قالبزدن اجباری هر لحظه در قالبی از پیشتعیینشده، به آنچه واقعا در آن لحظه نیاز است پاسخ دهد. پژواکی مدرن روانشناسی مدرن همین حالت را کشف کرد و نام تازهای بر آن گذاشت: «جریان» (گذر روانی). لحظهای که تفکر از سر راهِ عمل کنار میرود. ورزشکاران، نوازندگان و جراحان، دقیقاً همان کیفیتی را توصیف میکنند که متون تائوئیستی قرنها پیش به آن اشاره میکردند: حالتی که در آن تلاش آگاهانه رنگ میبازد، و جسم یا ذهن در بالاترین سطح عملکرد خود ظاهر میشود؛ دقیقاً به این دلیل که خودِ اضطرابآلود و بیشازحد مراقب، به اندازه کافی آرام گرفته تا اجازه دهد مهارت بدون هیچ مانعی جریان یابد. «وو وی» پدیدهای رمزی و کمیاب نیست که تنها مختص حکیمان باشد. بیشتر مردم طعم آن را چشیدهاند، بدون اینکه حتی واژهای برای توصیف آنچه رخ داده است در اختیار داشته باشند. درگاه عملیِ ورود توجه کنید کجا در حال مبارزه با چیزی هستید که نیازی به جنگیدن ندارد. قرار نیست هر در بستهای به زور گشوده شود. «وو وی» با یک تمرین ساده و تکرارپذیر آغاز میشود: پیش از آنکه فشار بیشتری به یک وضعیت بنبست وارد کنید، مکث کنید و بپرسید آیا خودِ این مقاومت، پیامی واقعی نیست؟ اطلاعاتی درباره زمانبندی، رویکردی نادرست، یا نیازی برآوردهنشده، به جای آنکه صرفاً مانعی باشد که نیازمند زور بازوی بیشتر است. قرار نیست هر مشکلی با تلاش بیشتر حل شود؛ برخی مشکلات با رویکردی متفاوت، یا با این اعتماد حل میشوند که زمانِ موعود هنوز فرا نرسیده است. @MasomehAbedini🦋
افرادى كه اغلب خودِ حقیقیشان هستند و نقابهای دروغین بر چهره ندارند همچنین از بهداشتِ روانى سالمى برخوردارند، معمولاً دایرهی دوستانِ كمترى هم دارند. آنها سخت پسند هستند، مرز بندى های سالم و آگاهانهای دارند و از تنهايى راضى هستند؛ زیرا که به درستی درک نمودهاند که تنهایی خاستگاه نبوغ و خلاقیت است! بدینسان روابط آنها نیز نه رابطهای از روی نیاز و از سرِ خودخواهی و پر شدن خلأهای وابستگیهای نابالغانه است ، بلکه از روی حسنِ نیت و برخواسته از شعوری رشد یافته و سرشار از انسان دوستی خیرخواهانه میباشد . #معصومه_عابدینی🦋 @MasomehAbedini
🪽💙🦋 @MasomehAbedini
عشق بهتنهایی نه تنها مقصد را زیبا میکند بلکه هر قدم را نورانی میسازد؛ پس هیچ دشواریای قادر به خاموشکردن آن نخواهد بود. چون عشق خود هم مقصد و مقصود است... #معصومه_عابدینی 🦋 @MasomehAbedini
ذهن ما چگونه ما را فریب میدهد؟ تا به حال شده بعد از یک موفقیت، با خودت بگویی: «فقط شانس آوردم.» یا وقتی کسی از تو تعریف میکند، فکر کنی: «فقط از روی تعارف گفت.» این دقیقاً یکی از رایجترین خطاهای شناختی است که به آن نادیده گرفتن نکات مثبت (Discounting the Positive) میگویند. در این خطا، ذهن ما اتفاقهای خوب را کوچک میکند، موفقیتها را بیاهمیت میشمارد و نقاط قوتمان را نادیده میگیرد. کمکم چه اتفاقی میافتد؟ ذهن فقط شکستها را به خاطر میسپارد و موفقیتها را از حافظه پاک میکند. در رواندرمانی شناختی رفتاری (CBT) یاد میگیریم همانقدر که به اشتباههایمان توجه میکنیم، موفقیتها و تواناییهایمان را هم ببینیم. دیدن نقاط قوت، به معنی نادیده گرفتن ضعفها نیست؛ بلکه یعنی تصویری کاملتر و منصفانهتر از خودمان داشته باشیم. 🦋 گاهی لازم است لحظهای مکث کنیم و از خودمان بپرسیم: آخرین باری که موفق شدم، آیا واقعاً فقط شانس بود؟ یا سالها تلاش، یادگیری و پشتکار مرا به آن نقطه رسانده است؟ @MasomehAbedini🦋
Yanni – Love Is All
یانی ☘️ Modern Classical World Music
بهتر آن است که برخیزم رنگ را بردارم روی تنهایی خود نقشهٔ مرغی بکشم ! #سهراب_سپهری
انسان دو نوع توجه دارد: توجه بیرونی و توجه درونی. توجه بیرونی به مشاهده دنیای اطراف از طریق حواس مربوط میشود، اما توجه درونی یعنی آگاه شدن از افکار، احساسات، حالات روانی و واکنشهای خود. بیشتر انسانها آنقدر در افکار، نگرانیها و گفتوگوهای ذهنی خود غرق میشوند که نه خود را بهدرستی میبینند و نه جهان اطرافشان را. این همذاتپنداری با افکار و احساسات، باعث میشود زندگی را ناآگاهانه تجربه کنند. مشاهدهٔ خود، به انسان کمک میکند وضعیت درونیاش را بشناسد و حتی با تغییر رفتار و حالت بدن، بر احساسات و حالات روانی خود اثر بگذارد. گرجیف تحول شخصی با آموزه های گرجیف @MasomehAbedini🦋
اگر میخواهی میان زندگی و کارهایت حد وسطی پیدا کنی، این چند کار را امتحان کن: نفسهای آگاهانه بکش تا عجله فروکش کند. هدفهای کوتاهمدت تعیین کن تا انرژیات جهت بگیرد. سخت کار کن ، سخت کار کن اما در این میان گاهبهگاه توقف کوتاهی داشته باش و آنچه کردهای را نیز مرور کن... #معصومه_عابدينی🦋 @MasomehAbedini
🔥 @MasomehAbedini🦋
«خیلیها از من میپرسند: «آیا باید گیاهخوار باشم یا نه؟» «آیا باید رابطه جنسی داشته باشم یا نه؟» «آیا باید چهل دقیقه مراقبه کنم یا نه؟» افرادی که دقیقاً به تعداد دقیقههای مناسب مراقبه میکنند، دقیقاً غذای مناسب میخورند، همه کارها را به طور کامل انجام میدهند، میتوانند در زنجیر طلا، در زنجیر پارسایی و آیین نیز گرفتار شوند. این رهایی نیست. اما در نهایت فرد اعمال معنوی را انجام میدهد، نه از روی اجبار، نه از روی گناه، بلکه به این دلیل که باید انجام دهیم ، زیرا از ما خواسته شده است. ما در مراقبه برای آرام کردن ذهن خود، از جهنم عبور میکنیم، نه به این دلیل که کسی میگوید: «باید ذهنت را آرام کنی»، بلکه به این دلیل که ذهن آشفته ما ، ما را به سمت دیوار سوق میدهد و مانع از ادامه کار ما میشود. ما یاد خواهیم گرفت که چگونه دعا کنیم، کتابهای مقدس بخوانیم و اعمال و مناجاتهای عبادی را انجام دهیم، قلبهایمان را باز کنیم و از مسیح بخواهیم که ما را با عشق پر کند، نه به این دلیل که خوب هستیم، بلکه به این دلیل که با قلبی بسته میدانیم که نمیتوانیم به آنجا برسیم.» به جریان کیهان. رام داس، 📚گندم برای آسیاب رام داسِ عشق 💜