tgindex
نفیسه سادات موسوی

نفیسه سادات موسوی

Статистика
@nsmousavi23Книгиперсидский

نفیسه سادات موسوی شاعر | نویسنده| پژوهشگر کتاب‌ها: ● مجموعه غزل عاشقانه "بی‌نا" ●مجموعه ترانه کودکان "سنگ،کاغذ،موشک" ●گردآوری شعر زنان "چهل‌سال ایستادیم" ●مجموعه غزل عاشقانه "نارَنج" ●مجموعه دوبیتی کودکان "ما سلیمانی‌ها"

Последний пост
2 апр.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
952
+1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 772
21 постов
Вовлечённость
186,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • 1 мар.659152

    بسم الله الرحمن الرحیم مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلاً

  • 1 мар.566102

    انا لله و انا الیه راجعون🏴

  • 25 авг. 2025 г.1 510194из reyhaneh_khamenei_ir

    🖥در آرزوی فراموشی ❤️روایت‌های زنانه از غزه 📝حق داشتند قدیمی‌ها که می‌گفتند آدم سنگ بشود اما مادر نه. آدم مادر که شد دیگر هیچ تصویری از ذهن و جانش پاک نمی‌شود. منِ مادر، هر نمایی از کودکی زخمی یا پیکری کوچک، قلبم را هزار تکه می‌کند. وقتی فیلم وداع پدربزرگ یوسف را دیدم، انگار نفس در سینه‌ام گیر کرد. آن لحظه، دیگر او فقط نوه‌ی مردی در غزه نبود؛ او فرزند همه‌ی ما مادرها بود. یوسف، تنها چهار سال داشت. کودکی که دنیا را هنوز با توپ پلاستیکی و خنده‌های بی‌پایان می‌دید. من در نگاهش محمدحسینم را می‌دیدم، با همان قد و قامت و همان سن و سال که همین دیروز در حیاط خانه دنبال توپش می‌دوید. خنده‌های کودکانه هیچ مرزی نمی‌شناسد، اما بمب‌ها، حتی آن‌ها را هم نشانه گرفتند. وقتی پدربزرگ یوسف خم شد، دست لرزانش را روی تن بی‌جان نوه‌اش گذاشت و گریست، قلبم شکست. آن صحنه برای من فقط یک تصویر نبود؛ بوی خاک سوخته، صدای گریه‌ی مردی شکسته، و آغوشی که برای همیشه خالی مانده بود، همه‌اش را در ذهنم زنده دیدم. تصویر کردم، زندگی کردم. همان لحظه با خودم گفتم: اگر روزی دست‌های کوچک فرزندم، سرد و بی‌حرکت در آغوشم بیفتد چه؟ از من چه باقی می‌ماند؟ این سوال مثل خنجری در سینه‌ام فرورفت. هیچ مادری نمی‌تواند از این تصور بگریزد. برای همین است که غزه برایم فقط نامی در خبرها نیست. غزه همان لرزشی‌ست که هر بار با شنیدن صدای انفجار در دل مادرها می‌افتد. همان دلهره‌ای‌ست که در دل ما هم زنده است وقتی آن‌ها شب‌ها بچه‌هایشان را در آغوش می‌گیرند و دعا می‌کنند صبح فردا همچنان نفس بکشند. پدربزرگ یوسف در آن وداع، تنها نبود. من، و هزاران مادر دیگر، کنار او گریستیم. ما همه با او دفن شدیم. اما در عین حال، صدایش را به جان گرفتیم؛ صدایی که فریاد می‌زند: «کودکان ما حق زندگی دارند.» یوسف دیگر نمی‌خندد، اما خنده‌هایش مثل نوری در کوچه‌های تاریک غزه می‌پیچد. و ما مادرها، هر بار که کودکی پرپر می‌شود، دوباره زخمی می‌شویم، اما باز بلند می‌شویم؛ چون تنها سرمایه‌ی ما همین عشق است. عشقی که هیچ بمبی توان خاموش کردنش را ندارد. 📝نفیسه‌سادات موسوی، رسانه «ریحانه»؛ 💬مجموعه روایت «می‌نویسم تا صدای غزه باشم» 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس | تلگرام رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 🖥 @reyhaneh_khamenei_ir

  • یاد ایام. مرداد ۱۴۰۲ @nsmousavi23

  • گفتند دیگر افتاد گفتم نخواهد افتاد با عشق ایستاده با غم نخواهد افتاد صدها شهید دیگر بر خاک اگر بیفتند بر شانه شهامت یک خم نخواهد افتاد ما ملت قصاصیم کفتارها بدانند! از ترس چشم آن‌ها برهم نخواهد افتاد یک‌یک گلوی ما را خنجر اگر ببُرّد فریادِ قدسِ آزاد از "دم" نخواهد افتاد رفته‌ست حاج‌قاسم اما مقاومت ماند؛ با رفتن شهیدان پرچم نخواهد افتاد #نفیسه_سادات_موسوی @nsmousavi23

  • 4 мая 2025 г.2 0903121из nsmousavi23

    چه گناهی؟ تو مرا تنگ در آغوش بگیر تن تو عین بهشت است، جهنم با من! #نفیسه_سادات_موسوی @nsmousavi23

  • من که بیچاره شدم کاش ولی هیچ دلی گیرِ لحنِ بم مردانهٔ محکم نشود #نفیسه_سادات_موسوی @nsmousavi23

  • با آه خواندمت که خدا را قسم دهم آه ای دعای نیمه‌شب مستجابِ من! #نفیسه_سادات_موسوی @nsmousavi23

  • با اينكه در رويا مرا می‌بوسی، اما برقی كه لعلِ اصل دارد، در بدل نيست #نفیسه‌‌سادات_موسوی @nsmousavi23

  • در کشور آغوشت اگر رهگذری هست هرگز نبَرد کاش ز لبخند تو سوغات #نفیسه‌‌سادات_موسوی @nsmousavi23

  • گفتی ز غم غافل شوم در بازی دنیا غم لحظه‌ای از حال ما غافل نخواهد شد #نفیسه_سادات_موسوی @nsmousavi23

  • آنقدر می‌خواهم تو را با هر بهانه تا کار دستم می‌دهد شور جوانی #نفیسه_سادات_موسوی @nsmousavi23

  • بیهوده شِکوه می‌کنم از دست روزگار دنیا به جز تلاقیِ لبخند و آه نیست #نفیسه_سادات_موسوی @nsmousavi23

  • بی‌خبر رفتی و با در به دری سر کردم حال چشمی نگران خیره به در میخواهی.. #نفیسه_سادات_موسوی @nsmousavi23

  • ما را كه گفته بود پريشان نمی‌كند در گير و دار معركه تنها گذاشته‌ست #نفیسه_سادات_موسوی @nsmousavi23

  • گر چه هر دردی دوایی دارد اما این میان آه از عشقی که جا خوش می‌کند با یک نگاه #نفیسه_سادات_موسوی @nsmousavi23

  • در حیرتم که جزو اصول کدام دین دل کندن از دلی که شکسته، گناه نیست؟ #نفیسه_سادات_موسوی @nsmousavi23

  • در پیچ و تابِ راهِ نفس‌گیر عاشقی هیچ اعتنا به مردمِ کوته نظر، مکن #نفیسه_سادات_موسوی @nsmousavi23

  • با یک ‌بغل بهانه و بی‌هیچ زحمتی از این دلِ شکسته گذشتی به‌راحتی #نفيسه_سادات_موسوی @nsmousavi23