| Obliviate |
Статистика[در تلاش برای تجربه و یافتن معنای زندگی] فاقد محتوای فاخر علاقهمند به ثبت لحظات تبلیغ و تبادل ندارم مرسی که درخواست نمیدید❤️ @Obliviateee_bot
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 17
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Здоровье (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 608
- 1/48двое суток
- 696
- 1/72трое суток
- 751
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
@obliviaatee
برای اولدمانی به نظر رسیدن نیازی نیست شلوار پارچهای کرم رو با شومیز قهوهای ست کنی عزیزم، فقط کافیه اندک داراییهات رو هر سه ثانیه اعلام نکنی
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
بفرما!
یهویی یادم اومد ردیف آخریای کلاسمون توی دبیرستان، چهارتا دوست بودن که همگی مهاجرت کردن. یکیشون ساکن نیویورکه، یکی رفته اتریش، اون یکی آلمانه و آخری هم هلند. کی بود میگفت بچه زرنگا ردیف آخر نمیشینن؟!
https://t.me/obliviaatee/6018 چه جالب😂😂 منم ردیف آخری بودم و مهاجرت کردم، از همون ردیف آخرم مهاجرت کردم(اون پشت به جای گوش دادن به معلم آلمانی میخوندم)
یهویی یادم اومد ردیف آخریای کلاسمون توی دبیرستان، چهارتا دوست بودن که همگی مهاجرت کردن. یکیشون ساکن نیویورکه، یکی رفته اتریش، اون یکی آلمانه و آخری هم هلند. کی بود میگفت بچه زرنگا ردیف آخر نمیشینن؟!
من واقعا برای زندگی کردن ساخته شدهام؛ برای خندیدن، گشتن، تجربه کردن، دوست داشتن و با چیزهای کوچک خوشحال شدن، ولی انگار زندگی مدتیست تصمیم گرفته قبل از هر خوشی چندتا سختی هم سر راهم بگذارد.
دلم یه سفر هیجانانگیز میخواد؛ مثلا بریم قزاقستان.
| از قصهها*- از نیمه گذشته |
سایهی نیکس فضول رو میبینید؟:))
و این کتاب صوتی که خیلی چسبید.
برای همسایهای که اون روز به دادم رسید، توی همون لیوانی که برام شربت آورده بود، تیرامیسو درست کردم.♡
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
به عنوان فردی که به سختی جواب پیام و زنگ میده، حداقل جهت حفظ احترام یه پیام در حد 《سر فرصت پاسخ میدم.》 میفرستم.
توی ارتباطات بینفردی، هیچچیز به اندازهی جواب ندادن به پیام من رو ناراحت نمیکنه. چه جوری روزها میگذره و یادتون میره وسط مکالمه با یک نفر بودید؟!
بخیهها رو کشیدم. حالا ببینم سیستم ریمدلینگ بدنم قراره چه گلی به سرم بزنه!
تفریح جدیدم شده پازل درست کردن. وسط هال پهنش کردم و هر بار که از کنارش رد میشم یه تیکهشو میسازم؛ اول صبح با چشمای نیمهباز و حین نوشیدن قهوه، وسط آشپزی و گوش دادن به کتاب صوتی، حین تماسهای تلفنی طولانی، اون چند دقیقه وقت اضافه قبل از بیرون رفتن، حتی موقع مسواک زدن! کیف میکنم.